هند. 
به قول يکي از حکيمان گفته است: وقتي کسي را ديدي که غيبت ديگران را مي کند تمام سعيت را بکن تا نه تو او را بشناسي و نه او ترا. 
غيبت  ساير عبادت هاي مسلمان را نيز تباه مي کند. روزه داري که از ديگران غيبت مي کند پاداش روزه و ديگر عباداتش را از کف مي دهد. روايت مي شود که در زمان پيامبر  صلى الله عليه و سلم دو زن روزه داشتند و غيبت نيز مي نمودند. پيامبر صلى الله عليه و سلم از اين موضوع مطلع شد به آن دو زن فرمود: (صامتا عما أحل الله، وأفطرتا على ما حرم الله) [احمد] يعني: "روزه گرفتند از آنچه خدا حلال کرده است و به آنچه حرام نموده است شتافتند."، يعني از غذا و نوشيدني دست کشيده و روي به صحبت و گفتگو در مورد آبروي مردم آوردند و خداوند روزه ي شان را نمي پذيرد. 
غيبت مستوجب عذابي شديد و مجازاتي دردناک از جانب خداوند است. رسول خدا صلى الله عليه و سلم مي فرمايد: (لما عُرِجَ بي (أي في رحلة الإسراء) مررتُ بقوم لهم أظفار من نحاس يخْمِشُون (يجرحون) وجوههم وصدورهم، فقلت: مَنْ هؤلاء يا جبريل؟ قال: هؤلاء الذين يأكلون لحوم الناس ويقعون في أعراضهم) [ابوداود] يعني: "چون به معراج برده شدم، از کنار گروهي گذشتم که ناخن هايي مسين داشتند و بدان روي ها و سينه هاي شانرا مي خراشيدند.
گفتم: اي جبرئيل اين ها کيانند؟
فرمود: اينان کساني اند که گوشتهاي مردم را مي خورند و آبروي شان را مي ريزند."
در موارد خاصي اسلام به مسلمانان اجازه داده است تا عيب هاي ديگران را بيان نمايد و در اين موارد اين کار غيبت محسوب نشده و فرد بخاطر آن مجازات نمي گردد. اين موارد به قرار زير مي باشند:
* بردن شکايت نزد قاضي و يا حاکم: مظلوم حق دارد که از کسي که به او ظلم نموده است پيش قاضي و مانند آن شکايت ببرد.
 * ايجاد تغيير در اعمال زشت و ناپسند کسي و برگرداندن فرد گناهکار به سوي مسير درست و صحيح. در اين حالت شخص مي تواند که بگويد: فلان کس چنين و چنان مي کند. تابلکه فرد مذکور سرزنش شده و از کاري که مي کند دست بازدارد. البته در صورتيکه به نصيحت و تندرز کسي گوش فرانمي دهد و پرده پوشي در او تاثير مثبتي ايجاد نمي نمايد. شرط بدون اشکال بودن اين کار در اين است که هدف از آن ايجاد تغيير در کار ناپسند بوده و آوازه و شهرت بخشيدن به نافراني فرد نباشد.
* برحذر داشتن مسلمانان از آسيب و گزند و اندرز دادن به آنان: فرد مسلمان اجازه دارد که برادرش را به دور ماندن از برخي اشخاص، بخاطر صفات و اخلاق ناپسندي که دارند و باعث آسيب و ضرر مي گردد، پند دهد.
* اعلان بي بندوباري و بدعت: چنانچه کسي بطور آشکارا به گناه مبادرت مي ورزد؛ مثلاً شراب مي نوشد و يا حق ديگران را خورده و ستم مي کند، بيان عيب هاي او اشکالي ندارد. شايد که دست از اين اعمال برداشته و بسوي خداوند بازگردد.
* شناسه: اگر شخصي داراي لقب خاصي باشد که مردم او را با همان نام مي شناسند؛ مانند آنکه بگويند: فلان کس نابينا، يا لوچ و ... در اين حالت اگر غرض شناختن فرد باشد بيان آن اشکال ندارد ولي درصورتيکه هدف ناسزاگويي و تحقير فرد باشد جايز نمي باشد. 

در آخر، کلام حسن بصري را بخوانيد که مي گويد: غيبت مگر در سه مورد جايز نيست: فاسقي که بزهکاريش را آشکار مي کند، فرد بدعت گزار، و امام و رئيس زورگو و غيرعادل.
....................
مترجم: مسعود
مصدر: سايت نوار اسلام
IslamTape.Comحکايت مي شود که فرمانده اي در يکي از جنگها شکست خورده و يأس بر او چيره گشته و اميدش را از دست داده بود. به همين دليل سپاهيانش را ترک کرد و به جاي دوري در بيابان رفت و در کنار سنگ بزرگي نشست.
در همين حين، مورچه ي کوچکي را ديد که سعي ميکرد دانه ي گندمي را به لانه اش دربالاي صخره ببرد. وقتي مورچه سعي داشت دانه را با خود به بالاي صخره ببرد، دانه سقوط مي کرد و مورچه براي حمل دوباره ي دانه برمي گشت. هربار دانه مي افتاد و مورچه برمي گشت و بارديگر سعي ميکرد که آنرا بالا ببرد... و اين عمل تکرار مي شد.
فرمانده ي جنگي همچنان ناظر  کوشش بسيار مورچه بود و سعي مداوم او درحمل دانه را دنبال مي کرد تا آنکه بالاخره  مورچه موفق شد دانه را به لانه اش برساند. فرمانده ي شکست خورده، از اين منظره ي عجيب شگفت زده شد و با اميد و اراده ي مصمم از جايش  برخاست و بسوي مردانش بازگشت و آنان را جمع کرد و روحيه ي تهور و دلگرمي را به آنان بازگرداند و آنها را براي مقابله در جنگي ديگر آماده نمود. در اين نبرد فرمانده ي مذکور توانست بر دشمنانش پيروز شود. سلاح اصلي او در اين نبرد، اميد و دوري از ياس و نوميدي بود که آن را از يک مورچه ي کوچک يادگرفته و بکاربسته بود.
پيامبر اکرم صلى الله عليه و سلم داستان مردي را که نود و نه نفر را کشته بود براي يارانش بيان مي کند: مرد خواست که به درگاه خداي تعالي توبه کند. براي اينکار از يک فرد زاهد پرسيد: آيا توبه براي من جايز مي باشد؟ آن عابد جواب داد: خير. مرد برآشفت و او را نيز کشت و با او عدد صد ( صد کشته ) را کامل کرد. بعداز کشتن عابد سرگشتگي و پشيماني او بيشتر گشت. بنابراين ازعالم درستکاري سؤال نمود: آيا مي توانم توبه کنم؟ مرد صالح به او گفت: 
بله، براي تو توبه جايز مي باشد، ولي بايد روستايت را که اهل آن بدکردارند ترک کرده و به روستايي که اهالي آن درستکارند بروي تا با آنان خداوند را عبادت کني. 
مرد از روستايش خارج شد و به سوي روستاي گفته شده عزيمت کرد تا شايد خداوند توبه اش را قبول کند، ولي در راه فوت کرد و به روستاي مذکور نرسيد. آنگاه ملائکه ي رحمت و عذاب فرود آمدند و بينشان اختلاف افتاد که کدامشان روح او را برگيرند. خداوند به آنها وحي کرد که مسافتي را که مرد در آن مرده است اندازه بگيرند. اگر به روستاي صالحان نزديک بود در دفتر ثبت ملائکه ي رحمت نوشته شود و گرنه او نصيب ملائکه ي عذاب مي شود.
سپس خداوند تبارک وتعالي به زمين بين او و روستاي صالحان وحي کرد که نزديک شود و به ديگري امر نمود که دور شود. بنابراين مرد نصيب ملائکه ي رحمت شد و خداوند توبه اش را قبول کرد زيرا او به اميد بخشش و رحمت خداوند متعال و به طمع آمرزش و رحمت پروردگار سبحان هجرت نموده بود. [اين داستان از يک حديث متفق عليه بر گرفته شده است.]

اميد چيست ؟
اميد فراخي قلب در وقت تنگنا و بحران است بگونه اي که انسان هنگام مصيبت منتظر فرج و آساني بوده و اميد انسان را بسوي موفقيت در آنچه پيش از آن در انجامش ناکام بوده است رهنمون گشته و تا نيل به هدف خود دلسرد نشده و از پا نمي نشيند. 

اميد پيامبران:
يکي از بارزترين خصوصيات پيامبران اميد و آرزو در زندگي است که باعث گشته است تا، پيوسته و بدون سستي و دلسرد گشتن، قوم خويش را به سوي خداوند دعوت نمايند. پيامبران با وجود اينکه با دوري و نفرت و رنجش مواجه بودند به هدايت قوم خويش در آينده اميدوار بودند.

اميدواري رسول خدا صلى الله عليه و سلم: 
پيامبر اکرم صلى الله عليه و سلم  براي هدايت و نجات قوم خويش حريص بود.  ايشان صلى الله عليه و سلم هيچ وقت در انجام رسالت خويش نوميد و د