ايش نيز قطع گرديد. شخصي نزد او آمده و ديد درحال سپاس از نعمت هاي خداوند است و مي گويد: سپاس خداي را كه مرا از آنچه ديگران را بدان مبتلا ساخت، رهانيد و مرا بر بسياري از آفريدگانش بمراتب مزيت بخشيد. آن شخص از اين گفته هاي مرد نابيناي بي دست و پا به شگفت آمد و از او پرسيد: تو براي چه خداوند را شكر و سپاس مي گويي؟
مرد پاسخ داد: اي تو! خداي را سپاس مي گويم كه مرا زباني ذاكر، قلبي خاشع و جسمي شكيبا بر مصيبت ها داده است.
تعريف مي كنند كه مردي نزد يكي از علما رفته و از فقر خويش پيش او شكوه كرد. مرد عالم به او گفت: آيا دوست داشتي ده هزار درهم داشته و از نعمت بينايي محروم بودي؟ مرد پاسخ داد: خير. مرد دانشمند گفت: خوش داشتي كه ديوانه بودي و ده هزار درهم ثروتت بود؟ مرد پاسخ داد: خير. دانشمند با پرسيد: آيا خوشنود مي شدي چنانچه دست ها و پاهايت بريده بود و بيست هزار درهم داشتي؟ مرد گفت: خير. مرد عالم گفت: آيا شرم نمي كني كه از سرورت شكوه مي نمايي درحاليكه تو پنجاه هزار درهم به او بدهكار هستي؟
مرد فهميد كه نعمت پروردگار بر او تا جه حد است و همواره سپاس او را گفته و از انچه داشت خوشنود گشته و تا پايان عمر هرگز نزد كس شكايتي نكرد.

شكر چيست؟
شكر همان سزا و پاسخي است در برابر نيكوكاري و احسان، و ستايشي زيباست از آنكه نيكي و احسان در حق فرد انجام داده است.

شكر و سپاسگزاري انبياء:
شكر و سپاسگزاري جزو خصلت هاي هميشگي انبياء خدا -صلوات الله عليهم- بوده، و خداوند متعال درباره ي حضرت ابراهيم -عليه السلام- مي فرمايد: {إن إبراهيم كان أمة قانتًا لله حنيفًا ولم يك من المشركين. شاكرًا لأنعمه اجتباه وهداه إلى صراط مستقيم} [نحل: 120-121] يعني: "به راستى ابراهيم پيشوايى مطيع خدا [و] حق‏گراى بود و از مشركان نبود. [و] نعمتهاى او را شكرگزار بود [خدا] او را برگزيد و به راهى راست هدايتش كرد."
خداوند -عز وجل- حضرت نوح -عليه السلام- را بخاطر آنكه شاكر و سپاسگزار بوده است مورد تعريف و تمجيد قرار داده و مي فرمايد: {ذرية من حملنا مع نوح إنه كان عبدًا شكورًا} [اسراء: 3] يعني: "فرزندان كسانى كه [آنان را در كشتى] با نوح برداشتيم، راستى كه او بنده‏اى سپاسگزار بود."
باز خداوند متعال در قرآن كريم اينگونه از سليمان -عليه السلام- تعريف مي كند: {قال هذا من فضل ربي ليبلوني أأشكر أم أكفر ومن شكر فإنما يشكر لنفسه ومن كفر فإن ربي غني كريم} [نمل: 40] يعني: "... گفت اين از فضل پروردگار من است تا مرا بيازمايد كه آيا سپاسگزارم يا ناسپاسى مى‏كنم و هر كس سپاس گزارد تنها به سود خويش سپاس مى‏گزارد و هر كس ناسپاسى كند بى‏گمان پروردگارم بى‏نياز و كريم است."
رسول خدا صلى الله عليه و سلم در برابر پروردگار خويش بسيار شكرگزار بود، و به ما آموخته است تا پس از هر نماز بگوييم: (اللهم أعنِّي على ذكرك وشكرك وحسن عبادتك)[ابوداود و نسائي] يعني: " خدايا مرا بر ياد و شکر عبادتت بوجهي پسنديده ياري فرما!"
حضرت عايشه -رضي الله عنها- نقل مي كند كه رسول خدا صلى الله عليه و شب را بيدار مي ماند و به نماز براي خداوند متعال مي پرداخت تا آنكه پاهاي شان ورم مي نمود. از او مي پرسيد: چرا اين كار را مي كنيد؟! درحاليكه گناه گذشته و آينده ي شما بخشيده شده است؟ و پيامبر صلى الله عليه و سلم پاسخ مي فرمود: (أفلا أكون عبدًا شَكُورًا) [متفق عليه] يعني: " آيا بنده ي شکرگزاري نباشم؟"

انواع شكر:
انسان مسلمان از هركس كه با او نيكي كرده و يا لطفي در حق او نموده باشد، تشكر مي نمايد.

از جمله انواع شكر:
تشكر و سپاس از خداوند:
فرد مسلمان از پروردگار خويش بخاطر نعمت هاي بي شماري كه به او ارزاني داشته است سپاس گزاري كرده و در برابر نعمت هاي خداوند متعال ناسپاسي و حق ناشناسي پي نمي گيرد. خداوند مي فرمايد: {فاذكروني أذكركم واشكروا لي ولا تكفرون} [البقرة: 152].
ويقول تعالى: {يا أيها الذين آمنوا كلوا من طيبات ما رزقناكم واشكروا لله إن كنتم إياه تعبدون} [بقرة: 172] يعني: " اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد از نعمتهاى پاكيزه‏اى كه روزى شما كرده‏ايم بخوريد و اگر تنها او را مى‏پرستيد خدا را شكر كنيد."

بي شك نعمت هاي خداوند بر انسان قابل شمار و حساب كردن نيست، باري تعالي مي فرمايد: {و إن تعدوا نعمة الله لا تحصوها} [ابراهيم: 34] يعني: "... و اگر نعمت‏خدا را شماره كنيد نمى‏توانيد آن را به شمار درآوريد ..."
خداوند متعال مي فرمايد: {قل هو الذي أنشأكم و جعل لكم السمع و الأبصار و الأفئدة قليلاً ما تشكرون} [ملك: 23] يعني: " بگو اوست آن كس كه شما را پديد آورده و براى شما گوش و ديدگان و دلها آفريده است چه كم سپاسگزاريد."
باز مي فرمايد {و أيدكم بنصره ورزقكم من الطيبات لعلكم تشكرون}
[انفال: 26] يعني: "... و شما را به يارى خود نيرومند گردانيد و از چيزهاى پاك به شما روزى داد باشد كه سپاسگزارى كنيد."
و نيز در قرآن بيان شده است: {و من رحمته جعل لكم الليل و النهار لتسكنوا فيه و لتبتغوا من فضله و لعلكم تشكرون} [قصص: 73] يعني: "و از رحمتش برايتان شب و روز را قرار داد تا در اين [يك] بياراميد و [در آن يك] از فزون‏بخشى او [روزى خود] بجوييد باشد كه سپاس بداريد."
شكر و سپاس از خداوند با اعتراف به نعمت هاي او، و بيان آن، و بكارگيري آن در طاعت پروردگار متعال صورت مي پذيرد. خداوند متعال مي فرمايد: {و أما بنعمة ربك فحدث} [ضحى: 11] يعني: "و از نعمت پروردگار خويش [با مردم] سخن گوى." 
پيامبر خدا صلى الله عليه و سلم فرموده است: (التحدُّث بنعمة الله شكر، و تركها كفر، و من لا يشكر القليل لا يشكر الكثير، و من لا يشكر الناس لا يشكر الله) [بيهقي] يعني:‌"ابراز نعمت خداوند سپاس از اوست و كنار نهادن آن ناسپاسي است. آنكه در برابر اندك شكر نگزارد، در سپاس بسيار را نيز نمي گزارد و كسي كه سپاس مردم را نمي گزارد، سپاس خداي را هم نمي گزارد." و باز رسول خدا صلى الله عليه و سلم فرموده است: (إن الله ليرضى عن العبد أن يأكل الأَكْلَة فيحمده عليها، أو يشرب الشَّربة فيحمده عليها) [مسلم و ترمذي و احمد] يعني:‌" همانا خداوند از بنده اي راضي مي شود که چون لقمه اي بخورد وحق تعالي را بر آن ثنا گويد و چون آب بياشامد، حق تعالي را بر آن ثنا گويد."
و نيز مي فرمايد: (إن الله يحب أن يرى أثر نعمته على عبده) [ابوداود و ترمذي] يعني:‌ " خداوند دوست مي دارد که نشانه ي نعمتش را بر بنده اش ببيند."
عمر بن عبد العزيز درباره ي شكر مي گويد: نعمت ها را به ياد آوريد؛ چرا كه يادآوري آن همان شكر و سپاس آنست.
خرسندي به قضاء و قدر خداوند شكر اوست. پيامبر صلى الله عليه و سلم مي فرمايد: (إذا مات ولد العبد، قال الله لملائكته: قبضتم ولد عبدي؟! فيقولون: نعم. فيقول: قبضتم ثمرة فؤاده؟!
فيقولون: نعم. فيقول: ماذا قال عبدي؟ فيقولون: حمدك واسترجع. فيقول الله: ابنوا لعبدي بيتًا في الجنة، وسمُّوه بيت الحمد) [ترمذي و احمد] يعني: " چون فرزند بنده بميرد، خداوند براي فرشتگانش مي گويد: آيا فرزند بنده ام را قبض نموديد؟
مي گويند: بلي.
پس مي فرمايد: آيا م