ه عليه و سلم شجاع ترين مردمان مي دانستند و صحابه از ايشان درس شجاعت و شهامت مي آموختند. آنان نيز سرمشق هايي شايسته و نمونه هايي بي مثال از جانفشاني و فداکاري بودند.  

شجاعت صحابه:
صحابه رضوان الله عليهم در شجاعت خود ضرب المثل هايي بودند، و از جمله شجاع ترين آنان عمرو بن جموح بود. پسرانش مانع شرکت او در جنگ گشتند، براي اينکه او نمي توانست با پاي لنگش به خوبي راه برود. ولي عمرو بن جموح مي گفت: به خدا قسم که من مي خواهم با همين پاي لنگ به بهشت بروم.    
از پيامبر صلى الله عليه و سلم اجازه خواست تا مبارزه کند و اين اجازه به او داده شد. به سوي ميدان مبارزه شتافت و با شجاعت جنگيد تا آنکه به شهادت در راه خدا نايل شد.  

علي بن ابي طالب:
حضرت علي رضي الله عنه از زمان کودکيش باشجاعت خوگرفته بود. ايشان نمونه اي بسيار خوب براي شجاعت است، هنگامي که هنوز نوجواني بيش نبود، زمان هجرت پيامبر صلي الله عليه و سلم در جايگاه پيامبر صلى الله عليه وسلم خوابيد و خودش را درمعرض شمشيرهاي مشرکان و در خطر مرگ قرارداد تا پيامبر خدا صلي الله عليه و سلم به سلامت به سوي مدينه هجرت نمايند.

عبدالله بن رواحه:
صحابي گرانقدري که در راه خدا جهاد کرد، در جنگ موته حاضر بود، و قبل از اينکه به درجه شهادت نايل شود باخود درباره ي جنگيدن در راه خدا چنين زمزمه مي نمود:
أقسمتُ يا نَـفْسُ لتَنْـزِلِـنَّــهْ
ما لـي أراك تكرهيـن الجنَّــةْ
يا نفـسُ إلا تُقْتَلـِـي تمـوتـي
هـذا حِمامُ الموت قد صَلِيــتِ
وما تمنيـتِ فـقـد أُعْطِيــتِ
إن تفعلي فِعْلَهُمَـا هُـدِيـــتِ

معني شعر:
"قسم خورده ام اي نفس که فرودخواهي آمد بدآنجا
چه شده است که مي بينمت از بهشت بيزاري
اي نفس اگر کشته نگردي تو خود مي ميري
اين جايگه سراي مرگ است و افکنده اي در آن خود را
آري هرآنچه آرزوي تو بوده است ترا داده اند
چون تو همان کني که آن دو بکردند، بدان که رهيدي."

عبدالله تمناي شهادت را داشت و مي خواست تا به دوستش زيد بن حارث بپيوندد. 
جعفر بن ابي طالب يکي از شهيدان موته، بلافاصله وارد ميدان کارزار شد، و در آن نبرد چنان مبارزه کرد که کسي را ياراي مقابله با او نبود و در آخر و به دو دوستش در بهشت ملحق شد. 

خالد بن وليد:
پيامبر صلى الله عليه و سلم بخاطر شجاعت و دلاوري خالد بن وليد در جنگ او را لقب شمشير آخته ي خداوند عطا نمود. وقتي در بستر مرگ قرار داشت، بسيار برايش ناراحت بود از اينکه در ميدان جنگ شهيد نشده است و مي گفت: در جسم من وجبي نيست که ضربه ي شمشير و يا جاي زخم تير و يا نيزه نباشد، در حالي که دارم در بسترم خويش بمانند شتر جان مي دهم، و چشمان ترسوها به خواب نمي رود.  

ابوذر غفاري:
او به خاطر شجاعتش در امر به معروف و نهي از منکر معرف است. از فقراء حمايت کرده و از ثروتمندان مي خواست که صدقه بدهند و زکات اموالشان را در راه کمک به فقيران خرج کنند. همچنين مي گفت: مژده باد کساني را که طلا و نقره گرد مي آورند به داغي که و به وسيله ي آن در روز قيامت پيشاني و پهلوهايشان داغ مي شود.

زنان صحابه:
زنان صحابه به شجاعت و تهور معروف بودند. آنان نيز به همراه مردان مسلمان در جنگ ها شرکت کرده و براي جنگجويان اقدام به آماده ساختن مي کردند. براي سيراب نمودن سربازان آب تهيه مي کردند، مجروحان و بيماران را مداوا و پرستاري مي نمودند. از اين زنان بانو ام عماره نسيبه دختر کعب، بانو ام عطيه انصاري، بانو ام سليم، بانو ليلي غفاري، و ديگران -رضي الله عنهن- شهرت يافتند.
يک بار صحابيه گرانقدر خوله دختر ثعلبه -رضي الله عنها- در مقابل امير المؤمنين عمر بن خطاب -رضي الله عنه- ايستاده و شروع کرد به نصيحت کردن ايشان، و او را موعظه مي داد، حضرت عمر رضي الله عنه مقابلش ايستاده و تکان نمي خورد، و تا پايان به اندرزهاي وي گوش فراداد.

کودکان صحابه: 
بسياري از کودکان صحابه از اينکه نمي توانستند همراه پيامبر صلى الله عليه و سلم در جنگ شرکت داشته باشند دلتنگ مي گشتند. حکايت مي کنند که عمير بن ابي وقاص وقتي که کوچک بود خودش را ميان صف هاي لشکر پنهان کرده بود، تا اينکه پيامبر صلى الله عليه و سلم او را نبيند و به خاطر سن و سال کم او را از نبرد بازندارد. هنگامي که پيامبر صلى الله عليه و سلم از او خواست تا بازگردد، به گريه افتاد. پيامبر صلى الله عليه و سلم نيز به او اجازه داد تا همراه لشگر بماند.  
انواع شجاعت: 
شجاعت موارد بسياري دارد، از جمله:
 شجاعت در امر به معروف و نهي از منکر:
 پيامبر صلى الله عليه و سلم خشمگين نمي شد مگر زمانيکه يکي از حرمت هاي خداوند مورد بي احترامي قرار مي گرفت يا وقتي کسي کرتگب منکر و نافرماني مي گشت. در اين حالت پيامبر صلى الله عليه و سلم فرد به خير و نيکي امر فرموده و از گناه و معصيت نهي مي کرد. صحابه نيز اين رفتار را از پيامبر صلى الله عليه و سلم مي آموختند.
خداوند سبحان به اين نوع شجاعت با متوجه ساختن ما به امر به معروف و نهي از منکر امر نموده و مي فرمايد: {الذين إن مكناهم في الأرض أقاموا الصلاة وآتوا الزكاة وأمروا بالمعروف ونهوا عن المنكر ولله عاقبة الأمور} [حج: 41] يعني: " همان كسانى كه چون در زمين به آنان توانايى دهيم نماز برپا مي دارند و زكات مي دهند و به كارهاى پسنديده وامى‏دارند و از كارهاى ناپسند باز مي دارند و فرجام همه كارها از آن خداست." 

همچنين پروردگار متعال مي فرمايد: {وما كان المؤمنون لينفروا كافة فلولا نفر من كل فرقة منهم طائفة ليتفقهوا في الدين ولينذروا قومهم إذا رجعوا إليهم لعلهم يحذرون} [توبة: 122] يعني: " و شايسته نيست مؤمنان همگى [براى جهاد] كوچ كنند پس چرا از هر فرقه‏اى از آنان دسته‏اى كوچ نمى‏كنند تا [دسته‏اى بمانند و] در دين آگاهى پيدا كنند و قوم خود را وقتى به سوى آنان بازگشتند بيم دهند باشد كه آنان [از كيفر الهى] بترسند."
پيامبر صلى الله عليه و سلم نيز مي فرمايد: (قل الحق، ولو كان مرًّا) [احمد] يعني: "حق را بگو حتي اگر تلخ باشد."
همچنين از آن حضرت صلى الله عليه و سلم نقل شده که فرموده است: (من رأى منكم منكرًا فليغيره بيده، فإن لم يستطع فبلسانه، فإن لم يستطع فبقلبه، وذلك أضعف الإيمان) [مسلم] يعني: " هرگاه کسي از شما کار بدي را ديد بايد آنرا به دست خويش تغيير دهد، اگر نتوانست به زبان خود آنرا منع کند و اگر نتوانست به دل خود آن را بد بداند و اين ضعيف ترين مرحله ي ايمان است."
پيامبر صلى الله عليه و سلم بان مي فرمود که کسي که حاکم را پند داده و با ملايمت و به نرمي او را نصيحت نمايد، اجر و پاداش بسيار عظيمي از جانب پروردگار نصيبش مي شود. پيامبر صلى الله عليه و سلم مي فرمايد: (سيد الشهداء حمزة بن عبد المطلب، ورجل قام إلى إمام جائر، فأمره ونهاه فقتله) [حاكم] يعني: "سيد و سرور شهيدان حمزه فرزند عبدالمطلب است و مردي که در برابر حاکم ستمگر بپاخاسته و او را (به نيکي) امر نموده و (از بدي) نهي کند و در اين را کشته شود."

 شجاعت در طلب علم: 
انسان مسلمان هميشه در جست