><a class="text" href="w:text:309.txt">ترجمه</a></body></html>فصل : و شَرَائِطُ وُجُوبِ الْقِصَاصِ أَرْبَعَةٌ أَنْ يَکُونَ الْقَاتِلُ بَالِغاً عَاقِلاً و أَلاَّ يَکُونَ وَالِداً لِلْمَقْتُولِ و أَلاَّ يَکُونَ الْمَقْتُولُ أَنْقَصَ مِنَ الْقَاتِلِ بِکُفْرٍ أَوْ رِقٍّ و تُقْتَلُ الجَمَاعَةُ بِالْوَاحِدِ وکُلُّ شَخْصَينِ جَرَی الْقِصَاصُ بَينَهُمَا فی النَّفْسِ يَجْرِی بَينَهُمَا فی الأَطْرَافِ و شَرَائِطُ وُجُوبِ الْقِصَاصِ فی الأَطْرَافِ بَعْدَ الشَّرَائِطِ الْمَذْکُورَةِ اثْنَانِ الاشْتِرَاکُ فی الإسْمِ الْخَاصِّ الْيَمِينُ بِالْيَمِينِ و الْيُسْرَی بِالْيُسْرَی و أَلاَّ يَکُونَ بِأَحَدِ الطَّرَفَيْنِ شَلَلٌ وکُلُّ عُضْوٍ أُخِذَ مِنْ مِفْصَلٍ فَفِيهِ الْقِصَاصُ و لاَقِصَاصَ فی الْجُرُوحِ أِلاَّ فی الْمُوَضَّحَةِ.
شروط وجوب قصاص چهار چیز است: (1) قاتل عاقل وبالغ باشد (2) پدر مقتول نباشد (3) مقتول کمتر از قاتل نباشد«بکفر یا بردگی، وممکن است چند نفر اگر در قتل شرکت کرده باشند برای یکنفر کشته شوند. وهر دو نفری که در بین آنان قصاص نفس اجرا شود قصاص اطراف«دست، پا، گوش، چشم و غیره» هم اجرا می شود«اگر مقتول طوری باشد که قاتل را در عوض او نکشد در بریدن اعضا هم این عمل اجرا می شود، اگر جنایتکار دست یک نفر را بریده باشد در عوض آن دست وی را نمیبرند همانطوریکه اگر او را می کشت کشته نمی شود».
شروط وجوب قصاص در اعضاء بعد از شرائطی که گفته شد دو نوع است: 
(1) باید دو عضو مانند یک باشند، در عوض بریدن دست راست دست راست و در عوض دست چپ دست چپ را باید برید (2) دو عضو در درستی و نادرستی چون یک باشند «پس در عوض دست فلج یا پای فلج دست درست یا پای درست را نمی برند» وهر عضویکه در بند قطع شده باشد در آن قصاص است ودر زخمها قصاص نیست مگر در مُوَضَّحه.
شکستن سر و رخسار ده نوع است: (1) حارصه: آن است که کمی پوست را شکافته باشد (2) دامیه: آن است که خون آلوده شده باشد (3) باضعه: آن است که گوشت را قطع کرده باشد (4) مُتَلاحمه: در گوشت فرو رفته باشد (5) سمحاق: رسیدن پوستی که در بین گوشت و استخوان است (6) مُوَضِّحه: آن است که استخوان را از پوست جدا کرده باشد (7) هاشمه: آن است که استخوان را شکسته باشد«جدا شده باشد یا نه» (8) منقله: آن است که استخوان را از جای به جای دیگر تکان داده باشد (9) مَأمومه: آن است که بخریطه دماغ رسیده باشد«سر» (10) دامغه: آن است که خریطه نامبرده را پاره پاره کرده باشد وبه اصل سر رسیده.
فرض های غسل سه چیز است: (1) نیت (2) از بین بردن نجاست ازبدن اگرباشد (3) رسیدن آب به تمام موها وپوست بدن. 
سنت های غسل پنج چیز است: (1) گفتن بسم الله (2) وضو قبل از غسل         (3) مالیدن دست بر بدن (4) موالات(پشت سرهم پی در پی) (5) جلو انداختن راست بر چپ.
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:311.txt">عربي</a><a class="text" href="w:text:312.txt">ترجمه</a></body></html>فصل : و الدِّيَةُ عَلَی ضَرْبَين مُغْلَّظَةٌ و مُخَفَّفَةٌ فَالْمُغَلَّظَظُ مِائَةٌ مِنَ الإبِلِ ثَلاَثُونَ حِقَّةً و ثَلاَثُونَ جَذَعَةً وأَرْبَعُونَ خِلْفَةً فی بُطُونِهَا أَوْلاَدُهَا و الْمُخَفَّفَةُ مِنَ الإبِلِ عِشْرُونَ حِقَّةً وعِشْرُونَ جَذَعَةً وعِشْرُونَ بِنْتَ لَبُونِ وعَشْرُونَ ابْنَ لَبُونٍ وعَشْرُونَ بِنْتَ مَخَاضٍ فإنْ عُدِمَتِ الإبِلُ انْتُقِلَ إلَی قِيْمَتِهَا وقِيْلَ يُنْتَقَلُ إلَی أَلْفِ دِينَارٍ أَوِ اثْنَی عَشَرَ أَلْفَ دِرْهَمٍ وإنْ غُلِّظَتْ زِيْدَ عَلَيْهَا الثُّلُثُ و تُغَلَّظُ دِيَةُ الْخَطَأِ فی ثَلاَثَةِ مَوَاضِعَ  إذَا قَتَلَ فی الْحَرَمِ أَوْ قَتَلَ فی الأَشْهُرِ الْحُرُمِ أَوْ قَتَلَ ذَا رَحِمٍ مَحْرَمٍ وَدِيَةُ الْمَرْأَةِ عَلَی النِّصْفِ مِنْ دِيَةِ الرَّجُلِ و دِيَةُ الْيَهُودِیِّ و النَّصْرَانِیِّ ثُلُثُ دِيَةِ الْمُسْلِمِ وأَمَّا الْمَجُوسِیُّ فَفِيهِ ثُلُثَا عُشْرِ دِيَةِ الْمُسلِمِ و تَکْمُلُ دِيَةُ النَّفْسِ فی قَطْعِ الْيَدَيْنِ و الرِّجْلَيْنِ و الأَنْفِ و الأُذُنَيْنِ و الْعَيْنَيْنِ و الْجُفُونِ الأَرْبَعَةِ و اللِّسَانِ و الشَّفَتَيْنِ و ذَهَابِ الْبَصَرِ و ذَهَابِ السَّمْعِ و ذَهَابِ الشَّمِّ و ذَهَابِ الْعَقْلِ و الذَّکَرِ و الأُنْثَيَينِ وفی الْمُوَضَّحَةِ و السِّنِّ خَمْسٌ مِنَ الإبِلِ وفی کُلِّ عُضْوٍلاَمَنْفَعَةَ فِيهِ حُکُومَةٌ وَدِيَةُ الْعَبْدِ قِيْمَتُهُ وَدِيَةُ الْجَنِينِ الرَّقِيقِ عُشْرُ قِيْمَةِ أُمِّهِ. 
در بیان خون بها: وآن مالی است که بوسیله جنایت نفس یا اعضاء واجب می شود. خون بها دو نوع است: (1) غلیظ (2) خفیف.
خون بهای غلیظ که به سبب کشتن آزاد مرد مسلمان پرداخت می شود یک صد شتر است، که سی نفر از آنها شتر سه ساله وسی نفر شتر چهار ساله و چهل نفر شتر آبستنی می باشد. 
وخون بهای خفیف که به سبب کشتن آزاد مرد مسلمان پرداخت می شود یک صد شتر است، که بیست نفر آنها سه ساله و بیست نفر چهار ساله وبیست نفر سه ساله ماده وبیست نفر سه ساله نر و بیست نفر«بنت مخاص» دو ساله و اگر شتر نباشد قیمت آنها وگفته اند اگر شتر نباشد باید یک هزار دینار، یا دوازده هزار درهم پرداخته شود. واگر در آن تغلیظ شود یک سوم قیمت بر آن اضافه می شود.
خونبها در سه مورد غلیظ است: (1) اگر قتل در حرم باشد (2) در اشهرالحرام واقع شود (3) مقتول خویش مشحرم باشد. خونبهای زن نصف مرد است، وخونبهای یهودی ومسیحی یک سوم خونبهای مسلمان است. وخونبهای آتش پرست یک سوم از یک پنجم خونبهای مسلمان است یا دو سوم از یک دهم. 
وخونبهای بریدن دودست، دوپا، بینی، دوگوش، کرشدن، رفتن نیروی بوئیدنی، بریدن ذکرو بیضتین، در هر یک از اعضای فوق الذکر خونبهای تمام گرفته می شود که یکصد شتر است. خونبهای موضَّحه«جدا کردن استخوان از پوست» ودندان پنج شتر است ودر ازاله عضوی که در آن سودی نباشد مانند دست فلج، انگشت فلج وغیره، در این اعضاء چون در قرآن نصّی وارد نشده است باید برای اخذ خونبهای آنها حکم واهل خبره را قاضی نمود که بقضاوت آنان در صورتیکه آن شخص برده باشد با وجود آن دست فلج قیمت وی چند است. واگر قطع شود چقدر از قیمت وی کاسته می شود، بهمان میزان خون بهاء گرفته می شود. خونبهای برده عبارت است از قیمت وی گرچه از خونبهای آزاد مرد بیشتر باشد، وخونبهای بچه برده یک دهم قیمت مادرش می باشد.


<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:314.txt">عربي</a><a class="text" href="w:text:315.txt">ترجمه</a></body></html>فصل : وإذَا اقْتَرَنَ بِدَعوَی الدَّمِ لَوْثٌ يَقَعُ بِهِ فی النَّفْسِ صِدْقُ الْمُدَّعِی حَلَفَ الْمُدَّعِی خَمْسِينَ يَمِيناً و اسْتَحَقَّ الدِّيَةَ وإِنْ لَمْ يَکُنْ هَنَاکَ لَوْثٌ فَالْيَمِينُ عَلَی الْمُدَّعِی عَلَيهِ وعَلَی قَاتِلِ النَّفْسِ الْمُحَرَّمَةِ کَفَّارَةٌ عِتْقُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ سَلِيمَةٍ مِنَ الْعُيُوبِ الْمُضِرَّةِ فإنْ لَمْ يَج