اجرا نیست زیرا حتی یكی آیه مورد استناد شیعه را نمی توان به خودی خود و از روی ظاهر آیه معنی كرد بلكه حتما باید با كمك روایات تاریخی منظور خداوند متعال را فهمید و این بر خلاف دهها آیه دیگر است كه قرآن را تفصیل، فرقان، وسیله ای برای اتحاد و جدایی حق از باطل، مبین، روشن، حق و... معرفی كرده است! برای نمونه به آیات زیر كه به طور مكرر توسط شیعه مورد استناد قرار می گیرد دقت كنید نه باید به سیاق آیات قبل و بعد توجه داشته باشیم و حتما هم باید یك روایت تاریخی منظور خداوند متعال را توضیح دهد. تازه بعد از همه اینها مشكلات صرف و نحوی و... در بیان معنی برخی از كلمات نیز پیش می آید كه باید رجوع به استثنائات قواعد عربی كرد!: 
-	آیة ولایت: [إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللهُ وَرَسُولُهُ] {المائدة:55}  (سیاق آیات قبلی و بعدی درباره این است كه مسلمین نباید افراد سایر ادیان را دوست ـ ولی ـ خود بگیرند و صحبت از ولایت به معنای خلافت و حكومت نیست) 
-	آیة  تطهير:[إِنَّمَا يُرِيدُ اللهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ البَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا] {الأحزاب:33} (كه طبق نظر شیعه نباید سیاق آیات قبلی و بعدی را در نظر گرفت زیرا سخن از زنان پیامبر اكرم است!) 
-	آیه خمس (سیاق درباره جنگ بدر است پس خمس به غنیمت تعلق می گیرد و نه به سود و منفعت مال) 
-	آیة اكمال و ابلاغ (نباید سیاق آیات قبلی و بعدی را در نظر بگیریم) 
-	آیه:[أَطِيعُوا اللهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الأَمْرِ مِنْكُمْ] {النساء:59} نباید به جمله فان [فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ] توجه كنید مگر می‌شود با امام منصوص منازعه كرد و تازه چرا باید امر را به كتاب خدا رد كنیم؟ مگر امام  قرآن ناطق نیست؟) 
جالب است كه حتی یكی از آیات مورد استناد شیعه با توجه به آیات قبل و بعد به نفع شیعه قابل استناد نیست!
•	وقتی سخن از لزوم تقلید می‌شود علماء نظر می دهند كه همانطور كه در هر رشته ای باید به كارشناس آن رشته رجوع كرد، در مورد مسائل فقهی نیز باید از مجتهد جامع الشرایط تقلید كرد. اگر این استدلال را قبول كنیم چرا برخی از سخنرانان و مداحان بدون هیچ تخصص تاریخی، جامعه شناسی و...  بالای بلند گو رفته و سخن پراكنی می كنند و بدتر از آن نویسندگانی كه بدون مطالعات جامعه شناسی، قوم شناسی، تاریخی و... كتاب می‌نویسند. اگر كسی در امور دینی از مراجع مربوطه تقلید نكند ضررش فقط متوجه خود او می‌شود (آن هم مسائلی كه جنبه اجتماعی و سرنوشت ساز ندارد مانند: شیوه وضو گرفتن، نماز مسافر و...) ولی سخنانی كه ایجاد تفرقه كرده و سراسر دروغ و بهتان است آیا نباید كارشناسانه باشد؟ و كدام یك از این دو مهمتر است؟ و چرا برخی علماء در تمام شئونات كشوری و لشكری و قانونگذاری و... دخالت كرده و حتی نظرات خود را به مرحله عمل می‌رسانند. در كل، علت این برخوردهای متضاد و دوگانه آیا ریشه در احساسی بودن و تعصب ندارد؟ و آیا به قول پیامبر اكرم صلی الله عليه وسلم ، جایگاه هر تعصبی در آتش نیست؟
------------------------------------------------------------------------------------------
1) مجددا متذكر مي شوم منظور من شيعه شاه عباسي است .
2) به زودي با دليل و مدرك به شما ثابت مي كنم كه چهار پيشواي اهل سنت جزو عاشقان واقعي اهل بيت بوده اند و در اين راه متحمل شكنجه هاي فراواني نيز شده اند . براي نمونه اين يك دليل را داشته باشيد كه  شافعي مي گويد من نمازي كه در آن صلوات بر آل محمد نباشد را باطل مي دانم !!! 
3) البته به اين كتابها نيز اعتقادي ندارند و مثلا هر جا ستايشي از عمر و حضرت ابوبكر رضي الله عنه از بان امامن شده است را حمل بر تقيه كرده اند ! 
4) اين نكته حتي يك استثناء هم ندارد ! يعني حتي يك آيه هم در قرآن وجود ندارد كه شيعه بتواند با توجه به آيات قبلي و بعدي آنرا به نفع خو بكار بگيرد.
5) موقوفي بودن آيات قرآن يعني اينكه ترتيب آيات قرآن به همين نحوي كه هم اكنون در دست ماست توسط پيامبر اكرم تعيين و مشخص شده است . 
6) البته خرد و خراب كردن يك چيزي كار بچه هاي خردسال است و سرهم كردن و ساختن يك چيز كار جوانان با استعداد ! 
7) البته در اين مورد حتي اصول قياس نيز رعايت نشده است زيرا در اينكه بايد وضو گرفت و در وجوب وضو هيچ اختلافي بين مسلمانها نيست بلكه در شيوة وضو گرفتن اختلاف است ولي در مورد اصل جانشيني نبي اكرم اختلاف اساسي وجود دارد . 
8) استدلال شيعه اين است كه خداوند از باب تكريم ، خطاب را به صورت جمع آورده است . البته در مقام هدايت ديگران و از قرآني كه خودش را واضح و مفصل و نور و وسيله هدايت و . . . معرفي كرده است بسيار بعيد است اين چنين مبهم و گنگ سخن بگويد . 
9) نگاهي به كتاب الغدير نوشته علامه اميني بيندازيد . 
10) البته تمامي اين موارد زاده اوهام و خيالات تاريخ نويسان و مداحان است .
11) البه بعضي كه از ريشه منكر اين قضيه حتمي شده و مي گويند ام كلثوم دختر حضرت ابوبكر رضي الله عنه بوده است . 
12) نعوذ بالله ، يعني پيامبر و حضرت علي در ساير موارد به دلخواه و ميل خود عمل مي كرده اند. و در برخي موارد ديگر به اذن خداوند . 
13) البته با عنايت به اينكه بنا به عقيده شيعه اين انصار بودند كه ابتدا در سقيفه جمع شدند و سنگ اول انحراف را گذاشتند و بعد هم با حضرت ابوبكر رضي الله عنه بيعت كردند پس آنها نيز از شمول اين آيات خارج مي شوند و تنها كساني كه مشمول اين آيه مي شوند عمار و سلمان فارسي هستند . 
14) جالب است كه ما ايراني ها مسائلي را مي فهميم كه خود اعراب در 1400 سال پيش نفهميدند و تازه دختر آنها را گرفته به آنها دختر داده اجازه داده اند كه زمين مسجد را بخرند و در راه اسلام پول خرج كنند و . . .  ما می دانیم كه برای مطالعه هر كدام از این رشته ها باید سالها وقت صرف كرد و كتب دانشمندان مربوطه را مطالعه نمود و در كلاس درس حاضر شد. كار تحقیقی و تجربی كرد و با این حال باز هم می بینیم كه یك قاضی با طی همه این مراحل در برخی مواقع مرتكب اشتباه می‌شود. اكنون جالب است وقتی می‌بینیم كه محقق (در ظاهر شیعه) پیرامون عمر و ابوبكر كه متعلق به فرهنگی دیگر و جامعه ای دیگر و 14 قرن پیش هستند بر اساس متون در هم تاریخی، روانشناسی می‌كند(1) ، قاضی می‌شود و اظهار نظر می فرماید كه آنها مثلاً: ترسو و منافق بودند.(2)    و در نهایت،آنها را روانه دوزخ می‌كند.!!! 
---------------------------------------------------------------------------------
1) اين هم مي تواند به نوبه خود يك شاخه جديد در علوم امروزي باشد : روانشناسي بر اساس متون تاريخي !!!
2) شايد يكي از مصاديق آيه : [وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ. . .] {الإسراء:36} همين مورد باشد.-	برخی از افراد معتقدند كه فهم آیات قرآن فقط از طریق افرادی خاص امكان پذیر است. در صورتی كه این مربوط به آیات احكام و موضوعات فقهی است و همچنین آیات متشابهات. ولی درباره بقیه موارد هر كسی می‌تواند از قرآن درس بگیرد، مویداین مطلب آنكه: بیشتر خطابها در قرآن یا ایها الناس، یا قوم و... است ونه یا ایها الامام و یا ایها الروحان