بهاي آيات مكي بيشتر با كلمات كافرون، مشركين، مكذبين و... است ولي خطاب آيات مدني بيشتر با كلمات منافقون است. اكنون به انتهاي آيه ابلاغ نگاه كنيد: (ان الله لا يهدي القوم الكافرين): خدا گروه كافران را هدايت نمي كند. در جمع 120 هزار نفري غدير، حتي يك نفر كافر هم حضور نداشته است! مي‌دانيم مردم در آن لحظه از چند حالت خارج نبوده اند:  مومنين ـ تازه مسلمان ها ـ منافقين (با تعداد اندك و نيروي تضعيف شده بدون رهبر) و‌ فاسقين. اكنون منظور از كافرين در اين آيه چه كساني هستند؟ ممكن است پاسخ دهيد هر كس ولايت علي (ع) را قبول نكند كافر است ولي اين سخن، مصادره به مطلوب است زيرا همه مجادله هاي بر سر معني همين آيه است و هنوز كسي نتوانسته اصل موضوع را ثابت كند.  ضمن اينكه كافرين، طبق صريح آيات قرآن، نجس هستند چطور حضرت علي (ع) دختر خودش را به آنها داده (ازدواج حضرت عمر رضي الله عنه با ام كلثوم) و مرتب با آنها نشست و برخاست مي كرده و حتي پشت سرشان نماز مي‌خوانده است؟
5.	 در رابطه با دو آية ابلاغ و اكمال (در سوره مائده) برخي از محققين شيعه معتقدند مفاد اين دو آيه با آيات قبل و بعد مطابق و منطبق نبوده و اين نكته را يكي از دلايل اثبات سخن خود مي‌دانند و به نحو غيرمستقيم، معتقدند اين آيات جا به جا شده، ولي ابن عباس مي گويد: خداوند همه قرآن را به ترتيبي كه هم اكنون در دست مسلمين است در شب قدر بر آسمان دنيا نازل نمود. پس از آن به تدريج بر حسب احتياج بر پيامبرصلی الله عليه وسلم نازل گرديد و هر كس چنين پندارد كه در هنگام جمع آوري قرآن چيزي از آن افتاده يا با مشورت و راي كسي، سوره ها به هم پيوسته و منظم شده است پس بر خدا دروغ بزرگي بسته است.(3) 
6.	برخي از جدليون شيعه استدلال مي كنند مگر  مي شود پيامبر اكرم امر به اين مهمي را به سكوت برگزار كرده باشد؟ و امت را بدون سرپرست رها كرده باشد؟ با وجود خطرات موجود؟ و چگونه است كه ابوبكر جانشين انتخاب كرد ولي پيامبر نكرد؟  ولي ما مي دانيم   پيامبر اكرم صلی الله عليه وسلم هيچگاه از جانب خود سخني نمي گفته و هر چه  مي گفته مستقيم يا غير مستقيم به اشاره وحي بوده و مسلماً خداوند كه علام الغيوب است  مي دانسته كه با انتخاب ابوبكر و پس از آن عمر نه تنها اسلام در شبه جزيره تثبيت مي شود بلكه دو ابرقدرت آن زمان نيز به زانو در  مي آيند.همانطور كه در قرآن بر حفظ و نگهداري قرآن تاكيد مي فرمايد. پس نگراني از ديد شما معنا دارد و با نگاه شما بوجود آمده و نه از ديد خداوند!
7.	 قبل از طرح سئوال بعدي لازم است كه چند دليل از برتري قرآن نسبت به امام آورده شود:
-	قرآن،‌كلام خدا و كاملا آسماني است برخلاف امام كه لااقل، جسمي زميني دارد.
-	پيامبرصلی الله عليه وسلم در آن حديث معروف ابتدا مي فرمايد: كتاب الله و بعد مي فرمايد: عترتي يا سنتي. 
-	در هدايت و اصل و مرجع بودن قرآن هيچ اختلاف اساسي بين هيچ يك از فرق مسلمين وجود ندارد. 
-	قرآن، قابليت نشر و نسخه برداري و در دسترس همه قرار گرفتن را دارد.
-	قرآن، جاويدان و ابدي تا قيام قيامت است. 
-	سخنان امام و حتي پيامبرصلی الله عليه وسلم كه به ما رسيده چنانچه با قرآن مطابقت نداشته باشد فاقد ارزش است. 
-	قرآن توسط اكثر قريب به اتفاق فرق اسلامي و حتي برخي دانشمندان غربي مورد تاييد قرار گرفته است.
-	 حتي وجود امام، براي تفسير و توضيح قرآن است.
با اين مقدمه اين سئوال مطرح مي شود: پيامبر مانند عدم تعيين جانشين، امر به اين مهمي را نيز به سكوت برگزار كرد. يعني جمع آوري قرآن را!!! با عنايت به اينكه اگر اكنون، قرآن حاضر به ترتيب شان نزول وجود داشت و پيامبرصلی الله عليه وسلم آنرا جمع آوري کرده بود بسياري از اختلافات ميان شيعه و سني پيش نمي آمد (به خصوص در زمينه دو آيه تبليغ و اكمال) ضمن اينكه: تمامي آيات ناسخ و منسوخ، مشخص و واضح بود. به جز اينها اين مورد را بايد اضافه كنيم كه ممكن بود آياتي كه توسط مردم، حفظ مي شد از خاطره‌ها برود يا چيزي به آن اضافه و يا از آن كم شود. (من كتب قر و من حفظ فر) پس چرا امر بدين مهمي را پيامبر به سكوت برگزار كرد و پس از آن، طي اصرار حضرت عمر به حضرت ابوبكر، قرآن جمع آوري شد.(حتي ابوبكر شك داشته و به عمر مي گويد: اگر اينكار لازم بود پيامبر آنرا انجام داده بود!‌) ممكن است پاسخ دهيد خداوند، خودش در قرآن، وعده حفظ آنرا داده است و براي همين پيامبر آنرا جمع آوري نكرد ولي: 
-	پس چرا عمر و ابوبكر جمع آوري كردند؟ـ با عرض شرمندگي ـ يعني خداوند وعدة حفظ آنرا به دست  عمر داده بود؟
-	مگر پيامبرصلی الله عليه وسلم به آن ساربان نگفت: با توكل زانوي شتر را ببند؟ 
-	اگر امام و قرآن، لازم و ملزوم يكديگرند آيا تعجب آور نيست كه خداوند يكي را حفظ كند و ديگري را نه؟ (به اين معنا كه: تحريفي در دين صورت نگرفته و امام علي به حاشيه نرفته است. لااقل از نظر جايگاه ديني و نه از نظر جايگاه سياسي) 
-	اگر خداوند وعدة حفظ قرآن را داده، چرا پيامبرصلی الله عليه وسلم، كاتب وحي داشته است؟ 
-	و در انتها: اگر قرآن در آن‌ زمان توسط حضرت ابوبكر(رض) و حضرت عمر(رض) و حضرت عثمان(رض) گردآوري نشده بود آيا قرآن فعلي كه در دست ماست مانند ساير كتب آسماني خالي از تحريف بود؟ 
علت عدم جمع آوري قرآن توسط پيامبر اكرم دقيقاً همان پاسخي را دارد كه در زمينه عدم تعيين جانشين داده مي شود: پيامبرصلي لله عليه و سلم (بر خلاف ساير انسانها) امور مهم و اساسي را يا به اشاره خداوند انجام مي داده و يا به مشورت مي گذاشته و کمتر راساً تصميم گيري مي كرده تصميمات او يا به اشاره وحي بوده يا با مشورت با اصحاب. و از آنجا كه خداوند در زمينه جمع آوري قرآن و انتخاب جانشين دستوري صادر نكرده پيامبرصلی الله عليه وسلم نيز آنرا به سكوت برگزار كرده است.(اين دو كار به آن اندازه مهم بودند  كه در كنار 6660 آيه که از سگ اصحاب کهف تا پشه و مورچه در آن آمده و حتي خدا فرموده هيچ تر و خشکي رادر اين کتاب فرگذار نکرديم. يك آيه نيز به اين دو مورد اختصاص داده شود. البته شايد اين امتحان و آزمايشي براي شيعه باشد كه آخرت خود را بر سر آن بر باد دهد!!!‌) (حتي در خصوص کتابت و ثبت احاديث نيز آيه اي و حتي حديثي وجود ندارد که به عمر اعتراض مي کنند که چرا احاديث را سوزاند!) 
8.	(پرسش بسيار كليدي و اساسي) چرا در مدينه حتي يك نفر از طرفدران حضرت علي (ع)كه بنا به قول سيد شرف‌الدين در الفصول المهمه،250 نفر از اصحاب بوده اند (مانند: عمار، ابوذر، سلمان، ‌مقداد، زبير، ‌فضل بن عباس، بلال،خالد بن سعيد، براء بن عازب، ابي بن كعب، ابان، قيس بن سعد بن عباده و حتي ابوسفيان ) هيچ اشاره اي به واقعة غدير نمي‌كنند‌؟ (با اينكه فقط 2 ماه از اين واقعة مهم گذشته و با عنايت به اينكه حتي دو كلمه فارسي يك نفر عجم مانند سلمان فارسي كه گفت: كرديد و نكرديد در تاريخ ثبت شده است‌)(4)   البته ممكن است اين ايراد بچه گانه و ساده لوحانه وارد شود كه: به واقعة غدير اشاره شده ولي مورخين از ترس حكو