دن تمام شبه جزيره، پيامبر در ابلاغ يك آيه بايد از چه قدرتي واهمه داشته باشد؟ (با اين همه نيروي فداكار و جانباز) ضمن اينكه:
-	پيامبرصلی الله عليه وسلم در تخريب مسجد ضرار از چه كسي واهمه كردند. با اينكه منافقان حاضر از اهل مدينه بوده و مورد تخريب نيز، مسجد بوده است. 
-	پيامبرصلی الله عليه وسلم در مكه و در محيطي كه حتي يك ياور هم نداشتند از چه كسي واهمه كردند‌؟
-	پيامبرصلی الله عليه وسلم در جنگ بدر كه تعداد نيروها 3 به 1 بود آيا ترسيدند؟
-	پيامبرصلی الله عليه وسلم در ابلاغ سورة برائت (كه توسط حضرت علي انجام شد) از چه كسي واهمه كردند؟ (زيرا در اين سوره سخن از وجوب كشتن مشركان است در هر جا كه يافت شوند و عدم ورود آنها به مكه و... است) 
آيا با مجموع اين شواهد، به اين نتيجه نمي رسيم كه اين آيه، مربوط به الزام پيامبر از ناحيه خداوند به دعوت آشكار اسلام بوده است  (پس از 3 سال دعوت مخفيانه در مكه‌) كه مشاهده مي كنيم نگراني پيامبرصلی الله عليه وسلم به جا بوده و آزار و اذيت قريش دقيقاً از همين زمان شدت مي گيرد.
2-	در انتهاي آيه آمده: [إِنَّ اللهَ لَا يَهْدِي القَوْمَ الكَافِرِينَ]. {المائدة:67} آيا در روز غدير، كافري در شبه جزيره عربستان و يا در اجتماع 120 هزار نفري مسلمانان آنروز وجود داشته است؟ زيرا ابلاغ، بايد به همان افراد حاضر در همان زمان صورت مي گرفته است. و اگر بگوييد هر كه مخالف ولايت علي(ع) باشد كافر است اين مصادره به مطلب است زيرا تمام دعواها بر سر همين قضيه است كه منظور پيامبر چه بوده؟ و آيا شان نزول اين آيه در ارتباط با خلافت حضرت علي (ع) است يا نه؟(56) 
3-	پادشاهان ايران و انگليس و پاپها در قرون وسطي و بسياري ديگر از حكام در طول تاريخ، ‌خودشان را سايه خدا و يا دست خدا و يا جانشين و نماينده خدا بر روي زمين دانسته و يا حكومت را وديعه اي الهي (و از همين قبيل كلمات‌) دانسته و با همين دستاويز، مرتكب جنايات بيشمار شده و مخالفان را براحتي از دم تيغ گذرانده اند. حال اگر به واقعة غدير جنبة الهي بدهيم (يا پيامبر اينكار را مي كرد) آيا پايه گذار چنين طرز تفكر خطرناكي در جامعه اسلامي نمي شديم؟ (‌نه در رابطه با حكومت حضرت علي(ع‌) بلكه در رابطه با حكامي كه پس از امام زمان و فقط 2 قرن بعد تا قيام قيامت خواهند آمد... گرچه به احتمال قريب به يقين، منظور پيامبر چيز ديگري بوده كه افراد حاضر نيز متوجه منظور ايشان شده اند و فقط با همين نظر مي‌توان به تمام شبهات فوق پاسخ داد)
4-	پيامبرصلی الله عليه وسلم اگر درس‌خوانده بود مي گفتند: قرآن را از پيش خود گفته. اگر در مراكز علمي و شهرهاي مطرح دنيا متولد شده بود مي گفتند: تحت تاثير ساير اديان و مكاتب فلسفي قرار گرفته. اگر پس از قدرت در مدينه براي خود كاخ و حرمسرا مي ساخت، مي گفتند: هدفش دنيا و مطامع مادي بوده. اگر پس از فتح مكه، دشمنان را قتل عام مي كرد مي گفتند: هدفش انتقام بوده. و اگر كسي از نزديكان خود را جهت جانشيني معرفي مي كرد آيا نمي گفتند: تمام هدفش موروثي كردن پادشاهي در خاندان بني هاشم بوده است؟ آري به همين دليل، پيامبر اكرم در طول دوران نبوت خود هيچگاه سخن يا عملي را انجام نداد كه هدف و نيت پاكش را زير سئوال ببرد. و دقيقا به همين علت، وقتي پس از فتح مكه حضرت علي‌ به ايشان مي فرمايند: " پرده داري كعبه و سقايت حجاج را به دست ما بسپار " پيامبرصلی الله عليه وسلم از انجام اين كار خودداري مي كنند و كليد ها را به صاحب قبلي كه تازه مسلمان شده بود پس مي دهند.(57)   و شايد به همين دليل وقتي ابن‌عباس چند روز پيش از رحلت پيامبرصلی الله عليه وسلم به حضرت علي(ع) مي‌گويد برويم و از پيامبر دربارة جانشين او سئوال كنيم حضرت علي (ع) مي فرمايد: نه اگر ما را منع كنند براي ما در اين امر حقي نخواهد بود.
5-	چنانچه بيعت با حضرت علي(ع) بيعت خلافت بوده است چرا ما قبل از بيعت غدير در هيچ كجا بيعت شكني (حتي از كفار) در اين سطح (120 هزار نفر) مشاهده نكرده ايم؟ چگونه 120 هزار نفر فقط حدود 2 ماه بعد پيمان شكني كردند؟(58) 
 ممكن است اين شبهه ايجاد شود كه مردم در زمان حضرت عثمان رضي الله عنه نيز بيعت شكني كردند ولي:
-	زمان حضرت عثمان رضي الله عنه 25 سال بعد بوده و مسلماً مردم در گذر زمان تغيير كرده بودند.
-	كساني كه بيعت خود را با حضرت عثمان رضي الله عنه شكستند و عليه او شورش كرده و او را كشتند مردم مدينه نبودند بلكه اراذل و اوباش شهرهاي بصره و كوفه و اهالي مصر بودند.
-	حتي همين افراد، قصد بيعت شكني نداشتند بلكه به عنوان اعتراض از ستم واليان در آن مكان، جمع شده بودند و حضرت عثمان رضي الله عنه به دست برخي افراد ناشناس به قتل رسيد در حاليكه قصد اكثريت اين نبوده است.
-	حتي اگر اين عمل را بيعت شكني بدانيم، توسط برخي افراد صورت گرفت ولي در سقيفه طبق استدلال برادران شيعه من 120 هزار نفر بيعت شكني كردند.
-	شورش يا اعتراض عليه حضرت عثمان رضي الله عنه با هماهنگي قبلي كه توسط افرادي مانند مالك و محمد ابن ابوبكر  و عمار ياسر و طلحه و زبير و... بود صورت گرفت. ولي در بيعت شكني غدير (اگر بيعت حكومت بوده باشد) هماهنگي قبلي به چشم نمي‌خورد.
-	شورش عليه حضرت عثمان رضي الله عنه دليل داشته ولي علت بيعت شكني غدير، چه بوده است؟ 
-	بيعت با حضرت عثمان رضي الله عنه فقط پشتوانه مردمي داشته ولي بيعت با حضرت علي (البته به زعم و خيالات شيعه) پشتوانه الهي و رسول خدا و جميع اصحاب را داشته است. پس جاي مقايسه نيست چون تشابهي در كار نيست.
33.	چرا در وجوب هيچيك از اصول و حتي فروع دين بين شيعه و سني اختلاف نيست مگر همين يك‌مورد؟(59) 
34.	عالم شيعي، امامت را بالاتر از نبوت مي داند آيا اعتقاد به وجود نص در اين زمينه، با اصل خاتميت، تعارض ندارد؟(60) 
35.	كدام يك از پيامبران براي پس از خود جانشين تعيين كرده اند؟ (البته جانشين به معناي خلافت و حكومت و نه وصي يا رهبري معنوي يا قضاوت، نبرد، فرمانده سپاه و...) 
36.	چنانچه كسي براي پس از خود جانشين تعيين كند تفاوت آن شخص با تمام پادشاهان تاريخ كه صفت مشخصه آنها تعيين جانشين بوده در چه خواهد بود؟(61)  
37.	برخي محققين شيعه معتقدند وجود دو ضلع خطرناك امپراطوريهاي ايران و روم و نوپا بودن اسلام ايجاب مي كرده است كه پيامبرصلی الله عليه وسلم براي خود جانشيني معرفي كنند و مساله را در سكوت برگزار نكنند. ولي چرا محققين ما هميشه به شرايط قبل از اتفاقات نگاه مي كنند؟ مگر ابوبكر(به اعتراف تمام محققين غربي، سني و شيعه بي طرف)  شورش اهل رده را با قاطعيت سركوب نكرد؟ و مگر حضرت عمر هر دو امپراطوري را شكست نداد؟ (62)  ضمن اينكه پيامبرصلی الله عليه وسلم در جريان جنگ خندق پس از ضربه زدن به آن تخته سنگ و جرقه هاي كه مي پرد مي فرمايد: در جرقه اول كاخهاي مدائن و در جرقه دوم.... و اشاره به پيروزي اسلام بر تمام ابرقدرتها مي كنند. پس چرا بايد نگران آيندة اسلام باشند؟ اگر هم ايشان از آن ناحيه‌، احساس خطر براي از هم پاشيدگي اسلام