ه شود ولي وقتي در داخل جمله قرار مي گيرد يكي از معاني 27گانة خود را پيدا مي كند وگرنه داشتن 27 معني براي اين كلمه چه فايده اي دارد؟ براي پي بردن معناي مولي بايد شرايط را ببينيم كه سپاه يمن با حضرت علي درگيري پيدا مي كند و پيامبرصلی الله عليه وسلم براي رفع كدورت مي فرمايد هر كه را من يار و دوست اويم علي را نيز بايد دوست و ياور خود بداند.  در ادامه نيز مي فرمايند خدايا دوست بدار هر كه او را دوست دارد و دشمن باش با دشمن او. پس صحبت از دوستي و دشمني است نه رياست و حكومت! دستي هم كه داده شده (بايعوا) مصافحه و دست دوستي و آشتي كنان بوده و نه بيعت خلافت. براي فهم بهتر فارسي زبانان، مثالي ميزنم: شما اگر بگوييد شير يعني چه؟ شايد بيشتر مردم يا لغويون ايراني بگويند يعني شير خوراكي ولي اگر گفتي شير بيشه مي گويند منظور تو شير درنده است. ولي اگر گفتي: شير بيشة پيكار، آنگاه همه مي‌فهمند منظور تو يك نفر انسان شجاع است. شايد مولي به تنهايي معنايي اولي بالتصرف را داشته باشد(كه در اين نكته هم حرف و حديث زياد است) ولي با توجه به شرايط آن زمان و كلمات بعدي نبي اكرم متوجه مي شويم كه منظور نبي اكرم از مولي معناي دوست و يار و ياور بوده است زيرا بنا به اعتراف تمامي عرب زبانان، پيامبر اكرم، فصيح‌ترين، فرد عرب بوده و در زبان عربي هيچ پادشاه و خليفه و حاكمي قبل يا بعد از پيامبر اسلام، براي معرفي جانشين خود از كلمة مولي استفاده نكرده است. بلكه كلمات زيادي مانند: اولي الامر – ولي امر – خليفه – والي –  امير و... در ادبيات عرب براي بيان اين منظور به قول شيعه بسيار مهم وجود دارد. (به نظر من، نزديكترين معناي مولي در فارسي كلمة سرور و آقا مي شود)
-	عجيب است كه در قرآن كريم نيز، اين كلمه چندين بار به كار رفته كه هميشه به معناي يار و ياور و دوست و همنشين بوده و هيچ كجا به معناي خليفه و جانشين نيامده است!
-	احاديث فراواني در متون شيعه و بعضا سني وجود دارد دال بر ولايت خاندان نبي اكرم. بايد دقت كنيد كه ولايت به فتح   َ  واو يعني دوست داشتن و به كسر واو يعني خلافت و حكومت و سرپرستي. هيچيك از مسلمين اعم از سني و شيعه مخالف دوست داشتن و حب خاندان نبي‌اكرم نيستند و اين بدعت و اشتباه بزرگي است كه ولايت را با كسر واو و به معناي خلفات بگيريم پس، اگر هم برخي از اين احاديث صحت داشته باشند ولايت در آنها به معناي حب است و لا غير.

توضيحي مختصر، پيرامون كلمه بيعت: 
بيعت در فرهنگ اعراب بر چند نوع بوده است: بيعت حرب و بيعت زنان و بيعت خريد و فروش و بيعت امان و بيعت خلافت و... در برخي كتب اهل سنت آمده كه مردم پس از سخنان نبي اكرم با علي بيعت كردند ولي هيچكدام نگفته اند بيعت خلافت. ريشة مشكل به همان نگاه هميشگي شيعه بر مي گردد كه به وقايع به صورت منفك و گزينشي نگاه مي كند ما اگر كمي به عقب بر گرديم خواهيم ديد چند روز قبل، حضرت علي با سپاه يمن و خالد ابن وليد و... بر سر غنايم درگيري لفظي و حتي فيزيكي داشته اند. اين عده با ايشان قهر مي كنند و دشمن مي شوند و در مجمع حج، بازار شايعه داغ مي شود. به مرور تا غدير خم اين شايعات و دشمني ها به اوج خود مي‌رسد و پيامبرصلی الله عليه وسلم پس از اقامه نماز ظهر و سخنراني و تكرار موضوعاتي كه در عرفه و چند روز قبل گفته بودند براي پايان دادن به اين شايعات و دشمني ها مي فرمايند: هركس مرا دوست دارد بايد علي را هم دوست داشته باشد خدايا دوست داشته باش هر كه او را دوست دارد و دشمن باش هر كه او را دشمن دارد. و پس از آن، مردمي كه با علي قهر كرده بودند يا دلخوري بين آنها با علي بوده با او مصافحه مي كنند و دست مي‌دهند (بيعت) و آشتي مي كنند. 
--------------------------------------------------------------------------------
1) علماي شيعه در اينكه چرا نام حضرت علي به صراحت در قرآن نيامده به يكي دو حديث ( احتمالا جعلي ) از امام صادق و امام باقر اشاره مي‌كنند كه طريقه انجام حج يا وضو يا خواندن نماز نيز در قرآن نيامده و پيامبر گرامي اسلام آنها را براي مردم توضيح دادند ( در طي 23 سال رسالت خود ) خوب سئوال اينجاست : به قول شما پيامبر اكرم 70 روز مانده به رحلت خود در غدير از طرف خداوند مامور به نصب حضرت علي به خلافت شدند . ولي به جاي تفسير و توضيح منظور خداوند ( كه در آيه ابلاغ به هيچ وجه معلوم و مشخص نيست ) از كلمه مولي با 27 معني مختلف استفاده مي كنند كه هيچيك از آنها نيز معني خليفه و امام و جانشين نمي دهد !!! پس اين چگونه تفسير و توضيحي است ؟  پس از آن در طي آن 70 روز نيز حتي يك حديث و روايت در كتب شيعه و سني مبني بر معرفي مجدد حضرت علي و تاكيد بر تبعيت مردم از ايشان از سوي پيامبر اكرم در هيچ كجاي تاريخ ثبت نشده است !!! البته نكتة جالب ديگري نيز در اين زمينه وجود دارد كه همان شيوه نماز و وضو كه شما مي گوييد نيز با اينكه پيامبر اكر م  23   سال هر شبانه روز آنرا انجام مي دادند پس از رحلت ايشان دچار اختلاف شدند !!! ( به عنوان مثال به محض رحلت نبي اكرم در تعداد دفعات تكبير بر ميت بين تمام اصحاب اختلاف شد !‌) گذشته از اينكه اين مثال قياس است و قياس در مذهب شيعه باطل مي باشد و . . . 
2) نهج البلاغه و . . . اكثر متون معتبر تاريخي
3) مگر اينكه از باب سفسطه بگوييد پيامبر از آينده خبر داشته كه باز اين سئوال مطرح مي شود كه مردم كه علم غيب نداشتند چرا آنها سئوال نمي كنند يا اظهار تعجب ! 
4) صحيح مسلم جزء 7 باب فضايل علي ابن ابي طالب ط مصر ، ص 122 و 123 – شيعه پاسخ مي دهد سيد رضا حسيني نسب ص 179
5) هر چند شيعه انتصاب حضرت علي را در يوم الانذار و در آيه ولايت و . . . نيز مي دانند كه خود اين موضوع رابراي شيعه پيچيده تر مي كند. [يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ] {المائدة:67}   [اليَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ] {المائدة:3}  
1-	مانند ساير آيات مورد استناد شيعه، اين نيمه آيات (زيرا اينها قسمتي از يك آيه هستند) را نيز نبايد در كل آيه و همچنين با آيات قبل و بعد تفسير كرد. در صورتيكه آيات قبلي دارد احكام فقهي اسلام و برتري آنها را بر قواعد مسيحي و يهودي بيان مي كند. 
2-	آيات قرآن بنا بر اجماع علماي سني و شيعه موقوفي هستند يعني نه تنها در آنها تحريفي صورت نگرفته بلكه حتي مكان و جاي هر آيه را پيامبر اكرم تعيين نموده اند. (البته براي به خاطر سپردن ولي كتابت و جمع آوري كلي و همه جانبه در زمان خلفاء انجام گرفته است) پس چرا ايشان ابتدا آيه اكمال را در اول سوره مائده قرار داده و آنگاه در اواسط سوره آن هم  در ميانه يك آيه آية ابلاغ را تعيين كرده اند؟
3-	آن دسته از روايات متواتري كه شان نزول آية ابلاغ را در غدير خم مي داند  به دو نفر(ابوسعيد خدري و ابن عباس) ختم مي شود پس خبر، واحد است و حجيت ندارد. 
4-	چرا ابوسعيد خدري پس از شورش عليه حضرت عثمان، تا مدتي با حضرت علي بيعت نمي كند؟ (تاريخ طبري) 
5-	در ميان اكثر سلسله روات اين حديث، نام ابوهارون عبدي (عماره ابن جوين، با مذهب تشيع) وجود دارد. كه ع