تون تاريخي همه چيزي مي توان بيرون کشيد) ولي:
1-	اين سخن بسيار ضعيف است و فقط در يک متن تاريخي آمده است. و تمام متون ديگر مي گويند اتاق فاطمه داخل همان مسجد مدينه بوده است.
2-	اکثر متون شما حمله به خانه فاطمه را در همان روز رحلت پيامبر صلی الله علیه و سلم  مي دانند. (تعداد کمي هم يکي دو روز پس از آن) 
3-	علي و خاندانش به گفته شما به قدري فقير  بوده اند که طبق آيات سوره دهر سه روز متوالي غذاي خود را به فقير و يتيم و اسير دادند به نحوي که حسن و حسين به حالت مرگ افتاده بودند آنوقت شما معتقديد: خانه دوم!!!
4-	حضرت علي شايد در زمان خلافت حضرت عمر ابن خطاب كه غنايم به مدينه سرازير شده خانة ديگري خريداري نموده باشند. 
5-	امام صادق در حديثي مي‌گويد اگر کسي خانه اي داشته و نيازي به آن نداشته باشد و آنرا به برادر نيازمندش  ندهد خدا هيچ نظري به او ندارد. آنگاه با وجود اصحاب صفه که حتي جا و مکان هم نداشتند: خانه دوم. و اگر هم خانه تحت تصرف کسي بوده آيا حضرت علي همان روز وفات  پيامبر اكرم صلی الله علیه و سلم ، حکم تخليه خانه را صادر مي کنند؟
6-	پيامبر اکرم صلی الله علیه و سلم  از آويختن پرده اي رنگين جلوي اتاق فاطمه خشمگين مي‌شود و در جايي ديگر تقاضاي دخترش براي استخدام کنيز را رد مي کند آنگاه: خانه دوم؟
-	پيامبر صلی الله علیه و سلم  در آخرين وصيت در گوشي به دخترش مي‌گويد تو اولين كسي هستي كه از خاندان من به من ملحق مي شوي در صورتيكه اگر محسن، شهيد شده باشد محسن، اولين نفري بوده كه به پيامبر ملحق شده است. و اگر بگوييد جنين، شخص حساب نمي‌شود، مي پرسيم: چطور شهيد حساب مي‌شود؟
-	اگر مادري حامله باشد و خبر مرگ قريب الوقوع خودش را بشنود حداقل نگران جنين داخل شكم خودش مي‌شود ولي ما در تاريخ مي‌خوانيم كه حضرت فاطمه(س) با شنيدن اين خبر، خوشحال شدند و لبخند زدند! نكته ديگر اينكه از سرنوشت كودك خود و اينكه آيا زنده مي ماند يا نه، چه كسي به او شير مي دهد چه كسي او را بزرگ مي‌كند و... از پيامبر اكرم، سئوال نمي كنند.
-	هيچ سخني از حضرت فاطمه در اين رابطه (يعني سقط محسن) در تاريخ ثبت نشده حتي در خطبه (جعلي فدكيه) كه پس از اين وقايع، شيعه معتقد است حضرت فاطمه در مسجد مدينه و در حضور ابوبكر ايراد كرده‌اند  در صورتيكه بهترين مدرك براي رسوا كردن مخالفين و برانگيختن مردم و آگاه كردن آنها اشاره به همين موضوع بوده است. كه بهانه تقيه نيز دركار نيست! 
-	در متون معتبر تاريخي آمده كه پيامبر اكرم صلی الله علیه و سلم ، اسم  محسن را روي او گذاشته و داخل گوش او اذان گفته اند يعني اينكه محسن در زمان حيات پيامبر صلی الله علیه و سلم  زنده بوده است.
-	در برخي متون معتبر تاريخي آمده كه محسن در كودكي مبتلا به بيماري شده و درگذشته است.(2) 
-	حضرت فاطمه در 3 سال محاصره اقتصادي در شعب ابي طالب حدود 1 سال سن داشته‌اند شما مجسم کنيد آيا چنان فشار شديدي که در تاريخ آمده نمي توانسته در ضعف جسماني ايشان موثر باشد. مشکلات هجرت به مدينه و شرايط دشوار بعدي را نيز به اين موارد اضافه کنيد. 
-	آيا امكان دارد يك نفر (‌آن هم زن و آن هم در آن شرايط بهداشتي و پزشكي) با وجود اين ضربة مهلك (كه ظرف فقط 40 روز يا سه ماه بعد منجر به رحلت او شده آن هم ضربه اي که به قول شما موجب شکسته شدن استخوان سينه و...) قادر باشد شبهاي بعد (هر شب) همراه همسرش به در خانه انصار برود و با آنها درباره خلافت  گفتگو كند؟! از صبح تا شب نيز به بيرون از مدينه (به بقيع) برود و گريه كند. به مسجد برود و درباره فدك آن سخنراني را ايراد كند و...؟ جالب است كه برخي مورخين داستانسرا اين موارد را فراموش كرده و مي نويسند بر اثر اين ضربت، حضرت فاطمه به بستر رفته و تا آخر عمر از بستر بيماري خارج نشدند! اكنون دم خروس را بايد ديد يا قسم حضرت عباس را؟ 
-	شيعه مي پرسد: اينكه محل قبر فاطمه مشخص نيست نشانة چيزي است و آن چيز يعني اعلام دشمني با حضرت عمر و حضرت ابوبكر! پاسخ: براي هر محقق بي طرفي مسلم است كه قبر و مقبره در قرون بعدي اهميت و بر اساس تبليغات غاليان و انديشه هاي هندي، ايراني و مسيحي، اهميت پيدا مي‌كند. و به طور قطع، قبر در نزد مسلمانان صدر اسلام مساله مهمي نبوده است.  پيامبر صلی الله علیه و سلم  در مورد حمزه سيدالشهداء مي فرمايند اگر نبود كه اين امر سنت شود جسد تو را در همين بيابان رها مي كردم و مي رفتم! حتي روي قبر پيامبر اكرم صلی الله علیه و سلم ، چيزي نساخته و چيزي وجود نداشته است. و اگر داخل اتاق عايشه نبود چه بسا مكان آن هم براي ما مجهول مي ماند. البته شايد هم حضرت فاطمه از شدت حجب و حياء نمي‌خواسته هنگام تشييع و دفن، بدن مطهرشان را كسي مشاهده كند. و براي همين در تاريكي اين كار صورت گرفته است. (ما مي دانيم كه حضرت فاطمه حتي از آن شخص كور رو مي گيرد با عنايت به اينكه تابوتهاي آن روزگار روباز بوده است) شايد هم حضرت علي يا حضرت فاطمه از بيم منافقين مدنيه و باقيماندة اندك يهوديان مغرض  و ساير كساني كه از پيامبر صلی الله علیه و سلم  كينه‌اي به دل داشته اند و امكان داشته بدن حضرت را از قبر خارج كنند اينگونه مخفيانه به خاك سپرده شدند. موردي كه اين ظن را تاييد مي‌كند نامشخص بودن محل قبر حضرت علي در جريان شورش و آشوب و بلواي خوارج و بني اميه است. اين احتماب باز هم قوي تر مي‌شود وقتي در تاريخ مي‌خوانيم كه شورش اهل رده و احتمال حمله آنها به مدينه در همين روزها (يعني زمان وفات حضرت فاطمه) رخ داده است. و بسياري از قبايل كينه همسر و پدر حضرت فاطمه را به دل داشته اند. شورش رده كه در همين زمان اتفاق مي افتد ظن ما را در اين خصوص قوي تر مي‌كند.(البته اهل سنت قبر فاطمه را همين قبري مي دانند كه در كنار قبور ائمه بقيع وجود دارد. شيعه اين قبر را متعلق به فاطمه مادر حضرت علي مي داند. والله اعلم) 
-	در تاريخ يعقوبي (شيعه) آمده: برخي از زنان پيامبر صلی الله علیه و سلم  در بيماري فاطمه نزد او آمدند و گفتند: اي دختر پيامبر ما را از حضور در غسلت بهره مند ساز. گفت: آيا مي خواهيد چنانكه دربارة مادرم گفتيد درباره من نيز بگوييد؟ نيازي به حضور شما ندارم. (فكر مي كنم انسان هر قدر هم احمق باشد با خواندن همين يك دليل متوجه درخواست حضرت فاطمه از كفن و دفن مخفيانه در شب شده باشند. هر چند احاديثي نيز داريم كه حضرت ابوبكر بر ايشان نماز خواند) (مورد ديگر درخواست حضرت فاطمه از اسماء همسر حضرت ابوبكر است كه براي ايشان تابوتي بسازند كه بدن ايشان پيدا نباشد كه اگر دفن در شب و مخفيانه بوده اين درخواست بي‌معناست! ابن عبد البر، معقتد است اين اولين بار بوده كه براي يك نفر از مسلمانان چنين تابوتي ساخته شده است. 
-	عبدالرزاق صنعناي از قدماي شيعه از ابن طاووس روايت كرده: پيامبر صلی الله علیه و سلم  از اينكه بر قبر مسلمين بنايي ساخته شود و يا گچ كاري و يا بر روي آن زراعت شود نهي نموده و فرمودند: بهترين قبور شما قبري است كه شناخته نشود. (المنصف