ين به مردم بصره مراجعه كنيد. البته در فيلمي كه ايراني ها در اين خصوص ساخته بودند اين قسمت از نامه سانسور شده بود . براستي يعني از امام حسين هم خجالت نمي كشيد ؟ 
2) البته حضرت علي يكبار به واقعه غدير اشاره مي كنند ( اگر اين حديث صحيح باشد زيرا قرائن جعل در آن به خوبي آشكار است ) ولي حتي در همين موضوع نيز منظور ايشان التفات و توجه پيامبر به ايشان بوده و نه موضوع خلافت . 
3) هر دوي اين روايتها از 80 طريق نقل شده اند !!!
4) به اين روايت از تاريخ طبري دقت كنيد تا متوجه شويد فقط در عرض چند سال روحيه مردم كوفه چفدر خراب شده است : گويد : دينار ( يكي از سران ايراني كه با مسلمين صلح مي‌كند ) در ايام امارت معاويه به كوفه آمد و با مردم به سخن ايستاد گفت : اي گروه مردم كوفه شما اول بار كه بر ما گذشتيد مردمي نيك بوديد و به روزگار عمر و عثمان نيز چنين بوديد آنگاه دگر شديد و چهار خصلت در شما رواج يافت : بخل و گيجي و نامردي و كم حوصله گي . هيچيك از اين خصلتها در شما نبود و چون دقت كردم از مادران شما آمده و بدانستم بليه از كجاست . گيجي از نبطيان است و بخل از پارسيان و نامردي از خراسان است و كم حوصله گي از اهواز . تاريخ طبري ص 1958
5) اين حديث به وضوح باطل است علاقه مندان به كتاب شاهراه اتحاد حيدرعلي قلمداران شيعه مراجعه كنند كه اين احاديث را بررسي و همگي را رد كرده است . به طور خلاصه از اهم ايرادات اين روايات : 1- چرا امام صادق كه از اين حديث و نام امام بعدي اطلاع داشته  ابتدا اسماعيل را به عنوان جانشين اعلام مي‌كند ولي بعد مي فرمايند در خصوص ايشان از جانب خداوند بدا حاصل شد 2- چرا بسياري از سرشناسان شيعه از نام امام بعدي بي اطلاع بوده و از امام زنده در اين خصوص سئوال مي كردند ؟ 3- چرا بيشتر راويان اين روايت ، افراد غالي و يا فاسدالمذهب و واقفي و . . . بوده اند و در تاريخ مي خوانيم كه برخي از آنها پس از رحلت يك امام از جانشين او بي خبر بوده و دچار سردرگمي مي شده‌ا ند. 4- چرا سرسلسله اكثر اين روايات به نام جابر ابن عبدالله انصاري ختم مي‌شود .كه موضوع به اين مهمي بايد به تواتر و توسط بسيار از اصحاب مانند واقعه غدير نقل شود و . . . 
6) مراجعه كنيد به كتاب تشيع صفوي و علي از دكتر شريعتي-	شخصي از امام صادق (ع) سئوال مي كند آيا نيام شمشير را مي توان نقره اندود كرد. امام صادق(ع) مي فرمايند: بله ابوبكر صديق نيز چنين مي كرد. آن شخص مي گويد: شما هم مي‌گوييد: صديق. امام صادق مي فرمايد: بله صديق، بله صديق. هر كس نگويد، خداوند او را در دنيا و آخرت، صديق قرار ندهد.
-	زني از امام صادق سئوال مي كند: آيا آن دو نفر را دوست داشته باشم. امام صادق مي‌فرمايند: بله (اصول كافي )
-	امام صادق: نسب من از دو سو به ابوبكر مي رسد. (1)  ( ولدني ابوبكر مرتان )
-	( آيت الله هاشم بحراني در كتاب البرهان في تفسير القرآن ذيل آيه 159 سوره انعام از امام صادق آورده: زراره به ايشان مي گويد: خداوند كارت را نيكو گرداند راي تو درباره كسي كه ( شما را به امامت ) نمي شناسد اما با شما دشمني نمي ورزد و روزه مي دارد و نماز مي گذارد و از محرمات اجتناب ورزيده و به خوبي تقوي پيشه مي كند چيست؟ فرمود: همانا خداوند آن گروه را به رحمت خويش به بهشت درآورد. ( ولي برخي علماي شيعه مي گويند: فقط شيعه به بهشت مي رود ! ) 
------------------------------------------------------------------------------------------
1) البته برخی نویسندگان شیعه ، به استناد یكی دو روایت جعلی می خواهند ثابت كنند دختر یزدگرد همسر امام سجاد بوده تا نسب امام صادق كه به ابوبكر می رسد را منتفی كنند ولی دكتر شریعتی در كتاب تشیع علوی و صفوی این موضوع را به خوبی ثابت كرده كه دختر یزدگرد همسر امام سجاد نبوده است . علي اردبيلي در كتابش كشف الغمه نقل كرده كه از امام سجاد روايت است كه فرمود: عده اي از مردم عراق خدمت حضرت آمدند و از ابوبكر و عثمان در محضر ايشان نكوهش كردند وقتي صحبتشان تمام شد فرمود: ممكن است به من بگوييد كه آيا شما از مهاجرين اوليه هستيد كه خداوند دربارة آنها فرموده: 
كساني كه از خانه هايشان و اموالشان رانده شده اند و از خداوند فضل و خشنودي مي‌جويند و خدا و رسولش را ياري مي دهند هميناند كه راستگويانند. ( حشر 8)
گفتند: خير 
فرمود: پس شما از آنهايي هستيد كه خداوند درباره آنها فرمود: كساني كه پيش از آنان در دار اسلام جاي گرفتند و ايمان در دلشان جاي گرفت. كساني كه به سوي آنان هجرت كنند دوست مي دارند و در دلهاي خود از آنچه ( به مهاجران ) داده اند احساس نياز نمي كنند و (ديگران ) را بر خودشان ولو نيازمند باشند ترجيه مي دهند كساني كه از آز نفس خويش مصون باشند، اينانند كه رستگارند. ( حشر 9)
گفتند: خير 
فرمود: پس وقتي اعتراف كرديد كه از دو گروه اولي نيستيد من گواهي مي دهم كه شما از كساني هم نيستيد كه خداوند درباره آنها فرمود: 
آنان كه پس از اينان آمدند مي گويند: پروردگارا ما را و آن برادرانمان را كه در ايمان آوردن از ما پيشي گرفتند بيامرز و در دلهاي ما هيچ كينه اي در حق كساني كه ايمان آوردند قرار مده. پروردگارا تويي كه بخشنده و مهرباني. ( حشر 10 )
بلند شويد و از پيش من بيرون رويد خداوند شما را به سزايتان برساند. 
•	سعدي:
  چه نعت پسنديده گويم ترا 	                 	عليك السلام اي نبي الورا
درود ملك بر روان تو باد			بر اصحاب و بر پيروان تو باد
نخستين ابوبكر پير مريد			عمر، پنجه بر پيچ ديو مريد
خردمند عثمان شب زنده دار		        چهارم علي شاه دلدل سوار
خدايا به حق بني فاطمه			كه بر قولم ايمان كنم خاتمه
اگر دعوتم رد كني ور قبول	               من و دست و دامان اهل رسول
( بوستان سعدي ديباچه در ستايش پيغمبر )
 
داشتن تقواي الهي در اين عصر پر آشوب شايد مشكل باشد ولي با تحقيق و مطالعة افكار كساني كه در تقوا و عرفان آنها ذره اي شك و ترديد نيست مي توان به حقيقت پي برد و من نمي دانم چرا هر چه به خودم فشار مي‌آورم نمي توانم قبول کنم که آخوندها و مداحان صفوي بيشتر از مولوي و سعدي و عطار و فردوسي و حتي دکتر شريعتي حاليشان مي شود !!! کساني که در اين 30 سال ثابت کردند حتي مسائل زمان حال کشور خودشان را هم نمي فهمند چه برسد به مسائل 1400 سال پيش يک کشور و فرهنگ ديگر !!! [وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ] {الشعراء:227} .

- نقل است که ( شبلي ) گفت: از جمله فرق عالم که خلاف  کرده اند هيچکس دني تر از رافضي و خارجي نيامد زيرا که ديگران که خلاف کردند در حق کردند و سخن از او گفتند و اين دو گروه، روز در خلق به باد دادند !!!(1) 
فردوسي:
     که خورشيد بعد از رسولان مه                        نتابيد بـر کس زبـوبکر بـه 
               عمـر کـرد اسـلام را آشکـــار                        بياراست گيتي چو باغ بهار
               چنان بـــــد كجا سرفراز عرب                      که از تيغ او روز گشتي چو شب 
    عمر آن كه بد مومنان را امير        	     ستوده و را خالـق بـي نظير 

شهيد دکتر علي شريعتي:
در اينکه شريعتي اسلام شناس و جامعه شناس متفکري بود که هنوز هم پ