 معتبر مي خوانيم كه يكي از حقوق فرزندان بر والدين و يكي از وظايف مهم پدر و مادر گذاردن نام نيكو بر روي فرزند است چگونه حضرت علي (ع) و ساير امامان، نام چنين اشخاصي را بر فرزندان خود مي‌گذاشته اند؟(2)  در حاليكه در ايران نه تنها انجام چنين كاري حتي به مخيله كسي خطور نمي كند بلكه حتي مذهبيون ما اسامي ايراني را هم مسخره مي كنند !!! البته روحاني صفوي در اينجا براي ايراد شبهه مغلطه مي‌كند و مي‌گويد اين اسامي در آن روزها اسم رايج بوده است. اين سخن درست است، ولي آيا قحطي اسم بوده كه هر سه پسر علي (ع) عمر و ابوبكر و عثمان نام داشته اند و آيا فقط اين سه اسم، اسم رايج بوده است؟
3-	در زمان خلافت و روي منبر به كرات براي خلفاء قبلي طلب آمرزش مي‌كند.(3)   
4-	حضرت علي(ع) آنقدر به حضرت عمر مشورت داده اند كه حضرت عمر بارها گفته لولا علي لهلك عمر: اگر علي نبود عمر هلاك مي شد. و هنگامي كه حضرت عمر مي خواهد به سپاهيانش در جنگ با روم و ايران، ملحق شود مانع از رفتن و كشته شدن او مي شود.(4)   
5-	حضرت علي (ع) دختري كه از خودش و حضرت فاطمه بوده است، يعني ام‌كلثوم را به عقد عمر در مي آورد ( پس از وفات حضرت فاطمه و در زمان خلافت عمر)(5)  
6-	پشت سر خلفاء نماز مي خوانده. ما مي دانيم كه در شيعه يكي از شرايط امام جماعت، عدالت است. ضمن اينكه در اينجا نمي توانيد بگوييد حضرت علي (ع) تقيه مي‌كرده‌اند زيرا بعيد مي‌دانم در زمانة فعلي حتي يك بچه دبستاني اين حرفها را قبول كند.(6)  
7-	هنگام تسليم تاريخي بيت المقدس، حضرت عمر به همراه عده اي به بيت المقدس رفته و حضرت علي‌(ع) در اين مدت، زمامداري مدينه را به عهده گرفته بوده‌اند.همچنين هنگام سفر عمر به شام.

•	نظر حضرت علي دربارة خلافت 
فان کنت بالشوري ملکت امورهم	 فکيف بهذا والمشيرون غيب
وان کنت بالقربي حججت خصيمهم     فغيرک اولي بالنبي و اقرب(7)  
حضرت علي (ع)
اگر خلافت به شوري بود پس چرا ما غايب بوديم و اگر به قرابت بود پس ما به پيامبر نزديكتر بوديم. 
دقت کنيد که عمده ايراد حضرت علي که به کرات و در مواقف مختلف به آن اشاره داشته اند عدم حضور ايشان در سقيفه بوده است. 
•	به هوش باشيد سوگند به آفريدگاري كه دانه را شكافت و به جنبنده ها جان بخشيد اگر: حضور انبوه مردم در صحنه نبود و اگر وجود اينهمه ياران حجت را تمام نمي كرد. و اگر نبود آن تعهدي كه خدا از دانشمندان گرفته است تا در برابر شكمبارگي ستمگر و گرسنگي مظلوم بي تفاوت نمانند، مهار شتر خلافت را بر كوهانش مي افكندم و آخرين شتر اين كاروان را به كاسة اولين آن سيراب مي كردم.(8)  
-	شايد لازم به ذكر نباشد كه حضرت ابوبكر با راي اكثريت انتخاب شد و در زمان حكومتش نيز تبعيض و ستمي نه از نظر مالي و نه از جنبه هاي ديگر به كسي روا نداشت.
-	در اشارات و دلايل حضرت علي ( ع) براي پذيرفتن خلافت،  هيچ کجاي تاريخ، نكته اي مبني بر وجود نص و حتي تاكيد پيامبرصلی الله علیه و سلم و... نمي بينيم.
-	حضرت علي پس از شهادت حضرت عثمان با وجود هجوم انبوه مردم اين چنين انزجار خود را از خلافت اعلام مي كنند چگونه ممكن است پس از رحلت پيامبرصلی الله علیه و سلم وقتي اكثريت خواهان خلافت ديگري بودند ايشان طالب خلافت بوده باشد؟ 


•	در سال 37 هجري در صفين شخصي از طايفه بني اسد از حضرت علي (ع) پرسيد  چگونه شما را از آن مقام كه سزاوارتر از همه بوديد كنار زدند؟ آن حضرت فرمود‌:
" اي برادر بني اسدي تو مردي پريشان و مضطربي كه نا به جا پرسش مي‌كني ليكن تو را حق خويشاوندي است و حقي كه در پرسيدن داري و بي گمان طالب دانستني. پس بدان كه آن استبدادي كه نسبت به خلافت بر ما تحميل شد در حاليكه ما را نسب برتر و پيوند خويشاوندي با پيامبر استوارتر بود 
ما مي دانيم كه انسان در رابطه با ديگران يكي از 5 موضع زير را دارد: 
دوستي و همكاري 2- بي تفاوتي 3- رقابت 4- مخالفت 5- دشمني 
با مطالعه تمامي سخنان و عملكردهاي حضرت علي (ع) كه در ارتباط با خلفاء بيان كرده اند متوجه مي شويم ايشان موضع دشمني با آنها نداشته اند. رقابتي هم در كار نبوده چون خلافت در نزد ايشان از آب دماغ بز كمتر بوده. ولي به ترتيب در روش ايشان: بي علاقه گي، بي تفاوتي، و همكاري ديده مي‌شود. بي علاقه گي به رياست از آنجا كه ايشان در طول 25 سال هيچ سمت دايمي را قبول نكرده و در هيچ جنگي شركت نمي كنند. و همكاري از آنجا كه مرتب طرف شور و مشورت قرار مي‌گرفته‌اند. به حضرت عمر دختر مي دهند. حسن و حسين را براي دفاع پشت در خانه حضرت عثمان مي فرستند و...
البته طبق منطق خوارج زمانه، انسان يا با ديگران دوست است و يا دشمن. ولي اين سطحي نگري مخصوص انسانهاي بسيار باهوش است. زيرا جرج بوش نيز مي گويد: هر كس با ما نيست با تروريستهاست !!! 
•	من به قدري درباره تاريخ صدر اسلام فكر و تحقيق انجام دادم گويي يكي از آنها شدم و اكنون به اين نتيجه رسيده ام كه پس از خلافت ابوبكر، مناسبات ميان حضرت علي (ع) و عمر رو به گرمي مي گرايد و جريانات سقيفه فراموش مي شود. ولي متاسفانه برادران شيعه من هنوز پس از 1400 سال، دست بردار نيستند درحاليكه حضرت علي پس از خلافت حضرت عمر، همه چيز را فراموش مي‌كند. دلايل من براي اين ادعا: 
-	مي دانيم كه حضرت علي (ع) هيچ علاقه اي به حكومت و خلافت نداشته و دنيا و مافيها در نظر او كمتر از آب دماغ بز و بي ارزش تر از كفشي كهنه بوده است. اينكه ايشان در جريان پر آشوب سقيفه، اعتراض  مي كند به علت عدم حضور در مراسم انتخابات در سقيفه بوده يعني اعتراض به شيوة انتخابات و نه اصل انتخابات. و اينكه قصد خلافت داشته‌اند براي حفظ و حراست از آيين حضرت محمد بوده ولي وقتي پس از  2سال خلافت حضرت ابوبكر مشاهده مي‌كند كه حضرت  ابوبكر با اقتدار شورش اهل رده را سركوب نموده، به اقوام خود منصبي نداده، ذره اي از بيت المال برنداشته، قرآن را بدون ذره اي تحريف جمع آوري كرده.... و دقيقاً راه و روش پيامبرصلی الله علیه و سلم را در پيش گرفته به همين دليل پس از مرگ حضرت ابوبكر بدون کوچکترين  مخالفتي با عمر بيعت مي كند  ( در اينجا ديگر نمي‌توان مصلحت اسلام را بهانه كرد زيرا نه منافقي در مدينه بوده و نه شورش اهل رده اي و نه...‌) به همين دليل نشانه هاي گرمي روابط ايشان با خلفاء، پس از فوت حضرت ابوبكر به قرار زير  ور به افزايش مي گذارد‌:
-	ازدواج با اسماء همسر حضرت ابوبكر و تربيت محمد فرزند حضرت ابوبكر.         (علي: محمد پسر من است از صلب ابوبكر) 
-	پس از خلافت و بيعت با عمر، ازدواج عمر با ام كلثوم (دختر حضرت علي (ع) از فاطمه‌) انجام مي گيرد.
-	در فاصله زماني که حضرت عمر براي تسليم اورشليم به همراه عده اي از مدينه مي رود حضرت علي (ع)، عهده دار حكومت و جانشين او مي شوند.(9)  
-	حضرت علي (ع) نام سه فرزندش را عمر و ابوبکر و عثمان مي گذارد که دو نفر از آنها (عثمان ابن علي و ابوبکر ابن علي ) در کربلا شهيد شدند ! دقت کنيد که يکي از سفارشات اکيد پيامبرصلی الله علیه و سلم که جزو وظايف پدر و مادر است گذاشتن نام نيکو ب