هرت يك نفر دليل بر صحت تمامي سخنان و عقايد اوست.  
•	كساني كه زياد ادعا مي كنند، روزگار، امتحانات سختي برايشان تدارك مي‌بيند كه اكثراً نيز در آن، شكست مي خورند. فاعتبروا يا اولي الابصار. (منظورم  ادعاهاي حكومتي 1400 سالة ايشان است)
•	ما فقط در صورتي حق داريم گذشته گان را سرزنش كنيم كه خودمان بهتر عمل كرده باشيم و فقط در صورتي مي توانيم بهتر عمل كنيم كه دست از سرزنش ديگران برداريم. 
•	چنانچه حضرت علي (ع) زنده مي شدند و مدعيان حب اهل بيت را مي ديدند مي فرمودند: كلمه الحق يراد بها الباطل (سخن حقي است كه از آن ارادة باطل كرده اند) 
•	در زمانهاي گذشته، يوغ بردگي بر گردن و زنجير اسارت بر دست و پا زده مي‌شد ولي اينك فكر تو و باور تو را اسير مي كنند زيرا اينگونه تو با پاي خودت و با كمال ميل و علاقه دنبال آنها مي‌دوي. يوغ و زنجير قرن بيستم سي دي است و ماهواره، اينترنت و تلويزيون، منبر و تريبون، روزنامه و كتاب و واعظ، خوانندگان و هنرپيشه ها و....
•	خطرناكترين معجون تاريخ، انسانهاي نادان و احمق و خوبي هستند كه هوس مي كنند باخدا شده و ديگران را هم به بهشت ببرند. 
•	مسخره ترين نهادهاي اجتماعي بر پاية مذهبي است كه بر خلاف اصالت اولية نيات بنيانگذار و پيروانش، شكل سازمان يافته به خود گرفته و متوليان آن، مانند پزشكان و ماموران دولتي، لباسهاي به خصوصي پوشيده و براي عقائد خود برنامه‌هايي مدون كرده و مراكز و اماكني را راه اندازي! شما مي توانيد اين پوچي و مسخره گي را در ساير مذاهب (و نه اديان) به خوبي مشاهده كنيد از كليساها گرفته تا معابد بودايي ها و كاهنان و جادوگران قبايل سرخ پوستها و... 
•	کسي که خوابيده است را مي توان بيدار کرد ولي چه مي گويي درباره کسي که خودش را به خواب زده است؟
•	يكي از طنزهاي مسخره تاريخ كشور ما اين بوده و هست كه هر گاه كسي خواسته مردم را به سوي قرآن و دوري از خرافات و روايات خرافي دعوت كند و بگويد اي مردم، شما بايد روشتان و احاديث و همه چيزتان را با قرآن تطبيق دهيد، از همه سو چماق وهابي گري و التقاط گري و كفر و بي‌ديني بر سر او فرود مي آيد. فسيعلمو الذين ظلموا اي منقلب ينقلبون. 
•	چه زشت و مسخره و تاسف آور و بچه گانه و سطحي است: عقائدي كه بر مبناي قصه شكل گرفته باشد. 
•	اسلام ناب، يعني اسلام منهاي روحانيت - نادان - و منهاي مداح و منهاي روضه‌خوان و واعظ. زيرا هر چند برخي از اينها آدمهاي خوبي هستند و حتي نيتشان هم خوب است ولي چه سود كه احمقند و جاهل! و جهل، مقدمة خرافه است و كفر، كه  راه به دوزخ مي برد. آري، اينها در  قيامت، علمداران دوزخند. 
•	در روي كرة زمين فقط دو ملت هستند كه تمام عقايد مذهبي خود را بر اعتقاد راسخ به افسانه‌هاي تاريخي بنا كرده اند: 1- سرخ پوستاني كه مدهوش افسانه سرايي‌هاي كاهن قبيله‌اند 2- ‌ايراني هايي كه خام افسانه هاي پاي منبرند. البته به قول استاد قلمداران: هيچ ملتي در جهان در افسانه سرايي به پاي اعراب نمي‌رسد و هيچ ملتي در باور كردن افسانه ها به پاي ايراني ها نمي رسد. 
•	هيچ ملتي مانند شيعه، تاريخ را اين چنين به انحراف نكشيده هيچ ملتي مانند ما تاريخ را تبديل به طنزهايي مسخره نكرده. هيچ ملتي اين مقدار دروغ و تحريف و قلب واقعيت، وارد تاريخ نكرده است. 
•	متعفن ترين واژه ها در روز قيامت: دروغ ـ تقيه و مصلحت است. علت آنرا بزودي – و در ادامة اين تحقيق - مي فهمي.
•	تشيع صفوي زيباترين واژه ها را به لجن کشيد: اشک ـ شهيد ـ مظلوم ـ دعا ـ حجاب و... 
•	علماء، وعاظ  و  نويسندگان احمق در طول تاريخ اين ملت هر سخن حقي را با چماق مصلحت خرد و با چوب تقيه حراج  کردند در حاليکه خودشان در زير نقاب ولايت پنهان شده بودند تلاش مي‌کردند تا تسلط معنوي و فکري خود را بر تودة مردم تثبيت کنند. اميد است به ياري خداوند  و در  عصر انفجار اطلاعات، اين بساط شرك و خرافه يكسره بر چيده شود. اي جوانان براي مبارزه با اين بزرگترين سنديكاي شرك و كفر و خرافه و تعصب، بپاخيزيد.
•	روزگار مرا خنداند بعد از آنكه به گريه انداخت! خوارج كه خودشان بدترين منكرند،اينك در هر سوراخي كه در ايران سر مي كشي مشغول امر به معروفند! 
•	آقايان مي گويند: آزادي در غرب فقط از گردن به پايين است و در ايران اسلامي از گردن به بالا. ولي واقعيت اين است كه آزادي در غرب هم از گردن به بالاست و هم از گردن به پايين و آزادي در ايران، نه از گردن به پايين است و نه از گردن به بالا! جرات داري يك ساز مخالف بسيار كوچك، عليه واضح‌ترين خرافات بزن تا ببيني آزادي در ايران از سر به بالا هست يا نيست. (سرگذشت علامه برقعي و قلمداران و حجه الاسلام مرتضي رادمهر و منتظري... را بخوان تا با نمونه هاي ديگري از اين آزادي از سر به بالا آشنا شوي)
•	در ساديسمي بودن و مريض بودن شيعه همين بس كه من خوشحال مي‌شوم وقتي مي فهمم اذيت و آزاري به حضرت فاطمه وارد نشده است ولي شيعه ناراحت مي شود !
•	نمي دانم اين چه اصرار عجيبي است كه شيعه در تحريف تاريخ دارد زيرا او حتي مسائل بي فايده را نيز تحريف مي‌كند. طبق حديث صريح امام صادق و امام باقر، پيامبر اكرم در دوم ربيع الاول رحلت كرده اند ولي او به خاطر قول شيخ مفيد معتقد است پيامبر 28 صفر رحلت كرده است! (با رايانه هم حساب كني 2 ربيع الاول مي شود دوشنبه) حضرت علي در خانة ابوطالب به دنيا آمده ولي او به خاطر حديثي كه راوي آن يك نفر مشرك بوده معتقد است علي در كعبه متولد شده. حضرت علي هنگام ورود به مسجد ضربه مي‌خورد او معتقد است در محراب ضربه خورده اند. شخصي به نام قطام اصلاً وجود نداشته! حضرت علي در 17 رمضان ضربت خورده و در 19 رمضان به شهادت مي رسند و در دارالاماره كوفه به خاك سپرده مي شوند. سنان ابن انس، امام حسين را به شهادت رسانده و سر ايشان را مي برد. براستي اين تحريفات هيچ سودي براي شيعه ندارد. البته وقتي كسي عادت به دروغگويي و تحريف تاريخ كرد ديگر برايش موضوعات مورد تحريف، فرقي نمي كند. 
•	علم فقه، روح تهاجمي و شاداب اسلام را گرفت و علم کلام آنرا فاسد کرد. و اينگونه بود که موتور محرک اين نيروي عظيم در همان قرون اوليه اسلام از کار افتاد. اگر علاقه مند به دميدن روح دوباره در کالبد ملل اسلامي هستيد اين دو علم را به جهل، بدل کنيد.
•	يکي از عللي که روحانيون نمي توانند زير بار حرف حق بروند آن است که تا چند سال قبل، مردم تمام سخنان آنانرا وحي منزل دانسته و براحتي و بدون چون و چرا تبعيت مي کردند. ضمن اينکه بحث و جدلهاي کلامي حوزه نيز در اين روحيه زير بار حق نرفتن مزيد بر علت مي شود ولي اكنون وضعيت به گونه‌اي ديگر است. 
•	90% دروغها و خرافات جهان، نزد هموطنان گرامي من است و طرفه آنکه: فکر مي کنند فقط آنها به بهشت مي روند و بقيه به جهنم. 
•	بشر، رنگ سعادت را به خود نمي بيند مگر اينكه به توحيد برسد و به توحيد نمي‌رسد مگر اينكه دست از خرافات فرقه اي بردارد و دست بر نمي دارد مگر اينكه لباده پوشان ردا پوش دست از سر او