ر راه اسلام خرج مي‌کند در خطرات و سختي هاي هجرت، تنها همراه پيامبر است و... ايشان باز هم گفتند: به هر حال، ايمان نداشته اند! من گفتم: آيا قبول داريد که بهترين تفسير قرآن، تفسير آيه به آيه است. گفتند: بله. گفتم: مگر در قرآن نيامده که مومنان بايد از مومنان دوست بگيرند و فقط با مومنان رفت و آمد داشته باشند.چطور تاريخ را که مي خواني نام حضرت عمر و ابوبکر و علي و عمار ياسر را همه جا در کنار نام پيامبر مي بيني؟ مگر در قرآن نيامده که فقط مومنين حق تعمير و آباداني مساجد را دارند چطور پيامبر به ابوبکر اجازه مي دهند که زمين مسجد بخرد و برده هاي تازه مسلمان شده را از جيب خودش در راه خدا بخرد و آزاد کند و هزينه جنگها (به خصوص جنگ تبوک) را بدهد و در اين جنگ علمدار هم باشد و چطور پيامبرصلی الله علیه و سلم يک نفر بي ايمان را سال قبل از آن، امير حجاج مومن کرد و در آخرين روزهاي حياتش امام جماعت مسجد؟... فبهت الذي کفر.
108.	آيا اگر ابوبکر پس از اعتراض حضرت علي (ع) بيعت خود را نقض  مي کرد و کنار مي رفت سعد ابن عباده دوباره مدعي نمي شد؟ پس مسلماً بني هاشم و بني اميه و اوس و خزرج به جان هم مي افتادند؟ ضمن اينکه حرمت و جايگاه بيعت نيز لوث مي‌شد! براستي ابوبکر مرتب به مردم مي گفت مرا رها کنيد و بياييد و بيعت خود را با من فسخ کنيد که من بهترين شما نيستم. پس چرا مردم چنين نمي‌کردند؟ و گناه ابوبکر چيست که بار مسئوليتي را به اجبار و در شرايط پيچيده و در هم سقيفه به دوش او گذاشتند؟
109.	سني ها مانند برخي از شيعه ها نادان و جزئي نگر  نيستند که از عده اي الکي خوششان بيايد و با عده اي ديگر الکي دشمن باشند. آنها به دو دليل اصلي (و صدها دليل فرعي ديگر) حضرت عمر و ابوبکر را دوست دارند: 1 – تمام مورخين بي طرف، معترفند از نقطه نظر قدرت ظاهري و مادي با اسلام آوردن حضرت عمر و حمزه در سال ششم، اسلام قوت گرفت. جالب است که حضرت عمر حدود 20 سال بعد باز هم از همين جهت (يعني قدرت ظاهري و مادي) به اسلام، خدمات شاياني کرده و با شکست سه امپراطوري وقت و فتح سرزمينهاي همسايه نه تنها بقاء اسلام را در امتداد تاريخ تضمين کرد بلکه موجب اسلام آوردن ملل ديگر نيز شد. 2- ابوبکر نيز مانند حضرت عمر 2 بار در طول عمر خود از نقطه نظر فکري و معنوي و مصلحت انديشي و استراتژيکي به اسلام، خدمات شاياني کرد بار اول به عنوان اولين مرد بالغي که بدون لحظه اي تامل به پيامبرصلی الله علیه و سلم ايمان آورد و بلافاصله پس از اسلام آوردن او 5 نفر از سرشناسان مکه تحت نفوذ فکري و شخصيتي او مسلمان شدند. و 23 سال بعد براي بار دوم دقيقا از همين نقطه نظر (دورانديشي و مصلحت نگري) نه تنها شورش اهل رده را سرکوب کرد بلکه آن جو آشوب زده را به محيطي با ثبات و امن و يکپارچه بدل کرد تا فقط 2 سال بعد پس از رحلتش، حضرت عمر توانست سه امپراطوري آن زمان را به زمين بزند. 
110.	محقق نادان شيعه مي گويد: براي اين فدک را از فاطمه گرفتند مبادا آنها با بذل و بخشش منافع فدک طرفداراني براي خود دست و پا کنند ولي از شدت بيسوادي نمي دانند که فقط دو سال بعد حضرت عمر فدک را پس داد و آنگاه بين مالکيت آن اختلاف شد!!
111.	درست است که بهترين گزينه علي بوده ولي بهترين گزينه در بهترين شرايط و بين بهترين فرهنگ و بهترين مردم جواب مي دهد. براي همين، علي پس از مرگ حضرت عثمان مي گويد: مرا رها کنيد و به سراغ ديگري برويد زيرا شما تحمل عدل مرا نداريد و همين شيخ مفيد شيعي نيز مي گويد: امام زمان براي اين ظهور نمي کند که دين اکثر مردم تقليدي است و به آن اعتمادي نيست. براي روشن شدن بهتر مطلب: مي‌دانيم که اورانيوم غني شده بهترين سوخت براي نيروگاه است ولي براي نيروگاه اتمي و نه براي نيروگاه ذغالي!
112.	من از روحانيون و علماء و محققين ايراني در تعجبم که چوب روزگار را خورده‌اند و باز هم حاضر نيستند دست از تعصب و دروغ بردارند. 
-	به قول خودتان 1400 سال است که در حوزه ها روي قوانين فقهي کار آکادميک شده و ما پيشرفته ترين قوانين (به خصوص از لحاظ قانون مدني) را در جهان داريم. تمام شئونات کشور در دست شماست. قرن قرن 21 است. با تمام امکانات رسانه اي و قواي انتظامي و دانشگاهها و... با اينهمه دست تقدير چنان کرد که شما روي کار بياييد و مجبور به تشکيل مجمع تشخيص مصلحتي شويد که دقيقا وظيفه اي ندارد جز تصويب قوانين مخالف اسلام!!! آنوقت شما متعصبانه 1400 سال به حضرت عمر گير داديد که چرا صيغه را حرام کرد؟(طبق ادعاي شيعه) بدون اينکه شرايط و اوضاع و احوال زمان او را بدانيد؟
-	400 سال بود از زمان صفويه،شبانه روز در کتابها و بالاي منبرها مي گفتيد: مگر مي‌شود پيامبرصلی الله علیه و سلم امت را بدون سرپرست رها کند و برود؟ و جانشين براي خودش تعيين نکرده باشد؟ آنگاه دست تقدير چنان کرد که شما حاکم شويد و بعد آيت الله خميني فوت کند بدون اينکه براي خودش جانشيني تعيين کرده باشد آنهم در شرايطي که تمام جهان به خصوص آمريکا و کشورهاي همسايه با ايران سر دشمني داشتند؟ و منافقان داخلي نيز بيکار نبودند. و آنگاه مجلس خبرگان يک شبه و به صورت فلته و ناگهاني يک نفر را درجه اجتهاد داده و به عنوان رهبر به مردم معرفي کرده و آيت الله منتظري هم هيچگاه نگفت که خلافت را از من غصب کرديد بلکه با رضايت تمام کنار کشيد. ممکن است بگويند: آقاي خميني مي‌دانست که مجلس خبرگان جانشين را تعيين مي کند. پس چطور پيامبري که (به قول شما)از غيب مطلع بود نبايد بداند که در عربستان شمالي هميشه انتخاب رهبر با راي اکثريت مردم بوده است؟ و اينکه اصحاب و مهاجرين مخلص و فداکارش به خوبي از عهده اين وظيفه بر مي آيند که بر هم آمدند. 
113.	اگر بنا شود حضرت عمر و ابوبکر پس از آنهمه خدمت و فداکاري، فقط به خاطر يک اشتباه، جهنمي شوند مطمئن باشيد تمام مردم كرة زمين جهنمي خواهند شد.
114.	عوام ما به قدري احمقند که فکر مي کنند روز درگذشت حضرت عمر روز 9 ربيع الاول است در حاليکه همه مورخين مي دانند روز 28 ذي الحجه روز شهادت حضرت عمر است. البته انسانهاي آگاه مي دانند که عمرکشان کاري است پايه ريزي شده توسط مستر همفر جاسوس انگليسي در ممالک اسلامي! آيا براي خريت، نهايتي هست؟ البته اين هم به نفع عمر تا به حسابش پس از گذشت 14 قرن هنوز هم صواب واريز شود. 
115.	شيعه براي به کرسي نشاندن عقايدش تمام قوانين عقلي و فطري و روانشناسي و... را به هم مي ريزد. به عنوان مثال: تاثير همنشين در روحيه و رفتار انسان امري مسلم است  سعدي نيز در شعر زيباي خود مي گويد:
گلـي نـاچيز در حمـام روزي     رسيد از دست محبوبي به دستم
بدو گفتم که مشکي ياعبيري     	کـه از بـوي دلاويز تو مستم
بگفتا من گلي ناچيز بودم    	  وليکـن مـدتي بـا گل نشستم
کمال همنشين در من اثر کرد     وگرنه من همان خاکم که هستم

اگر تمام کتب تاريخي را زير و رو کني به جز پيامبر اکرم و ساير صحابه، همنشيني براي حضرت عمر و ابوبکر پيدا نخواهي کرد. حال اينها در کنار چه کساني (البته طبق نظر شيعه) ح