چ نگوييم ز خير و ز شر
حشر محبان علي با علي       حشر محبان عمر با عمر
آقاي شاعر عزيز براي اينكه كسي با كسي محشور شود دوست داشتن صرف آن شخص كافي نيست. بلكه بايد علاوه بر دوست داشتن، شناختي حداقل نسبي از آن شخص داشته باشي و رفتار و كردارت نيز مانند او باشد. اكنون انسانهاي احمقي كه مانند شما از علي  بتي غير قابل دسترس ساخته اند كجا مي توانند او را بشناسند و مثل او رفتار كنند‌؟ ولي از آنجا كه حضرت عمر انساني بوده مانند بقيه انسانها با ماهيتي بشري پس سني ها براحتي مي توانند او را بشناسند و از او پيروي كنند. ولي تصويري كه شما از حضرت علي ارائه مي كنيد تصويري نيمه انساني نيمه خدايي و تا حدود زيادي دست نايافتني است پس نمي توانيد او را بشناسيد و مانند او رفتار كنيد پس با او محشور نمي‌شويد و چه بسا اين جهالت و تعصب باعث شود كه شما با ابوجهل محشور شويد! و براي همين در روز قيامت مات و مبهوت خواهيد شد. به قول شاعر: ما در چه خياليم و فلك در چه خيال
202.	آقاي تيجاني در كتب گرانقدر و علمي خود!!! به ابوبكر تاخته اند كه چرا مرتدين را كشته است و مي‌گويد ابوبكر طبق حديث پيامبر اكرم، حق نداشته گوينده لااله الا الله را بكشد ولي عجيب است كه اين محقق گرانقدر!! فراموش كرده كه حضرت علي در يك روز 4000 نفر عابد متقي حافظ قرآن را از دم تيغ گذراند(30)  فقط براي اينكه نخواست براي حفظ ظاهر هم كه شده يك كلمه توبه كند! براستي اگر بنا بر گرفتن ايراد باشد دست چه كساني پرتر و بازتر است؟
203.	منتهاي آمال و آرزوي شيعيان (منتهي الآمال) رسيدن به كليدهاي بهشت (مفاتيح الجنان) از طريق درياهايي از نور (‌بحارالانوار) است ولي من مي ترسم كه با اين خواب و خيالهاي خوش ايده‌آليستي و اوهام ماليخوليايي بچه گانه، سر از دوزخ درآورند! 
204.	آيا پاداش امتي كه تمام مال و جان و عمر خود را به پاي پيامبرصلی الله علیه و سلم و خدا ريخت اين بود كه عده اي آدم ظالم و منافق بر گردن آنها سوار شوند؟ آيا تعجب آور نيست كه اين نكته در هيچ كجاي تاريخ تكرار نشده و مطابق هيچ عقل و عرف و حتي عدالت خداوند نيست؟
205.	امام صادق  در حديثي فرموده اند هرجا در قرآن به كلمه منافق اشاره اي شده مصداق اتم و اكمل آن شيعيان هستند! جالب است كه بدانيم منافقين هر صدايي را عليه خود مي پندارند. مانند برخي از شيعيان كه هر حركتي را عليه خود و هر انتقادي عليه خرافات را با اتهام وهابي گري خرد مي كنند. و اگر در تاريخ، پشه اي از گوشه اي رد شده باشد آنرا ظلم به خود يا اهل بيت، قلمداد مي كنند و... 
206.	تنها كتابي كه قبل از اختراع چاپ، مكتوب شده و ذره اي تحريف در آن راه نيافته كتاب قرآن است و تنها ديني كه ياران پيامبر آن دين توانستند آنرا به خوبي حفظ كرده و بر مبناي آن تشكيل حكومت داده و حتي ساير ملل را نيز متمايل به آن دين كنند دين اسلام بوده. اكنون محقق شيعه چرا طبق خيالات ايده آليستي خود انتظار بيشتري از ياران پيامبرصلی الله علیه و سلم دارد و همه آنها را ـ به خاطر چند تحليل پوچ و چند افسانة مسخره ـ مرتد اعلام مي كند؟ والله اعلم.
207.	حضرت عيسي (ع) براي خود جانشيني معرفي نكرد و خود نيز جانشين كسي نبود (با اينكه پس از ايشان زمين دچار فترتي 600 ساله در انقطاع وحي بوده)  با اينهمه پس از غيبت و صعود او به آسمانها، مسيحيان، آنقدر درباره او غلو كردند كه گفتند او پسر خداست! براستي علت فوت زود هنگام تمام فرزندان پيامبرصلی الله علیه و سلم به خصوص فرزندان پسر ايشان چيست؟ چرا در قرآن مي‌فرمايد: [مَا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِنْ رِجَالِكُمْ وَلَكِنْ رَسُولَ اللهِ وَخَاتَمَ النَّبِيِّينَ وَكَانَ اللهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا] {الأحزاب:40}: محمد پدر احدي از مردان شما نيست و دقيقاً براي همين پيامبرصلی الله علیه و سلم به دخترش فاطمه مي گفته: ام ابيها: مادر پدرش و نه بنت ابيها: دختر پدرش. علت اعلام صريح بر عدم فرزندخواندگي زيد و آوردن صريح نام زيد در قرآن، و علت عدم تعيين جانشين، توسط پيامبرصلی الله علیه و سلم و خداوند، اين بوده است كه آن انحرافات و زياده رويهايي كه در ساير اديان الهي  به خصوص دين مسيحيت بوجود آمد در اين آخرين دين الهي بوجود نيايد.كسي را فرزند خدا و يا ولي و سايه او ندانند و با اين بهانه هاي واهي بر گرده مردم سوار نشوند. هر چند با كمال تاسف، عده‌اي غالي و رافضي بر مبناي عقايد مسيحي و ايراني و هندي و يهودي، چنين كاري را در زمان حضرت علي و ساير امامان، پايه ريزي كردند و قرنها بعد، پادشاهان صفوي آمدند و ميوة آنرا چيدند و اينك نيز...[وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ] {الشعراء:227}.
208.	تو يك سيب بخور در راه خدا يا يك نان ببخش در راه خدا ! هر دو كار پسنديده است. برخي مردم، كار درست و صحيح را انجام مي دهند و برخي ديگر كاري كه لازم است و بايد را انجام مي‌دهند. حضرت علي از دسته نخست و حضرت عمر از دسته دوم بوده اند. حضرت علي كار شايسته را انجام مي داده و حضرت عمر كار بايسته را. براي همين علي مردي شايسته بوده و حضرت عمر مردي بايسته. علي چون فردي شايسته بود در مقابل خوارج حتي حاضر نشد يك كلمه توبه مصلحتي كند و كار به جنگ كشيده شد ولي چون حضرت عمر فردي بايسته بود مسلماً اگر آنها مي خواستند صد بار هم توبه مي كرد. علي چون فردي شايسته بود براي پس از خود جانشيني تعيين نكرد ولي حضرت عمر چون فردي بايسته بود كار را به شوري واگذاشت. مسير و شريعت و راه يكي است: اسلام. اصول و فروع يكي است. ولي وسيلة حركت مي تواند متفاوت باشد. تشيع مي‌توانست مثل يك خودروي آخرين سيستم عمل كند ولي رانندگان احمق، چرخهاي آنرا پنچر كردند تا اينكه برادران اهل تسنن از ما جلو زدند. 
209.	بزرگترين هنر شيعه و نويسندگان و علماي شيعه بزرگ كردن نقاط ضعف ياران و اصحاب پيامبرصلی الله علیه و سلم است (آن هم بر مبناي روايات آحاد و بحثهاي كلامي) و اين نتيجه‌اي ندارد جز تضعيف اسلام در برابر ساير اديان. به يقين، برادران اهل سنت براي همين آبروداري هم كه شده در روز قيامت، بر شيعيان برتري پيدا كنند. 
210.	شايد مشاهدة گنبد و بارگاه و طلا و نقره ها و تزيينات آنها نوعي آرامش كاذب و مقطعي براي انسان داشته باشد ولي انسان را از فهم و درك آن آرامش عميق و دائمي كه در توحيد ناب، نهفته است باز مي‌دارد. و براي اين است كه دين شيعه قشري و سطحي است و عمقي ندارد. آري مواد مخدر نيز در ابتدا نوعي آرامش موقتي به انسن مي دهد و در دراز مدت چه؟
211.	يكي از دوستانم به عقايد من مرتب ايراد مي گرفت. روزي به او گفتم آيا تو مي‌تواني بدون استفاده از روايات تاريخي حتي نيم آيه از قرآن در تاييد عقايدت بياوري؟ گفت: نه. گفتم روحانيون مي‌گويند در هر علمي بايد به خبره آن علم رجوع كرد و در علوم فقهي به رساله‌ها رجوع كرد و... ما مي‌دانيم كه قبلا در حوزه‌ها حتي يك واحد تاريخ تدريس نمي شده شما يك استاد تاريخ از دانشگاه  بياور تا من با او بحث كنم.