 از اهل بيت،زنان و فرزندان پيامبران بوده است:1- سوره هود آيه 73 كه خطاب اهل‌البيت به همسر حضرت ابراهيم شده است. 2- سوره قصص آيه 12 كه خطاب اهل البيت به فرعون و همسر او شده است.
البته احاديث زيادي نيز وجود دارد كه پيامبر اكرم خانواده حضرت فاطمه را خطاب اهل بيت كرده است كه براي درك آن بايد خودمان را به شرايط همان زمان و مكان و فرهنگ ببريم: همانگونه كه از سياق تمامي آيات فوق بر مي آيد اعراب، اهل بيت را فقط منحصر در زنان يك نفر و فرزندان پسر او مي دانسته اند  و حتي براي عموي يك نفر اهميتي بسيار بالا در حد پدر آن شخص قائل بوده اند و دختر، اصلاً جزء هيچ كجا به حساب نمي‌آمده براي همين نيز آنها دختران خود را زنده به گور كرده و از خبر دختر دار شدن خود احساس شرم و گناه سنگين مي‌كرده اند. پيامبرصلی الله علیه و سلم با اين رفتار و عمل خود مي خواسته اند نه تنها جايگاه دختر را در خانواده ها تثبيت كنند بلكه به مردم بفهمانند كه دختر نيز جز اهل بيت يك خانواده به حساب مي آيد. و در حقيقت اين تبعيض را از ميان ببرند. جالب است كه ايشان  براي مدتي كه براي نماز صبح به مسجد مي رفته اند اين آيه را پشت در اتاق فاطمه مي‌خوانده‌اند و شما اگر به كلمات قبل اين آيه كه سفارش به نماز شده دقت كنيد مي‌فهيمد كه منظور پيامبرصلی الله علیه و سلم اين بوده كه هم آنها را جزو اهل بيت معرفي كند و هم به ايشان يادآوري كند كه خواندن نماز باعث پاكي است. نكته اي كه تحليل ما را قوياً اثبات مي‌كند اين است كه پيامبرصلی الله علیه و سلم در موارد متعدد ديگري فرموده اند: سلمان منا اهل البيت: سلمان از ما اهل بيت است (خوشبختانه شيعه اين روايت را كاملا قبول دارد) علت هم مشخص بوده: تثبيت موقعيت اجتماعي سلمان فارسي كه عرب نبوده و خانه و خانواده اي هم نداشته است. و اين كاملا مخالف عقيده رايج شيعه است كه اهل و بيت را منحصر در 5 نفر دانسته است و علاوه بر آن از مفاد آيه استنباط معصوميت مي كند. دو سوال مهمي كه اينجا پيدا مي شود اين است كه چرا سلمان نفر ششم نباشد؟ و چرا سلمان را معصوم نمي دانيد؟ البته با هيچ كلك و توجيهي نيز نمي‌توان  پاسخ اين سئوال مهم را داد!!!
•	در سلسله اسنادي كه روايات را منحصر در پنج نفر مي دانند نام عطيه (ابو سعيد)  به چشم مي خورد كه امام احمد و نسايي و بقيه او را ضعيف مي دانند. 
•	شيعه اين حديث را قبول دارد كه پيامبر اكرم فرموده اند: سلمان منا اهل البيت: سلمان از اهل بيت است ولي شما كه سلمان را معصوم نمي دانيد و مي گوييد اهل بيت فقط 5 نفر! البته اگر بنا بر توجيه و سفسطه باشد همه چيزي را مي توان ثابت كرد. در حديثي نيز ابي عمار به نبي اكرم مي گويد: آيا من هم از اهل بيت هستم؟ پيامبرصلی الله علیه و سلم مي‌فرمايند: و انت من اهلي: و تو از اهل مني! (4) 
-----------------------------------------------------------------------------------
1) وقتی برای یكی از آقایان این آیه را خواندم فرمودند این آیه را روز قیامت در پاسخ امتهای گنهكار می گویند . گفتم واقعا كه شما علمای عظام جه تصویر جالبی از قرآن درست كرده اید . تعداد فراوانی از آیات قرآن درباره معاد است بقیه هم كه مربوط به این جهان است را هر وقت كم می‌آورید  مربوط به معاد می كنید بقیه آیات هم كه یا ناسخ و منسوخ است و یا آیات احكام است و . . . پس كدام آیات به كار ما می آید .
2) مطمئنا این آیه مربوط به روز قیامت نیست . جزو آیات احكام یا آیات متشابه یا منسوخ و . . . نیست . گرچه ذهن خلاق برادران من در پتروشیمی روحانیت صفوی می تواند این آیه را هم براحتی توجیه و تفسیر و تاویل و . . . تحریف كند .
3) فرقان آیه 30 
4) مع الاثنی عشریه – علی سالوس – دارالتقوی ، مصر1-	مهمترين عامل در انجام هر تخلف يا گناهي: انگيزه و نيت جرم است. لطفاً پاسخ بفرماييد كه انگيزة حضرت ابوبكر و حضرت عمر از غصب خلافت چه بوده است؟ به عبارتي ديگر، اين افراد در زمان خلافتشان مرتكب چه اعمالي شدند كه ارزش جهنم رفتن را داشته باشد؟ آيا كاخي ساختند يا اقوام خود را روي كار آوردند يا به مردم، ظلم و ستم كردند يا شيوه و روشي جديد و ديني نو بنا نهادند؟ (در اينصورت آيا سكوت علي و مصلحت انديشي او ديگر جايز بود و معنا و فايده اي داشته؟) يا خلافت را در خاندان خود موروثي كردند؟ فقط مي ماند اين بهانة بچه گانه كه آنها حسادت كردند؟ ولي سئوال اينجاست: آيا يك نفر حسود،70 مرتبه در حق رقيبش مي گويد: لولا علي لهلك عمر و با دختر او ازدواج مي‌كند و با او مشورت مي كند و چندين بار به حديث  من كنت مولاه فهذا علي مولاه استناد مي كند!!! كه اگر معناي مولي خليفه مي شد محال بود هر سه خليفة اول، چندين بار به اين حديث، اشاره كرده باشند و... 

2-	چرا حضرت علي در قبال غصب خلافت، سكوت نمودند؟ اگر براي مصلحت بود پس چرا از رفتن حضرت عمر به ميدان جنگ ايران و روم جلوگيري كردند؟ و چرا با فرزندان خود حسن و حسين از حضرت عثمان در برابر شورشيان دفاع نمودند؟ آيا فقط يك سكوت كافي نبود تا خود به خود، مسائل به نفع علي، حل شود؟ 

3-	چرا در سقيفة بني ساعده حتي يك نفر هم به واقعة غدير اشاره نمي كند و حتي پس از آن در 2 سال و نيم خلافت حضرت ابوبكر و 10 سال خلافت حضرت عمر؟ (البته واقعة غدير صحت دارد ولي موضوع، مربوط به خلافت و تعيين جانشين، نبوده است و در آن يكي دو موردي هم كه 12 سال بعد در شوراي حضرت عمر، به آن اشاره شده از باب عنايت پيامبر به دوستي با علي بوده و نه خلافت علي) البته محققان شيعه با عرقريزان فراوان، پاسخهايي جدلي و كلامي به اين سئوال بسيار ساده و در عين حال، دشوار داده اند ولي پاسخ آنها پاسخ اين سئوال است كه چرا انصار براي انتخاب خليفه در سقيفه جمع شده اند. ولي سئوال ما چيز ديگري است: چرا كسي در سقيفه به واقعة غدير اشاره نمي‌كند‌؟ مگر نمي گوييد تعدادي از انصار در سقيفه مي‌گفتند ما فقط با علي بيعت مي كنيم پس دوست علي بودند پس چرا به واقعة غدير و نقض بيعت و پيمان الهي و سفارشات پيامبر اكرم، اشاره اي نمي كنند؟ و فقط مي‌گويند كما با علي بيعت مي كنيم. (عجيب است مگر در غدير خم بيعت نكرده بودند در اين صورت بايد مي گفتند ما بيعت خود با علي را نمي شكنيم. ضمنا هنوز كسي انتخاب نشده بوده كه بخواهد خفقان براه بيندازد)  اگر هم بگوييد: اشاره شده ولي مورخين از ترس حكومتهاي سني، ثبت نكرده اند پس چگونه اصل واقعه (يعني واقعه غدير خم) توسط 110 نفر از صحابه، نقل و در تاريخ ثبت شده ولي اشارة به آن ثبت نشده است؟!!!! 
4-	شما طبق حديثي مي گوييد: علي خير البشر (علي بهترين بشر است. البته در اينكه حضرت علي فردي بسيار والا با كمالاتي بي حد بوده اند شكي نيست ولي چرا ما بايد مقام نبي اكرم و ساير پيامبران الهي را پايين بياوريم؟ و اگر اينها غلو نيست پس غلو چيست؟) در قرآن كريم خطاب به نبي اكرم آمده: [قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ] {الكهف:110}: بگو من نيز بشري مانند شما هستم. پس چرا نبايد پيامبرصلی الله علیه و سلم خير بشر باشند؟
5-	چرا شيعه در سه قرن ا