ا السلام سوار بر شتر های ماده ، که افسارشان از لیف خرما بوده، و عبا و ازارهایی از پوست پلنگ برتن داشته اند، لبیک گویان برای حج خانه ی خدا از همین وادی می گذشته اند. ) (اسناد حسن) 
قبلاً در داستان نوح علیه السلام به روایت امام طبرانی نیز همین حدیث را آورده بودیم که در آن روایت ، نوح وهود وإبراهيم، بودند.

IslamQT.Com 
اسلام-قرآن و تفسیر
============
منبع: سایت القصة فی القرآن الکریم
<?xml version='1.0' encoding='UTF-8' standalone='yes' ?><html><body><a class="text" href="w:text:106.txt">احاديث مشهورى كه ضعيف هستند (44)</a><a class="text" href="w:text:107.txt">علم حدیث و هدف از آن  </a><a class="text" href="w:text:108.txt">حدیث و سنت</a><a class="text" href="w:text:109.txt">شکاف میان فقه و روایت و درمان این مشکل</a><a class="text" href="w:text:110.txt">مختصری درباره جرح و تعدیل 20 راوی</a><a class="text" href="w:text:111.txt">منظور از مقدم بودن جرح بر تعدیل </a></body></html>احاديث مشهورى كه ضعيف هستند (44)

131- « الدعاء سلاح المؤمن، وعماد الدين، ونور السموات والأرض» "سلسلة الأحاديث الضعيفة" (شماره 179).
131- «دعا سلاح مؤمن، و ستون دین، و نور آسمانها و زمین است».
این حدیث دروغ و جعلی است.

132- «إن الرزق لا تنقصه المعصية ولا تزيده الحسنة، وترك الدعاء معصية» "سلسلة الأحاديث الضعيفة" (شماره 181).
132- «روزی انسان با گناه کم نمیشود و با نیکوکاری و حسنات زیاد نمی شود، و ترک دعا گناه است».
این حدیث دروغ و جعلی است.

133- «دفن البنات من المكرمات» "سلسلة الأحاديث الضعيفة" (شماره 186).
133- « در گور كردن دختران از كرم و بزرگواری است».
این حدیث دروغ و جعلی است.
باز به روایت عكرمه از ابن عباس نوشته اند كه چون رقيه همسر عثمان بن عفان فات کرد، به پیامبر صلی الله علیه وسلم تعزيت گفتند، و فرمود: «الحمد لله، دفن البنات من المكرمات».
این حدیث هم دروغ و جعلی است.

134- «إن الله تعالى ينزل على أهل هذا المسجد - مسجد مكة - في كل يوم وليلة عشرين ومئة رحمة: ستين للطائفين، وأربعين للمصلين، وعشرين للناظرين» "سلسلة الأحاديث الضعيفة" (شماره 187).
134- «خدای متعال بر اهل این مسجد – یعنی مسجد الحرام – در هر شب و روز صدوبیست رحمت نازل می فرماید: شصت رحمت برای طواف کنندگان، و چهل رحمت برای نمازگزاران، و بیست رحمت هم برای کسانی که مسجد را مناظره می کنند».
حدیث دیگری است با لفظ : «إن الله تعالى ينزل في كل يوم مئة رحمة: ستين منها على الطائفين بالبيت، وعشرين على أهل مكة، وعشرين على سائر الناس».
یعنی: «خدای متعال در هر روز یکصد رحمت بر بندگانش نازل می کند؛ شصت رحمت بر طواف کنندگان کعبه، و بیست رحمت برای ساکنان مکه، و بیست رحمت برای سایر مردم».
این حدیث هم ضعیف است.

135- « الجمعة حج الفقراء» یا «الجمعة حج المساكين» "سلسلة الأحاديث الضعيفة" (شماره 191).
135- «نماز جمعه حج فقراء و مساکین است».
این حدیث موضوع و جعلی است، و در لفظ دیگری چنین آمده است :
« الدجاج غنم فقراء أمتي، والجمعة حج فقرائها».
یعنی: «مرغ، گوسفند فقیران امت من است، و نماز جمعه حج آنهاست».
علاوه بر علامه البانی که حدیث را موضوع و ساختگی معرفی کرده، صغاني در "الأحاديث الموضوعة" (ص 7) و ابن الجوزي در"الموضوعات" (3 / 8) آنرا جعلی دانستند، و حافظ عراقی در "تخريج الإحياء" (4/166) آنرا ضعیف دانسته است.
علم حدیث و هدف از آن

اگر بین کلمات «علم» و «حدیث»، حرف «به» را اضافه کنیم چنین جمله های خواهیم داشت: «علم به حدیث»، یعنی «دانش حدیث شناسی».
این علم به ما این توانایی را می‌دهد که صحت و یا عدم صحت احادیث روایت شده از پیامبر(ص) را مشخص کنیم.
و اکنون این سؤال مطرح است: آیا می‌توان از این علم برای شناسایی صحت و یا عدم صحت هر نوع نقل قولی از گذشتگان کمک گرفت؟ جواب واضح است: بله.
می‌توان به جای کلمه‌ی حدیث، لفظ عام‌تر روایت را به کار برد و ترکیب را علم روایت (علم به روایت) نامید تا هر نوع روایتی را که از گذشته به ما رسیده است شامل شود و قادر به شناسایی هر نوع نقل قول و روایت تاریخی باشیم.
بنابراین، تاکنون فهمیدیم که هدف از این علم، نشان دادن روشی است که صحت و سقم روایات گذشتگان را به ما می‌آموزد.
حدیث و سنت

تعریف حدیث: 
الف) حدیث در لغت عبارتست از هر آنچه که ضد قدیم باشد. و عبارتست از: هر کلامی که بوسیله ی آن سخن گفته شود و نقل گردد و به انسان ابلاغ شود. قرآن می فرماید: «وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللّهِ حَدِيثًا» (نساء 87).
یعنی: و راستگوتر از خدا در سخن‌ كيست‌؟
و می فرماید: «فَلْيَأْتُوا بِحَدِيثٍ مِّثْلِهِ إِن كَانُوا صَادِقِينَ» (طور 34). 
یعنی: اگر راست مى‏گويند سخنى همانند آن بياورند.
در این آیه خداوند تبارک و تعالی کتاب خویش را حدیث نامیده است.
و باز می فرماید: «وَإِذْ أَسَرَّ النَّبِيُّ إِلَى بَعْضِ أَزْوَاجِهِ حَدِيثًا» (تحریم3).
یعنی: و آن‌گاه‌ كه‌ پيامبر با برخی‌ از همسران‌ خود سخنی‌ نهانی‌ گفت.
ب) و حدیث در اصطلاح عبارتست از: هر آنچه که از قول یا فعل یا تقریر(1) یا صفتی (ظاهری یا اخلاقی) که به پیامبر صلی الله علیه وسلم نسبت داده می شود.(2)
و جمهور گفته اند حدیث عبارتست از: هر آنچه که به پیامبر صلی الله علیه وسلم یا صحابی یا تابعی نسبت داده می شود. (3)

تعریف سنت:
الف) سنت در لغت عبارتست از: طریق و روشی که بر انجام آن مواظبت شود، بگونه ای که فعل به موجب آن تکرار گردد؛ مانند این فرموده ی الله تعالی: «سُنَّةَ اللَّهِ فِي الَّذِينَ خَلَوْا مِن قَبْلُ وَلَن تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلًا» (احزاب62 ).
یعنی: اين سنّت خداوند در اقوام پيشين است، و براى سنّت الهى هيچ گونه تغيير نخواهى يافت. و سنت انسان، یعنی روشی که به آن ملتزم گشته و بر انجام آن مواظبت می کند حال چه آن روش پسندیده باشد یا نکوهیده.(4)
ب) در تعریف اصطلاحی، سنت نزد علما تعاریف جداگانه ای دارد بگونه ای که فقها و اصولیین و محدثان هر یک تعاریف مجزایی از سنت ارائه داده اند:
‏1- در اصطلاح فقها: بعضی از فقها سنت را بر عبادات مستحب یا نوافلی که از پیامبر صلی الله علیه ‏وسلم نقل شده است اطلاق کرده اند. بر این اساس عباداتی که حکم واجب را ندارند، سنت یا مستحب ‏یا مندوب گویند. البته اگر به کتابهای فقهی نظر شود متوجه می شویم که در نزد فقها اطلاق کلمه ی ‏سنت فقط مربوط به امورات مستحب در باب عبادات نمی شود؛ بلکه شامل عبادات و غیر آن نیز می ‏شود.‏
و گاهی در کلام بعضی از فقها، سنت به مقابل بدعت اطلاق می گردد، مثلا گفته می شود: فلان عمل ‏مطابق سنت است؛ هرگاه آن عمل موافق عمل پیامبر صلی الله علیه وسلم باشد، و فلان عمل بدعت ‏است؛ هرگاه بر خلاف روش پیامبر صلی الله علیه وسلم انجام پذیرد.(5) امام شوکانی در «ارشاد الفحول» می ‏گوید: «سنت بر نقطه مقابل بدعت اطلاق می گردد، مثل اینکه گفته می شود: فلانی از اهل سنت است». ‏و وقتی کسی بر اساس کردار پیامبر حرکت کند خواه عملی باشد که قرآن بر آن دلالت کند یا نه، گفته ‏می شود: فلانی پیرو سنت می باشد و هر گاه خلاف آن عمل کند گفته می شود: فلانی بدعت گذار است.‏
‏ در این تعریف، مستحب یا واجب بودن عمل مد نظر نیست، بلکه معیارِ سنت بودن فعل، موافقت آن ‏عمل با عمل پیامبر صلی الله علیه وسلم است، حال چه آن عمل جزو واجبات باشد و یا جزو مستحبات.‏
2- در اصطلاح اصولیین: سنت از نگاه اصولی ها اصلی از اصول احکام شرعی و دلیلی از دلایل است که بعد از قرآن کریم قرار می¬گیرد و عبارتست از: هرچیزی که از پیامبر صلی الله علیه وسلم از قول یا فعل یا تقریر صادر شده باشد.(6) بر این اساس سنت در نزد علمای اصول عبارتست از منقولات و نصوصات شرعی که غیر از قرآن کریم باشد، یعنی کلام رسول الله صلی الله علیه وسلم یا فعل او را به عنوان سنت می شناسند. مثلا پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «لا ضَرَرَ وَ لا ضِرار»(7) حال از نظر یک اصولی این سخن نه کلام الله است و نه اجماع و نه قیاس، بلکه داخل در سنت می باشد، و این سخن جزو ادله ی نقلی می باشد که داخل در قرآن نیست بلکه جزو نصوصی است که از پیامبر صلی الله علیه وسلم صادر گشته است.
3- سنت در اصطلاح محدثین: سنت مترادف با حدیث است؛ یعنی عبارتست از: هر آنچه که از قول یا فعل یا تقریر یا صفتی (ظاهری یا اخلاقی) که به پیامبر صلی الله علیه وسلم نسبت داده می شود. بر اساس این تعریف هر چیزی که از پیامبر صلی الله علیه وسلم چه قبل از نبوت و چه بعد از آن منقول باشد داخل در معنای سنت خواهد بود. (8)
می بینیم که برای هر کدام از تعاریف وجهه ای وجود دارد؛ مثلا غرض محدثان شناخت اقول و افعال و تقریرات و صفات پیامبر صلی الله علیه وسلم و نقل آنها برای مردم است بدون اینکه حکم شرعی را ثابت کنند، همانطور که اخبار و شمایل و داستان‌ها و صفات اخلاقی و خلقتی ایشان را بیان کرده‌اند. علمای اصول از این جهت که سنت یکی از مصادر شریعت می باشد آنرا مورد توجه قرار داده اند و لذا صفات (ظاهری و اخلاقی) برای آنها مهم نیست، و از آن سو به اقوال و افعال و تقریرات ایشان توجه می‌کنند که احکام افعال بندگان را از جهت حرام بودن یا واجب بودن و یا مباح بودن و غیره در بر می‌گیرد. اما فقها از ناحیه ی دلالت سنت بر حکم شرعی به آن می نگرند، زیرا سنت از پیامبر صلی الله علیه وسلم صادر گشته است و آنها در پی یافتن حکم شرع بر افعال بندگان از جهت اباحه یا تحریم یا وجوب یا استحباب یا کراهت هستند. 

----------------------
1) تقریر به این معنی است که در حضور پیامبر صلی الله علیه وسلم کاری صورت گرفته باشد و ایشان آن را رد نکرده باشند، و یا در غیاب پیامبر صلی الله علیه وسلم قولی گفته شود یا فعلی انجام گردد و سپس آنرا به پیامبر صلی الله علیه وسلم ابلاغ کنند و ایشان آنرا تایید کند یا رد ننماید.
2) مثال هایی برای قول و فعل و تقریر در بخش اول این کتاب خواهد آمد.
3) لمحات في أصول الحدیث؛ دکتر محمد ادیب صالح، ص28.
4) الوجیز في أصول الفقه؛ دکتر عبدالکریم زیدان، ص161.
5) الوجیز في أصول الفقه؛ دکتر عبدالکریم زیدان، ص161.
6) الوجیز في أصول الفقه؛ دکتر عبدالکریم زیدان، ص161.
7) یعنی: نه به خود زیان برسانید و نه به دیگران. (صحيح – روايت ابن ماجه و السلسلة الصحيحة؛ شماره250).
8) لمحات في أصول الحدیث؛ دکتر محمد ادیب صالح، ص32.
شکاف میان فقه و روایت و درمان این مشکل
نویسنده : محمد غزالی / مترجم: داود ناروئی

در دوران اضمحلال فرهنگی، مرزهایی ساختگی میان مکاتب فقهی، کلامی و عرفانی کشیده شد. در نهایت قضیه به جایی رسید که هر مکتبی یک دولت مستقل با هواداران، پرچم و هویت مخصوص به شمار می رفت. این اوضاع گمراه کننده پیامدهای ناخوشایندی بر استحکام صفوف و ا