 مبعوث کرد و بعد از قلب محمد بهترین قلب‌ها قلوب اصحاب او بود، بنابراین خداوند آنها را وزیرانی برای پیامبرش گرداند. مسند احمد 1/379.

[8]- مسند احمد 3/198.

[9]- الاستیعاب 1/8.

[10]- الاصابه 1/17.

[11]- برای توضیح بیشتر به کتاب: (صحابة رسول الله في الکتاب والسنة) باب چهارم مبحث عدالة الصحابة مراجعه کنید.

[12]- الکفایه فی علم الروایه ص 96.چه كساني عدالت اصحاب را خرده مي گيرند؟
چهار گروه عدالت اصحاب را مورد عيب‌جويي قرار مي‌دهند، گروه اول شيعه، و گروه دوم خوارج، و گروه سوم نواصب و گروه چهارم معتزله هستند، و مخالفت همه اينها در اجماع مسلمين تاثير ندارد، چون نظر اينها اعتباري ندارد. و آنها به دلايل زير به اصحاب طعنه مي‌زنند. 

اول: اينكه بعضي از اصحاب پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- مرتكب گناه شده‌اند.

دوم: اينكه بعضي از اصحاب طبق تصريح قرآن و سنت منافق بوده‌اند.

سوم اينكه: مي‌گويند اگر همه اصحاب عادل شمرده شوند پس بايد همه آنها برابر باشند و وقتي كه مقام همه برابر نيست پس همه عادل نيستند.

چهارم: مي‌گويند دليلي بر عدالت همه اصحاب پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- وجود ندارد. 

پاسخ: اينكه بعضي از آنها مرتكب گناه شده‌اند، به عدالت آنها زياني وارد نمي‌كند، چنان كه بيان كرديم. و ما مي‌گوييم آنها عادل هستند و معصوم نيستند.

و اما اينكه مي‌گويند بعضي از اصحاب منافق بوده‌اند اين دروغ است. و منافقان از اصحاب نيستند، چون صحابي به كسي گفته مي‌شود كه در حالي كه ايمان داشته پيامبر را ديده است و بر ايمان وفات يافته است، و منافقان در حال ايمان پيامبر را نديده‌اند و نيز بر ايمان نمرده‌اند، بنابراين تعريف صحابي آنها را شامل نمي‌شود.

اما اينكه مي‌گويند اگر بگوييم اصحاب همه عادل هستند از اين لازم مي‌شود كه همه را برابر قرار دهيم، بايد گفت كه اين درست نيست و لازم نمي‌شود كه همه را برابر قرار دهيم، ابوبكر از همه اصحاب پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- افضل و برتر است و بعد از او عمر و بعد از او عثمان و بعد از او علي و بعد از او ديگر ده نفري كه به بهشت مژده داده شده‌اند افضل و برترند، و بعد از آنها اهل بدر و بعد از آنها اهل بيعت الرضوان افضل و برترند، پس اصحاب در فضيلت و برتري برابر نيستند، چنان كه خداوند متعال مي‌فرمايد: ﴿وَمَا لَكُمْ أَلَّا تُنْفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلِلَّهِ مِيرَاثُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لا يَسْتَوِي مِنْكُمْ مَنْ أَنْفَقَ مِنْ قَبْلِ الْفَتْحِ وَقَاتَلَ أُولَئِكَ أَعْظَمُ دَرَجَةً مِنَ الَّذِينَ أَنْفَقُوا مِنْ بَعْدُ وَقَاتَلُوا وَكُلّاً وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَى وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ﴾. (الحديد:10). «چه عذرى براى شماست كه در راه خدا انفاق نمى‏كنيد در حالى كه ميراث آسمانها و زمين همه از آن خداست (و كسى چيزى را با خود نمى‏برد)! كسانى كه قبل از پيروزى فتح مكه انفاق كردند و جنگيدند (با كسانى كه پس از پيروزى انفاق كردند) يكسان نيستند; آنها بلندمقامتر از كسانى هستند كه بعد از فتح مكه انفاق نمودند و جهاد كردند; و خداوند به هر دو وعده نيك داده; و خدا به آنچه انجام مى‏دهيد آگاه است و پاداش آن را به شما خواهد داد».

و وقتي پيامبران در فضل و برتري برابر نيستند چنان كه خداوند مي‌فرمايد: ﴿تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ﴾. (البقرة: 253). «بعضى از آن رسولان را بر بعضى ديگر برترى داديم» اين پيغمبران بعضي از ايشان را بر بعضي ديگر برتري داده‌ايم پس اصحاب هم اينگونه هستند.

اما اينكه مي‌گويند دليلي بر عدالت همه اصحاب وجود ندارد، پيش‌تر دلايلي از قرآن و سنت در اين مورد بيان شد، و ترديدي نيست كه بدعت‌گذاران از دلايلي استدلال كرده‌اند ولي ما قبل از بيان دلايل آنها گفتة الهي را ذكر مي‌كنيم كه مي‌فرمايد: ﴿هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ﴾. (آل عمران: 7). 

«او كسى است كه اين كتاب (آسمانى) را بر تو نازل كرد، كه قسمتى از آن، آيات «محكم‏» ( صريح و روشن) است; كه اساس اين كتاب مى‏باشد; (و هر گونه پيچيدگى در آيات ديگر، با مراجعه به اينها، برطرف مى‏گردد.) و قسمتى از آن، «متشابه‏» است ( آياتى كه به خاطر بالا بودن سطح مطلب و جهات ديگر، در نگاه اول، احتمالات مختلفى در آن مى‏رود; ولى با توجه به آيات محكم، تفسير آنها آشكار مى‏گردد.) اما آنها كه در قلوبشان انحراف است، به دنبال متشابهاتند، تا فتنه‏انگيزى كنند (و مردم را گمراه سازند); و تفسير (نادرستى) براى آن مى‏طلبند; در حالى كه تفسير آنها را، جز خدا و راسخان در علم، نمى‏دانند. (آنها كه به دنبال فهم و درك اسرار همه آيات قرآن در پرتو علم و دانش الهى) مى‏گويند: «ما به همه آن ايمان آورديم; همه از طرف پروردگار ماست.» و جز صاحبان عقل، متذكر نمى‏شوند (و اين حقيقت را درك نمى‏كنند)».

پس كساني كه مي‌گويند اصحاب عادل نيستند شبهاتي از كتاب خدا و از سنت پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- دارند. و اينك اين شبهات را بيان مي‌كنيم و به آن پاسخ مي‌دهيم.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:93.txt">شبهه اول: استدلال به حديث حوض در طعن اصحاب</a><a class="text" href="w:text:94.txt">شبهه دوم :استدلال به آيه ﴿مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ) در طعن اصحاب</a><a class="text" href="w:text:95.txt">شبهه سوم: در واقعه حديبيه</a><a class="text" href="w:text:96.txt">شبهه چهارم: ادعاي شان مبني بر تخلف اصحاب از لشكر اسامه </a><a class="text" href="w:text:97.txt">شبهه پنجم: كشته شدن مالك بن نويره به دست خالد بن وليد</a><a class="text" href="w:text:98.txt">شبهه ششم: مي‌گويند معاويه حجر بن عدي را كه صحابي بود ظالمانه كشت</a><a class="text" href="w:text:99.txt">شبهه هفتم: ماجراي فدك و اختلاف ابوبكر وفاطمه</a><a class="text" href="w:text:100.txt">شبهه هشتم: گفتار عمر دربارة بيعت ابوبكر الصديق</a><a class="text" href="w:text:101.txt">شبهه نهم: استدلال به حديث كاغذ وقلم در طعن اصحاب</a><a class="text" href="w:text:102.txt">شبهه دهم: عمر بن الخطاب -رضی الله عنه- از حج تمتع و از ازدواج موقت نهي كرد</a><a class="text" href="w:text:103.txt">شبهه يازدهم: استدلال به آيات ابتداي سوره تحريم در طعن عايشه و حفصه </a><a class="text" href="w:text:104.txt">شبهه دوازدهم: مي‌گويند معاويه زياد بن ابيه را برادر و پسر پدرش قرار داد </a></body></html>شبهه اول: اهل بدعت اين حديث را به عنوان شبه‌اي در عدالت اصحاب ارائه مي‌دهند، پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- در مورد حوض مي‌گويد: مرداني بر من وارد مي‌شوند كه من آنها ر