ت‌کننده نبايد نزد مريض، زياد از دنيا سخن بگويد و زياد شوخي کند و حرف‌هاي غيرمناسب به زبان آورد، بلکه مدت عيادت را کوتاه کند و برود.پل های دوستی

تألیف :
دکتر عائض‌بن عبدالله قرنی

ترجمه : 
عبدالقادر ترشابی<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:31.txt">تشييع‌جنازه </a><a class="text" href="w:text:32.txt">آداب جنازه و تعزيت</a></body></html>تشييع‌جنازه 

فضيلت تشييع‌جنازه
رسو‌ل‌خدا -صلى الله عليه وسلم- مي‌فرمايد:

«إذا ماتَ فاتّبعهُ»[1].

(هرگاه مسلمان فوت کرد در تشييع‌جنازه‌اش شرکت کن).

اين، يکي ديگر از حقوق مسلمان بر مسلمان است. حتي بعد از اينکه جسم‌اش بي‌روح شود و روحش به اعلي عليين برود، باز هم بايد در تشييع‌جنازه‌اش شرکت کني و حقوقش را ادا نمايي و هنگام نماز خواندن بر او، برايش شفاعت و طلب رحمت کني و هنگامي که به خاک سپرده شد، دعا کردن در حقش را ادامه دهي و براي او غائبانه، دعا کني.

اين است اخوت اسلامي و پيمان ايماني و حقوقي که مسلمان بر مسلمان دارد که فقط به دوران حياتش محدود نمي‌شود. بلکه پس از وفاتش نيز ادامه دارد.

حديثي را ترمذي با سندي ضعيف، روايت مي‌کند که رسول‌الله فرمود:

«مَنْ تبعَ جنازةً وحملها ثلاثَ مرّاتٍ فقدْ قضي ما عليهِ منْ حقّها»[2].

(هر کس، جنازه‌اي را تشييع کند و سه بار آن را بر دوش نهد، حقي را که آن جنازه بر او دارد ادا نموده است).

در حديثي ديگر که بخاري و مسلم آن را روايت کرده‌اند، رسول‌الله -صلى الله عليه وسلم- فرمود:

«من شهدَ الجنازةَ حتى يصلّي عليهَا فلهُ قيراطٌ وَمنْ شهدها حتى تدفنَ فلهُ قيراطان». قيلَ: و مَا القيراطانِ؟ قالَ: «مثلُ الجبلينِ العظيمينِ»[3].

(هر کس، در تشييع‌جنازه‌اي حاضر شود و تا زماني که نماز مي‌خوانند بماند، يک قيراط پاداش به او مي‌رسد. و هر کس به حضورش ادامه دهد تا اينکه ميت دفن گردد، دو قيراط به او مي‌رسد) پرسيدند: دو قيراط، چقدر است؟ فرمود: (به اندازه دو کوه بزرگ است).

خوانندگان گرامي! مشاهده کنيد که چه کار آساني است و چه پاداش بزرگي دارد.
--------------------------------------------------------------------------------
[1]. مسلم (2162).
[2]. روايت ترمذي (1041) و مي‌گويد: اين، حديث غريبي است. همچنين آلباني آن را در ضعيف‌الجامع (5513) ضعيف دانسته است.
[3]. بخاري (2/90) و مسلم (945).آداب جنازه و تعزيت
حرکت کردن پيشاپيش جنازه، سنت است و فضيلت هم همين است. ابن عمر -رضي الله عنهما- مي‌گويد: 

«رأيتُ النّبي صلى اللهُ عليهِ وسلّم وأبا بکرٍ وعمرَ يمشونَ أمامَ الجنازة»[1].

(نبي اکرم -صلى الله عليه وسلم-، ابوبکر و عمر -رضی الله عنهما- را ديدم که پيشاپيش جنازه، حرکت مي‌کردند).

پس حرکت کردن در جلوي جنازه، براي شخص پياده، سنت است اما کسي که سواره مي‌رود، پشت سر جنازه حرکت کند. همچنين اگر شخص پياده، پشت سر جنازه حرکت کند، اشکالي ندارد.

ام عطيه -رضي الله عنها- مي‌گويد: 

«نهينا عن اتّباعِ الجنائز ولمْ يعزمْ علينا»[2].

(ما زنان از شرکت در تشييع‌جنازه، منع شديم اما اين منع، قطعي نبود).

پس لازم است که زنان از شرکت در تشييع‌جنازه، جلوگيري شوند. زيرا زن از نظر عاطفي، ضعيف است و بي‌تابي مي‌کند و چه بسا که دچار فتنه گردد و نسبت به قضا و قدر الهي، اظهار ناخشنودي کند. پس زن، هرچند که پير هم باشد، حق شرکت در تشييع‌جنازه را ندارد.

گفتني است که در جوامع ما عاداتي وجود دارد که مخالف با شريعت است و علما ـ که خداوند به آنها جزاي خير بدهد ـ قلم بدست گرفته، آنها را تبيين کرده‌اند. خطاها را روشن ساخته و به کارهاي خوب، اشاره کرده‌اند. برخي از اين عادات، عبارتند از:

اجتماع کردن براي تعزيت، برپا کردن خيمه و غذا دادن، گريه با صداي بلند و نوحه‌خواني، زدن به سر و صورت، پاره کردن گريبان و نارضايتي از تقدير خداوند.

همچنين شوخي کردن و خنديدن در مراسم تعزيت، طوري که توجه حاضران را به خود جلب نمايد و يا صحبت‌هاي طولاني در امور دنيا، و انجام کارهاي ديگري که علما به بيان آنها پرداخته‌اند، خلاف شرع مي‌باشد.

آنچه تاکنون بيان گرديد، تعدادي از پل‌هاي محبت بود که رسول رحمت -صلى الله عليه وسلم- آنها را بيان فرمود و ياران بزرگوارش به آن صفات، آراسته گرديدند و اين ويژگي‌ها را در عالم واقع، تحقق بخشيدند و اجابت آنها در تمام ابعادش، بي‌نظير بود. و اين امور اخلاقي، دلهايشان را مالامال ساخت تا جايي که در سويداي قلب‌شان، جاي گرفت و ثمره‌اش هم آشکار گرديد و اين گونه به قله‌هاي رفيع فضيلت، عروج کردند. عروجي که بجز بندگان خالص خدا و متمسکان به کتاب و سنت و اخلاق اسلامي، کسي ديگر نمي‌تواند بدانجا برسد.

در پايان، خدا را سپاس مي‌گوييم که همچنان دروازه، باز است و اسباب (صعود) به همه عرضه مي‌شود. پس بر ما نيست مگر اينکه با خدا تجارت کنيم و اين تجارت، زماني تحقق مي‌يابد که متخلق به اخلاق اين نسل بزرگ (صحابه) بشويم.

اگر اين کار را انجام دهيم و راه صحابه را در پيش گيريم، به بالاترين رتبه‌اي که ممکن است بشريت، در روي زمين به آن دست يابد، خواهيم رسيد. يعني به جايي که فرشتگان، با ما مصافحه کنند.
----------------------------------------------
[1]. روايت ابوداود (1379) و ترمذي (1007، 1008) و نسائي (1944) و مي‌گويد: اين، اشتباه است. بلکه مرسل بودن حديث، درست است و روايت ابن ماجه (1482) و احمد (2/8). و در مورد صحت اين حديث به‌التلخيص الحبير (2/118، 119) مراجعه کنيد.
[2]. بخاري (2/78) و مسلم (938).<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:34.txt">1. فرو بردن خشم</a><a class="text" href="w:text:35.txt">2.عدم کينه‌توزي</a><a class="text" href="w:text:36.txt">3. بذل مال و آبرو در راه خدا</a><a class="text" href="w:text:37.txt">4. خصومت‌ها را پايان دهيد و براي صلح، تلاش کنيد</a><a class="text" href="w:text:38.txt">5.محاسبه‌ي نفس</a></body></html>آيين دوست‌يابي
 
ارزش‌هاي والايي که صحابه براساس آنها، تربيت شدند
فن تسخير قلب‌ها را از سيرت، ميراث و دعوت نبي‌اکرم -صلى الله عليه وسلم- آموخته‌ايم و براساس آن، تربيت مي‌شويم آن‌گونه که پيشگامان نخستين اين امت يعني سلف صالح رضوان‌الله‌عليهم اجمعين تربيت شدند. و در اين بحث کوتاه به بيان برخي از عناصري که اين فن بزرگ بر آنها استوار است، مي‌پردازيم:

1. فرو بردن خشم

خداوند اصول اين فن را در قرآن کريم بيان داشته است و رسول اکرم -صلى الله عليه وسلم- نيز با سخن، عمل و اخلاق برجسته‌اش، آنها را به ما آموخته است. خداوند متعال مي‌فرمايد:

﴿وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ﴾ 

(آل عمران: 134).

«پرهيزگاران، کساني هستند که خشم خود را فرو مي‌برند و از مردم، گذشت مي‌کنند و خداوند نيکوکاران را دوست مي‌دارد».

علما مي‌گويند: در آيه فوق، براي مسلمانان سه منزلت متفاوت، بيان شده است: مبتديان، ميانه‌روها و پيشگامان.

الف ـ مبتديان: کساني هستند که اگر به آنان، بي‌احترامي مي‌شود، خشم خود را فرو مي‌برند و براي تسکين خاطر خود، در مجالس از آنان، سخن نمي‌گويند 