يامت، طبق آيه‌ي سوره‌ي احقاف، اعمال انسان را وزن مي‌نمايد:

﴿أُولَئِكَ الَّذِينَ نَتَقَبَّلُ عَنْهُمْ أَحْسَنَ مَا عَمِلُوا وَنَتَجَاوَزُ عَنْ سَيِّئَاتِهِمْ فِي أَصْحَابِ الْجَنَّةِ وَعْدَ الصِّدْقِ الَّذِي كَانُوا يُوعَدُونَ﴾.                                  (احقاف: 16)

«آنان، کساني هستند که اعمال خوب‌شان را مي‌پذيريم و همانند ساير بهشتيان، از بدي‌هايشان، درمي‌گذريم. اين، وعده‌ي راستين است که هميشه، به آنها داده مي‌شد».

خداوند در آيه‌ي فوق، بيان مي‌فرمايد: که بهشتيان، بدي‌ها و اشتباهاتي دارند ولي خداوند از آنها درمي‌گذرد. همچنين، آنان گناهي نيز دارند اما چنانچه حديث مي‌گويد: 

«إِذَا كَانَ الْمَاءُ قُلَّتَيْنِ لَمْ يَحْمِلْ الْخَبَثَ»[4].

(هرگاه، آب به اندازه‌ي دو قله رسيد يعني زياد شد، پليد نمي‌شود).

بعضي از مردم، آب (نيکي) اندکي دارند به طوري که هر چيز کوچکي مانند قطره هم در آن، تأثير مي‌گذارد. ولي برخي ديگر، از فضايل و خوبي‌هاي زيادي مانند شرافت، بذل، بخشش، علم، سخاوت، دعوت و ... برخوردارند و هر چيزي به راحتي نمي‌تواند در آنها تأثيرگذار باشد. و چه بسا که شيطان به سراغشان مي‌آيد و آنها را به گناه و معصيت، وادار مي‌کند اما اين گناهان نمي‌توانند در درياي حسنات‌شان تأثير بگذارند.

به همين خاطر، ابن قيم در مدارج الساکين نقل کرده است که ابن تيميه فرمود: موسي -عليه السلام- الواحي را که در آن، سخنان خدا نوشته شده بود، آورد و بر زمين انداخت و با وجودي که برادرش هارون؛ پيامبري مانند او (موسي) بود، در حضور مردم، ريش‌اش را گرفت و او را به سوي خود کشيد. اما خداوند عزوجل او را بخشيد.

ابن قيم رحمه‌الله مي‌گويد:

وإذا الحبيب أتي بذنب واحد
  
 جاءت محاسنه بألف شفيع
 

(اگر دوست، يک گناه انجام دهد، نيکي‌هايش براي او هزاران شفاعت مي‌کنند).

رسول اکرم -صلى الله عليه وسلم- مي‌فرمايد: 

«أَقِيلُوا ذَوِي الْهَيْئَاتِ عَثَرَاتِهِمْ إِلاَّ الْحُدُودَ»[5].

(لغزش‌هاي انسان‌هاي بزرگوار را معاف کنيد به جز حدود که معاف نمي‌شوند).

زيرا همه‌ي مردم در حدود؛ مساوي‌اند. اما در مورد گناهاني که مشمول حد نمي‌شوند، بايد از انسان‌هاي بزرگوار، گذشت نمود. گفتني است که انسان‌هاي بزرگوار، کساني هستند که سابقه‌ي خوبي در اسلام، دعوت، خير، بخشش، رهبري و توجيه مردم دارند و از اين رو در ميان آنها، وجهه‌اي کسب کرده‌اند. پس اگر از اين انسان‌هاي بزرگوار، اشتباهي سر زند، ما بايد از آنان گذشت کنيم و به درياي حسنات، ديوان نيکي‌ها و منزلت والاي آنان، نزد خدا و مردم، بنگريم.

بشاربن برد مي‌گويد: 

إذا کنت في کل الأمور عاتباً
  
 صديقک لم تلق الذي لا تعاتبه
 

(اگر دوستت را در همه‌ي کارها سرزنش مي‌کني، هيچ کسي را پيدا نمي‌کني که قابل سرزنش نباشد).

و در بيتي ديگر مي‌گويد:

با برادرت، مصاحبت نما، لغزش‌هايش را تحمل کن و او را ببخش و خطاهايش را نديده بگير.

هرگاه، نزد ابن مبارک -رحمه‌الله- سخني از دوستانش به ميان مي‌آمد، مي‌گفت: چه کسي مثل فلان (دوست من) است. آنگاه خوبي هايش را يکي پس از ديگري نام مي‌برد و در مورد بدي‌هايش سکوت مي‌کرد.

اي کاش! ما هم اينگونه مي‌بوديم و فقط خوبي‌هاي مردم را ذکر مي‌کرديم. بايد بدانيم که مسلمان، هرچند کوتاهي‌هايي داشته باشد، در مقابل آن، نيکي‌هايي نيز دارد.

اگر فقط نماز مي‌خواند يا اينکه خدا و رسولش را دوست دارد، همين يک نيکي برايش کافي است.

مرد شرابخواري را براي چندمين بار نزد رسول خدا -صلى الله عليه وسلم- آوردند و شلاق زدند. فردي از ميان جمعيت برخاست و گفت: خدا، او را لعنت کند! چقدر شراب مي‌خورد؟!

معلم بشريت -صلى الله عليه وسلم- فرمود:

«لاَ تَلْعَنُوهُ فَوَاللَّهِ مَا عَلِمْتُ إِنَّهُ يُحِبُّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ»[6].

(او را لعنت نکنيد. سوگند به خدا که من چيزي در مورد او نمي‌دانم مگر اينکه او خدا و رسولش را دوست دارد).

و در روايتي ديگر آمده است که يک نفر گفت: چقدر شراب مي‌خورد، خداوند او را رسوا گرداند. پيامبر خدا -صلى الله عليه وسلم- فرمود: 

«لاَ تَكُونُوا عَوْنَ الشَّيْطَانِ عَلَى أَخِيكُمْ». [روايت بخاري]

(شيطان را عليه برادرتان، کمک نکنيد).

ملاحظه مي‌کنيم که رسول‌الله -صلى الله عليه وسلم- در اين حديث، اصل دوستي را براي آن شخص شراب‌خوار، ثابت نمود. همچنين متذکر شد که او در دايره و چهارچوب اخوت اسلامي باقي مانده است. و اخوت اسلامي يکي از بزرگترين نيکي‌ها به شمار مي‌رود. پس چرا ما از نيکي‌هاي مردم و کارهاي خوب آنان سخن نگوييم؟! شما نمي‌توانيد فردي را که شر مطلق باشد، پيدا کنيد مگر کسي که به خدا کفر ورزد يا از حدود خدا تجاوز کند يا فسق و فجور را علني سازد يا لباس حيا را از تنش بيرون کند يا با دوستان خدا و افراد صالح و نيکوکار، دشمني ورزد و به اسلام پشت کند.چگونه اختلافات را کنار بگذاريم؟
نمونه‌هاي عملي
در زمان حيات نبي اکرم -صلى الله عليه وسلم- نمونه‌هاي خوبي از اين حوادث، بوقوع پيوست که صحابه رضوان‌الله‌عليم اجمعين آنها را ثبت کرده‌اند. برخي از آنها عبارتند از:

1) اختلاف ميان بلال و ابوذر -رضی الله عنهما-
ابوذر -رضي الله عنه- بلال را به خاطر مادرش، توهين کرد. بلال نزد نبي اکرم -صلى الله عليه وسلم- از او شکايت نمود. سپس، ابوذر پشيمان شد و چهره‌اش را بر زمين گذاشت و به بلال گفت: سوگند به خدا تا پايت را روي چهره‌ام نگذاري، آن را از زمين برنمي‌دارم. سرانجام، يکديگر را در آغوش گرفتند و با هم مصافحه کردند.

 2) اختلاف ميان مهاجرين و انصار

مهاجرين و انصار بعد از اينکه مسلمان شده بودند، در برابر يکديگر، شمشير کشيدند و آماده‌ي کارزار شدند و نزديک بود با يکديگر بجنگند. در اين هنگام، رسول خدا -صلى الله عليه وسلم- نزد آنان رفت و گفت: «مَا بَالُ دَعْوَى الْجَاهِلِيَّةِ». (چرا دعوت جاهليت سر داده‌ايد).

سپس فرمود: «دَعُوهَا فَإِنَّهَا مُنْتِنَةٌ»[1]. (اين سخنان را کنار بگذاريد زيرا سخناني بدبويند).

با شنيدن اين جمله، به گريه افتادند و شمشيرهايشان را به زمين انداختند و يکديگر را در آغوش گرفتند.

بلي، اين همان اخوت اسلامي است که خداوند آن را به مسلمانان ارزاني داشته و به وسيله‌ي آن بر آنان منت نهاده است. و اين، نعمتي است که خداوند آن را فقط به بندگان محبوبش عنايت مي‌کند. و فقط اسلام است که قلب‌هاي متنفر از يکديگر را کنار هم قرار مي‌دهد طوري که کينه‌هاي تاريخي، انتقام‌هاي قبيله‌اي، خواسته‌هاي شخصي و پرچم‌هاي نژادپرستي در برابر اخوت اسلامي، احساس حقارت مي‌کند.

﴿وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَلا تَفَرَّقُوا وَاذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوَاناً وَكُنْتُمْ عَلَى شَفَا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَكُ