 عثمان‌ مظلومانه‌ مرده‌ است‌گناهش‌ از گناه‌ كسي‌ كه‌ گوساله‌ مي‌پرستد بيشتر است‌. 
آنچنانكه‌ در كتاب‌ «كذبوا علي‌ الشيعه‌» از محمد رضا رضوي‌ و كتاب‌ مع‌ الخطيب‌ في‌ خطوط‌ العريضة‌ مشاهده‌ مي‌كنيم‌آنها اصحاب‌ پيامبر (ص‌) را متهم‌ به‌ دشمني‌ با اسلام‌ و دروغگويي‌ مي‌كنند. 
ايناست‌ گفتار اهل‌ غلو در مورد سابقين‌ در ايمان‌ و نزديكترين‌ اصحاب‌ و ياران‌ رسول خدا (ص‌). نشريات‌ شيعيان‌ در زمان‌حاضر هم‌ نشاندهنده‌ اصرار اهل‌ تشيع‌ بر همان‌ مواضع‌ سابقشان‌ است‌. انتظار ما اين‌ بود كه‌ پس‌ از برقراري‌ حكومت‌ به‌اصطلاح‌ اسلامي‌ در ايران‌، شاهد غلو و افراط‌ كمتري‌ باشيم‌، اگر چه‌ آخوندهاي‌ شيعه‌ خود از گفتگو پيرامون‌ آنچه‌ در كتابهاي‌قديمي‌ شيعه‌ آمده‌ است‌ شرمسارند اما هرگز جرأت‌ تقبيح‌ و رد اظهارات‌ علماء پيشين‌ را ندارند ولي‌ بسياري‌ از شيعيان‌بيدار دل‌ و آگاه‌ به‌ اصلاح‌ عقايد خود پرداخته‌اند و از شرك‌ و افراط‌ اجتناب‌ كرده‌ و با برادران‌ اهل‌ سنت‌ خويش‌ درسراسر عالم‌ اسلامي‌ اختلاف‌ عقيدتي‌ چنداني‌ ندارند.اخيراً مراكز شيعي‌ در ايران‌ كه‌ تحقيقاً از بسط‌ اختلافات‌ ميان‌ شيعه‌ و سني‌ منتفع‌ مي‌شوند، كتابي‌ به‌ نام‌ ثم‌ اهتديت‌ (آنگاه‌ هدايت‌ شدم‌) ـ كه‌ اتفاقاً بهترين‌ نام‌ براي‌ آن‌ ثم‌ ظللت‌ (آنگاه‌ گمراه‌ شدم‌) است‌ ـ از آقاي‌ محمد تيجاني‌ سماوي‌در سطحي‌ گسترده‌ در سراسر جهان‌ و بخصوص‌ در كشورهاي‌ اهل‌ سنت‌ توزيع‌ كرده‌اند. اين‌ كتاب‌ تجربيات‌ صوفيانه‌شخص‌ نگارنده‌ است‌ و جريان‌ مباحثات‌ وي‌ با عده‌اي‌ از به‌ اصطلاح‌ علماي‌ اهل‌ سنت‌ است‌ كه‌ نهايتاً به‌ شيعه‌ شدنش‌مي‌انجامد. نگاه‌ هر چند گذرا به‌ بعضي‌ جملات‌ و عناوين‌ اين‌ كتاب‌ مي‌اندازيم‌. و شما خواننده‌ گرامي‌ خواهيد ديدچگونه‌ اصحاب‌ و همسران‌ پيامبر (ص‌) مورد هتاكي‌ ايشان‌ قرار مي‌گيرند در حاليكه‌ گمان‌ وي‌ اينست‌ كه‌ خداوند او راهدايت‌ كرده‌ است‌. 
مي‌نويسد: اصحاب‌، پيامبر (ص‌) را آزردند، نسبت‌ به‌ او زبان‌ درازي‌ نمودند، حق‌ او را اداء نكرده‌ و به‌ او احترام‌ قائل‌نبودند. با او به‌ جدال‌ پرداخته‌، عناد مي‌ورزيدند و از دستور خدا سرپيچي‌ مي‌كردند. (ص‌89ـ88)
اضافه‌ مي‌كند: اصحاب‌ خود را از پيامبر (ص‌) بالاتر مي‌دانستند بنابراين‌ شايسته‌ هيچگونه‌ احترامي‌ نيستند. آنها(اصحاب‌) انسانهاي‌ ضعيف‌ العقلي‌ را اجير كردند تا در فضيلت‌ آنها حديث‌ جعل‌ كنند. (ص‌92ـ93)
همچنين‌ اضافه‌ مي‌كند: عمر تقوي‌ نداشت‌ و از خدا نمي‌ترسيد. اصحاب‌ به‌ دنيا متمايل‌ شده‌ و مرتد گرديدند و در رفتن‌به‌ جهاد سستي‌ نشان‌ دادند. (ص‌99ـ101)
سخنان‌ بسيار عجيبي‌ است‌! آيا نويسنده‌ ملاك‌ تقوي‌ را تعيين‌ مي‌كند يا خداوند متعال‌؟ چه‌ كساني‌ شهرها و ساير بلاد رافتح‌ نموده‌، اسلام‌ را منتشر كرده‌ و جان‌ و مال‌ و فرزندانشان‌ را وقف‌ گسترش‌ اسلام‌ نمودند. شايد نويسنده‌ خيال پرداز گمان‌ مي‌كند گسترش‌ اسلام‌ در شرق و غرب‌ عالم‌ نتيجه‌ اقدامات‌ مذبوحانه‌ خود و امثال‌ وي‌ مي‌باشد؟ حقيقت‌ اين‌است‌ كه‌ گسترش‌ اسلام‌ حاصل‌ جانفشانيها و دلاوريهاي‌ ياران‌ پيامبر (ص‌) بوده‌ است‌ كه‌ توانسته‌ نداي‌ اسلام‌ را تا امروزدر شرق و غرب‌ عالم‌ به‌ گوش‌ جهانيان‌ برساند. اصحاب‌ بر خلاف‌ نگارنده‌ گستاخ‌ كه‌ پيوسته‌ سعي‌ در دامن‌ زدن‌ به‌اختلافات‌ دارد، جز پيروي‌ از فرمايشات‌ رسولخدا و جلب‌ رضايت‌ خداوند قصد و هدفي‌ نداشتند. با اين‌ وجود آنها رامتهم‌ مي‌كند كه‌ به‌ دنيا چشم‌ داشته‌ و در جهاد سستي‌ كرده‌اند! جاي‌ بسي‌ شگفتي‌ است‌. 
تيجاني‌ در ص‌ 104 مي‌نويسد: اصحاب‌ مرتد شدند. و در ص‌107 مي‌گويد: اصحاب‌ در دين‌ تبديل‌ و تغيير دادند، ومانند يهوديان‌ گفتند شنيديم‌ اما سرپيچي‌ كردند. خودشان‌ عليه‌ خودشان‌ گواهي‌ دادند كه‌ سنت‌ پيامبر (ص‌) را تغييرداده‌اند. 
در ص‌109 مي‌نويسد: عائشه‌ سنت‌ پيامبر (ص‌) را تغيير داد. 
نظير اين‌ جملات‌ و عبارات‌ بي‌ پايه‌ و اساس‌ را به‌ وفور مي‌توان‌ در اين‌ كتاب‌ يافت‌. اين‌ كتاب‌ به‌ زبانهاي‌ بسياري‌ ترجمه‌شده‌ و سردمداران‌ تشيع‌ با سعي‌ تمام‌ مشغول‌ توزيع‌ اين‌ كتاب‌ در شرق و غرب‌ عالم‌ هستند. حتي‌ هم‌ اكنون‌ اين‌ كتاب‌ به‌عنوان‌ يكي‌ از واحدهاي‌ درسي‌ دانشگاههاي‌ داخل‌ ايران‌ جبراً به‌ دانشجويان‌ تدريس‌ مي‌شود و بعضاً دانشجوياني‌ آگاه‌و طالب‌ هدايت‌ كه‌ از مطالب‌ اين‌ كتاب‌ شگفت‌زده‌ مي‌شوند، به‌ خود آمده‌، با استاد مربوطه‌، كه‌ عموماً از فارغ‌ التحصيلان‌حوزه‌هاي‌ علميه‌ بوده‌ و با اطلاعات‌ ايران‌، رابطه‌ مستقيم‌ دارند، به‌ مباحثه‌ مي‌پردازند. كه‌ متأسفانه‌ گاهاً به‌ مشروط‌ شدن‌دانشجو، معرفي‌ وي‌ به‌ كميته‌ انضباطي‌ و حتي‌ اخراج‌ يا زنداني‌ نمودن‌ وي‌ مي‌انجامد. بنابراين‌ دانشجويان‌، كه‌ در تمام‌جهان‌ به‌ صراحت‌ لهجه‌ و آزاد انديشي‌ شهره‌ خاص‌ و عامند، در حكومت‌ به‌ اصطلاح‌ اسلامي‌ ايران‌ حق‌ هيچگونه‌اظهار نظري‌ خلاف‌ مطالب‌ كتابهاي‌ درسي‌ خود نداشته‌ و از هراس‌ خطرات‌ و عواقب‌ اعتراض‌ لب‌ بدندان‌ مي‌گيرند كه‌مبادا متهم‌ به‌ آنارشيسم‌طلبي‌ گردند. 
روشن‌ است‌ كه‌ اين‌ نويسنده‌ گستاخ‌ گمراه‌ شده‌ و كينه‌ و دشمني‌اش‌ نسبت‌ به‌ كساني‌ كه‌ اسلام‌ با همت‌ آنها به‌ بالندگي‌ ورشد رسيده‌ است‌ را هدايت‌ مي‌نامد. 
جالب‌ است‌ كه‌ بدانيم‌ تيجاني‌ ابتدا صوفي‌ مذهب‌ بوده‌ و به‌ همين‌ دليل‌ داراي‌ نقطه‌ نظراتي‌ مشابه‌ با نظريات‌ شيعه‌ بوده‌است‌. همچنانكه‌ مورخ‌ شهير ابن‌ خلدون‌ مي‌نويسد: تصوف‌ جزئي‌ از تشيع‌ است‌. 
اعمال‌ مشابهي‌ كه‌ شيعيان‌ و صوفيان‌ انجام‌ مي‌دهند، همانند سجده‌ بر قبور، تقديس‌ اولياء و ائمه‌ و مدد جستن‌ ازمردگان‌ اين‌ دو مسلك‌ را هر چه‌ بيشتر به‌ هم‌ نزديك‌ مي‌كند. كما اينكه‌ هر دو گروه‌ كتاب‌ خدا و سنت‌ پيامبر (ص‌) را به‌تمام‌ و كمال‌ قبول‌ ندارند. كتاب‌ تيجاني‌ دليل‌ ديگري‌ است‌ بر اينكه‌ وحدت‌ شيعه‌ و سني‌ ممكن‌ نيست‌ مگر اينكه‌شيعيان‌ دست‌ از عناد و انكار اصحاب‌ ياران‌ و همسران‌ پيامبر (ص‌) برداشته‌ و نيز دليل‌ قاطعي‌ است‌ بر اينكه‌ مواضع‌ ونقطه‌ نظرات‌ شيعيان‌ امروز و ديروز فرق چنداني‌ ندارد. اهل‌ سنت‌ زبان‌ و قلمشان‌ را از آنچه‌ بين‌ اصحاب‌ پيامبر (ص‌) روي‌ داده‌ است‌، پاك‌ نگاه‌ داشته‌اند و اعتقاد دارند كه‌ اين‌مشاجرات‌ فتنه‌اي‌ بوده‌ است‌ كه‌ خداوند دستهاي‌ ما را از آلوده‌ شدن‌ به‌ آن‌ پاك‌ 