<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:2.xml">شگفتیهای خداوند در بدن انسان</a></body></html>آنچه که خداوند متعال در مورد اسرار خلقت آفاق و انفس، بیان نموده است تا زمانیکه حقیقت آن را به ما نشان ندهد، غیب محسوب شده و قبل از آن هیچ راهی برای شناخت کیفیت و جزئیات آن وجود ندارد، مگر اینکه از طریق وحی، بیان شده باشد. سلف صالح امت هم، خارج از این محدوده و نسبت به نادانسته‌ها، تلاشی نداشته‌اند. سخن از اینست که معنی آیات مربوط به غیب و دلالت‌های لغوی آن روشن است، اما کیفیت و جزئیات آنها پنهان هستند. و کسی که به توصیف و تفسیر دقایق و جزئیات این آیات پس از روشن ساختن و عینی کردن آن توسط خداوند، می‌پردازد، نسبت به کسی که قبل از آن و فقط با اکتفا به شنیدن یکی از نصوص به تبیین آنها می‌پردازد و از مدلول واقعی آن، آگاه نیست، تفسیر صحیح‌تری ارائه می‌دهد، زیرا توصیفات شخص شنونده و بیننده کامل‌تر از توصیفات شخصی است که فقط شنیده است.
مفسران سلف صالح امت، به مقدار زیادی در تفسیر آیات و شرح معانی آنها، توفیق یافته‌اند، با وجود اینکه بسیاری از حقایق هستی در عصر آنان پنهان مانده بود و مفسری که بدون شناخت این حقایق به تفسیر آیات آفاق و انفسی بپردازد و فقط به شنیده‌های وحیانی، اکتفا کند، ضعیف‌تر از مفسری است که هم‌دوش با ارشادهای وحیانی، از یافته‌های مربوط به حقایق هستی نیز، بهره می‌جوید.
اما مفسران پیشین، هر چند که نزد آنان مسایل مربوط به هستی‌شناسی نسبت به مسایل عقیدتی، بسیار بی‌اهمیت بود، لیکن به محدوده نصوص عقیده، اکتفا نکرده و تلاش خویش را برای استفاده از حداکثر دانسته‌های علمی در تفسیر آیات نموده‌اند و طبق فهمی که خداوند به آنان عطا کرده بود، آثاری ارزشمند از خویش بر جای نهاده‌اند.
و نتیجة تلاش‌های ارزنده آنان در استفاده از یافته‌های علمی در تفسیر آیات که در طول قرون متمادی به خرج داده‌اند، ما را با سطح پیشرفت علمی انسان در آن روزگاران، آشنا می‌سازد و توفیقات خاصی را که خداوند، نصیب آنان نموده است، هویدا می‌گردد. زیرا اگر هنوز وقت مشاهده حقایق هستی در آن عصور فراهم نشده بود، اما هماهنگی آشکاری میان الهامات وحیانی و مشاهدات عینی آنان دیده می‌شود. (این توفیق مفسران از یک سو) و ظهور محدود معارف انسانی مقید به مشاهدات حسی و دانش بشری مقید به زمان و مکان آنها (از سوی دیگر) جنبه اعجازی قرآن را بسیار روشن‌تر و آشکارتر نموده است.
خداوند متعال، توفیقات بسیاری را برای مفسران رقم زده بود که توانستند در شرح آیات و احادیث مربوط به اسرار زمین و آسمان، گام‌های قابل‌توجهی بردارند. واضح است که این توفیق، نتیجة برخورداری آنان از راهنمایی‌های وحی آسمانی و الهام گرفتن از کسی است که آگاه به اسرار زمین و آسمانهاست و دلالت‌ها و معانی درست آیات رابه آنان آموزش داده است.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:101.txt">ساختار بزاق و کارکرد آن</a><a class="text" href="w:text:102.txt">فک، زبان و دستگاه گوارش</a><a class="text" href="w:text:103.txt">نایبند</a><a class="text" href="w:text:104.txt">غشای زیرین و احساس درد</a><a class="text" href="w:text:105.txt">معده و عامل «کاسل»</a><a class="text" href="w:text:106.txt">کبد یک شهرک صنعتی به تمام معنا</a><a class="text" href="w:text:107.txt">درست نوشیدن</a></body></html>در دهان یک ماده‌ی روان به نام بزاق (آب دهان) هست که غده‌های واقع در زیر چانه، زیر زبان و زیر گوش ترشح می‌کند. ما در این جا به شمار این غده‌ها و شرح و توضیح آن کاری نداریم؛ بلکه دو چیز مهم را بررسی می‌کنیم : ساختار بزاق و وظایف آن.
چه کسی می‌تواند باور کند که در بزاق کانیهای معدنی وجود دارد؛ از جمله سدیم، پتاسیم، کلسیم، منیزیم، کلر، فسفات، بیکربنات، ید، ازت و نیز پروتئین و قند، پادرزهرهای فعال و آنزیم‌ها. سازنده‌ی این بزاق کیست؟ چه قدرتی این چنین آن را ترکیب کرده است؟ چه کسی این کانیهای معدنی و عضوی را در آن ایجاد کرده است.
درباره‌ی وظایف این ماده باید اظهار داشت که دانشمندان دریافته‌اند که بزاق نقشی بسیار مهم در چند سطح دارد. اول این که سطح داخلی دهان را مرطوب می‌کند، چون اگر این ماده نباشد خشک و پوسته پوسته می‌شود و در نتیجه می‌ترکد و میکروب‌ها در آن به فعالیت می‌پردازند بنابراین یکی از وظایف آب دهان، خیس کردن زبان و سطح داخلی دهان است. و دیگر این که بزاق لقمه‌ی غذا را خیس و نرم می‌کند تا بدین ترتیب کار جویدن و هضم آن به آسانی صورت پذیرد و در واقع کار عصاره‌های هضم‌کننده‌ی اولیه را در دهان انجام می‌دهد. لذا وقتی کسی نان می‌خورد و مدت زیادی آن را در دهان نگاه می‌دارد، مزه‌ی شیرینی را احساس می‌کند. این یعنی مواد و عصاره‌ی هضم‌کننده‌ای در بزاق هست که نشاسته را به قند تبدیل می‌کند.
این ماده همچنین برای حرف زدن نیز بسیار مفید وکارساز است. برای تلفظ هر یک از حروف هفده عضله دخیلند، و زبان فقط وسیله‌ی حرف‌زدن است و بس. اگر بزاق نباشد انسان قادر به ادامه‌ی صحبتش نیست.
بزاق، دهان را از پس‌مانده‌های غذا پاک می‌کند، نقشی که چه بسا کسی متوجه آن نیست. جالب این است که بزاق در هنگام خودن چیزی ترش به مقدار زیاد ترشح می‌شود. هر نوع نوشیدنی، مزه‌ای دارد و مزه‌ی ترشی زیاد در آن، غده‌های بزاقی را تحریک به ترشح بیشتر می‌کند تا مایع غلیظ اندکی رقیق شود و آزاری به انسان نرساند.
بزاق می‌تواند از طریق تبادل حرارتی غذای سرد را مقداری گرم و غذای داغ را نیز اندکی سرد کند. کما این که در روند گرداندن لقمه در دهان نقش بسزایی دارد. بهتر از همه‌ی این‌ها بزاق حاوی ماده‌ای ضدپوسیدگی دندان و ضد میکروب است؛ چراکه دهان به روی هوای آزاد باز و برای رشدمیکروب محیطی بس مناسب است که هم حرارت در آن هست و هم رطوبت و این هر دو برای افزایش میکروبها در محیط بسیار مناسب‌اند. به همین دلیل در آب دهان ماده‌ای ضدمیکروب وجود دارد که می‌تواند میکروب را به محض به وجود آمدن از پای درآورد.
بنابراین بزاق کارهای مفید زیادی را انجام می‌دهد : از مواد ضد میکروب، ضد پوسیدگی دندان تا مواردی که محلولهای زیان‌بخش را نابود می‌کند، و کار ستردن پس‌مانده‌های غذا دردهان، روان کردن زبان در هنگام سخن گفتن، نرم کردن لقمه در وقت جویدن، هضم مقدماتی غذا در دهان، تا نمناک نگه‌داشتن سطح دهان همه‌ی این وظایف را به خوبی ادا می‌کند. به طوری که اگر نباشد دهان پوسته‌ پوسته و شکافته می‌شود :
وَ فِی أَنْفُسِکُمْج أَفَلا تُبْصِرُونَ 	(ذاریات : 21)
«در درون خودتان نیز نشانه‌هایی هست، مگر نمی‌بینید؟».
این بزاق که کسی به آن اهمیتی نمی‌دهد، ساختار ریز و پیچیده‌ای از سلولها، غده‌ها و وظایف گوناگون دارد، فقط به خاطر این که انسان آرام و راحت در کمال آسودگی زندگی کند.اندیشه در آفرینش آسمان‌ها و زمین و در درون انسان که به خود نزدیکتر است، گسترده‌ترین راه‌های رسیدن به خدا و در واقع نزدیکترین راه