ضیه هم متصور است، یعنی زمانی که نص وحیانی، دارای دلالت ظنّی، و حقیقت علمی، ثابت شده باشد، که در این صورت، نص وحیانی در جهت حقیقت علمی تأویل می‌شود. اما اگر هیچ توافقی حاصل نشد، آن که قطعی‌تر است ترجیح داده می‌شود.
---------------------------------------------------------
1) بخاری، حدیث شماره 2815 و مسلم، حدیث شماره 523 به روایت ابوهریره.این قلبی که در سینه‌ی آدمی زاد است، یکی از شگفتیهای آفریدگان خداوند است و دانشمندان درباره‌ی آن چنین گفته‌اند : قلب نیرومندترین و سخت‌ترین عضله‌ی نوع بشر است. و از آن به عنوان یک تلمبه‌ی بالاآور و فشاردهنده تعبیر می‌کنند که کار گردش خون را از زمان نخستین تپش – یعنی در رحم مادر – تا زمان مرگ به انجام می‌رساند، بدون این که سست یا خسته شود، یا لحظه‌ای بیاساید و تا آخرین نفس انسان از کار باز نمی‌ایستد.
عجیب این است که خداوند کیسه‌ای چسبیده به قلب به نام پوسته درست کرده که قلب در درون آن جای گرفته است و این کیسه خود با یک پوشش دیگری به نام تامور احاطه شده است. کیسه‌ی قلب ماده‌ای ترشح می‌کند که حرکت آن را روان می‌کند تا با خودِ قلب اصطکاک پیدا نکند و دقیقاً مانند روغن یا گریس در قطعات ماشین عمل می‌کند. علاوه بر آن خود قلب با پوشش بسیار بسیار نازک و صاف به نام پوسته‌ی قلب پوشانده شده است. این پوسته که به وسیله‌ی تامور ماده‌‌ی روانکاری را ترشح می‌کند، به این خاطر خلق شده تا از اصطکاک و ساییدگی در حرکت قلب جلوگیری نماید. از دیگر شگفتی‌ها این که در خون خاصیتی هست که اگر نبود هیچ کس از ما انسان‌ها زنده نمی‌ماند، و آن خاصیت لختگی یا خون بستگی است. بدین صورت که خون وقتی با هوای بیرون برخورد پیدا می‌کند رشته‌هایی از آن تشکیل می‌شود که سوراخ‌های رو به بیرون رگها را می‌بندد. اگر خاصیت لختگی نباشد تمام خون انسان از یک زخم ناچیز بیرون می‌ریزد؛ اما به محض این که هوای بیرون از بدن به خون بزند، خون لخته می‌شود و به شکل الیافی در می‌آید که سوراخ ایجاد شده را – زخم یا هر چیز دیگر از این قبیل – به کلی می‌گیرد.
ذلِکَ تَقْدِیرُ العَزِیزِ العَلِیمِ 	(انعام : 96)
«این است نظم خدای توانمند و دانا».
قلبی که یک ریز کار می‌کند، هیچ استراحتی ندارد، خون رگها را که یک بار در اعضای بدن به گردش در آمده، به دهلیز راست می‌ریزد و از آن جا به بطن راست، و سپس به ریه‌ها می‌رود تا پس از گرفتن اکسیژن به دهلیز چپ و بعد از آن به بطن چپ که این نیز از راه سرخ رگ آئورت خون را به تمام اندامهای بدن می‌فرستد، برگردد. با این حساب قلب دو دهلیز و دو بطن دارد که خون را از بدن به قلب می‌کشند و بدون سستی و خستگی آن را دوباره به بدن می‌فرستند.
دانشمندان تخمین زده‌اند که در هر تپش قلب بیشتر از ده سانتیمتر مکعب خون از قلب به بیرون فرستاده می‌شود، با احتساب هشتاد بار ضربان قلب در هر دقیقه چیزی حدود دو گالون و نیم خون پمپاژ می‌شود. برخی دیگر مقدار خونی را که قلب در هفتاد سال پمپاژ می‌کند در حدود چهار میلیون گالون برآورد کرده‌اند و این بی‌گمان برای یک عضله بسیار سرسام‌آور است.
بنابراین قلب یکی از نشانه‌های بزرگ خداوند در جهان آفرینش است، و پیامبر(ص) درباره‌ی آن فرمود : «أَلَا و إنَّ فی الجسد مضغهً إذا صلحَت صلحَ الجسدُ کلّه، و إذا فسدت فَسدَ الجسدُ کله».(1) بدانید که در بدن تکه گوشتی هست که اگر اصلاح پذیرد تمام بدن اصلاح می‌شود، و اگر به فساد گراید، تمام بدن فاسد می‌شود، هان که آن قلب است.
-----------------------------------------------------------------
1) سند حدیث ذکر شد.بی‌گمان نشانه‌های خداوند در جهان هستی، و در وجود انسان، بزرگترین و نزدیکترین دری است که از طریق آن به سوی خدای خود می‌رویم؛ ازیرا که این نشانه‌ها انسان را با عظمت و جلال او روبه‌رو می‌کند، خداوند می‌فرماید :
و فِی أَنفُسِکمج أَفَلا تُبْصِرُونَ 	(ذاریات : 21)
«در وجود شما نشانه‌هایی هست، باشد که ببینید».
یکی از این نشانه‌ها که شکوه و بزرگی او را می‌نمایاند، سیستم جابه‌جایی کردن خون در بدن است. جانداران برای انجام فعالیت‌های زندگانیشان و همچنین برای بازیافت سلولهای تلف شده‌اشان نیاز به غذا دارند و این دستگاه گوارش است که کار وارد کردن غذا از بیرون به درون بدن را به عهده دارد؛ اما جابه‌جا کردن فشرده‌ی آن به تمام سلولهای بدن، وظیفه‌ی دستگاه گردش خون است.
در موجودات بسیار پیچیده و مجهز تا حد اعجاز، به ویژه انسان، این جابه‌جایی در یک مدار بسته انجام می‌پذیرد؛ زیرا دستگاه گردش خون یک مدار بسته است. برای به جریان افتادن خون در رگها باید تلمبه‌ای باشد تا خون را به رگها بفرستد و خود کار فرستادن و برگرداندن را انجام دهد.
سیستم رگها شامل سرخ رگها و سرخ رگهای فرعی، رگها و عروق خونی، مویرگها و مویرگهای بسیار ریز است که تمام بدن را پوشش داده است. مویرگهای بسیار باریک خود متصل به مویرگهای دیگری هستند و آن نیز به سیاه رگ کوچک، از آن به یک سیاه‌رگ بزرگتر و بزرگتر وصل است، تا نهایتاً به قلب می‌رسد.
نکته‌ی قابل توجه این که شمار مویرگها در بدن از صد تا صد و شصت میلیارد است؛ به گونه‌ای که اگر در هر جای بدن سوزنی به پوست بزنید، خون می‌تراود. درازای این رگها صد و پنجاه کیلومتر است که حدود هفت تا ده لیتر خون از آن می‌گذرد. اگر در کار گلبولهای سرخ دقت کنیم متوجه می‌شویم که در بیست و سه ثانیه از قلب بیرون می‌رود و باز می‌گردد و خون روزانه سه هزار و هفتصد بار در رگها به گردش در می‌‌آید. اگر رگها برای کنترل این امر ورودی و خروجی داشتند، می‌شد گفت که در روز هفت تا ده هزار تن خون از آنها می‌گذرد، قلب روزانه هشت متر مکعب خون پمپاژ می‌کند و هر متر مکعب به طور تقریبی یک تن است.
در طول عمر چیزی حدود صد و پنجاه تا دویست و پنجاه هزار تن خون از رگها عبور می‌کند. اگر قلب پمپی با یک دریچه‌ی کنترل‌دار ورودی و خروجی بود، در طول عمری شصت ساله بزرگترین آسمان خراشها را پر می‌کرد. اگر تلاش قلب انسان را بیان کنیم باید بگوییم که برای هول دادن یک قطار در مسیری سربالایی به سوی قله‌ی چهار هزار و هشتصد متری کفایت می‌کرد. خدای پاک و منزه فرمود :
هَذا خلْقُ اللهِ فَأَرُونی مَاذا خَلْقَ الَّذِینَ مِنْ دونهج بل الظَّالِمُونَ فی ضَلالٍ مُبینٍ 	(لقمان : 11)
«این آفرینش من است، پس بگویید ببینم آنها چه خلق کرده‌اند. به راستی که ستمکاران آشکارا در گمراهیند».
آن حدیث نیز که پیشتر ذکرش افتاد، بس جای تأمل است. تکه گوشتی در بدن هست که اگر اصلاح پذیرد تمام بدن اصلاح می‌شود و اگر فاسد گردد، تمام بدن فاسد می‌شود، هان که آن قلب است.
آن چه گفته آمد اندکی از حقیقت‌های آشکار دستگاه گردش خون در انسان بود.خداوند بزرگ می‌فرماید :
وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الإِنسانَ وَ نَعْلَمُ مَاتُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الوَرید 	(ق : 16)
«ما انسا