كامل اين است، فرمود: اين هم علم است، ولى علم كامل نيست».
آیا پیامبر (ص) و اصحاب او قرآن فاطمه را می‌دانستند و از آن خبر داشتند؟! اگر پیامبر آن را نمی‌دانست و از آن خبر نداشت چگونه اهل بیت از آن با خبر بودند؟! در حاليكه او پيامبر بود، و اگر آن را می‌دانست و از آن خبر داشت چرا آن را از امّت پنهان کرد؟! و حال آن که خداوند متعال می‌فرماید: ﴿يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْکَ مِن رَّبِّکَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ﴾. (المائده: 67).
«اى پيامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، كاملا (به مردم) برسان! و اگر نكنى، رسالت او را انجام نداده‏اى!».
-----------------------------------------------------------------------------
1) نگا: أصول الكافي» الكليني (1/239).(123) یکی از قواعد شیعه این است که هر کسی از اهل بیت ادعای امامت کند و چیزهای خارق العاده‌ای که نشانگر صدق و راستی او هستند ارائه دهد امامت او ثابت می‌شود، اما با آن که زید بن علی ادّعای امامت کرد شیعیان امامت او را نپذیرفتند، و در مقابل امامت را برای مهدی غایب خود که ادعای امامت نکرده و آن را اظهار ننموده چون طبق عقیدة آنها در کودکی غایب و پنهان شده است، ثابت کردند.(124) وقتی این آیه نازل شد که: ﴿إِنَّ اللّهَ يَأْمُرُکُمْ أَن تُؤدُّواْ الأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا﴾. (النساء: 58).
«خداوند به شما فرمان مى‏دهد كه امانتها را به صاحبانش بدهيد».
پیامبر بنی شیبه را فراخواند و کلید کعبه را به آنها داد و گفت: «خذوها يا بني طلحة خالدة مخلدة فيكم إلى يوم القيامة، لا ينـزعها منكم إلا ظالم». «ای بنی طلحه آن را بگیرید برای همیشه تا روز قیامت به دست شما خواهد بود و کسی جز ستمگری آن را از دست شما نخواهد گرفت»(1) .
پیامبر (ص) در مورد خادم و سدنه کعبه چنین می‌گوید، پس چرا در مورد خلافت علی که برای همه مسلمین مهم بود و مصالح زیادی به آن وابسته است چنین چیزی نگفت؟!
---------------------------------------------------------------------------------
1) الطبرانی در الکبیر و در الاوسط (مجمع الزوائد 3/285).(125) شیعیان حدیثی ساخته‌اند که در آن آمده است: «لعنت خدا بر کسی باد که در لشکر اسامه شرکت نکرد و از آن باز ماند(2) ، آنها با ساختن این حدیث می‌خواهند بر عمر لعنت بفرستند! اما فراموش کرده‌اند که آنها باید دو چیز را ثابت کنند. 
أ- یکی اینکه علی از شرکت در لشکر اسامه باز نمانده است، و اگر باز نمانده و شرکت کرده پس او به امامت ابوبکر اعتراف کرده است؛ چون او راضی شده که سرباز فرماندهی باشد که ابوبکر او را تعیین کرده است! 
ب- یا اینکه بگویند علی در لشکر اسامه شرکت نکرده است، پس علی مشمول دروغی می‌شود که ساخته‌اند!
---------------------------------------------------------------------------
1) نگا: «المهذب» لابن البراج (1/13)، «الإيضاح» لابن شاذان (ص454)، «وصول الأخيار» للعاملي (ص68).(126) شیعیان می‌گویند نسخه‌ای از قرآن پیش علی (رض) بود که به همان صورت که قرآن نازل شده ترتیب داده شده است! از آنها می‌پرسیم که علی (رض) بعد از عثمان (رض) به خلافت رسید، پس چرا او این قرآن کامل و دست نخورده را بیرون نیاورد؟!(1) . و قرآن حال حاضر، قرآنى است که از مرويات علي و به همان صورت که شما ادعا دارید ترتیب داده نشده است.
--------------------------------------------------------------------
1) شما باید یکی از دو چیز را بپذیرید: 
الف ـ یا اینکه این قرآن وجودی نداشته و شما بر علی دروغ می‌بندید.
ب ـ و یا اینکه قبول کنید که علی t حق را کتمان نمود و مسلمین را در طول مدت خلافت خود فریب داده است! و علی از چنین چیزی پاک و مبرا است.(127) شیعیان ادعا می‌کنند که اهل بیت و خاندان پیامبر (ص) را دوست می‌دارند، اما کارهایی می‌کنند که با این ادعا منافی و متضاد است؛ زیرا آنها نسب بعضی از خاندان و اهل بیت را انکار کرده‌اند؛ چنان که دختران پیامبر رقیه و ام کلثوم (رض) را از اهل بیت نمی‌دانند! و عباس عموی پیامبر و فرزندانش را از اهل بیت بیرون کرده‌اند، و همچنین زبیر پسر صفيه عمّه پیامبر (ص) را از عترت و خاندان پیامبر نمی‌دانند. و آنها بسیاری از فرزندان فاطمه را دوست نمی‌دارند، و با آنها دشمنی می‌نمایند، بلکه به آنها فحش و ناسزا می‌گویند مانند زيد بن علی و فرزندش یحیی و ابراهیم و جعفر فرزندان موسی کاظم، و برادر امام حسن عسکری جعفر بن علی. و معتقدند که حسن بن حسن«مثنی» و پسرش عبدالله «المحض» و فرزندش محمد (النفس الزکیه) مرتد شده‌اند! و همچنین در مورد ابراهیم بن عبدالله و زکریا بن محمد باقر و محمد بن عبدالله بن حسین بن حسن و محمد بن قاسم بن حسین و یحیی بن عمر و .... چنین عقیده‌ای دارند. پس کجاست ادعای محبت آل بیت؟! و سخن یکی از شیعیان گواهی بر این مطلب است که می‌گوید: «سایر فرزندان حسن بن علی کارهای زشتی می‌کردند که نمی‌توان کارهایشان را تقیه قرار داد»!(1).
و بزرگتر و خطرناکتر از آن این است که: 
---------------------------------------------------------------------------------
1) تنقیح المقال 3/142.(128) شیعیان همه اهل بیت را که در قرن اوّل بوده‌اند کافر قرار می‌دهند!! زیرا در روایت‌ها و منابع مورد اعتمادشان آمده است که بعد از پیامبر (ص) همه مردم مرتد شدند، به جز سه نفر: سلمان و ابوذر و مقداد، و بعضی می‌گویند فقط هفت بر اسلام باقی ماندند، اما از این هفت نفر هیچ کس از اهل بیت نیست(1) . پس شیعه همه را مرتد و کافر قرار داده‌اند.
-------------------------------------------------------------------------
1) نگا: کتاب سلیم بن قیس العامري ص 92 وکتاب الروضة الکافی 8/245. حیاة القلوب مجلسی – فارسی 2/640.(129) الحسن بن علی (رض) با اینکه یاوران و لشکریانی داشت و می‌توانست جنگ را ادامه دهد اما با معاویه صلح کرد، و در مقابل برادرش حسین (رض) با اینکه افرادش کم بودند و می‌توانست صلح کند و جنگ را رها کند علیه یزید قیام کرد. پس یکی از دو برادر کارش درست بوده و دیگری کارش اشتباه بوده است؛ زیرا اگر دست کشیدن الحسن و صلح کردن او با اینکه توانایی جنگیدن را داشت به جا بوده است؛ قیام حسین بدون آن که قدرتی داشته باشد، با اینکه می‌توانست صلح کند اشتباه است، و اگر قیام حسین با اینکه توانایی نداشت به حق و به جا بوده است، صلح کردن الحسن و دست کشیدن او از جنگ با اینکه قدرت داشت اشتباه بوده است!
و بلکه بعضی از افراد برجسته اهل بیت را به صراحت کافر قرار داده‌اند! مانند عباس عموی پیامبر (ص) که شیعه می‌گویند که این آیه درباره او نازل شده است که: ﴿وَمَن کَانَ فِي هَذِهِ أَعْمَى فَهُوَ فِي الآخِرَةِ أَعْمَى وَأَضَلُّ سَبِيلاً) . (الإسراء: 72).
«و هر كه‌ در اين‌ دنيا كور باشد (يعني: كوردل‌ و فاقد بصيرت‌ معنوي‌ باشد به‌طوري‌ كه‌ توان‌ نگرش‌ در حجت‌ها، آيات‌ و برهانهاي‌ خداوند را نداشته‌ باشد) پس‌ او در آخرت نيز نابينا و گمراهتر است».
و پسر عباس، عبدالله بن عباس که دانشمند امت و مفسّر قرآن بود را کافر قرار داده‌اند؛ در الکافی جمله‌ای دربارة عبدالله بن عباس آمده که به کفر او اشاره می‌کند و می‌گوید 