د آية : ﴿فَإِن تَوَلَّوْاْ فَقَدْ أَبْلَغْتُكُم مَّا أُرْسِلْتُ بِهِ إِلَيْكُمْ...﴾=  "اگر روي گرداني، بدانيد من آنچه را كه براي ابلاغش به شما فرستاده شده ام رسانده ام. (هود/57). و ﴿فَهَلْ عَلَى الرُّسُلِ إِلاَّ الْبَلاغُ المُبِينُ ...﴾ = "پس آيا بر پيامبران جز پيام رساني آشكار وظيفه اي هست؟". (نحل/35)، و ﴿فَإِن تَوَلَّوْاْ فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلاَغُ المُبِيْن ﴾ = "پس اگر روي گردانند بر عهدة تو فقط پيام رساني آشكار است". (نحل/82).  و ﴿.. قُلْ إِنِّيَ أُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ أَوَّلَ مَنْ أَسْلَمَ وَلاَ تَكُونَنَّ مِنَ المُشْرِكَينَ. وَأَنْ أَتْلُوَ الْقُرْآنَ فَمَنِ اهْتَدَى فَإِنَّمَا يَهْتَدِي لِنَفْسِهِ وَمَن ضَلَّ فَقُلْ إِنَّمَا أَنَا مِنَ المُنذِرِينَ﴾ = "امر شده ام كه از مسلمين باشم و اينكه قرآن را تلاوت كنم، پس هر كه هدايت يافت به سود خويش هدايت مي شود و هركه گمراه شد بگو همانا من فقط هشدار دهنده ام". (النمل/91 و 92) و ﴿...فَإِن تَوَلَّيْتُمْ فَإِنَّمَا عَلَى رَسُولِنَا الْبَلَاغُ المُبِينُ﴾ = "پس اگر روي گردانيد همانا بر عهدة فرستادة ما پيامرساني آشكار است". (التغابن/12). و ﴿وَلَنْ أَجِدَ مِن دُونِهِ مُلْتَحَدًا. إِلَّا بَلَاغًا مِّنَ اللهِ وَرِسَالَاتِهِ ..﴾ = "هرگز غير از او پناهي نخواهم يافت مگر پيام رساني از جانب خداوند وابلاغ پيام هايش". (كه پناه من همان ابلاغ پيام اواست). (الجن 22 – 23).
آيا ابلاغ همين است كه در قرآن به خليفة شرعي پيامبر كه منتخب خدا است حتى كوچكترين اشاره نشود؟!! قائلين به نص چون ديده اند كه از اين آيه مطلب مورد علاقة آنها موجود نيست بلكه موضوع لازم الابلاغ كه با كلمه (قُل) = بگو ، آغاز شده چيز ديگري است لذا گروهي از ايشان سخن از تحريف يا حذف آيه به ميان آورده اند در حاليكه آيات قرآن كريم نه تنها بين ده ها هزار مسلمان ابلاغ و خوانده مي شد بلكه بر عموم مسلمين واجب بود كه شب و روز آيات قرآن را تلاوت كنند، چنانكه در قرآن مي خوانيم: ﴿الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَتْلُونَهُ حَقَّ تِلاَوَتِهِ ..﴾ = "كساني را كه به ايشان كتاب (آسماني) داده ايم آنرا چنانكه شايسته است تلاوت مي كنند". (البقره/121) و ﴿... فَاقْرَؤُوا مَا تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ ... فَاقْرَؤُوا مَا تَيَسَّرَ مِنْهُ﴾ = "آنچه كه از قرآن ميسّر است بخوانيد... پس بخوانيد از آن آنچه ميسر مي شود. (المزمّل/20) و ﴿...وَمَا تَتْلُو مِنْهُ مِن قُرْآنٍ وَلاَ تَعْمَلُونَ مِنْ عَمَلٍ إِلاَّ كُنَّا عَلَيْكُمْ شُهُودًا...﴾ = "هيچ آيه اي از خداوند را از قرآن نمي خواني وهيچ كاري نمي كنيد مگر آنكه بر اعمالتان گواهيم". (يونس/61). آيا هيچ عاقلي باور مي كند كه آيات قرآن در ظرف 23 سال در ملأ عام در هر شب و روز در بين بيش از صد هزار نفر تلاوت شود آنگاه ناگهاني چنان از ميان ببرند كه در بوتة فراموشي رود، و كسي حرفي از آن بياد نيآورد و چند نفري بتوانند آنرا چنان از ميان ببرند كه احدي ملتفت نشود؟!! 
برخي ديگر پذيرفتند كه آيه اي دربارة «امامت منصوصه» در قرآن نيآمده و أئمة اثني عشر در قرآن مذكور نيستند ولي گفته اند علت نبودن اشاره اي به آنان در قرآن، آنست كه اگر در كتاب خدا ذكر مي شدند دشمنان أئمه آيات مذكور را از قرآن كريم حذف مي كردند، لذا براي اينكه قرآن تحريف نشود، اصلاً مسألة «إمامت» در قرآن ذكر نشده است!! يا للعجب چگونه مي توان در قرآن خواند كه "ما در اين كتاب ذكر چيزي فروگذار نكرديم" (الأنعام/38) ولي معتقد بود خداود از ذكر «إمامت» وعدد و نام أئمه صرف نظر كرده است!! آيا گويندة اين سخن، خداوند عالِم را مى شناسد؟ مگر پروردگار قدير جبار نمي تواند مانع كار آنها شود؟  آيا پروردگار اراده و مشيت خويش را به سبب عمل احتمالي چند بندة ناتوان، تغيير مي دهد؟!!. تعالى اللهُ عَمَّا يَقُوْلُ الظَّالمُونَ عُلُوًّا كَبِيرًا.
آيا بعضي ها خداوند را قادر وفعال و ما يشاء نمي دانند؟ آيا محب علي (ع) چنين سخناني را مي پذيرد؟ مگر آيات قرآن در خلوت و براي يك يا دو نفر خوانده مي شد و يا فقط يك يا دو نفر مي نوشتند كه بتوان آيتي از آن را حذف يا تحريف كرد؟!!  مسلمان مؤمن به قرآن و مطلع از سيرة پيغمبر و آگاه از تاريخ اسلام هرگز چنين سخني نمي گويد. آيا خدايي كه قرآن را نازل كرده و مي فرمايد: ﴿إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ ﴾ = "همانا ما قرآن را فرو فرستاديم وهمانا ما خود حافظ آنيم(83)" (الحجر/9) راست مي گويد يا آن مغرضي كه مي گويد آيات قرآن حذف يا تحريف شده يا امكان تحريف آن منتفي نيست؟!

الهوامش
 (83) اين آية كريمه با تأكيدات پي در پي دلالت دارد بر اينكه خداوند حافظ قرآن كريم است. يكي آنكه جملة اسميه را كه دلالت بر دوام و استمرار دارد با (إنَّ) كه از حروف مشبّهه بالفعل بوده و دالّ بر تأكيد است همراه كرده و اين تأكيد را با صيغة جمع و با ذكر ضمير فصل (نحن) تشديد فرموده و آنگاه نزول قرآن را به خود نسبت داده كه مبيّن عنايت خاصّ إلهي به اين كتاب بوده و حفظ از لوازم عنايت است. ديگر آنكه در جملة بعد نيز مجدّداً همين تأكيدات را بكار برده كه عبارتند از : اول كلمة (إنَّ) كه دلالت بر تأكيد دارد، دوّم (لام) در كلمه (لَهُ)، سوّم (لام) تأكيد در (لحافظون)، چهارم تعبير كردن اين مطلب به جملة اسميه، پنجم آوردن ضمير متكلّم مع الغير و آوردن لفظ جمع (حافِظُون) كه دلالت دارد به اين معني كه ما كه خداييم و متّصف به صفات كمالية علم و قدرت هستيم آن را حفظ مي كنيم. (برقعي)برخي مي گويند در مقابل آن دسته از آيات قرآن كه در مدح صحابه آمده، آياتي هست كه دلالت دارد بر اينكه منافقين نيز در ميان ايشان وجود داشته اند، از قبيل آيات ذيل:
﴿وَإِذَا قِيلَ لَـهُمْ تَعَالَوْاْ إِلَى مَا أَنزَلَ اللهُ وَإِلَى الرَّسُولِ رَأَيْتَ المُنَافِقِينَ يَصُدُّونَ عَنكَ صُدُودًا﴾ = "و چون به ايشان گفته شود به آنچه كه پروردگار نازل فرموده و به رسول بازآييد، منافقين را مي بيني كه مردم را سخت از روي آوردن به تو باز مي دارند" (النساء/61).
﴿يَحْذَرُ المُنَافِقُونَ أَنْ تُنَزَّلَ عَلَيْهِمْ سُورَةٌ تُنَبِّئُهُمْ بِمَا فِي قُلُوبِهِمْ﴾ = "منافقين حذر دارند از اينكه سوره اي بر عليه آنان نازل شود كه از آنچه در دل دارند خبر دهد" (التوبه/64).
﴿وَمِمَّنْ حَوْلَكُم مِّنَ الأَعْرَابِ مُنَافِقُونَ وَمِنْ أَهْلِ المَدِينَةِ مَرَدُواْ عَلَى النِّفَاقِ لاَ تَعْلَمُهُمْ ..﴾= "برخي از باديه نشينان كه پيرامون شمايند منافق اند و برخي از اهالي مدينه نيز بر نفاق خو كرده اند كه تو آنانرا نمي شناسيد" (التوبه/101).
﴿وَإِذْ يَقُولُ المُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ مَا وَعَدَنَا الله وَرَسُولُهُ إِلا غُرُورًا﴾ = "و آنگاه كه منافقين و بيماردلان مي گفتند كه خداوند و پيامبرش جز فريب به ما وعده ندادند" (الاحزاب/12).
﴿لَئِن لَّمْ يَنتَهِ المُنَافِقُون