وبحقيقت مسئله پي نبرده است، ومي گـويد: مسئله غيبت عميقتر وپيچيده تر از آن است كه آن را درك كنيم[4].
2- نظريه تمحيص
بعلاوه نظريه (الحكمة المجهولة) نظريه ديگـري در تفسير (الغيبه) وجود دارد، وآن نظريه (التمحيص) يا فيلتر كردن وغربال كردن شيعيان مي باشد وآن براي تحقق از صبر وبردباري در بلاء وايمان شيعيان به القائم المهدي مي باشد.
صدوق وطوسي روايتهاي متعددي از امامين باقر وصادق در اين مضمون نقل مي كنند مي گـويند: صاحب اين امر ظاهر نمي شود الا بعد از اينكه دو سوّم مردم از بين مي روند، كسي از مردم نمي ماند مگـر عده كمي، شيعيان غربال مي شوند مانند غربال كردن گـندم[5].
 روايتي ديگـر مي گـويد: لابد براي صاحب الامر غيبتي باشد تا اينكه معتقدان دست از عقيده شان بردارند، اين امتحاني از طرف خدا است براي آزمايش مردم كه عقلها وتصورات شما كوچكتر از آن است كه اين مسئله را درك كند، اما اگـر زنده مانديد آنرا درك خواهيد كرد[6].
روايتي ديگـري نقل مي كنند مي گـويند: غيبة المهدي مانند دير نازل شدن عذاب بر قوم نوح است. عذاب خداوند بر قوم نوح دير نازل شد، كسانيكه به نوح ايمان آورده بودند مرتد شدند. همين مسئله براي القائم المهدي پيش خواهد آمد، او آنقدر غيبتش بطول انجاميد تا اينكه عده اي از آنها عقيده شان راترك گـفتند ومردم اينگونه صاف شدند، وهركسي كه طينتش خبيث باشد مرتد مي شود چون اينها منافق هستند و از استخلاف وامن در عهد قائم واهمه دارند[7].
بجز صدوق كسي قائل به نظريه تمحيص نبود، الطوسي والمفيد والمرتضي اين نظريه را ناديده گـرفتند اما آنها رواياتي به اين مضمون نقل كردند، طوسي اين روايتها را براي امتحان شيعيان تفسير كرد، نه اينكه امتحان شيعيان سبب غيبت باشد.
3- نظريه خوف
اين محكمترين ومهمترين نظريه اي است كه غيبت را تفسير مي كند. كليني در كتاب (الكافي) وصدوق در كتاب (اكمال الدين) روايات متعددي را از امام صادق نقل مي كنند و امام مي گـويد: (سبب غيبت امام خوف بر حيات خود وتقيه مي باشد)[8].
 شيخ مفيد در كتاب (الارشاد) مي گـويد: فرزند عسكري منتظر، براي احياي دولت الحق غيبت كرد، و بخاطر سختي شرايط در زمان عباسيان تولدش را مستور ومخفي ساختند، خليفه عباسي اورا تعقيب مي كرد، چون مسئله صاحب الزمان در ميان شيعيان معروف بوده وشيعيان منتظر ظهورش بودند، به اين سبب امام حسن عسكري در زمان حياتش فرزندش را نشان نمي داد، در نتيجه شيعيان بعد از مرگ پدرش اورا نمي شناختند[9].
بنظر شيخ مفيد شرايط سياسي محيط به غيبت المهدي، خيلي مشكلتر وپيچيده تر از شرايط سياسي محيط به ائمه سابقين بود، ائمه سابق اهل البيت مخفي نشدند اما به تقيه عمل مي كردند، خلفاي عباسي مي دانستند كه قائم مهدي با شمشير قيام خواهد كرد واين سبب شد كه آنان سعي در ملاحقه واز بين بردنش كنند، واما علت عدم خروجش، آنرا كم بودن ياران وطرفدارانش توجيه كردند[10].
سيد مرتضي در كتاب (الشافي) مي گـويد: علت غيبت ترس مهدي از ظالمين وجلوگـيري از تصرف در چيزهائيكه خدا به او حق تصرف داده است، اگـر نيروي مانع تصرفش شود، تكليف قيام به امور امامت از او ساقط مي شود، اگـر براي جانش بترسد واجب است بر او غايب ومستور بماند[11].
 تا زمانيكه صاحب الامر قدرت ومكنت نشده وتا زمانيكه خطر جاني در پيش داشته باشد عمل به تقيه براي او واجب مي باشد. تا زمانيكه اسباب غيبت قائم باشند غيبت هم ضروري مي باشد، ودفع ضرر واجب منطقي و عقلي است[12].
شيخ طوسي اسباب غيبت را در خوف از اعداء محصور كرده وگـفت: سببي نمي بينم براي عدم ظهورش جز خوف از تهاجم وكشته شدن، اگـر چيزي غير از اين بوده برايش جايز نيست در غيبت بماند، ومي بايستي مثل بقيه مشكلات وسختيها را تحمل كند، چون انبياء وائمه واولياء منزلتشان به مقدار تحمل كردن مشاكل وناهمواريها در راه خدا ارتباط دارد[13].
حالا چرا (محمد بن الحسن العسكري) ترس از كشتن دارد؟ مگـر امام حسين خارج نشد؟ وخودش را در صحراي كربلاء در راه خدا قرباني نساخت؟ سيد مرتضي وطوسي وكراجكي به اين سؤال جواب دادند و مي گـويند: چون مهدي جانشين ندارد وآخرين امام است ومصلحت مكلفين به وي مربوط مي باشد[14].
اين جواب مسائلي ديگـر را مطرح مي سازد، وسؤالاتي در اين زمينه هست كه بايستي به آن جواب داده شود، اين مسائل از وضعيت ذكر شده استخلاص مي شود وبه شكل زير مي باشد:
1- ائمه هويت مهدي را از قبل تشخيص وتعيين كرده اند.
2- وجود بحران وجوّ ترس بين بيت عباسي وبيت علوي، ووجود ترس ووحشت عظيم نزد مهدي قائم كه بيشتر از خوف وترس پدرانش كه در سايه حكومت امويان وعباسيان بود.
3- ختم امامت به امام دوازدهم يا انحصار امامت در المهدي.
4- تحريم تقيه براي مهدي قبل از ظهور وقيام.
اگـر ما گـفتيم ائمه سابقين مسبقا هويت مهدي ر اتعيين نكردند، بنا بر اين نيازي نيست كه او غيبت كند آن هم از زمان ولادت وكودكي، يا اگـر ثابت شود كه ميان اهل البيت با بيت عباس در آن دوره طبيعي ومثبت بود، وفشار وتشنج در ميان آنان نبود، بنا بر اين سببي براي غيبت نمي ماند، واگـر گـفتيم امام دوازدهم يكي از امامان هستند ونه آخرين آنها - همانطوريكه شيعيان اماميه از اول تا آخر قرن سوم هجري عقيده داشتند - پس ضرورتي براي غيبت نمي ماند، چون همه امامان سابق در معرض قتل بودند اما آنها غيبت نكردند، يا اگـر فرضا گـفتيم امام دوازدهم مانند ساير ائمه ميتوانست از تقيه استفاده كند ن در اين صورت مي توانست مهدويتش را نفي كند تا وقت ظهورش، بنا بر اين نيازي براي غيبت نمي ماند.
 

--------------------------------------------------------------------------------

[1]- الصدوق: اكمال الدين ص 21 و85.

[2]- الطوسي: تلخيص الشافي للمرتضي ج2 ص 211.

[3]- الطوسي: الغيبة ص 57 و58.

[4]- كاشف الغطاء: اصل الشيعة واصولها، ص 71.

[5]- الصدوق: اكمال الدين، ص 346- 348، الطوسي: الغيبة ص 203و204و206.

[6]- الصدوق: اكمال الدين ص 360، الطوسي: الغيبة، ص 104 و204.

[7] - الصدوق: اكمال الدين ص 352 و37، الطوسي: الغيبة ص 104 و108

[8]  - الكليني: الكافي ج1 ص 337 و338و340، الصدوق: اكمال الدين ص 481

[9]  - المفيد: الارشاد، ص 345

[10]- المفيد: الامالي والفصول المختارة ص 395.

[11]- المرتضي: الشافي: ج3 ص 149.

[12]- المرتضي: الشافي ج3 ص 149.

[13]- الطوسي: الغيبة ص 203.

[14]- المرتضي: الشافي ج1 ص 147، الطوسي: الغيبة ص 63، الكراجكي: كنز الفوائد ج1 ص 371.
مطلب دوم- جاي غيبت كجا است؟
اكثر رواياتيكه به مهدي (حجت بن الحسن العسكري) اشاره اي دارند، مي گـويند كه غيبت در منزل حسن عسكري در (سُرَّ من رأي) پايتخت عباسيان آن دوره بود. در بعضي از روايات نقل شده كه: المهدي بيرون آمد تا بر بدن پدرش نماز بخواند، يا اينكه المهدي با وفد قم ديداري داشت (اين وفد به سامراء آمده بود تا در باره امام جديد تحقيق بعمل آورد). مهدي قائم سالهاي زيادي در آن منزل بود تا اينكه معتصم عباسي تصميم به دستگـيريش بگـيرد و او را غافلگـير كند، نيروهاي المعتضد العباسي براي دستگـيري آمدند اما او در (سرداب خانه) غيبت كرد. خليفه عباسي (الناصر 