ن بودند وقبل از آمدن مهاجرين ايمان آوردند، وصيت به نيكي، مي كنم، از نيكوكاران آنها بپذيرد واز اشتباهات شان عفو وگذشت نمايد ودر باره شهر نشينان، به نيكي در باره آنها، وصيت مي كنم زيرا آنها كمك ونيروي اسلام: وجمع كنند گان مال هستند وباعث خشم دشمن مي شوند وفقط اموال اضافه آنها، با خوشنودي گرفته شود ووصيت مي كنم كه به صحرا نشيان عرب نيكي كند زيرا آنها اصل عرب وگوهر اسلام اند. ووصيت مي كنم كه از اموال اضافي آنها گرفته شود وبه فقراء آنها برگردانده شود. ودر مورداهل ذمه وصيت ميكنم كه به عهد وپيمان آنها وفا نمايد وبه اندازه توان از آنها جزيه بگيرد[3]. 

اين داستان شوري است ودر آن خون ياران رسول خدا  -صلي الله عليه وآله وسلم- مباح دانسته نشده است، آن ياراني كه حضرت عمر -رضي الله عنه- گواهي داد كه رسول خدا  -صلي الله عليه وآله وسلم- دنيا را وداع گفت. در حالي كه از آنها راضي بود. 

(52) در صفحه (239) ميگويد: 

وهرگز بيعت درستي در تاريخ از عهد خلفاء تا عهد كمال آتاتورك كه خلافت اسلامي را از بين برد، صورت نگرفته است به اين معني كه اجماع مسلمين در آن باشد وهيچ زور وقدرتي در آن وجود نداشته وامري ناگهاني وغير مترقبه هم نباشد، جزدر مورد امير المومنين علي بن ابي طالب. 

تيجاني به كذب ودروغگويي ادامه دهد زيرا هيچ كس با حضرت ابوبكر در مورد خلافتش اختلاف نكرد، همچنين با حضرت عمر وهمچنين با حضرت عثمان هيچ كس در مورد خلافت شان اختلاف نكرد اما با حضرت علي، اهل شام وكسان ديگري بيعت نكردند وهنگامي كه براي حضرت علي -رضي الله عنه- در مدينه بيعت گرفته شد بيشتر صحابه در مدينه نبودند وآنطوري كه امور براي حضرت ابوبكر، عمر وعثمان -رضي الله عنهم- ثبات واستقرار پيدا كرد براي حضرت علي -رضي الله عنه- ثبات پيدا نكرد. 
---------------------------------
[1] تخريج حديث در پاسخ شماره (32) گذشت.
[2] گواهي علماء در مورد او مخنف در پاسخ شماره (48) گذشت.
[3] فتح الباري ـ كتاب الصحابه، باب قصة البيعة شماره حديث (3700).(53) ودر همين صفحه ميگويد: 

(ومن همچون گذشته، مورد استناد قرار نمي دهم جز روايتهايي كه هر دو گروه برآن اجماع واتفاق نظر دارند، از جمله اين احاديث: 

الف (أنا مدينة العلم وعلي بابها) (من شهر علم وعلي دروازه آنست). 

اين حديث صحيح نيست بيشتر علماء آنرا ضعيف قرار داده اند واينك سخنان ائمه حديث در باره اين حديث: 

(1) امام بخاري: اين حديث منكر است، هيچ وجه صحيحي ندارد [1].

(2) ابو حاتم رازي: حديث اصل و حقيقتي ندارد[2].

(3) ابو زرعه: چه بسيارند كساني كه در باره اين حديث رسوا شدند[3].

(4) ترمذي: اين حديثي غريب ومنكر است [4].

(5) عقيلي: هيچ چيزي در اين متن درست نيست [5].

(6) ابن حبان: اين حديثي است كه اصلي ندارد [6].

(7) دار قطني: اين حديث مضطرب وغير ثابت است [7].

(8) ابن جوزي: اين حديث صحيح نيست واصلي ندارد [8].

(9) نووي: اين حديث موضوع وساختگي است [9].

(10)  ابن تيميه: اين حديث موضوع وساختگي است[10].

(11) ذهبي: حديث موضوع وساختگي است [11].

(12) ناصر الدين ألبابي: حديث موضوع وساختگي است [12].

آيا تيجاني همچنان افتخار ميكند وميگويد: (مورداستناد قرار نميدهم جز روايت هايي كه هردو گروه برآن اجماع واتفاق نظر دارند).
-------------------------------
[1] المقاصد الحسنة (170).                    
[2] كشف الخفاء (1/235).
[3] تاريخ بغداد (11/205).
[4] سنن الترمذي ـ كتاب المناقب ـ باب علي شماره حديث (3723).
[5] الضعفاء الكبير(3/150).                      
[6] المجروحين (2/151).
[7] العلل (3/247).
[8] الموضوعات (1/349) .                             
[9] فتح الملك العلي (51).
[10] مجموع الفتاوي (18/377).                       
[11] تلخيص الستدرك (3/126).
[12] ضعيف الجامع (1416).(54) ودر صفحه (240) ميگويد: 

واين ابن عباس است كه ميگويد: علم من وعلم اصحاب محمد كجا وعلم علي كجاست جز اينكه قطره اي در هفت دريا باشد. 

بعد از اين تيجاني در حاشيه[1] ميگويد: صحاح وكتب اهل سنت بر افضليت علي وتقدم وي از نظر علمي برهمه صحابه، اجماع دارند. 

آقاي تيجاني! دروغ ميگويد، اين اجماع كجاست وچه كسي آنرا ذكر كرده است؟ واين سخن، باطلي بيش نيست. ابن تيميه ميگويد: علماء اهل سنت اتفاق نظر دارند كه دانشمندترين مردم بعد از رسول خدا -صلي الله عليه وآله وسلم- حضرت ابوبكر-رضي الله عنه- وبعد از او، حضرت عمر -رضي الله عنه- است. 

وبسياري نقل كرده اند كه حضرت ابوبكر -رضي الله عنه- دانشنمد ترين فرد صحابه حضرت ابوبكر -رضي الله عنه- هيچ فتوايي نداد كه مخالف با نص باشد اما حضرت عمر، حضرت علي وديگران فتواهاي زيادي دادند كه بانصوص مخالف است تا جائيكه امام شافعي -رحمه الله- يك جلد كتاب درباره اختلافات حضرت علي وعبدالله وابن مسعود -رضي الله عنهما- جمع آوري نموده است. 

وبسياري گفته اند: اتفاق نظر وجود دارد كه حضرت ابوبكر از حضرت علي، دانشمندتر بوده است، واز ميان آنها ميتوان منصوربن عبدالجبار سمعاني، يكي از ائمه شافعيه را نام برد. 

وبخاري ومسلم از ابوسعيد روايت كرده اند كه ايشان فرمود: حضرت ابوبكر -رضي الله عنه- از همه ما شناخت بيشتري نسبت به پيامبر -صلي الله عليه وآله وسلم- داشت [2] [3].

ابن حزم مي گويد: بسياري از رافضه استدلال كرده اند كه حضرت علي، دانشمندتر از همه بود واين دروغ است، علم صحابي به يكي از دو صورت مشخص مي شود: 

(1) روايات وفتواهاي ايشان بسيار باشد. 

(2) يا اينكه رسول خدا  -صلي الله عليه وآله وسلم- ايشان را زياد بكار گماشته باشد. 

در يك نگاه مي بينيم كه پيامبر  -صلي الله عليه وآله وسلم- در طول مدت بيماري اش، حضرت ابوبكر-رضي الله عنه- را جانشين خود قرار داد تا بامردم نماز بخواند در حالي كه بزرگان صحابه امثال حضرت عمر، حضرت علي -رضي الله عنهما- وديگران حضور داشتند همچنين وي را براي جمع آوري صدقات بكار گماشت ولازمه اش اينست كه حضرت ابوبكر -صلي الله عليه وآله وسلم- در مورد صدقات دانشي به اندازه ساير صحابه، نه كمتر از آنها داشته باشد وچه بسا كه بايد دانش او بيشتر از ديگران باشد. وپرواضح است كه زكات از اركان دين است. 

همچنين حضرت ابوبكر -رضي الله عنه- را امير حج قرار داد در نتيجه بايد شناختش نسبت به حج از ساير صحابه بيشتر باشد وموارد ذكر شده اصول اسلام اند. و حضرت ابوبكر -رضي الله عنه- در نشست وبر خاست، سفر و حضرو حالات گوناگون، رسول اكرم -صلي الله عليه وآله وسلم- را همراهي مي كرد وبيشتر از حضرت علي -رضي الله عنه-، شاهد احكام وفتاواي آنحضرت بود[4].
----------------------------------------
[1]لبته اين حاشيه از ترجمه فارسي كتاب حذف شده به اصل كتاب به زبان عربي صفحه (177) مراجعه شود. (مترجم)
[2] فتح الباري ـ كتاب مناقب الانصار ـ باب هجرة النبي شماره (904) در صحيح مسلم كتاب فضائل الصحابه شماره (2).
[3] منهاج السنة (7/ 500) وبعد از آن.
[4] الفصل في اللل والأ هواء والنحل (4/212)(55) تيجاني در صفحه (242) ميگويد: 

حديث (من كنت مولاه فهذا علي مولاه، اللهم وال من والاه وعاد من عاداه وانصر من نصره، واخذل من خذله، وادر الحق معه حيث دار)[1]. 

اين حديث را تيجاني بعد از حديث (أنا مدينة العلم. . . . ) آورد