شام نقل ميكند كه گفت: پدرم از قتاده واو از انس بن مالك روايت كرده است كه پيامبر در يك ساعت از شب يا روز بر زنهايش كه عددشان يازده بود ميگذشت وبا همه همبستر مي شد!!! راوي گويد: به انس گفتم: مگر اينقدر توان دارد؟! 

گفت: صحبت ما در اين بود كه او نيروي سي نفر مرد را دارا است. 

تيجاني مي گويد: اين روايت را قطعا به اين خاطر ساخته اند كه عظمت رسول خدا را زير سؤال ببرند. . . . واگر نه انس از كجا ميفهميد كه پيامبر در يك ساعت با يازده همسرش همبستر مي شود؟! يا او خود شاهد جريان بود؟!! 

وانگهي از كجا فهميد كه او نيروي سي نفر را دارد؟ پناه مي بريم به خدا از اين بهتان بزرگ. اين بخدا، جنايت هايي است نا بخشودني در حق رسول خدا -صلي الله عليه وآله وسلم- كه عمرش را در جهاد وعبادت آموزش وپرورش امتش گذرانده است. اين جاهلان ونا بخردان كه مانند چنين دروغ هاي افتضاح انگيزي را روايت ميكنند چه فكر ميكنند؟ گويا بر طبق عقلهاي پليدشان كه با شهوتهاي حيواني آميخته وملوث شده است. . . ). 

چند سخن با تيجاني: 

(1) اينكه به پيامبر -صلي الله عليه وآله وسلم- نيروي سي نفر مرد داده شده است هيچ اشكالي بر عصمت او وارد نميكند. 

(2) اينكه در يك شب برهمه همسرانش كه ازراه حلال بودند (نه متعه) مي گذشت وهمبستر مي شد همچنين در عصمت او اشكالي وارد نميكند. 

(3) چرا تيجاني اينقدر شديد براهل سنت حمله ميكند. امثال اين روايت در كتب شيعه هم وجود دارد. 

الف) از ابو الحسن -عليه السلام- روايت است كه فرمودند: پيامبر خدا -صلي الله عليه وآله وسلم- داراي نيروي چهل مرد بود ونه همسر داشت وهر شبانه روز بر آنها ميگذشت وبا همه همبستر مي شد[6].

ب) از باقر وصادق روايت است كه پيامبر نمي خوابيد تا كنار چهره فاطمه را نمي بوسيد وچهره اش را بين پستانهاي  فاطمه ميگذاشت[7]. ودر اين شكي نيست كه اين دروغي است كه بر باقر -رحمه الله ورضي الله عنه- بسته شده است هم اكنون چه كسي از ما عظمت رسول خدا -صلي الله عليه وآله وسلم- را زير سؤال مي برد؟ 

ج) و حضرت انس -رضي الله عنه- خدمتگذار رسول خدا  -صلي الله عليه وآله وسلم- بود بر اموري اطلاع پيدا ميكرد كه ديگران اطلاع نميكردند. 

وسر انجام، چرا غيرت تيجاني از اين صحبت امامش، خميني بجوش نميآيد. كه ميگويد: لا بأس بالتمتع بالرضيعة تقبيلاً وضماً وتفخيذاً[8].  (تمتع از دختر شير خوار با بوسيدن وبغل كردن و. . . . [9] اشكالي ندارد). 

(22) ودر جلد 2ص 266 مي گويد: 

اما از آن سوي، بخاري رو به نواصب و خوارج آورده واو آنها روايت ميكند؛ همانها كه با اهل بيت پيكار كردند وآنان را به شهادت رساندند و لذا او را مي بيني كه از اشخاصي چون معاويه وعمرو ابن عاص وابو هريره و مروان بن حكم ومقاتل بن سليمان ـ كه به دجال معروف بود ـ . .. . . . روايت ميكند. وهمچنين بخاري پيوسته به حديث خوارج ومرجئه ومجسمه وبرخي جاهلاني كه زمانه از وجودشان هم اطلاعي نداشته، احتجاج واستدلال ميكند. 

در جواب تيجاني بايد گفت: معاويه وعمرو وابو هريره -رضي الله عنهم- صحابه رسول خدا -صلي الله عليه وآله وسلم- هستند ودر مورد اينكه مروان، صحابي هست ياخير، اختلاف وجود دارد وجمهور معتقدند كه صحابه نيست اما در نقل حديث متهم نيست. 

اما از مقاتل بن سليمان، هيچكدام از بخاري، مسلم، ترمذي، ابو داود، نسائي، وابن ماجه روايت نكرده اند. 

سوگند به ذاتي كه معبودي جز او نيست، تيجاني، كذابي سركش ومتكبر ومغرور است، دروغ ميگويد بطوريكه گويا هيچ كس كارش را باز نگري نميكند. تعجب ميكنم وبه تعجبم افزوده مي شود كه چگونه شيعيان عاقل مي پسندند تا از كذاب ودروغگو ومتكبري چون تيجاني پيروي نمايند. 

واينكه تيجاني ميگويد: بخاري از مجسمه وافراد مجهول روايت ميكند، هم دروغ است. 

اما علماء اهل سنت از خوارج، مرجئه وشيعه روايت ميكنند، ما از صداقت وراستي آنها استفاده مي كنيم. وبدعت آنها به ضرر خود آنها است، البته از آنها روايت مي كنيم اگر راستگو باشند. 
------------------------------
[1] صحيح مسلم ـ كتاب الهبات ـ شماره (13).
[2] صحيح مسلم ـ كتاب الهبات ـ شماره (14).  
[3]-  اين جمله اخرجه احمد (1/363 ) ( احمد روايت كرده ) را در ص 205 كتاب عربي مي نوانيد بنگريد در ترجمه فارسي برادر كذاب تيجاني، جواد مهري آنرا حذف كرده است. (مترجم )
[4] صحيح مسلم ـ كتاب الحيض ـ شماره (112).
[5] صحيح مسلم ـ كتاب القسامه ـ شماره 14.
[6] الكافي (5/565 ).              
[7] بحارالأ نوار (43/44، 78).
[8] تحرير الوسيله (2/ 241) مسئله شماره (12).
[9] اين كلام چقدر زشت وقبيح است. خوانند گان گرامي از ترجمه كلمه آخر خجالت ميكشم. (مترجم )<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:59.txt">خواننده گرامي!</a><a class="text" href="w:text:60.txt">از فريب و دروغ هاي تيجاني</a><a class="text" href="w:text:61.txt">آيا شيعه با هم اختلافي ندارند؟</a><a class="text" href="w:text:62.txt">از فريب و دروغ هاي ديگري تيجاني بر صحابه</a><a class="text" href="w:text:63.txt">فراموشي پيامبر (ص) در نماز</a><a class="text" href="w:text:64.txt">روايات شيعه مقام پيامبران را زير سؤال مي برد</a><a class="text" href="w:text:65.txt">مؤمنان روز قيامت خدا را مي بينند</a><a class="text" href="w:text:66.txt">از فريب كاري هاي تيجاني در جعل احاديث</a><a class="text" href="w:text:67.txt">قضا و قدر نزد اهل سنت</a><a class="text" href="w:text:68.txt">آيا به اعتقاد شيعه به ائمه وحي مي شود؟</a><a class="text" href="w:text:69.txt">حكم تلفيق بين مذاهب</a><a class="text" href="w:text:70.txt">آيا همه ي افراد برگزيده معصومند؟</a><a class="text" href="w:text:71.txt">از دروغ هاي تيجاني بر صحابه كرام (رض)</a><a class="text" href="w:text:72.txt">سخني در مورد متعه</a><a class="text" href="w:text:73.txt">شيعه ... و تحريف قرآن</a></body></html>خواننده گرامي! شايد از مطالب گذشته خوب درك نموديد كه اين عنوان براي افرادي امثال تيجاني مناسب نيست زيرا وي كتابهايش را انباشته از دروغ، بهتان وباطل نموده است چنانچه در گذشته مشاهده نموديد ودر آينده هم خواهيد ديد. ولا حول ولا قوة الا بالله.بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

پروردگارجهانيان را شكر و سپاس مي گوييم و بر پيامبر مان محمد -صلي الله عَليه و آله و سلم- و اصحاب و پيروانش تا روز قيامت درود مي فرستيم و بعد:

شيخ عثمان را از زماني كه دانشجوي دانشگاه بود، مي شناسم وي از علاقه مندان به جستجو و تحقيق بود و تلاش مي كرد تا در بسياري از مسائلي كه قابل بحث و اختلاف ميان علما بود به حقيقت برسد و بعد از فارغ التحصيلي هم، اين استعداد همچنان در وي باقي ماند در نتيجه همچنان سخنراني و مناظره مي كرد و صاحبان بدعت را پاسخ مي داد و از نمونه هاي آن، همين كتابي است كه در پاسخ تيجاني تاليف نموده و در اين كتاب با ادله و برهان ثابت نموده است كه تيجاني در بسياري از مسائلي كه از آنها صحبت مي كند، بي باكانه دروغ مي گويد در صحيح بخاري و صحيح مسلم از عبدالله بن مسعود-رضي الله عنه- روايت است كه رسول خدا -صلي الله عَليه و آله و سلم- فرمود:

«راستي را پيشية خود سازيد زيرا راستگويي به سوي، نيكي هدايت و راهنمايي مي كند و نيكي انسان را به بهشت مي رساند و فرد همچنان راست مي گويد و در جستجوي راست