سول و هم مخالف عترت و هم مخالف اصحاب رسول مي باشند و با اينحال به اهل سنت طعنه مي زنند. اما مذاهب اهل سنت هيچ كدام مخالف كتاب خدا و سنت رسول و مخالف اصحاب رسول نيستند. كتب ايشان تماما به متابعت كتاب خدا و سنت رسول صلى الله عليه و سلم  دعوت كرده اند و مذاهب اربعه ي اهل سنت مطلبي را اختراع نكردند و از خود چيزي مدعي نشده اند بلكه سنت رسول و احاديث او را جمع كرده اند به اضافه اهل سنت نگفته اند كه ائمه اربعه حجت مي باشند و يا معصومند و نگفته اند كه حق منحصر در ايشان است و هرچه ديگران بگويند باطل است. 
ولي شيعه، امامان خود را حجت مي داند.  و خود علي رضى الله عنه  در نهج البلاغه ي منسوب به او خطبه ي 91 مي فرمايد: ((تمت بنبينا محمد حجته)) يعني: با آمدن پيغمبر خدا حجت را تمام كرد؛ و شيعه مي گويد هر كس از اهل سنت چيزي بگويد نبايد قبول كرد و مي گويد الرشد في خلافهم. و لذا از بسياري از حقايق محروم شده اند و هر چه احاديث جعلي كه غاليان و كذابان و مجهولان بنام ائمه اثني عشريه در اصول و فروع دين گفته و بافته و ساخته و جعل كرده اند را قبول دارند و اگر بر خلاف مذهبشان باشد حمل بر تقيه مي كنند.) و اما اينكه گويد اقوال صحابه را مهمل گذاشته اند، در جواب بايد گفت خيلي تعجب است، كتب اهل سنت مملو از اقوال صحابه است، آيا ما مخالف اصحاب رسول صلى الله عليه و سلم  هستيم يا شما كه نمام صحابه را مرتد مي شمريد. اماميه بدون شك، هم با اجماع عترت نبوي مخالفند و هم مخالف اجماع صحابه هستند. 
ابن مطهر حلي (ابن مطهر حلي همان علامه حلي مشهور بين اماميه مي باشد كه ابن تيميه در كتابش همه جا بعنوان ابن مطهر از او ياد مي كند).  گويد: ((بدين سبب اهل سنت قائل به امور زشتي شده اند مانند مباح بودن دختري كه از زنا به دنيا آمده، و سقوط حد از آنكه مادر و خواهر خود را با داشتن علم به حرام بودن آن، نكاح نموده، و سقوط حد از آنكه لواط كرده، و الحاق نسب شرقيه به مغربي كه هرگاه مردي دخترش را كه در مشرق است تزويج نمود به مردي كه خودش و پدر دختر به مغرب بود و لحظه اي از او جدا نشد تا شش ماه گذشت پس آن دختر فرزندي زاييد آن فرزند ملحق است به مردي كه در مغرب بوده و مباح بودن آب خرما و وضوي به آن با اينكه در مست بودن با شراب شركت دارد. و نماز در پوست سگ و سجده بر نجاست خشك شده، و غصبها را مباح دانسته اند و گفته اند اگر دزدي داخل آسيابي شد و گندمي را آسيا كرد آنرا مالك مي شود، پس اگر مالك آمد و با او نزاع كرد آن مالك ظالم است، پس اگر قتال كردند و دزد كشته شد شهيد است و اگر مالك كشته شد خونش هدر است. و حد را بر زاني واجب دانسته اند اگر شهود را تكذيب كرد، و حد را ساقط كرده اند اگر زاني ايشان را تصديق كند، پس با اجتماع اقرار و شاهد حد را ساقط نموده اند. و خوردن گوشت سگ را مباح نموده اند، و لواط با بنده را جايز شمرده اند و اسباب لهو را حلال دانسته اند.)) جواب: در بين اين مسائل مسأله اي نيست كه جمهور اهل سنت برخلاف آن نباشد. ثانيا: گفته مي شود شما گروه اماميه به بدعتها و احكام غير ما انزل الله خود توجه نداريد، نماز جمعه و جماعت را ترك نموده و مساجد را ويران كرده و قبور را آباد و محل اجتماع خود نموده ايد، (جلد هاي صد، صد و يك و صد و دو از كتاب بحار مجلسي هر سه جلد در آداب زيارت است و مختصر آنها را در مفاتيح الجنان، شيخ عباس قمي آورده است. چه آداب زيادي كه به امامان خود نسبت داده اند! با اينكه در زمان   ==   ائمه ي اثني عشر، صحن و حرم و گنبد و ضريحي نبوده، ولي ايشان بي خبرند و صدها نسبت دروغ به ائمه ي خود داده اند كه ايشان فرموده اند چون به درب صحن رسيدي چنين بگو و چون به درب حرم رسيدي چنان بگو و چون به ضريح رسيدي چنين بگو و اذن بخوان و آن امام را مانند خدا شنوا و بينا و جوابگو شمرده اند و از او شفاعت و قضاء حوائج و رفع گناه مي خواهند، و او را عالم به هر صدايي مي شمرند. و سلاطين جور هر چه توانسته اند آن قبور را زينت كرده و از اموال حرام و غارتي ساختمان كرده اند و يك طواف و يا زيارت قبر را از صدها و هزارها حج كعبه بالاتر ميدانند كه شاعر ايشان گويد: بك طوف مرقد شاه رضا در مشهدش /هفت هزار و هفتصد و هفتاد حج اكبر است مجلسي در بحار مي نويسد هر قدمي كه زائر در راه زيارت بر ميدارد مطابق يك حج است تا كسي كتب شيعه را در اين موضوع نخواند باور نمي كند. يكي ار شعراي ايشان چنين گويد: حاجي به طواف حرم خالق سبحان 	    
زوار به گرد حرم شاه خراسان 
در كعبه بين تو عيان نور علي را      
در طوس بود نور رضا شمس فروزان
كتابي نوشته شده بنام: ((خرافات و فور در زيارات قبور)) بايد آنرا خواند تا به خرافات و كفريات شيعه در اين مورد پي برد.) و زيارت نامه هايي ساخته ايد كه تماما مخالف قرآن و سنت رسول صلى الله عليه و سلم  است چنانكه شيخ مفيد كه از علماي بزرگ شيعه است كتابي بنام مناسك حج و مشاهد نوشته و در آن دروغها و شرك و كفر را جمع كرده و مقابل مناسك حج كعبه، مناسك حج قبور و آداب زيارت بوجود آورده است. و از جمله بدعتهاي شيعه، تأخير نماز مغرب، و تحريم طعام اهل كتاب، و تحريم نوعي از ماهي، و دادن تمام ارث را به دختر در صورت بودن عمو، و بعضي از ايشان روزه را به عدد مي گيرند نه با ديدن ماه و متعه را حلال شمرده اند، و طلاق معلق به شرط را واقع و صحيح نمي دانند. (و شعائر مذهبي دارند كه در اسلام نبوده مانند سينه زدن و عزا گرفتن و زنجير كوبيدن و هنگام مصيبت واويلا گفتن و نذر براي غير خدا كردن و برگرد قبور طواف نمودن و غير خدا را در حوائج مانند خدا صدا زدن و سميع و بصير دانستن، و صدها بدعت و شرك و كفر ديگر. اما آن مسائلي كه به اهل سنت نسبت داده و تهمت زده ايد ممكن است بعضي از اهل سنت گفته باشند چنانكه شيعه بدتر از آنها را دارد شيعه ي نصيريه و خطابيه و باطنيه تمام محرمات را حلال ميدانند و غالبا شيعه ي ائمه ي را سميع و بصير و خدايان گرفته و به غير خدا توجه نموده و زاري و تضرع و التجاء مي كنند اين مسائل از مسائل فروع كه به اهل سنت نسبت داده ايد بدتر است ) اي رافضي قبل از يك ساعت از قياس انكار مي كردي پس چرا در اينجا عليه ابوحنيفه با قياس احتجاج كرده ايد و مي گوييد نبيذ مانند خمر است، ولي به حديث: ((كل مسكر خمر وكل خمر حرام)) توجه و استدلال ننموده ايد؟ و اما پوست سگ دباغي شده، پس يك طايفه از اهل علم به حديث: ((ايما إِهاب دبغ فقد طهر)) يعني هر پوستي كه دباغي شد پاكست استدلال كرده اند، و اگر از شما سؤال شود به چه دليل آنرا حرام و نجس ميدانيد چه جواب داريد؟ و اما آنچه گفتي كه غاصب و مالك نزاع ميكنند و حق با غاصب است دروغ است، بلكه بايد به حاكم مراجعه كند. اما مسئله ي اقرار اين است كه ابوحنيفه گفته هرگاه كسي اقرار كرد ديگر حكم شهادت ساقط است و اقرار هم بايد چهار مرتبه باشد. اما جمهور مي گويند اقرار حكم شهادت را تأكيد مي كند، و اما جايز دانستن لواط با غلامان دروغ است.
و كسي از اهل سنت چنين نگفته است، و گويا مقصود شما در اين جا بدگوي