َّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلاً سَدِيداً يُصْلِحْ لَكُمْ أَعْمَالَكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزاً عَظِيماً) (الأحزاب: 71_70)  
(اي كساني كه ايمان آورده ايد، از خدا بترسيد و سخن حق و درست بگوييد، در نتيجه، خداوند اعمال شما را اصلاح مي كند و گناهانتان را مي بخشد و هر كس از خدا و رسولش پيروي نمايد بطور قطع به پيروزي بزرگي دست يافته است. 
اما بعد: 
وحدت و يكپارچگي مسلمانان يكي از بزرگترين اهدافي است كه اسلام براي تحقق آن بسيار تلاش نموده است. خداوند در اينباره مي فرمايد: 
(وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَلا تَفَرَّقُوا وَاذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوَاناً وَكُنْتُمْ عَلَى شَفَا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَكُمْ مِنْهَا كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ) (آل عمران:103). 
(همگي به ريسمان خدا (قرآن) چنگ بزنيد و پراكنده نشويد و نعمت خدا را بر خود به ياد آوريد آن هنگام كه دشمن يكديگر بوديد پس خداوند ميان دلهايتان الفت و دوستي بر قرار كرد در نتيجه شما به سبب نعمت خداوند به يكديگر برادر شديد و ـ همچنين ـ شما بر كناره ي گودال آتش بوديد و خداوند شما را از آن نجات داد. خداوند اين چنين براي شما آيات خويش را بيان مي كند تا اينكه شما هدايت و راهنمايي شويد.) 
در آيه بالا همان طوري كه مشاهده مي كنيد خداوند به وحدت و يكپارچگي دعوت مي نمايد و از هر گونه شقاق و نفاق و اختلاف منع مي كند و اخوت اسلامي را به عنوان يك نعمت ياد آوري مي كند و جامعه ي آن روز را مقداري به عقب بر مي گرداند و مي گويد: گذشته ي خويش را به خاطر بياوريد كه چگونه با يكديگر دشمن بوديد و مشغول جنگهاي طولاني بوديد به ويژه اوس و خزرج كه سالها در جنگ و خونريزي به سر مي بردند اما خداوند با نعمت اسلام و قرآن ميان دلهايشان الفت و دوستي بر قرار و آنها را از شرك و كفر و بت پرستي نجات داد. 
رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  هم از همان روزهاي نخستين دعوت اسلامي بر اخوت و برادري تاكيد كرده و همه ي تلاش آن حضرت صلي الله عليه وسلم  اين بود تا عوامل تفرقه و اختلاف را از ميان بردارد، در مدينه ي منوره بعد از تشكيل اولين حكومت اسلامي، ميان مسلمانان بويژه مهاجرين و انصار اخوت برقرار كرد و با وحدت و يكپارچگي توانست بر مشكلات فائق آيد و هنگامي كه در يكي از غزوات ميان يك مهاجر و يك انصاري اختلافي بروز كرد و به دنبال آن، مرد انصاري صدا كرد اي انصار به داد من برسيد و مهاجر فرياد زد: اي مهاجرين به فرياد من برسيد و رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  اين سخنان را شنيد، فرمود: اين دعوت به جاهليت چيست؟ گفتند: مردي از مهاجرين يك انصاري را زده است. رسول الله صلي الله عليه وسلم  فرمود: ((اين سخنان را بگذاريد زيرا بد بو هستند.)) 
اينگونه در زمان رسول الله صلي الله عليه وسلم  بر وحدت امت اسلامي تاكيد گرديد و در اين راستا آيات و احاديث زيادي وجود دارد اما بخاطر اينكه مطلب طولاني نشود از ذكر آنها خودداري مي كنم خلاصه اينكه رسوا اكرم صلي الله عليه وسلم  و ياران با وفايش با وحدت و يكپارچگي بر دشمنان فائق آمدند، قدرت بزرگ قريش شكست خورد، مكه فتح گرديد و مردم گروه گروه مشرف به اسلام شدند و در اين زمان چون شخص رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  حضور داشت هيچ گونه اختلافي بروز نكرد و اگر هم مي خواست بروز كند در نطفه خفه مي شد چنانچه يك مورد را متذكر شديم. بعد از اينكه رسول الله صلي الله عليه وسلم  دار فاني را وداع گفت، عده بسيار زيادي مرتد شدند و تعدادي هم منكر زكات شدند اما حضرت ابوبكر رضي الله عنه   در برابر اين جريان ايستاد و با آنها جهاد و مبارزه كرد و فرمود: ((أينقص الدين و أنا حي)) آيا من زنده ام و دين ناقص مي شود؟ و بدين گونه نه تنها اينكه نگذاشت اختلافي در دين ايجاد شود بلكه به دامنه ي فتوحات اسلامي افزود و به مرزهاي و به مرزهاي ايران و روم، دو ابر قدرت آن زمان لشكركشي كرد و هنگامي كه در جنگ يمانه تعداد زيادي از حافظان قرآن به شهادت رسيدند به پيشنهاد عمر بن خطاب رضي الله عنه   قرآن را جمع آوري نمود تا مبادا نقصي در قرآن ايجاد شود. بعد از اينكه اين خليفه راشد رسول الله صلي الله عليه وسلم  بعد از دو سال و اندي خلافت به ديدار پروردگار شتافت، حضرت عمر بن خطاب رضي الله عنه   به خلافت بر گزيده شد، وي طبق وصيت رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  يهودي و نصاري را از شبه جزيره عربستان بيرون راند، دو ابر قدرت بزرگ آن روز يعني روم و ايران را شكست داد، در قلب ايران پيشروي كرد، مصر، شام، عراق و فلسطين را به قلمرو اسلامي افزود، بيت المقدس را آزاد كرد. همه و همه اين فتوحات بزرگ، پيشرفتهاي برق آسا، انتشار دعوت اسلامي و گسترش قلمرو اسلام در سايه ايمان راسخ آنان و وحدت و يكپارچگي تحقق پيدا كرد. دشمنان اسلام اعم از مشركين، يهود، مجوس، نصاري و منافقين كه از زمان رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  تاكنون در همه ي نبردهاي نظامي شكست خورده بودند و ديگر اميدي به پيروزي نداشتند. اينباره راه مكر و حيله و ترور را در پيش گرفتند و در يك توطئه مثلث يهودي، مجوس و نصاري خليفه دوم رسول خدا، حضرت عمر بن خطاب رضي الله عنه   را به شهادت رساندند. بعد از وي حضرت عثمان بن عفان رضي الله عنه   روي كار آمد، دوران نخستين خلافت حضرت عثمان بن عفان رضي الله عنه   در واقع دوران امتداد فتح و پيروزي هاي خليفه دوم بود اما در اواخر دوران خلافت ذوالنورين اختلافاتي بروز كرد كه زمينه اختلاف و پراكندگي امت اسلامي را فراهم كرد. 
اين اختلافات هم توسط عبدالله بن سبأ يهودي كه به ظاهر مسلمان شده بود در ميان بعضي از مسلمانان بويژه تازه مسلمانها كه هنوز اسلام را خوب نفهميده بودند رواج پيدا كرد. عبدالله بن سبأ ابتدا به شام و عراق رفت و مردم را عليه خلافت شوراند اما چون موفقيتي كسب نكرد به مصر رفت و آنجا توانست مردم را اطراف خود جمع كند و آنها را عليه خليفه بشوراند و سرانجام، شورشي كه عبدالله بن سبأ آن را آغاز كرده بود باعث شهادت حضرت عثمان بن عفان گرديد براي تفصيل اين مطلب مي توانيد به كتب تاريخ مراجعه كنيد بعد از آن، اختلاف بطور رسمي ميان مسلمانان ظاهر شد و اين اختلافات باعث ظهور فرقه ها و بدعت هاي مختلفي گرديد كه از آن جمله مي توان ره روافض، خوارج معتزله، مرجئه، قدريه و غيره اشاره كرد. دشمنان اسلام بويژه يهود در واقع توانستند بعد از اينكه اين امت، امت واحده بود آنرا تقسيم كنند و جنگ هاي داخلي جمل، صفين و نهروان را ايجاد كنند و زمينه اختلاف را فراهم كنند كه تا امروز هنوز امت طعم تلخ اين اختلافات را احساس مي كند. 
يكي از اين فرقه هاي گمراه كه توانست بيشترين ضربه را به اسلام و مسلمين بزند و با عواطف و احساسات جوام