ع اسلامي بازي كند و به نام محبت اهل بيت توانست طرفداراني بدست بياورد، فرقه ي روافض يا همان شيعه اثنا عشري است. چون كتاب حاضر پاسخي به ياوه هاي اين فرقه بشمار مي رود، قبل از اينكه خواننده ي محترم وارد مطالب اصلي كتاب شود مختصري از تاريخچه ي اين گروه، چگونگي و شرايط پيدايش آنها را تقديم خواننده گرامي مي كنم. 
 
پيدايش روافض 
براي اولين بار اين انديشه توسط فردي يهودي بنام عبدالله بن سبأ يهودي از اهل يمن مطرح گرديد. وي در زمان خلافت حضرت عثمان بن عفان رضي الله عنه   به ظاهر مسلمان شد، و به قصد منحرف ساختن مردم به حجاز، بصره، كوفه و شام سفر كرد اما هيچ گونه موفقيتي كسب نكرد. سرانجام از شام اخراج شد. بعد از آن، به مصر رفت و آنجا محيط مناسبي براي نشر افكار خود مهيا ديد از جمله مسائلي كه براي اولين بار مطرح كرد يكي مسئله رجعت بود و ديگري وصيت محمد صلي الله عليه وسلم  براي حضرت علي رضي الله عنه   بود. او مي گفت: چگونه عيسي بر مي گردد ولي محمد بر نمي گردد؟ بلكه محمد صلي الله عليه وسلم  به طريق اولي بر مي گردد. و هزار پيامبر در تاريخ گذشته است كه همگي وصي داشته اند و وصي محمد صلي الله عليه وسلم  حضرت علي رضي الله عنه   است. 
بعد از آن مدعي شد كه وصيت رسول الله صلي الله عليه وسلم  اجرا نشده است خلافت غضب شده است و عثمان يكي از آن غاصبان است. بايد امر به معروف و نهي از منكر كرد و اين گونه طعن در صحابه و حضرت عثمان رضي الله عنه   اجمعين را آغاز كرد.[1]   
با اين سخنان براي اولين بار انديشه ي رافضه اظهار وجود كرد تا اينكه زمان خلافت حضرت علي رضي الله عنه   فرا رسيد آنها ابوبكر و عمر را بد و بيراه مي گفتند و براي حضرت علي ادعاي الوهيت كردند. حضرت علي رضي الله عنه   بسياري از آنها از آن جمله ابن  سبأ را سوزاند البته بعضي از مورخين مي گويند: ابن سبأ را به مدائن تبعيد كرد.[2]  
علامه ابن تيميه رحمه الله مي گويد: بدعت هاي شيعي كه در زمان حضرت علي رضي الله عنه   ايجاد گرديد، حضرت علي رضي الله عنه   با آنها مبارزه كرد، آنها در واقع سه گروهي بودند: 
1- گروهي افراطي بودند كه حضرت علي آنها را با آتش سوزاند و فرمود: 
لما رأيت الأمر أمراً منكراً                                                             أججت ناري و دعوي قنبراً
(هنگامي كه امري منكر ديدم، آتشم را بر افروختم و قنبر را صدا كردم) 
2- گروهي حضرت ابوبكر و عمر را سب و شتم مي كردند وقتي كه خبر به حضرت علي رضي الله عنه   رسيد آنها را تعقيب كرد ولي آنها به قرقيزستان فرار كردند. 
3- گروه سوم مفضله بودند يعني حضرت علي رضي الله عنه   را از ابوبكر و عمر بهتر مي دانستند. حضرت علي رضي الله عنه   فرمود: هر كس چنين سخني بگويد افترا بسته است و بايد شلاق زده شود. چنانچه از بيشتر از هشتاد طريق روايت شده است كه حضرت علي رضي الله عنه   مي گفت: ((خير هذه الأمه بعد نبيها ابوبكر و عمر ...)) (بهترين اين امت بعد از پيامبر ابوبكر و عمر هستند...))[3]
بهر حال هر چند فكر روافض در زمان حضرت علي رضي الله عنه   به نحوي آشكار گرديد اما در چند نفري محدود ماند ولي به شكل گروه و جماعت و فرقه اي آشكار نشد تا زماني كه حضرت حسين رضي الله عنه   به شهادت رسيد و بطور مشخص اسم رافضه مطرح نشد مگر زماني كه زيد بن علي عليه هشام ابن عبدالملك قيام كرد. وي روزي در ميان سخنانش ذكر خير ابوبكر و عمر را به ميان آورد، گروهي اين مطلب را نپذيرفتند و زيد بن علي را رها كردند از آنجا اين گروه بنام رافضه معروف گرديد.[4] 
بطور كلي مي توان گفت پيدايش روافض چهار مرحله ي اساسي را طي كرد تا بصورت يك فرقه ميان امت آشكار گرديد. 
مرحله اول: دعوت عبدالله بن سبأ به عقيده رجعت، وصيت پيامبر به علي و سب و شتم خلفاً قبل از حضرت علي رضي الله عنه  . 
دو عامل در واقع ابن سبأ را در پخش افكارش كمك كرد: يكي اينكه وي افكارش را در جوامع نو پاي اسلامي كه هنوز اسلام بخوبي در آنها رسوخ پيدا نكرده بود، مطرح كرد مثل شام و مصر و عراق. دوم اينكه دعوت او سري و بطور پوشيده انجام مي گرفت. وي هر كس را به افكارش دعوت نمي كرد بلكه كساني را دعوت مي كرد كه از اسلام ضربه خورده بودند و رياست و پادشاهي آنها گرفته شده بود و فقط به ظاهر مسلمان شده بودند. 
مرحله دوم: اظهار اين اعتقاد. بعد از اينكه حضرت عثمان رضي الله عنه   به شهادت رسيد. وي از شرايط و وضعيت پيش آمده استفاده كرد و سموم خود را ميان مسلمانان پخش كرد. 
مرحله سوم: آنها بعد از شهادت حضرت حسين رضي الله عنه   تحت يك قيادت و رهبري اجتماع نمودند تا انتقام خود حسين را بگيرند. هر چند خودشان حسين را دعوت كردند و بعد پيمان شكني كردند و حسين را تنها گذاشتند تا اينكه به شهادت رسيد. 
مرحله چهارم: جدا شدن روافض از ساير گروههاي طرفدار اهل بيت و نامگذاري آنها. اين مرحله چنانچه متذكر شديم در زمان قيام زيد بن علي عليه هشام بن عبدالملك عملي شد آنها زيد را بخاطر اينكه از ابوبكر و عمر رضي الله عنه   دفاع مي كرد، رها كردند.[5]    
آنچه خوانديد مختصري از تاريخ پيدايش شيعه بود. هم اكنون به بعضي از اعتقادات بسيار خطرناك آنها كه مخالف با قرآن و سنت است بطور مجمل اشاره مي كنيم: 
1- تحريف قرآن كريم: اين مطلب در صدها روايت از روايات شيعه آمده است و چندين نفر از علماي شيعه به اين مطلب تصريح كرده اند كه شرح آن در همين كتاب خواهد آمد. 
2- دوازده امام بعد از رسول الله صلي الله عليه وسلم  معصوم هستند و حتي به بعضي وحي مي شود و آنها هم حق تشريع و قانونگذاري دارند همانطور كه پيامبر اكرم صلي الله عليه وسلم  اين حق را دارد. 
3- ائمه از علم غيب برخوردار و ما كان و ما يكون را مي دانند. 
4- صحابه بجز سه يا هفت تن همگي كافر هستند، حق علي بن ابي طالب را غصب كردند و به اهل بيت ظلم كردند. 
5- تقيه يكي از اعتقادات اساسي آنهاست يعني دروغ گفتن و فريب دادن جزو اصول آنها است. 
6- عقيده رجعت يعني اينكه بسياري از ائمه و محرومان در آخر زمان بعد از اينكه مرده اند به دنيا بر مي گردند و ائمه هم زنده مي شوند و محرومان را مجازات مي كنند. 
7- بدعت و شرك بر قبور و مزارهاي بزرگان و دهها اعتقاد فاسد ديگر كه بسياري از اين اعتقاداتـ انسان را به كفر مي كشاند. شما در اين كتاب با بسياري از اين مطالب آشنا خواهيد شد. 
 
خطر روافض بر امت اسلامي 
روافض از همان آغاز نشأت، مشكلات زيادي براي مسلمانان ايجاد كرد، ما متذكر شديم كه عبدالله بن سبأ يهودي بنيان گذار اين انديشه چگونه مردم را عليه خليفه سوم شوراند و بدنبال آن خليفه سوم به شهادت رسيد و بعد از آن چه جنگهاي داخلي كه ميان مسلمانان ايجاد نشد. آنها در صفوف حضرت علي بن ابي طالب خود را جاي داند و جنگ جمل و صفين را به راه انداختند و نسبت به حضرت علي رضي الله عنه   هم وفادار نماندند بطوري كه حضرت علي رضي الله عنه   هميشه از آنها شكايت داشت و مي گفت: من حاضرم ده نفر از شما را به معاويه بدهم و يك نفر از طرفداران معاويه را بگيرم. اين طرفداران دروغين اهل بيت به حضرت حسن بن علي رضي 