ه بود: ((اگر آنان به دو گروه سه نفري تقسيم شدند به راس گروهي عمل شود كه عبدالرحمن بن عوف ميان آن باشد)) دروغ محض و افتراء در حق حضرت عمرy ـ زيرا او معامله را به اين شش نفر موكول كرده بود تا آنان يكي را از ميان خود انتخاب كنند و درباره ي عمل كردن به راي گروهي كه عبدالرحمن بن عوف جزو آن باشد، اصلاً دستوري نداده بود. ولي واقعيت اين است كه آن شش نفر عبدالرحمن بن عوف را انتخاب كردند. در خود حديثي كه امام بخاري آن را نقل كرده است، چنين آمده است. ((وقتي از امر تدفين فارغ شدند، آن گروه شش نفري تجمع كرد و عبدالرحمن گفت: اختيار را به سه نفر موكول كنيد. زبيرy گفت: من اختيارم را به علي سپردم. طلحه گفت: اختيارم را به عثمان سپردم. سعد گفت: اختيارم را به عبدالرحمن بن عوف سپردم. آنگاه عبدالرحمن بن عوف خطاب به علي و عثمان گفت: هر كدام از شما كه از پذيرفتن خلافت دوري كند، خلافت را به او مي سپارم. علي و عثمان سكوت اختيار كردند. عبدالرحمن گفت: شما اختيارتان را به من بسپاريد، خدا را گواه مي گيرم كه در انتخاب اصلح از ميان شما كوتاهي نكنم؟ علي و عثمان گفتند: آري، دست يكي (علي) را گرفت و گفت، تو با رسول الله صلي الله عليه وسلم  خويشاوندي داري و قدمت و سابقه ديني تو نيز بيشتر است، همان طور كه خودت مي داني، اگر من تو را به امارت بر گزيدم تو خدا را گواه مي گيري كه با عدالت رفتار كني و اگر عثمان را بر گزيدم و از وي گوش مي كني و اطاعت مي كني. بعد همين سخنان را در تنهايي با آن ديگري (عثمان) تكرار كرد. وقتي از هر دو نفر تعهد گرفت، گفت: اي عثمان دستت را بده، عبدالرحمن و علي با وي بيعت كردند. اهل مدينه نيز آمده با وي بيعت كردند.[602] آري، اين مباحث حكايت از آن دارد كه اميرالمومنين، عمرy از ياوه گويي هايي كه تيجاني به او نسبت داده است كاملاً پاك و مبرا است.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:78.xml">نقدي بر اتهامات آقاي تيجاني بر خليفه ي سوم. عثمان بن عفان</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:79.txt">قسمت اول</a><a class="text" href="w:text:80.txt">قسمت دوم</a></body></html>نقدي بر اتهامات آقاي تيجاني بر خليفه ي سوم. عثمان بن عفان

عثمان بن عفان ذو النورين است. دو همسرش، رقيه و ام الكلثوم دختران رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  بودند. او باجناق علي بن ابي طالب بود. در جود و سخا و شهرت فراواني داشت. سپاه عسره (سپاهي كه در زمان قحط سالي اعزام گرديد) مجهز كرد. چاه رومه (چاه آبي بود در مدينه) خريد و آن را براي استفاده عموم مسلمانان وقف نمود. با اين همه كرامت و بزرگواري كه داشت اما از زبان آقاي تيجاني كه مي خواهد حقايق تاريخي را به وسيله طعن بر اين صحابي تحريف كند، نجات پيدا نكرد. آري، اكنون قصد دارم اتهامات وارده پيرامون خليفه رسول الله صلي الله عليه وسلم  و شخصيت تاريخي و اسلامي را بيان نموده با بي اساس ثابت كردن آنها از اين صحابي جليل القدر و محبوب رسول الله صلي الله عليه وسلم  كه در زندگي بشارت بهشت به او داده شده، دفاع كنم. 
با توسل به توفيق حضرت حق مي گويم: 
1- آقاي تيجاني تحت عنوان (حديث رقابت بر سر دنيا) مي گويد: ((عثمان بعد از وفات خود يكصد و پنجاه هزار درهم، تعداد زيادي دام، زمين و ديگر كالاهاي منقول در تركه باقي گذاشت.)) به اين اشكال پاسخ قانع كننده داده ام و تحت همين عنوان بي اساس بودن گفته ي او را ثابت كرده ام. 
براي اطلاعات بيشتر به آن مباحث مراجعه شود. 
2- . . . آقاي تيجاني مدعي شده است كه، نخستين كسي كه نماز سنت رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  را تغيير داده است، عثمان است. به اين شبهه نيز پاسخ قانع كننده داده شده است به نحوي كه سائل، قانع و متقاعد شود. براي اطلاع بيشتر به صحيح بخاري. جلد اول، كتاب مواقيت الصلاه باب تضييع الصلاه عن وقتها مراجعه شود. 
3- رد ديدگاه و ادعاي تيجاني داير بر اينكه صحابه براي قتل عثمان اتفاق نظر داشتند. 
آقاي تيجاني مي گويد: ((اگر از كسي سوال شود كه خليفه مسلمين، سيدنا عثمان چرا و چگونه كشته شد؟ جواب مي دهد، كه كفار مصر به مدينه آمده و او را به قتل رساندند، با اين ترتيب كل قضيه با دو جمله به اتمام مي رسد، اما هرگاه فرصت تحقيق و كنكاش سير شود و به مطالعه تاريخ موفق شوي، برايت روشن مي شود كه قاتلان عثمان در درجه ي اول خود صحابه بودند و ام المومنين عايشه در راس آنان قرار داشت. عايشه بود كه براي كشتن عثمان و مباح بودن ريختن خون او آشكارا اعلام مي كرد و ندا مي داد. عايشه مي گفت (اقتلوا نعثلا فقد كفر) پير نادان را بكشيد كه كافر شده است)) و هم چنين طلحه، زبير و محمد بن ابي بكر كرده از صحابه معروف نيز در قتل عثمان نقش داشتند. اين آقايان او را محاصره كرده بودند و از رسيدن آذوقه و آب در خانه او جلوگيري كردند. مورخان مي گويند: خود صحابه از دفن كردن جنازه ي او در مقبره ي مسلمانان مانع شدند، لذا او در (حش كوكب) بدون غسل و كفن دفن گرديد. آري، بسيار شگفت آور است، اينكه مي گويند: عثمان مظلوم كشته شده است و قاتلان او مسلمانان نبوده اند. اين جريان ديگري است مانند جريان فاطمه و ابوبكر، اگر عثمان مظلوم باشد. پس سزاوار است آن عده اي از صحابه كه او را كشته اند يا در قتل او مشاركت داشته اند، مجرم تلقي شوند چرا كه آنان خليفه مسلمانان را از راه ستم و عدوان به قتل رسانده و جنازه او را سنگ باران كرده و او را در زندگي و بعد از مرگ توهين كرده اند. يا اينكه اين صحابه قتل عثمان را بدليل اينكه او اعمال منافي با اسلام انجام داده است، مباح دانسته اند همان طور كه در كتب تاريخ آمده است، به جز اين دو احتمال، احتمال سومي وجود ندارد مگر اينكه تاريخ تكذيب شود يا اينكه راه باطل را گرفته و بگوييم كه اهالي مصر كافر بودند و آنان عثمان را به كشتن دادند(! !) و هر كدام از اين دو نظر متضاد و منافي با عادل بودن صحابه مي باشد و عدالت آنان را قطعاً و بدون استثنا نفي مي كند. يا عثمان عادل نبوده يا قاتلانش عادل نبوده اند، و تمام قاتلانش از اصحاب بودند. و بدين ترتيب دعواي ما داير بر عادل بودن صحابه باطل مي شود و دعواي شيعيان اهل بيت داير بر اينكه بعضي از آنان عادل و بقيه غير عادل بودند، ثابت مي شود.[603] 
در جواب دروغ هاي تيجاني مي گويم: 
1- . . . در دروغ بودن اين گفته ي آقاي تيجاني كه قاتلان عثمان صحابه بودند، هيچ انسان عاقلي ترديد ندارد. صحابه نه در قتل عثمان شريك بودند و نه راضي بودند. بلكه قضيه عكس اين بود. صحابه از كشتن عثمان ممانعت كردند و از وي دفاع كردند اما حضرت عثمانy از بر پا شدن فتنه هراس داشت و صحابه را از دفاع و حمايت از خود منع كرد. عثمان مي دانست كه او در حالت مظلومي كشته مي شود. همان طور كه رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  در گذشته براي او اعلام كرده بود. از عبدالله بن عمرy روايت است كه رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  در جريان ذكر و بحث از فتنه ها فرموده بود ((يقتل هذا مظلوماً)) يعني به سوي عثمان اشاره كرده، فرمود: ((عثمان مظلوم كشته مي شود.))[604] 
امام بخار