ق نظر دارند، بجز وهابي ها يعني همان علماي سعودي كه تو به سوي آنان اشاره كردي و آنان با اجماع مسلمانان مخالفت مي كنند و در پرتو مخالفت با اجماع مسلمين مي خواهند مذهب نوين خود را در قرن حاضر رونق دهند، و آنان در پرتو اين عقيده، مسلمانان را با فتنه روبرو ساخته، فتواي كفر عليه آنان صادر كرده اند و ريختن خون آنان را مباح قرار داده اند ـ آنان حجاج سالخورده را صرفاً بخاطر گفتن ((السلام عليك يا رسول الله)) مورد ضرب و شتم قرار مي دهند و كسي را نمي گذارند كه به ضريح مبارك رسول الله دست بزند و علماي ما در اين باره با آنان بحثها و مناظره ها داشته اند (؟ ؟) ولي آنان اصرار ورزيده و از پذيرفتن حق منكر شده اند))!؟[903] به اين موحد!!! چنين پاسخ مي دهم: 
اين گفته آقاي صدر كه صدا كردن صالحان و نيكان كه در گذشته اند، شرك نيست بدليل اينكه متوسل به آنان، معتقد به اين نيست كه آنان مالك نفع و ضرر هستند. بلكه صدا كردن آنان بخاطر اين است كه آنان وسيله اي باشند براي رسيدن به خداوند، و چنين چيزي شرك گفته نمي شود. اين، عيناً همان دليلي است كه مشركان گذشته مي گفتند و خداوند، اين دليل آنان را چنين نقل كرده است: )أَلا لِلَّهِ الدِّينُ الْخَالِصُ وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِيَاءَ مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونَا إِلَى اللَّهِ زُلْفَى إِنَّ اللَّهَ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ فِي مَا هُمْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي مَنْ هُوَ كَاذِبٌ كَفَّارٌ) (3- الزمر) (آگاه باشيد، دين و عبادت خالص از آن خداوند است و كساني كه اوليا و دوستاني بجز خداوند بر مي گزينند ـ و مي گويند: ـ ما آنها را پرستش نمي كنيم مگر بخاطر اينكه ما را به خداوند نزديك گردانند. خداوند روز قيامت درباره آنچه كه اختلاف دارند، داوري خواهد كرد، خداوند دروغگوي كفر پيشه را هدايت نمي كند.)) چه تفاوتي وجود دارد ميان اينكه، اهل قبور وسيله باشند و ميان اينكه، آنان عامل نزديك كننده باشند؟! و براي مزيد استدلال، ديدگاه آقاي فضل طبرسي را كه در كتاب ((مجمع البيان)) كه از جمله كتب مرجع و معتبر شيعه است تقديم خوانندگان محترم خواهم كرد ـ آقاي طبرسي در تفسير آيه) مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونَا إِلَى اللَّهِ زُلْفَى) مي گويد: ((اي ليشفعوا لنا إلي الله))[904] 
(يعني تا نزد خداوند براي ما شفاعت كنند.)شگفت آور اينكه آقاي محمد جواد مغنيه بخشي از سخنان محمد بن عبدالوهاب را از كتاب ((كشف الشبهات)) نقل مي كند و مي گويد: ((او (محمد بن عبدالوهاب) در صفحه 110 مي گويد: ((اگر آنان (شيعه) بگويند: ما شرك نمي كنيم، بلكه گواهي مي دهيم كه آفريدگار، رازق، مالك نفع و ضرر تنها ذات يگانه حضرت حق است و محمد فرستاده خداوند است، او مالك نفع و ضرر خودش هم نيست. البته من توسط صالحين و نيكوكاران نزد الله و بوسيله آنان از خداوند ياري مي جويم، در جواب بايد بگوييد: آناني كه رسول الله صلي الله عليه وسلم  با آنان قتال كرد و عليه آنان جنگيد، به همه آنچه كه شما ذكر كرديد، اعتراف داشتند و مي پذيرفتند كه معبودين باطله آنان (بتها) اختيار تدبر امور را ندارند بلكه آنان معتقد بودند كه بتها و معبودان باطل روز قيامت آنان شفاعت خواهند كرد، آقاي محمد جواد مغنيه بعد از نقل اين سخنان چنين مي گويد: آيا كسي كه از محمد صلي الله عليه وسلم  انتظار شفاعت را دارد، مانند كسي است كه از بتها طالب شفاعت است؟. . . . . . آري اين است تحقيق و موشكافي و اين است ايمان واقعي و عميق[905]؟!)) من مايل نيستم كه به اين كج انديشي و كج فهمي كه ميان طلب از رسول الله صلي الله عليه وسلم  در حال حياتش و بعد از وفاتش، تفاوتي قابل نيست، پاسخ يا توضيحاتي بدهم، البته مي خواهم آنچه را كه خود او در تفسير آيه مذكور گفته است، نقل كنم. او مي گويد:) وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِيَاءَ) و قالوا: (مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونَا إِلَى اللَّهِ زُلْفَى) ((تا نزد خداوند براي آنان شفاعت كنند!؟))[906] آيا تضاد و تناقضي روشن تر از اين يافته مي شود؟ نابود شوند كساني كه دين خداي عزوجل را چنين تحريف نموده و آن را به باد تمسخر و استهزا مي گيرند. اين عمل عيناً مانند آن است كه خداوند از مشركان نقل كرده، مي فرمايد: )وَيَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ مَا لا يَضُرُّهُمْ وَلا يَنْفَعُهُمْ وَيَقُولُونَ هَؤُلاءِ شُفَعَاؤُنَا عِنْدَ اللَّهِ قُلْ أَتُنَبِّئُونَ اللَّهَ بِمَا لا يَعْلَمُ فِي السَّمَاوَاتِ وَلا فِي الْأَرْضِ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ) (يونس:18)  ((و بجز خداوند، كساني را عبادت مي كنند كه به آنها نفع و ضرري نمي رساند و مي گويند: اينها شفاعت كنندگان ما نزد خداوند هستند. بگو: آيا خداوند را از چيزهايي با خبر مي سازيد كه خداوند در آسمانها و زمين از وجود آنها خبر ندارند؟ خداوند پاك و بالاتر است از آنچه مشركان با وي شريك قرار مي دهند)) با بودن اين آيه، كسي نمي تواند بگويد: ((من معتقد به اين نيستم كه اين قبور قادر به دفع ضرر يا جلب نفع هستند بلكه من طالب شفاعت از آنها هستم)) زيرا خداوند به نقل از مشركان مي فرمايد: ((وَيَقُولُونَ هَؤُلاءِ شُفَعَاؤُنَا عِنْدَ اللَّهِ)) مي گويد: خداوند از شرح حال اين كفار خبر مي دهد. آنان (كفار) مي گفتند: ما اين بتها را عبادت مي كنيم تا آنها نزد خدا در حق ما سفارش كنند.[907] آري، بعد از آگاه شدن و كسب اطلاع پيرامون اين مطالب، لازم بنظر مي رسد. كه به پند و اندرزي كه رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  به حضرت ابن عباس فرمود، عمل شود. رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  خطاب به ابن عباس فرمود: هرگاه سوال مي كني، از خدا سوال كن، هرگاه كمك و ياري مي طلبي، از خدا بطلب.[908] نه از ائمه، آنطور كه آقاي صدر مدعي است. بعد آقاي صدر مي گويد: ((تمام مسلمانان، بجز فرقه وهابي بر شرك نبودن آن اتفاق نظر دارند)). خداوند پدرش را بيامرزد چقدر دروغگو است! مسلمانان اجماع دارند، اين سخن صحيحي است ولي بر عكس آنچه كه گفته شد. زيرا قاطبه اهل علم اتفاق نظر دارند بر اين كه: ((هر كس ميان خود و ميان الله واسطه اي را در نظر بگيرد و بر اتكال كند، او را صدا كند و از او بخواهد، به اتفاق همه، او كافر است. زيرا اين تصور و عقيده مانند تصور و عقيده بت پرستان است. آناني كه مي گفتند: (هَؤُلاءِ شُفَعَاؤُنَا عِنْدَ اللَّهِ) اين بتها و صاحبان قبور، نزد خداوند براي ما شفاعت خواهند كرد. در پايان به كليه كساني كه اولياء را براي رسيدن به الله وسيله و واسطه قرار مي دهند، مي گويم، بندگان كج انديش خداوند، اين گفته خدا را به دقت مورد مطالعه و تحقيق قرار بدهيد كه مي فرمايد: )وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي وَلْيُؤْمِنُوا بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ) (البقرة:186) . ((و چون بندگانم از تو درباره من پرسند، ـ بگو: ـ من نزديكم و دعاي دعا كننده را هن