مراء كه نخستين آنان خلفاي اربعه هستند، از قريش بودند. بعد نيز كساني ديگر عملاً به امارت و خلافت رسيدند و آنان نيز از قريش بودند. مانند معاويه، حداكثر آنچه كه از حديث مذكور استفاده مي شود، اين است كه دوازده نفر از قريش به امارت خواهند رسيد، همان طور كه رسول الله صلي الله عليه وسلم  فرموده است ليكن محال و بسيار بعيد است كه منظور از آنان همان دوازده امامي باشند كه شيعه از آنان استدلال مي كند، زيرا همگي آنان قبل از مستولي شدن بر منصب امارت فوت كردند. بجز امام قائم، محمد بن حسن عسكري كه طبق عقيده اهل تشيع در سن پنج سالگي داخل سرداب شده و در يك وقت و زمان مشخصي ظهور خواهد كرد. علاوه بر اين، اگر عدد و آمار امراء را به دوازده منحصر و محدود كنيم، اين خودش مساله اي است كه با اعتقاد شيعه موافقت و همساني ندارد. زيرا آنان مدعي هستند كه نخستين امام، از ميان دوازده امام، علي بن ابي طالب است و به اين ترتيب، تعداد ائمه به سيزده مي رسد، نه به دوازده!؟ در صورتي كه شيعه روي دوازده امام تاكيد دارد ، طبرسي در كتاب خود (اعلام الوري باعلام الهدي)) كه نزد اماميه، كتاب بسيار معتبر و مستندي است، از ابي جعفر و او از جابر بن عبدالله الانصاري نقل مي كند ـ جابر مي گويد: ((نزد فاطمه زهراء رسيدم، تخته اي كه نام اوصياء از فرزندان وي در آن نوشته شده بود، در جلوي او گذاشته بود. جابر مي گويد: آن نامها را شمردم. دوازده بودند و آخرين آنان، امام قائم بود. از ميان آنان سه نفر محمد نام داشت و چهار نفر علي مسمي بودند[930] و از زراره مروي است، مي گويد: از ابو جعفر عليه السلام، شنيدم فرمود: ((از اولاد حضرت محمد دوازده نفر محدث خواهند بود، همه آنان از فرزندان رسول الله صلي الله عليه وسلم  و از فرزندان علي بن ابي طالب هستند پس رسول الله صلي الله عليه وسلم  و حضرت علي هر دو پدر هستند ـ با توجه به آنچه كه ذكر شد، توصيه من به آقايان شيعه، اين است كه بجاي دوازده امامي (اثنا عشري) خود را به سيزده امامي (ثلاثه عشري) مسمي كنند؟؟!! و در غير اين صورت مسلك آنان مخالف با اعتقاد آنان خواهد بود!؟ 
2- اين گفته آقاي تيجاني كه رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  درباره نامهاي ائمه تصريح نموده و بطور معين آنها را ذكر كرده است، دروغي آشكار است و از هيچ دليلي صحيح و روشن چنين چيزي ثابت نيست. شگفت آور اينكه آقاي خويي، مرجع بزرگ شيعه در صفحه 125 كتاب خود ((مسائل و درود)) منكر اين است. خويي در جواب يكي از سوال كنندگان مي گويد: ((روايات متواتره كه از طريق خاص و عام به ما منتقل شده اند، تعداد ائمه را دوازده ذكر كرده اند ولي در مورد نام آنان ذكري و سخني به ميان نيامده است به گونه اي كه بعد از رحلت امام سابق، شك و ترديدي درباره امام لاحق (بعدي) باقي نمانده باشد. . . خواننده ي محترم مشاهده مي كني كه چقدر تضاد و تناقض در معتقدات شيعه وجود دارد! علاوه بر اين، آقايان شيعه در تعيين اسماء ائمه اختلاف دارند. عده اي ائمه را از فرزندان حسين مي دانند تا امام جعفر. بعد به سه فرقه تقسيم مي شوند. يك فرقه امامت را به موسي بن جعفر اختصاص مي دهد و خود را اماميه مي گويد. فرقه دوم امامت را از آن اسماعيل بن جعفر مي داند و خود را اسماعيليه مي گويد. و فرقه اي امامت را از آن محمد بن الحنيفيه مي داند. . . براي كسب اطلاع بيشتر به ((فرق الشيعه)) نوشته نوبختي مراجعه شود تا نهايت سرگرداني و سردرگمي آنان در اين خصوص برايتان آشكار شود. بايد گفت كه ادعاي آقاي تيجاني داير بر اينكه رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  اسامه ائمه را به صراحت بيان كرده است، سخني بسيار بي ارزش و بدون دليل است. ((نقدي بر ادعاي آقاي تيجاني داير بر اينكه صحابه قاتل علي هستند))
 
جناب تيجاني مي گويد: ((اگر پيروان و ياران موسي عليه السلام عليه هارون عليه السلام توطئه كردند و نزديك بود او را به قتل برسانند، بعضي از اصحاب محمد صلي الله عليه وسلم  نيز هارون محمد را كشتند و فرزندان و حاميان او را تعقيب كردند. براي دستگير كردن آنان زير هر سنگ و داخل هر پلاسي رفتند و نام آنان را از ليست خارج كردند و مردم را از اختيار كردن نام ((علي)) براي فرزندان خود منع كردند؟![931]
مي گويم: 
آيا مي توان يك كتاب را پيدا كرد در آن، اصحاب رسول الله صلي الله عليه وسلم  قاتل، حضرت عليرضی الله عنهم معرفي شده باشند؟! آري، دقت بفرماييد، جهالت چگونه جاهلان را وامي دارد كه با واقعيات تاريخي مخالفت كنند؟! حقيقت مسلمه نزد شيعه و سني اين است كه حضرت عليرضی الله عنهم توسط خوارج به شهادت رسيده است و قاتل وي عبدالرحمن بن ملجم است. آيا از ديدگاه آقاي تيجاني خوارج جزء صحابه هستند!؟ درباره اين گفته تيجاني كه صحابه از اختيار كردن اسم ((علي)) مردم را منع مي كردند، چنان دروغ واضح و آشكاري است كه نياز به دفاع ندارد و براي من مقدر نيست كه تفسير يا تبصره اي پيرامون آن بنگارم بجز اينكه من از اين هدايتي كه نصيب آقاي تيجاني شده است پناه مي جويم!! ((آقاي تيجاني حديث رسول الله صلي الله عليه وسلم  را تحريف مي كند))

تيجاني مي گويد: ((بعضي از ياران رسول الله صلي الله عليه وسلم  در نقل كردن حديث، ثقه و قابل اعتماد نبودند. بسياري احاديث را كه مطابق ميل آنان نبودند، باطل تلقي نموده اند و علي الخصوص احاديثي را كه مورد وصيت رسول الله صلي الله عليه وسلم  بودند و موقع بيماري و وفات رسول الله گفته شدند ـ بطور مثال مي توان حديث زير را ذكر نمود. در بخاري و مسلم آمده است، كه رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  موقع رحلت سه مطلب را توصيه كرد: يكي اينكه مشركين را از جزيره عرب بيرون كنيد ـ دوم اينكه وفد اسامه را امضا كنيد، يعني آن را بفرستيد. . . بعد راوي مي گويد: مطلب سوم را فراموش كرده ام. آيا اين معقول است و عقل آن را مي پذيرد، صحابه كه حاضر در جلسه بودند و هر سه وصيت را در بيماري موت رسول الله صلي الله عليه وسلم  از وي شنيده اند، دو تا را ياد كرده و سومي را فراموش كنند حال آن كه آنان به قدري تيز هوش و داراي يادداشت قوي بودند كه قصيده و اشعار بسيار طولاني را بعد از يك بار شنيدن از بر مي كردند؟ هرگز باور كردني و پذيرفتني نيست. البته سياست آنان را واداشت تا آن بخش از وصيت را فراموش كنند و سخني از آن گفته نشود، اين نيز يكي ديگر از اباطيل صحابه است. چون اين بخش از وصيت بي گمان در مورد جانشيني علي بن ابي طالب بوده است، راوي آن را عنداً ذكر نكرده است.[932] 
جواب: 
1- اين حديث، بخشي از آن حديث است كه آقاي تيجاني آن را به ((مصيبت روز پنج شنبه)) ياد مي كند. ذكر اين جز از حديث در اينجا و عدم ذكر آن در بحث مذكور، آشكارا حديث از اين دارد كه آقاي تيجاني چقدر دارد با احاديث بازي مي كند. دليل مطرح نكردن اين بخش از حديث در مباحث سابق (رزيه يوم الخمس) اين است كه اين بخش از حديث، مبين اين مطلب است كه رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  صحابه را از نزد خود بيرون نرانده و آنان را طرد نكرده است. و مهمتر از همه، اينكه رسول اكرم صلي الل