هومي، بيش از اين ندارد كه اين راي شخص او بود و هرگز نمي تواند عليه تمام صحابه دليلي باشد و اين نيز ممكن است كه او در اين قول ((فلم نصبر)) اشتباه كرده باشد، روي همين اصل هيچ يك از شارحين حديث به اين زيادت ((فلم نصبر)) توجه نكرده است. 
4- از روي شرع و عقل جايز نيست كه قول يك صحابي كه قدح و عيبي در قولش ديده نمي شود، براي رد و نفي آيات محكمه كه در باب مدح اصحاب بطور عموم و انصار علي الخصوص وارد شده اند، بكار گرفته شود. 
5- اين فرموده، رسول الله صلي الله عليه وسلم : ((فاصبروا حتي تلقوا الله و رسوله علي الحوض)) هرگز اين معني را ندارد كه اگر آنان صبر نكنند، خدا را نزد حوض كوثر، ملاقات نخواهند كرد. ((حتي)) به منظور غايت مكاني و زماني وضع شده است. رسول الله حرف شرط را بكار نبرده است و نگفته است: ((إن صبرتم ستلقوني علي الحوض)) (اگر صبر كنيد با من بر حوض ملاقات مي كنيد) اگر چنين مي گفت، آنگاه حضرت تيجاني مي توانست، آن را دليلي براي احداث في الدين و مرتد شدن قرار دهد. بر فرض صحت ديدگاه حضرت انس رضي الله عنه  ، باز هم مشكل است كه قول حضرت انس ((فلم نصبر)) عليه اصحاب مستمسكي باشد. زيرا حديث مذكور در باب فضيلت انصار وارد شده است و قول رسول الله در اين باره حجت است نه قول حضرت انس رضي الله عنه  .
6- ممكن است حضرت انس رضي الله عنه   بخاطر موضع و ديدگاه قوم خودش يعني، انصار، در مورد ((خلافت)) و قصد اختلاف انصار با مهاجرين، اين جمله ((فلم نصبر)) را در ابتدا گفته باشد. آنچه كه اين توجيه ششم را تاييد مي كند، حديثي است كه حضرت انس رضي الله عنه   از اسيد بن خضير نقل كرده است، كه شخصي از انصار، در تنهايي به پيامبر صلي الله عليه وسلم  گفت: ((استعملني كما استعملت فلاناً)) يعني، همان گونه كه فلاني را استخدام كردي، مرا نيز استخدام كن. رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  فرمود: بعد از من تبعيضهاي زيادي را خواهيد ديد . . . الخ. علي الخصوص براي ما روشن است كه ((أثره)) كه در حديث آمده است به معني اختصاص و ترجيح در امور دنيوي است.  
7- اما قول حضرت براء بن عازب رضي الله عنه   كه در آن آمده است: ((إنك لا تدري ما أحدثنا بعده)). اين در واقع اشاره است به آن جنگها و مشاجراتي كه براي آنان رخ داده بود. صحابي بزرگوار از غايله و سر و صداي آنها احساس خوف مي كرد كه مبادا خلاف خواست الله و رسول الله. حركتي انجام گرفته باشد. مسلماً اين احساس خوف حكايت از فضل و كمال تقواي او دارد.[229] علاوه بر اين استدلال آقاي تيجاني درست باشد، قطعاً حضرت علي بن ابي طالب رضي الله عنه  ، از جمله شركت كنندگان در اين جنگها بود پس مسلماً خطاب پيامبر صلي الله عليه وسلم  شامل حال او نيز هست و او نيز از جمله كساني است كه بعد از رسول الله صلي الله عليه وسلم  متغير شده اند. البته طبق اسناد و استدلال آقاي تيجاني ـ اما به حق و انصاف آنچه بايد گفته شود، اين است كه اين دو حديث در حدي نيستند كه مجموع ادله قرآني و حديثي كه به صراحت حكايت از مدح اصحاب رضي الله عنهم و خشنودي الله از آنان دارند، به وسيله اين دو حديث رد كرده شوند. بايد گفت: اينكه آنها دچار اشتباهاتي شده اند هيچ گونه منافاتي با فضيلت و پاكيزگي ظاهر و باطن آنان ندارد. بنابراين، استدلال تيجاني از اين گونه روايات داير بر مطعون كردن اصحاب پيامبر صلي الله عليه وسلم ، مانند اين است كه كسي بخواهد جلوي موشكي را با تارهاي عنكبوت بگيرد؟! ((هل هذا إلا خرق القتاد)). <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:43.txt">نقدي بر مطاعن تيجاني بر خليفه اول حضرت صديق اكبر(رض)</a><a class="text" href="w:text:44.txt">نقدي بر ادعاي تيجاني داير بر اينكه ابوبكر عليه خود گواهي مي دهد</a><a class="folder" href="w:html:45.xml">نقدي بر ديدگاه تيجاني درباره ي حضرت ابوبكر و فاطمه زهرا(رض) در جريان فدك</a><a class="folder" href="w:html:50.xml">آيه، به دلايل متعددي دلالت بر عصمت فاطمه يا كساني ديگر ندارد</a><a class="folder" href="w:html:53.xml">نقدي بر گفتگوي تيجاني با يك دانشمند درباره حضرت ابوبكر</a><a class="folder" href="w:html:56.xml">نقدي بر ديدگاه تيجاني درباره حضرت ابوبكر تحت عنوان (علل و اسباب هدايت و استبصار) نص پيرامون خلافت</a><a class="folder" href="w:html:60.xml">نقدي بر ادعاي تيجاني داير بر اولي بودن علي از ابوبكر(رض)</a><a class="text" href="w:text:64.txt">نقدي بر ادعاي تيجاني داير بر اينكه ابوبكر در قتال با مانعين زكات مرتكب خلافت سنت شده است</a><a class="folder" href="w:html:65.xml">نقدي بر ديدگاه تيجاني درباره خالد بن وليد</a></body></html>نقدي بر مطاعن تيجاني بر خليفه اول حضرت صديق اكبر رضي الله عنه

تيجاني رافضي ايرادها و اعتراضهاي زيادي متوجه اين صحابه بزرگوار نموده است. اينك به ذكر اين ايرادها پرداخته، يكي بعد از ديگري به آنها پاسخ خواهيم گفت حماقت وي را ثابت نموده و در دفاع از اين صحابي بزرگوار تلاش خواهم كرد. همان شخصيتي كه رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  درباره ي او فرمود: بخاطر دوستي با وي، ديگر از تمام دوستان ديگر اظهار برائت مي كنم، اگر قرار مي بود كه دوستي را براي خود بر گزينم، پسر ابي قحافه (حضرت ابوبكر) را براي دوستي بر مي گزيدم، همانا اين رفيق شما دوست خداوند است[230] و قرآن براي او گواهي داده است: )إِلاّ تَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُوا ثَانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَأَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْهَا وَجَعَلَ كَلِمَةَ الَّذِينَ كَفَرُوا السُّفْلَى وَكَلِمَةُ اللَّهِ هِيَ الْعُلْيَا وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ) اگر شما او را ياري نمي كنيد، بي گمان خداوند او را ياري كرده است. زماني كه كفار او را بيرون كردند. دومي از دو تا بود، زماني كه آن دو در غار (ثور) بودند. به همراهش مي گفت: غمگين نباش، خداوند با ما است. خداوند با لشكرهاي غيبي او را تاييد كرده، آرامش را بر وي نازل كرد. و موضع كفار را در برابر ايمان مغلوب كرد. خداوند توانا و دانا است. (توبه 15). 
1- آقاي تيجاني در جريان سپاه اسامه رضي الله عنه   گفته بود كه ابوبكر جزء افراد سپاه بود و درباره ي فرماندهي اسامه رضي الله عنه   اعتراض داشت. در بحث مربوط به سريه حضرت اسامه رضي الله عنه   از دروغ هاي او در حق خليفه اول پرده برداشته، ثابت كردم كه او (حضرت ابوبكر رضي الله عنه  ) جزء اعضا سپاه اسامه رضي الله عنه   نبوده است بلكه رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  قبل از رحلت، او را براي اقامه نماز مسلمانان تعيين فرموده بود. بعد از وفات رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  او بيش از ديگران در جهت تجهيز سپاه حضرت اسامه رضي الله عنه   كوشا بود و اغلب صحابه رضي الله عنه   بخاطر خطرهاي احتمالي دشمن او را از تجهيز سپاه اسامه رضي الله عنه   منع مي كردند و او در جواب فرمود: ((به خدا سوگند پرچمي را كه رسول اكرم صلي الله عليه وسلم  گره اش را بسته است، باز نخواهم كرد. تجهيز سپاه اسامه رضي الله 