ه ﴿مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ﴾ است. 

3- آنان معتقدند كه ائمه دوازده گانه معصوم و عالم الغيب اند و جبرئيل بر آنان نازل مي شود جامع و كليه علوم ملائكه، انبياء و رسل اند آنان داراي علم گذشته و آينده بوده اند كه هيچ امر و چيزي از آنان مخفي نبوده است و آنان جميع لغت ها و فرهنگ و گويشهاي جهان را مي دانسته اند و زمين از آن آنان است. 

جناب آقاي خميني در كتاب الحكومه الاسلاميه چنين مي نويسد: 
"ائمه داراي مكان و منزلتي هستند كه هيچ ملك مقرب و پيامبر مرسل به آن نرسيده اند" و ما معتقديم كه ائمه دوازده گانه مانند بقيه انسانها بشر بوده اند و با بقيه هيچ گونه فرقي نداشته اند كه برخي از آنان فقيه و برخي عالم و دانشمند و برخي خلفاء بوده اند و در بين آنان نيز كساني بوده اند كه به اين منزلت نرسيده اند و ما از آنچه كه ائمه از آنان بيزار بوده اند و از آن نهي كرده اند نيز نهي مي نماييم و هرگز به آنان آن چيزي را كه در وجود آنان نبوده است نسبت نمي دهيم. 
عمده ترين اختلافات در بين تشيع و تسنن همين اختلافات بودند ولي نكاح موقت يكي ديگر از اختلافاتي است كه براي عقايد ننگين و شومشان به آن متوسل شده اند كه بوسيله آن چهره هاي صحابه را به زعم خويش مي خواهند كريه و جريحه دار نمايان نمايند كه همه ي آن افكار و عقايد از شيطان لعين و ابليس رجيم و شهوات نفساني نشات گرفته است. 

اعاذنا الله و اياكم منه 
نظام الدين محمد الاعظمي
بغداد 15/1/1986 ألا يا صاح أخبرني بما قد قيل في المتعة 
و من قال: حلال هي كمن قد قال الرجعة 

كذبتم لا يحب الله شيئاً يشبه الخدعة 
لها زوجان في طهر وفي طهر لها سبعة 
إذا فارقها هذا اخذها ذاك, بالشفعة 
فهي من كل انسان لها في رحمها متعة
اي مرد خردمند به آنچه كه درباره ي متعه (صيغه) گفته شده است مرا خبر ده، و كسي كه گفته آن حلال است همانند كسي است كه در رجعت گفته (اعتقاد به رجعت داشته)، دروغ گفتيد، خداوند چيزي را كه با خدعه و نيرنگ شباهت داشته باشد دوست ندارد. او (زن صيغه اي) در يك طهر دو شوهر دارد و در طهري ديگر هفت شوهر وقتي كه اين يكي (زن صيغه اي) رها كند آن ديگري با شفعه ((حق همسايگي)) آن را مي گيرد پس اين زن از هر انساني (كه با او صيغه كرده) در رحمش يادگاري دارد. 
الحمدلله رب العالمين والصلاة والسلام على المبعوث رحمة للعالمين وعلى آله وصحبه ومن اتبع هداه إلى يوم الدين, أما بعد. 
نكاح موقت يكي از مسائل اختلافي و جنجالي بين مسلمانان و اهل تشيع است كه در طي احاديث صحيح و آيات مختلفي حرمت آن به اثبات رسيده است و تا روز قيامت نيز بنا به همان روايات و آيات حرام گرديده است، ولي اهل تشيع احاديث و روايات جعلي و خود ساخته اي را به ائمه و پيامبر اكرم نسبت داده اند كه به وسيله آن اكاذيب و روايات جعلي حلت و جواز آن را ثابت مي نمايند كه به غير از زنان زناكار و بداخلاق هيچ زن ديگري قادر و حاضر به انجام چنين كاري نمي شود، صحابه بزرگوار و تابعين گرانقدر آن حضرت -صلي الله عليه وسلم- به حرمت آن قائل بوده اند كه نظريات و اقوال زرين آنان نيز در تاريخ و كتابهاي معتبر درج گرديده است، ولي روافض به خاطر اتباع شيطان و شهوات نفساني، آن نظريات و روايات را ناديده گرفته كه مذهب آنان بر گرفته از مذاهب و اديان مختلف است كه به طور خلاصه مي توان گفت مذهب تشيع مذهبي مخترع و خود ساخته است كه اصل و نسب ندارد، تشيع تنها به وضع و جعل روايات جعلي اكتفا ننموده اند بلكه پا را از آن نيز فراتر گذاشته و نظريات جعلي و خود ساخته اي را به صحابه بزرگوار و جليل القدر نسبت داده اند كه براي قانع نمودن خوانندگان آن نظريات و روايات منابع و ماخذ جعلي ديگري را كه هرگز در آن كتابها مانند آن روايات و نظريات يافته نمي شود را نيز نقل نموده اند. 

اين حربه اي است كه پس از روي كار آمدن روحانيت تشيع در كشور ايران به كثرت از آن استفاده مي نمايند- كه به طور نمونه و مثال مي توان به نمونه هاي زير اشاره كرد: 
1) روايت حلت و جواز متعه صيغه كه از كتاب سنن ترمذي آن را نقل مي نمايند. 
2) سخن دروغين را، فكيكي در كتاب متعه و محمد تقي الحكيم در كتاب الزواج الموقت و عبدالحسين شرف الدين در كتاب المسائل الفقهيه نقل نموده اند، اگر به دقت بنگريم در مي يابيم كه طعن بر صحابه جزء اصول مهم و اساسي مذهب تشيع است كه به وسيله آن سابق و عملكرد را مورد انتقاد قرار مي دهند، آنچه در اين صفحات مي خوانيد سخنان و جملاتي است كه در رد بر نظريه، خميني كه مدعي جواز صيغه است و معتقد است كه حضرت عمر بن الخطاب حرمت نكاح موقت پس از اينكه پيامبر او را حلال كرده را اعلام ننموده است، با وجود اينكه خميني به حقيقت و واضح مي داند كه نكاح موقت در شريعت اسلامي جايگاهي ندارد و آن از لابلاي روايات تشيع و نظريات ائمه به اين نظر رسيده است ولي از كليه آن روايات براي حفظ مقام و رتبه ي خويش و ازدياد محبوبيت اش از همه ي آن روايات چشم پوشي مي نمايد او نه تنها به سلف صالح اهانت نموده است بلكه رهرو راه كساني بوده است كه با صحابه مخالفت و دشمني سرسختي داشته اند كه همچون خوارج خود را مسلمان و صحابه را كافر مي پندارند، اسلاف امت اسلامي در دوران خود از صحابه و افترائاتي كه بر آن مي بستند به طور كلي دفاع مي نمودند و به نقد و بررسي افترائات مي پرداختند كه به طور نمونه مي توان به مسئله متعه و ازدواج موقت اشاره كرد ولي خميني در كتاب كشف الأسرار در صفحه 118-117 مسئله متعه را يكي از مخالفات حضرت عمر بن الخطاب با قرآن بر مي شمارد وي چنين مي نويسد: 
"نكاح موقت به اجماع مسلمانان در زمان پيامبر تا وفات وي جايز و حلال بود و توسط هيچ ناسخي منسوخ نگشته است و از حضرت جابر بن عبدالله در صحيح مسلم نقل شده است كه ايشان مي فرمايد: ما در عهد رسول الله و دوران خلافت حضرت ابوبكر متعه مي نموديم ولي عمر آن را حرام گرداند و از آن نهي كرد و از حضرت عمر نقل شده است كه ايشان بر روي منبر فرمودند، دو متعه در زمان رسول الله بوده اند كه من از آن دو نهي و بر آن معاقبه و عتاب مي نمايم آن دو عبارتند از متعه حج و متعه زنان، اين گفته ي وي ((عمر بن الخطاب)) مخالف صريح آيه: ﴿فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ﴾ ترجمه: پس كسي كه لذت گرفتيد از زنان بدهيد ايشان مهر مقرر كرده شان را، است. علامه طبري از جمع كثيري از مفسيرين صحابه من جمله از ابي ابن كعب، ابن عباس، سعيد بن جبير و سدي نقل مي نمايد كه اين آيه درباره ي متعه زنان و ازدواج موقت است با وجود اينكه حضرت عمر نيز بر روي منبر اعلام نمودند كه در زمان پيامبر ازدواج موقت جايز و حلال بوده است و من از آن نهي مي نمايم." 
به منظور رد و پاسخ مفتريات خميني به تحرير و چاپ اين كتاب اقدام نمودم اميدوارم كه خداوند متعال آن را از بنده بپذيرد و ثواب و اجر آن را در ميزان و حساب اعمال ما قرار دهد. 

آنچه در اين رساله مي خوان