طری به دلهایشان داد و فتح نزدیکی را پاداششان کرد».
در بیشتر کتابهای حدیث و تفسیر واقعة این بیعت ذکر شده است. و تعداد کسانی که در این بیعت حضور داشتند در صحیح مسلم از جابر بن عبدالله چنین بیان شده‌اند، او می‌گوید: (ما در روز حدیبیه هزار و چهار صد نفر بودیم و با پیامبر (ص) بیعت کردیم)(9) .
و ابن کثیر می‌گوید: (خداوند متعال خبر می‌دهد که از مؤمنانی که در زیر درخت با پیامبر (ص) بیعت کرده‌اند راضی و خوشنود است)(10) .
خداوند در اینجا خبر می‌دهد که او تعالی از این مؤمنان راضی است، و به اقتضای این ثابت می‌شود که آنها مؤمن بوده‌اند و خداوند از آنها راضی است، و هرگاه خداوند عز و جل از شخصی یا قومی راضی و خوشنود باشد، از آنها ناراضی و ناخشنود نمی‌گردد؛ چون رضامندی خداوند عزوجل از آنان دلیلی است بر اینکه آنها بر ایمان خود باقی می‌مانند.
پس آیا همه این کسانی که بیعت کردند مؤمن هستند؟ یا بیشتر آنها مؤمن بودند؟ یا تعداد اندکی از آنها مؤمن بوده‌اند؟ و دلیل چیست؟
و چگونه خداوند آنها را با این کلمات مخاطب قرار می‌دهد که تأکید است بر اینکه خداوند از همة آنها راضی است، و منظور از آن چهار نفر است؟!
6) خداوند متعال می‌فرماید:(وَاعْلَمُوا أَنَّ فِيکُمْ رَسُولَ اللَّهِ لَوْ يُطِيعُکُمْ فِي کَثِيرٍ مِّنَ الْأَمْرِ لَعَنِتُّمْ وَلَکِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَيْکُمُ الْإِيمَانَ وَزَيَّنَهُ فِي قُلُوبِکُمْ وَکَرَّهَ إِلَيْکُمُ الْکُفْرَ وَالْفُسُوقَ وَالْعِصْيَانَ أُوْلَئِکَ هُمُ الرَّاشِدُونَ(7) فَضْلًا مِّنَ اللَّهِ وَنِعْمَةً وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَکِيمٌ(8))(الحجرات: 7-8).
«بدانید که پیغمبر خدا در میان شما است و هرگاه در بسیاری از کارها از شما اطاعت کند به مشقت خواهید افتاد، اما خداوند ایمان را در نظرتان گرامی داشته است و آن را در دلهایتان آراسته است و کفر و نافرمانی و گناه را در نظرتان زشت و ناپسند جلوه داده است، فقط آنان راهیابند و بس. این لطف و نعمتی از سوی خدا است، خداوند دارای آگاهی فراوان و فرزانگی بیشمار است».
خداوند منت خویش را بر اصحابه بیان می‌دارد که ایمان را در نظرتان گرامی داشته است و آن را در دلهایتان آراسته است.
آیا این گفتة الهی برای نسل صحابه تحقق یافته است؟ 
اگر تحقق یافته است، آیا درست است که آنها در مورد عدالت و دینشان متهم شوند، و بر این باور باشیم که آنها به زودی تغییر خواهند داد و از فرمان پیامبر (ص)  سرپیچی خواهند کرد؟!
و اگر بگویید: آنچه خداوند فرمود در مورد اصحاب تحقق نیافته است، شما به خداوند اعتراض می‌کنید که خداوند خبر از منت و لطفی می‌دهد که انجام نشده است!!
آیا خداوند خبر از لطف و بخششی می‌دهد که حقیقت ندارد؟!
و یا به آنها می‌گوید که به لطف و منت نهاده‌ام با اینکه می‌دانید که آنها به زودی از لطف و نعمت الهی جدا می‌شوند؟!
ما گواهی می‌دهیم که خداوند عزوجل به آنها انعام کرده و نعمت خداوند تحقق یافته است و آنها با آن نعمت زندگی کرده و بر آن مرده‌اند و آنها پاک و نیکو هستند... خداوند از آنها راضی باد و ما را به آنها در بهشت ملحق بگرداند.
7) خداوند متعال می‌فرماید:(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ مَن يَرْتَدَّ مِنکُمْ عَن دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْکَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَلاَ يَخَافُونَ لَوْمَةَ لآئِمٍ ذَلِکَ فَضْلُ اللّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاء وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ)(المائده: 54).
«ای مؤمنان! هر کسی از شما از دین خود بازگردد خداوند جمعیتی را خواهد آورد که خداوند دوستشان می‌دارد و آنان هم خدا را دوست می‌دارند. نسبت به مؤمنان نرم و فروتن بوده و در برابر کافران سخت و نیرومندند. در راه خدا جهاد می‌کنند (و به تلاش می‌ایستند) و از سرزنش هیچ سرزنش‌کننده‌ای هراسی به خود راه نمی‌دهند، این هم فضل خدا است، خداوند آن را به هر کس که بخواهد می‌بخشد، و خداوند دارای فضل فراوان و آگاه است».
در اینجا چند چیز قابل تأمل است:
اول: اینکه در آیه جملة شرطیه و جواب آن آمده است، یعنی هرگاه شرط یافت شود جواب آن قطعاً یافت خواهد شد.
بعد از وفات پیامبر (ص) بسیاری از عرب‌ها مرتد شدند، سپس خداوند عزوجل ابوبکر(رض)  را برای مقابله با این ارتداد برانگیخت، و او و برادرانش از بزرگان صحابه به پا خاستند، و با مرتدین جنگیدند تا آن که آنها به دین بازگرداندند.
اگر شیعه بگویند: ارتداد پیش آمده، و همین‌طور است، و به حقیقت اعتراف کنند، به فضل ابوبکر صدیق (رض) اعتراف کرده‌اند.
و اگر انکار کنند شایسته مناظره نیستند؛ چون وقتی طرف مخالف امور بدیهی را انکار کند شایستگی گفتگو و مناظره را ندارد.
و اگر بگویند: ابوبکر و برادرانش مرتد شده‌اند.
می‌گوییم: خداوند وعده داده است، و شرط گذاشته است که وقتی ارتداد پیش می‌آید قطعاً افرادی خواهند آمد که با مرتدین جهاد می‌کنند، پس چه کسانی با صدیق (رض) جنگیده‌اند؟!
دوم: اینکه هر کس در سیرة صدیق(رض)  و اخلاق او دقت کند و بیندیشد، این صفات را به طور کامل در او می‌بیند، او با برادران مؤمن خود مهربان بود و حکومت‌های کفر از او می‌ترسیدند و او لشکریانی را فرستاد که در راه خدا جهاد می‌کردند، و با وجود اینکه مسلمین در آن وقت کم بودند او از جنگیدن با ارتداد اهمال نورزید و در آن سستی نکرد.
سوم: اینکه، این صفات در لشکر صدیق و لشکر عمر و لشکر عثمان(رض)  تحقق یافتند، و علی (رض) و بعضی از کسانی که بعد از آن در کنار او جنگیدند با آنها بودند.
و این اخلاق در زمان خلفای سه گانه رایج بود، سپس برخی از آن در زمان علی(رض) ناپدید گشت، البته اگر نگویم که بطور کلی از بین رفت.
چون آیه آمدن این افراد را مشروط به ارتداد کرده است، و در دوران علی (رض) کسی مرتد نشد، و فقط فتنه‌ای بدون اینکه بخواهد پیش آمد.
پس شاهد این است که این وعده تحقق یافت، و نعمت خداوند بر صدیق و برادرانش تمام گردید، و این فضیلت و ایمان و عدالت آنها را تأکید می‌نماید.
چهارم: بسیاری از شیعه امامیه ادعا می‌کنند که اصحاب مرتد شده‌اند، و سپس می‌گویند: علی به خاطر حفظ وحدت مسلمین تقیه کرده و با آنها نجنگیده‌ است، پس چرا ابوبکر صدیق(رض)  با مرتدین جنگید و علی(رض)  با آنها نجنگید؟! چون ارتدادی نبود.
و چرا بعد از آن علی (رض) با معاویه جنگید؟! آیا طبق قاعدة سابق شما بهتر نبود که او به خاطر حفظ وحدت مسلمین جنگ نکند؟!
آیا به خاطر این جنگ مسلمین متفرق نشدند؟!
آیا خون مسلمین ریخته نشد؟!
او در اینجا برای این جنگید که او امام منتخب بود، و نجنگیدن او در آن جا به خاطر آن بود که وی امام منصوصی نبود، و هرگز او اینطور نبوده است که به خاطر امامت منتخبی بجنگد و به خاطر امامتی که از سوی خدا برای نص آمده است نجنگد!!
8) خداوند متعال می‌فرماید:(وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنکُمْ وَعَمِلُوا 