به رسوم قديمي و عرفهاي رايج در خوردن، نوشيدن و پوشيدن تمسك جويد و به آن همانند احكام شرعي پايبند باشد.
و غدا و لباسي را براي دسته‌اي از مردم حرام كند و دسته‌اي از مردم؛ همانند مردان و زنان را از آن‌ باز دارد؛ مثلاً بگويد مردان نبايد به فلان غذا نزديك شوند؛ فلان غذا را نبايد دختران يا زناني كه شوهر دوم گرفتند بخورند و كساني كه از قليان استفاده مي‌كنند از غذايي را كه بنام شيخ عبدالحق(2) آماده مي‌شود، نبايد بخورند. و خير و شر، مشقت و آسايشي كه به او ميرسد به اولياء و مشايخ نسبت دهد و بگويند: فلاني را لعنت فلان پير يا امامزاده ..‌. گرفته است، به همين جهت ديوانه، مطرود يا فقير شده است.
و يا فلان كس از بركت فلان پير به نعمت و آسايش رسيد، يا بخت او را ياري كرده، خوشبختي به او روي آورده و يا بر اثر فلان ستاره مردم دچار گرسنگي شدند و يا فلاني خودش را بدليل اينكه در فلان روز و فلان ساعت انجام داد، موفق شد و كارش را به پايان نرساند.
و يا بگويد: اگر خدا و رسول او بخواهد يا بگويد اگر مرشد و پير من بخواهد فلان كار خواهد شد، و اسمها و صفات مخصوص خداوند را به كسي كه بزرگش مي‌داند نسبت دهد، صفاتي مانند عظمت، كبريايي، بي‌نيازي از مخلوقات قدرت مطلق سخاوتي كه پايان‌پذير نيست، قهر، جبروت، معبود، بي‌نيازترين، بي‌نيازها، معبود معبودان، مالك الملك و صاحب جهان، پادشاه پادشاهان و يا به پيامبر، علي يا يكي از فرزندان علي (ائمه‌ي گانه) يا شيخ و قبرش قسم بخورد، از تمام موارد مذكور شرك محقق مي‌شود و شرك در عبادت نام دارد. 
شرك در عبادت يعني: تعظيم و بزرگداشت غيرالله و انجام اعمالي كه معمولاً جهت تعظيم انجام مي‌گيرد و جز براي خدا شايسته نباشد.
 انواع چهارگانه شرك كه ذكر كرديم، به صراحت در قرآن و احاديث ذكر شده است.
اينها نمونه‌هايي از انواع شركهايي است كه علماي حنفي براي توضيح و معرفي شركي كه در ميان امت بوقوع پيوسته ذكر كرده‌اند و بروشني سخن آناني را كه مي‌گويند امكان وقوع و ظهور شرك اكبر در امت محمد غير ممكن است، باطل و بي‌اساس مي‌سازد و براي هر عاقل و خردمند روشن است كه اشكال متنوع و متعدد شرك اكبر در امت محمد واقع شده و خواهد شد و براي اثبات اين مدعا همين دليل بس كه پيامبر مي‌فرمايد: «لا تقوم الساعه حتي تلحق قبائل امتي بالمشركين و حتي تعبد قبائل من امتي اوثان»(3)
وفي رواية: «حتي يعبد فئات من امتي الاوثان» :(قيامت برپا نمي‌شود تا اينكه قبايلي از امت من به مشركين بپيوندند و نيز قبايلي از امت من بتان را بپرستند). 
و در روايتي ديگر آمده :(تا گروههايي از امت من بتان را بپرستند).
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) در اين جا مولف نامهاي هندي كه با توحيد منطبق و بر گرفته از عقيده‌ي صحيح است، ذكر كرده؛ مانند: خدابخش(هبة الله) الله ديا(عطية الله) و ابوالحسن ندوي گويد: آنها را به عربي ترجمه كردم.
2) ابو الحسن ندوي مي‌گويد: شيخ(شاه) عبدالحق  معروف به محدث دهلوي يكي از مشايخ بزرگ و مرشدي از مرشدهاي طريقه چشتيه در هند است، كه در«ردولي» از توابع لكنو متولد و بزرگ شده است و در توحيد، تعظيم شريعت، محافظت بر فرائض، سنتها و دعوت مردم به سوي الله مقام بلندي داشته و در سنة/836 هـ. وفات كرده است. ندوي مي‌نويسد: غاليان و جاهلان غذايي با آداب و رسوم خاصي كه بشدت بر آن پايبندند هر ساله بنام  شيخ عبدالحق درست مي‌كنند. اين نظر ابوالحسن ندوي درباره‌ي عبدالحق محدث دهلوي بود. اما مؤلف(عبدالرحمن خميس) در تعليقش بر اين گفتار ندوي مي‌نويسد: طريقه‌ي چشتي منتسب به خواجه معين الدين حسن بن حسن سنجزي چشتي م/227هـ است. به زندگينامه‌ي وي در نزهة الخواطر مراجعه شود. گفتني است كه محور و مدار اين فرقه صوفيه بر ذكر جهري، مرتبط دانستن قلب به شيخ و مرشد، روزه‌ي هميشگي و پي در پي -لازم به ذكر است كه رسول‌الله(ص) از روزه‌ي پي در پي نهي كرده است- و عبادت تمام شبها و كم سخن گفتن، كم غذا خوردن و ديگر بدعتهاست و كانون پيروان اين فرقه در هند است و شاخه‌هاي زيادي دارد. به الثقافة الاسلامية/180-180-181 .
مولف گويد: اين فرقه يكي از فرقه‌هاي الحادي قبرپرست، بت پرست و منحرف است و قبر چشتي را كه در شهر اجمير هند است مانند بتي پرستش مي‌كنند و روي قبرش ساختمان بزرگي ساخته‌اند.
ندوي در باره‌ي عبدالحق دهلوي مي‌گويد: «مقام بلندي در توحيد دارد!» مولف مي‌گويد وقتي عبدالحق دهلوي يكي از پيشوايان صوفيه است چگونه ممكن است مقام بلندي در توحيد داشته باشد؟! حقيقت اين است كه وي از تمام مخلوقات خداوند از توحيد پيامبران و رسولان بيشتر فاصله داشته است و از همه نسبت به توحيد جاهل‌تر است، آري! توحيد او توحيد صوفيانه‌ي الحادي غاليان است. 
مولف مي‌گويد: از ندوي در تعجبم كه چطور در مورد توحيد كتاب مي‌نويسد و اين گونه افراد منحرف صوفي قبر پرست را مدح مي‌كند؟؟؟؟
سخن مترجم در اين مورد: حقيقت اين است كه مولف از اصل عقايد عبد الحق دهلوي بي خبر بوده است به همين علت در اين جا برخي از عقايد دهلوي را در مورد قبرپرستي نقل مي‌كنيم تا حقيقت شاه عبدالحق دهلوي و ندوي براي همگان هر چه بيشتر روشن شود ايشان در كتابي كه بنام «تكميل الايمان» است و بزبان فارسي نوشته، تحت عنوان استمداد از اهل قبور مي‌نويسد: 
«در استعانت و استمداد از قبور فقهاء ايشان ميگويند: زيارت قبور در غير انبياءعليهم السلام از براي عبرت و اعتبار و تذكر موت بوده يا از براي ايصال نفع و استغفار براي موتي باشد چنانچه فعل(ص) در زيارت بقيع بصحت رسيده است و مشايخ صوفيه هم گويند كه در تصرف بعضي اوليا در عالم برزخ دائم و باقي است و توسل به ارواح مقدسه‌ ايشان ثابت و موثر»
نزد ارباب كشف و تحقيق مقابله روح زائر بارواح مزور موجب انعكاس اشعه لمعات انوار و اسرار شود در رنگ در يك مقابله مرأت بمرأت و اوليا را ابدان مكتسبه مثاليه نيز بود كه بدان ظهور نمايند و امداد و ارشاد طالبان كنند و منكران را دليل نيست؟؟؟!
يكي از مشايخ گفته است كه چهار كس از اوليا را ديدم(عجيب است اينها در قبر هم بندگان خدا را مي‌بينند؟!) كه در قبر خود تصرف مي‌كنند مثل تصرف ايشان در حالت حيات يا بيشتر، از آن جمله شيخ معروف كرخي و شيخ عبدالقادر جيلاني و دو تن ديگر را از اوليا شمرد رجوع شود به تكميل الايمان/123-124 چاپ الرحيم اكيدمي كراچي پاكستان.
متن فوق دقيقاً جملات و كلماتي است كه شخص شاه عبدالحق دهلوي نوشته است. آري! فردي كه داراي چنين عقايدي است از نظر ابوالحسن ندوي مقام بلندي در توحيد دارد؟؟؟؟ به همين مناسبت شايسته است خوانندگان و حق جويان را براي شناخت هر چه بيشتر ابوالحسن علي الحسن الندوي كه توانسته با زيرگي حقيقت عقايد و افكارش را كه همان تصوف و انحراف است از عموم جوانان و حركتهاي اسلامي پوشيده نگدارد، به تحقيق در مورد اين فرد تشويقي كرده باشيم. بنابراين باید خوانندگان بدانندك