 در سال چهل هجري زمام امور را به‌دست گرفت،(42)  اما ابن‌اسحاق،(43)  واقدي(44)  و خليفه بن خياط(45)  معتقدند که معاويه(رض) در سال چهل و يك هجري خلافت را به‌دست گرفته است. در مورد ماهي كه پیمان صلح منعقد گردید نيز اختلاف نظر وجود دارد؛ برخي گفته‌اند: اين صلح، در ماه ريبع‌الاول به وقوع پيوست. بعضی هم ماه ربيع‌الآخر، يا جمادي‌الاول و يا جمادي‌الآخر را ماه برقراری صلح، میان معاویه و حسن رضی الله عنهما دانسته‌اند.(46) 
در دوران حکومت معاویه(رض)، جنگ و جهاد بر ضد كفار، برپا بود و مسلمانان به اعلاي كلمة‌الله مي‌پرداختند و تحت رهبري معاویه(رض)، با آرامش تمام در سايه‌ی عدل و عدالت و گذشت، زندگی مي‌کردند.(47) 
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) فتح الباري (13/70).
2) سير‌اعلام‌النبلاء (3/264).
3) الفتوح (3،4/293).
4) الصواعق ‌المحرقه (2/299).
5) البداية و النهاية (11/206).
6) دراسة في تاريخ‌ الخلفاء الامويين ص68.
7) الحسن و‌الحسين، محمدرضا ص18.
8) الانتصار ‌للصحب و‌ الآل، رحيلي ص367.
9) البداية ‌و ‌النهاية (8/25).
10) هندوانه وحشی و کوچک بیابانی را گویند که به راحتی از بوته اش جدا می شود.
11) همان (12/105).
12) السنۀ، از خلال (1/433)؛ سیر أعلام النبلاء (2/152).
13) البدایۀ و النهایۀ (8/137).
14) نگا: فتح‌الباري (7/130).
15) مجموع ‌الفتاوي (4/478).
16) منهاج‌ السنۀ (6/232).
17) البداية و‌ النهاية (8/122).
18) شرح العقيدة ‌الطحاوية ص722.
19) سير أاعلام‌ النبلاء (3/120).
20) همان ص371.
21) البداية ‌و ‌النهاية (8/138).
22) همان ص371.
23) همان ص8/138.
24) همان.
25) همان (8/138).
26) همان.
27) الانتصار ‌للصحب‌ و الآل ص372.
28) مسلم (4/1871).
29) شرح صحيح مسلم، نووي (15/175).
30) المفهم، قرطبي (6/278).
31) ر.ک: المفهم، قرطبي (6/278).
32) الابانۀ، از ابن بطه (1/355)، شرح اصول اعتقاد ‌لالكائي (1/94).
33) الانتصار ‌للصحب و‌ الآل ص374.
34) البداية ‌و ‌النهاية (8/133).
35) همان.
36) همان ص372.
37) البداية‌ و‌ النهاية (8/139). یعنی: ما، بهترین کسانی هستیم که تو، بدانها بذل و بخشش نموده ای.
38) همان (8/140).
39) الانتصار ‌للصحب‌ و‌ الآل، ص377.
40) صحيح ابن حبان (شماره‌ي 47). آلباني در صحيح خويش اين حديث را ذيل شماره‌ي (320) آورده و صحيح دانسته است.
41) بخاری: (1393).
42) المعجم‌الكبير، طبراني (3/26) و دراسة‌ في‌ تاريخ‌ الخلفاء‌الامويين ص69.
43) تهذيب‌ التهذيب (2/299).
44) دراسة ‌في ‌تاريخ‌ الخلفاء‌ الامويين ص69.
45) تاريخ‌خليفه ص69.
46) دراسة ‌في ‌تاريخ ‌الخلفاء ‌الامويين ص69.
47) همان.شايد براي برخي اين سؤال مطرح شودكه معاويه(رض) پس از به دست گرفتن زمام امور، چه اقداماتی در برابر قاتلان عثمان(رض) انجام داد؟ ابن‌قتيبه در كتاب عيون‌الاخبار به اين پرسش پاسخ داده است؛ وی، مي‌گويد: «پس از عام‌الجماعۀ، معاويه ‌بن ‌ابي‌سفيان(رض) به خانه‌ي عثمان‌ بن ‌عفان(رض) رفت. عايشه دختر ‌عثمان رضی الله عنهما با ديدن معاويه(رض) شروع به گریستن نمود و از پدر بزرگوارش، یاد کرد. معاويه(رض) فرمود: اي دختر برادرم! مردم با ما بيعت كرده و پیمان اطاعت بسته‌اند و ما نيز به آنان قول امنیت داده‌ايم؛ آنها در حالي كه نسبت به ما كينه داشتند،‌ ظاهراً‌ به ما پيوستند و ما نيز در حالي كه به شدت از ایشان خشمگین بوديم، با آنان، مدارا كرديم. ای دختر برادرم! اكنون هر‌كس را شمشيري است و با آن از ياران و اطرافيان خويش حمايت مي‌كند؛ اگر ما پيمان‌شكني كنيم، آنها نيز پيمان‌شكني خواهند كرد. نمي‌دانيم اين كار، به نفع ما تمام خواهد شد يا به ضرر ما. بنابراين اگر تو، دختر‌عموي اميرالمؤمنين (و از خواصش) باشي، بهتر از آن است كه از عامه‌ي مردم باشي».(1) 
از سخن ابن‌قتيبه، چنین برداشت مي‌شود كه پس از انعقاد پيمان‌ها و عهدنامه‌هايي ميان معاويه و حسن رضی الله عنهما، ميان اين دو جبهه صلح، برقرار گرديد و جنگ پایان يافت و دیگر، مردم، عليه يكديگر تحريك نمي‌شدند. بعلاوه در دوران پنج ساله‌ای كه آبستن حوادثی چون جیگ جمل، صفین، نهروان و رخدادهای مصر و امثال آن گردید، كساني كه به قتل عثمان(رض) متهم بودند، از ميان رفتند؛ البته هنوز جنايت قتل عثمان(رض) از اذهان بني‌اميه نرفته بود و بیشتر خلفاي اموي، فاجعه‌ی شهادت عثمان(رض) را به یاد داشتند و به آن، فكر مي‌كردند. از این‌رو بني‌اميه، همچنان در صدد خون‌خواهی عثمان(رض) بودند و این، حقيقتي غير‌قابل انكار است.(2)  به هیچ عنوان امکان ندارد که آن دسته از صحابه(رض) که با معاویه(رض) بیعت کردند، شاهد ناسزاگفتن بني‌اميه به علي(رض) باشند و هیچ اعتراضی نكنند و به وظیفه‌ی خویش در زمینه‌ی امر ‌به‌ معروف و نهي از منكر عمل ننمایند. تعدادی از صحابه(رض) خلافت معاويه(رض) را پذيرفتند،؛ از جمله: سعد، اسامه، جابر، ابن‌عمر، زيد‌بن‌ثابت، مسلمه‌بن‌مخلد، ابو‌سعيد‌خدري، رافع‌بن خديج، ابو‌امامه، انس‌بن‌مالك و عده‌ای ديگر كه همه‌ي آنها، مشعل‌هاي فروزان هدايت و درياهايي از علم و دانش بودند و هنگام نزول قرآن، در محضر رسول خدا (ص) حضور داشته و مفاهیم قرآنی را به‌طور مستقيم از شخص پيامبر اکرم(ص) آموخته بودند. تابعین نیز خلافت معاویه(رض) را پذیرفتند و همواره با جماعت مسلمانان، همگام بودند و دست از همراهی با امت محمد مصطفی(ص) نکشیدند؛ از جمله: عبدالرحمن‌ بن ‌اسود ‌بن‌عبديغوث، سعيد ‌بن ‌مسيب و عروه ‌بن ‌زبير و عبدالله ‌بن محيريز و ...(3) 
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) همان ص70.
2) دراسة‌ في ‌تاريخ ‌الخلفاء ‌الامويين ص70.
3) البداية‌ و ‌النهاية (8/33) به نقل از «اثر ‌العلماء في ‌الحياة ‌السياسية‌ في‌ الدولة ‌الاموي»، اثر عبدالله خرعان ص83.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:280.txt">1ـ وحدت و انسجام امت اسلامي تحت رهبري يك نفر</a><a class="text" href="w:text:281.txt">2ـ تداوم فتوحات مسلمانان</a><a class="text" href="w:text:282.txt">3ـ زمين‌گير شدن خوارج</a></body></html>كنيه‌اش، ابويزيد بود و تا فتح مكه، براي مسلمان شدن درنگ نمود. همچنين گفته شده كه پس از حديبيه اسلام آورده و در ابتداي سال هشتم هجري، هجرت نموده است. عقيل(رض) در جنگ بدر اسير شد و عمويش، عباس، فديه‌ي او را داد. در روايات صحيح، از او زياد نام برده شده، اما نامي از او در غزوه‌ي فتح و حنين، به ميان نيامده است. عقيل(رض) در جنگ مؤته حضور يافت. علت عدم حضور او در غزوه‌ي فتح و حنين، بيماري بوده است. ابن سعد، بدين نكته اشاره كرده، اما زبير بن بكار به نقل از حسين بن علي(رض) روايت كرده كه عقيل(رض) از آن دسته افرادي بوده كه در جنگ حنين پايداري كردند. وي، در زمان خلافت معاويه(رض) درگذشت. در تاريخ بخاري با سند صحيح آمده است كه عقيل در ابتداي دوران حكومت يزيد(/1)  در سن نود و شش سالگي وفات نمود.(2)
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) الإصابة في تمييز الصحابة (2/494).
2) المرتضي از ندوي، ص24.عام‌الجماعۀ، یادگار ماندگاری از آشتی عمومی مسلمانان در نتیج