ه‌ی صلح حسن و معاویه رضی الله عنهماست که همواره در خاطره‌ی امت اسلامی مانده و مایه‌ی افتخار و بالندگی مسلمانان بوده است.. در اين سال، امت اسلامي، معاويه(رض) را به‌عنوان رهبر خويش برگزیدند و پس از سال‌ها تفرقه و تنش، پیرامون رهبري واحد، گرد آمدند. اين وحدت و انسجام، فضل و عنايتي الهی بود که نشان افتخارش، برای همیشه‌ی تاریخ، نصیب بزرگ‌مرد اصلاح‌گري، یعنی حسن ‌بن ‌علي(رض) گردید که نقش اساسی را در ایجاد این صلح داشت؛ عام‌الجماعۀ، نشانه‌ي حقانيت و صداقت رسول اكرم(ص) و فضيلتي ماندگار براي حسن ‌بن ‌علي(رض) به‌شمار مي‌رود.
آقاي مصطفي عقاد، به‌شدت بر مورخاني كه اين سال را عام‌الجماعۀ ناميده‌اند، تاخته و آنان را مورد اعتراض قرار داده است؛ عقاد، در این هجوم ادبی و البته گستاخانه‌ی خویش، راهی غیرعلمی را پیموده و به خطا رفته است. وی مي‌گويد: «جاهل‌تر و گمراه‌تر از مورخاني كه سال 41 هجري را عام‌الجماعۀ ناميده‌اند، وجود ندارد؛ زيرا سال 41 هجری، همان سالي است كه معاويه، خلافت را به‌انحصار خویش درآورد و زمام امور را به‌دست گرفت. حال آنکه امت اسلامی تا آن زمان، چنان تفرقه و تنشی را به خود ندیده بود که در سال 41 هجری، دامنگیر مسلمانان گردید. در همين سال بود كه ميان گروه‌هاي مختلف اسلامي، آشوب و اختلاف به‌وجود آمد».(1)  ناگفته نماند اين طرز تفکر، ابتكار یا نوآوری فکری عقاد نيست؛ بلكه پيش از او نیز عده‌ي زیادی از مورخان شيعه، اين شبهه را مطرح كرده‌اند. همین یک افتخار برای معاويه(رض) بس كه همه‌ی اصحابي كه در قيد حيات بودند، با وي بيعت كردند و بدين‌سان تعداد فراواني از اصحاب رسول خدا(ص) به خلافت معاویه(رض) مشروعيت بخشيدند.(2) 
ابن‌حزم مي‌گويد: پس از اينكه مردم با حسن(رض) بيعت كردند، آن بزرگوار از خلافت كناره‌گيري كرد و زمام امور را به معاويه(رض) سپرد؛ در آن زمان، برخی از پیشگامان صحابه(رض)، هنوز زنده بودند؛ این دسته از اصحاب که بر آن دو، فضیلت داشتند، با معاویه(رض) بیعت کردند و حكومتش را تأييد نمودند.(3) 
از درايت و ژرف انديشي حسن‌ بن ‌علي(رض) و موضع اصحاب(رض) در قبال بيعت با معاويه(رض) بدين نتيجه مي‌رسیم كه آنها، به ژرفا و كنه قرآني پي برده بودند. خداوند متعال مي‌فرمايد:
(وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکُمْ عَن سَبِيلِهِ ذَلِکُمْ وَصَّاکُم بِهِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ) (انعام:153)
«اين راه (كه من آن را برايتان ترسيم و بيان كردم،) راه مستقيم من است و (به سعادت هر دو جهان منتهی مي‌گردد. پس) از آن پيروي نمایید و از راه‌هاي (باطلي كه شما را از آن نهي كرده‌ام) پيروي نکنید كه شما را از راه خدا (منحرف و) پراكنده مي‌نماید. اينها، چيزهايي است كه خداوند، شما را بدان توصيه مي‌كند تا پرهيزگار شويد (و از مخالفت با آنها بپرهيزيد)».
با توجه به این آیه، صراط مستقيم یا راه راست، عبارتست از قرآن، اسلام و فطرتي كه خداوند(عزوجل)، تمام انسانها را با آن سرشته است؛ منظور از (السُّبُلَ) در اين آيه، هواهاي نفساني، تفرقه، بدعت و نوآوري در دين مي‌باشد. مجاهد رحمه الله مي‌گويد:(وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ) ، بدین معناست كه از بدعت‌ها، شبهات و گمراهي‌ها پيروي نكنيد.(4) 
خداوند متعال، در قرآن کریم، با ارائه‌ي راهكارها و رهنمودهاي ارزشمندی، به امت اسلامی هشدار داده كه همچون امت‌های پيشين، دچار اختلاف و تفرقه نشوند؛ چنانچه مي‌فرماید:
(وَلاَ تَکُونُواْ کَالَّذِينَ تَفَرَّقُواْ وَاخْتَلَفُواْ مِن بَعْدِ مَا جَاءهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَأُوْلَئِکَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ) (آل‌عمران: 105)
«و مانند كساني نشويد كه (با ترك امر به معروف و نهي از منكر) پراكنده شدند و اختلاف ورزيدند؛ (آن‌ هم) پس از آنكه نشانه‌هاي روشن (پروردگارشان) به آنان رسيد و ايشان را عذاب بزرگي است».
همچنين مي‌فرماید:
(فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِکَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ(30) مُنِيبِينَ إِلَيْهِ وَاتَّقُوهُ وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَلَا تَکُونُوا مِنَ الْمُشْرِکِينَ(31) مِنَ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَکَانُوا شِيَعًا کُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ(32)) (روم:30ـ32)
«روي خود را خالصانه متوجه آیين (حقيقي خدا، اسلام) كن. اين، سرشتي است كه خداوند، مردمان را بر آن سرشته است. نبايد سرشت خدا را تغيير داد (و آن را از خداگرایي به كفرگرایي و از دينداري به بي‌ديني كشاند). اين است دين و آیين محكم و استوار، و ليكن اكثر مردم (چنين چيزي را) نمي‌دانند. (اي مردم! رو به خدا كنيد و با توبه و اخلاص در عمل) به سوي خدا برگشته و از (خشم و عذاب) او بپرهيزيد و نماز را چنانكه بايد، برپا دارید و از زمره‌ي مشركان نگرديد؛ از كساني كه آیين خود را پراكنده و بخش بخش كرده و به دسته‌ها و گروه‌هاي گوناگوني تقسيم شده‌اند. هر گروهي، از روش و آیيني كه دارد، خرسند و خوشحال است (و مكتب و مذهب خودساخته‌اش را حق مي‌پندارد)».
خداوند متعال، به پیامبرش محمد مصطفی(ص) هشدار مي‌دهد که مبادا از جمله‌‌ي كساني باشد كه در دين خويش، دچار اختلاف و تفرقه شده و به گروه‌ها و دسته‌های مختلف تبديل گشته‌اند.(5)  چنانچه مي‌فرمايد:
(إِنَّ الَّذِينَ فَرَّقُواْ دِينَهُمْ وَکَانُواْ شِيَعًا لَّسْتَ مِنْهُمْ فِي شَيْءٍ إِنَّمَا أَمْرُهُمْ إِلَى اللّهِ ثُمَّ يُنَبِّئُهُم بِمَا کَانُواْ يَفْعَلُونَ) (انعام: 159)
«بي‌گمان كساني (چون یهود و نصاری) كه آیين (يكتا‌پرستي راستين) خود را پراكنده نمودند (و آن را با عقائد منحرف و اعتقادات باطل به هم آمیختند) و دسته‌دسته و گروه‌گروه شدند، تو به هيچ‌وجه از آنان نيستي و (حساب تو از آنان جداست و) سر‌ و كارشان، با‌ خدا مي‌باشد و خداوند، ايشان را از آنچه‌ مي‌كنند، باخبر مي‌سازد (و سزاي آنان را خواهد داد)».
خداوند(عزوجل) به مسلمانان دستور داده كه به ريسمان محکم الهي چنگ بزنند؛ چنانچه مي‌فرمايد:
(وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِيعًا وَلاَ تَفَرَّقُواْ)
«و همگی به ریسمان (ناگسستنی قرآن) خدا چنگ بزنید و پراکنده نشوید».
با فضل و عنايت خداوند متعال، پس از موفقيت حسن‌ بن ‌علي(رض) براي برقراري صلح با معاويه(رض)، يكي از مهم‌ترين اهداف شريعت اسلامي، یعنی اتحاد و انسجام مسلمانان، تحقق یافت و همين امر، موجب شد تا باري ديگر امت اسلامي، اقتدار از دست رفته‌ي خويش را به‌دست آورد.
ما موظفيم ديگران را به صبر و حق‌طلبي سفارش كنيم و در این راستا، چاره‌اي جز این نیست که دعوتگران و رهبران احزاب و جنبش‌هاي اسلامي و همچنين دانشمندان و دانش‌پژوهان، با هم متحد و هماهنگ باشند؛ البته این همبستگی و هماهنگی