 الله عنها پيش از بعثت رسول اكرم(ص) و زماني كه آن حضرت(ص) سي وپنج ساله بود، به دنيا آمد.(2)  پيامبر اكرم(ص) فاطمه رضي الله عنها را در سال دوم هجري، پس از جنگ بدر به ازدواج علي بن ابي‌طالب(رض) درآورد. حسن، حسين، ام‌كلثوم، زينب و محسّن، ثمره‌ي اين ازدواج خجسته بودند. فاطمه‌ رضي الله عنها شش ماه پس از وفات پدر بزرگوارش رسول‌خدا(ص) درگذشت.(3)
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) أسد الغابة (5/520)؛ الإصابة (4/365).
2) طبقات ابن سعد (8/26).
3) حلية الأولياء (2/39،43). سير أعلام النبلاء‌ (2/118).علي بن ابي‌طالب(رض) مي‌گويد: فاطمه رضي الله عنها را از رسول‌خدا(ص) خواستگاري كردند. عمه‌ام به من گفت: آيا مي‌داني كه فاطمه را از رسول‌خدا(ص) خواستگاري كرده‌اند؟ گفتم: نه. گفت: چرا؛ واقعاً از او خواستگاري كرده‌اند. چرا نزد رسول‌خدا(ص) نمي‌روي تا فاطمه را به ازدواج تو درآورد؟ گفتم: مگر من چيزي براي ازدواج دارم؟! گفت: اگر تو نزد رسول‌خدا(ص) بروي، حتماً فاطمه را به تو خواهد داد. علي(رض) مي‌گويد: به خدا قسم، او آن قدر مرا اميدوار كرد تا اينكه نزد رسول‌‌خدا(ص) رفتم و روبرويش نشستم و دم نزدم. به خدا سوگند كه از جلال و هيبت آن حضرت(ص) نتوانستم سخن بگويم. رسول‌خدا(ص) فرمود:‌ «شايد براي خواستگاري فاطمه آمده‌اي؟» گفتم: بله. فرمود: «آيا چيزي داري كه او را به ازدواج خود درآوري؟» گفتم: نه،‌بخدا. فرمود:‌ «آن لباس رزمي را چه كردي؟‌» با خود گفتم: قسم به ذاتي كه جان علي در دست اوست،‌آن زره، فقط چهارصد درهم ارزش دارد! رسول‌ اكرم(ص) فرمود: «فاطمه را به ازدواج تو درآوردم؛ پس آن زره را برايش بفرست تا براي تو حلال گردد». آري! اين، مهريه‌ي فاطمه بنت رسول‌الله(ص) بود.(1)  جهيزيه‌اي كه رسول‌خدا(ص) به فاطمه رضي الله عنها داد، عبارت بود از: يك روانداز، يك بالش پوستين كه از گياه اذخر پر شده بود.(2)  در كتابهاي اهل تشيع، روايتي بدين مضمون آمده است: عثمان بن عفان(رض) در اين ازدواج خجسته به علي(رض) كمك كرد. علي(رض) مي‌گويد: لباس رزمي‌ام را برداشتم و به بازار رفتم و آن را به عثمان بن عفان(رض) به چهارصد درهم فروختم. وقتي چهارصد درهم را از عثمان(رض) گرفتم و زره را به او دادم، عثمان گفت: اي علي! آيا اينك زره، از آنِ من و چهارصد درهم از آن تو نيست؟ گفتم؟ بله، همين‌طور است. عثمان(رض) گفت: «اين زره، هديه‌ي من به تو باشد». بدين‌ترتيب زره و چهارصد دينار را گرفتم و نزد رسول‌خدا(ص) رفتم و آنها را جلوي آن حضرت(ص) گذاشتم و ماجرا را براي ايشان بازگو كردم. رسول‌ اكرم(ص) براي عثمان(رض) دعاي خير كرد.(3)
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) دلائل النبوة از بيهقي (3/160) با سند حسن.
2) صحيح السيرة النبوية، ص667؛ مسند فاطمة الزهراء و ما ورد في فضلها، به تحقيق: فؤاد احمد زمرلي، ص189.
3) كشف الغمة از اربلي (1/359)؛ الشيعة و أهل البيت، ص137،138.بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله رب العالمين و الصلاة و السلام علي رسول الله محمد و علي آله و صحبه أجمعين و من تبعهم بإحسان إلی یوم الدین
دين اسلام، بزرگ‌ترين هديه‌ي خداوند، به انسان‌هاست؛ ترديدي نيست كه مسلمانان، اين ارمغان الهي را از طريق اصحاب رسول‌خدا(ص)، دريافت نموده‌اند و از اين‌رو اگر سيماي زشتي از ياران پيامبر اكرم(ص)، ارائه شود، به طور قطع، حقانيت اسلام زير سؤال مي‌رود. اين، همان نكته‌اي است كه دشمنان اسلام، به آن پي بردند و يكي از مهم‌ترين فعاليت‌ها و شيوه‌هاي تبليغاتي خود بر ضد اسلام را در تحريف سيماي نگهبانان اين آيين راستين، متمركز نمودند. دوري مسلمانان از سرمايه‌ي عظيم و گران‌بهاي تاريخ درخشان اسلام از يك‌سو، و دسيسه‌هاي دشمنان بدخواه و خودباختگي مسلمانان ناآگاه در برابر تهاجم تبليغاتي دشمن در زمينه‌ي تحريف تاريخ اسلا‏م از سوي ديگر، يكي از مهم‌ترين عوامل انحطاط مسلمانان به‌شمار مي‌رود. دشمنان اسلام كه از قتل و كشتار اهل ايمان، نتيجه‌ي دلخواه خويش را نگرفتند، جبهه‌اي ديگر در برابر اسلام و مسلمانان گشودند تا فكر و فرهنگ و عقيده‌ي مسلمانان را مطابق خواسته‌ها و اهداف شوم خويش، شكل دهند. آنان، در اين راستا، هزينه‌هاي زيادي نمودند و برنامه‌هاي فراواني چيدند. البته به خواست خداي متعال، نتيجه‌اي جز حسرت و افسوس، عايدشان نخواهد شد؛ اگر:
1ـ مسلمانان، به عقيده‌ي ناب اسلامي، باز گردند و گردونه‌ي زندگي خويش را بر اساس آموزه‌هاي آيين راستين اسلام، بچرخانند.
2ـ علما و انديشمندان مسلمان، به جاي آنكه دين و فعاليت‌هاي ديني را حرفه و منبع درآمد خويش قرار دهند، از تمام ظرفيت‌ها و امكانات موجود، در راستاي احياي تفكر ديني، توام با حركت و خيزش و دعوت و جهاد، استفاده كنند و در برابر جريان‌هاي جاهلي قرن حاضر، جبهه‌ي نيرومند انديشه‌ي اسلامي را فعال نمايند و با سلاح علم و ايمان، نقشي دوباره در ساختن تاريخي درخشان، ايفا كنند.
3ـ علما و انديشمندان، روش‌هاي تهاجم فرهنگي، سياسي و اخلاقي دشمنان اسلام را شناسايي نمايند و با توجه به نيازهاي كنوني امت اسلام، بدور از هرگونه خودسري و تعصب بر ديدگاه‌هاي فقهي برآمده از تقليد، به نشر عقيده‌ي ناب اسلامي بر اساس فهم سلف اين امت، بپردازند و مصالح اسلام را بر منافع مذهب، ترجيح دهند.
4ـ نويسندگان، صاحبان قلم، دانشمندان علوم اسلامي و همه‌ي كساني كه خود را در بيداري اسلامي و پيوند مسلمانان با ‌رويكرد پيشينيان نيك‌سيرت اين امت، سهيم مي‌دانند، بكوشند تا اصل ولاء و براء، احيا گردد و يكايك مسلمانان، دريابند كه غناي ديني آنان، اين اجازه را به آنها نمي‌دهد كه به نام نوگرايي، دست دوستي به سوي دشمنان اسلام دراز كنند و دانسته يا ندانسته، روش زندگاني آنان را معيار و سنجه‌ي زندگي خويش قرار دهند.
بنده، قصد آن ندارم كه با چيدمان كلمات و واژه‌ها، به شرح وظايف مسلمانان و علماي آنان بپردازم؛ بلكه خود را كوچك‌تر از اين مي‌بينم. زيرا هم درد امت مشخص است و هم درمانش. اينك كه ترجمه‌ي كتاب گران‌سنگ دكتر صلابي در موضوع سيرت حسن مجتبي(رض) را تقديم خوانندگان فارسي‌زبان مي‌كنم، نه به‌رسم مترجمان، بلكه با انگيزه‌اي دروني و به‌صورتي ناخواسته، تصميم گرفتم تا با نگارش چند سطر، به خود و خوانندگان اين كتاب يادآوري نمايم كه ما، مسلمانيم و مسؤوليتي بزرگ در قبال اسلام داريم؛ چنانچه شناخت اسلام و شناساندن غنا و توانمندي انديشه‌ي اسلامي، هدف اصلي سيرت‌نگاري است.
چه خوبست اينك كه خون فرزندان اسلام و قلم علماي امت، از آينده‌‌ي درخشان اسلام و مسلمانان، خبر مي‌دهد و نغمه‌ي فتح و پيروزي زودهنگام مسلمانان، در گوش وجدان‌هاي بيدار، طنين‌انداز شده، سروده‌ي زير را زمزمه كنيم كه:
«گذشت دوره‌ي خفتن… و روزگار تغافل	  كنون نشانه‌ي صبح است اين سپيده‌ي آفاق
و وقت، وقت شتاب است و روز، روز تكا