 پروردگارش ايمان بياورد و خواهان پاداش بي‌كران الهي باشد، بايد به‌وسيله‌ي اعمال نيك و شايسته، به او نزديكي جويد و عبادتش را براي او خالص گرداند و به هيچ عنوان ‌در عبادت الله، شرك نورزد؛ فرقي نمي‌كند كه شرك ظاهري و نماياني همچون پرستش بت‌ها و به فرياد خواندن غير خدا باشد يا نذر براي مخلوقات يا اعتقاد به اينكه مخلوق، مي‌تواند فايده برساند و يا آنچه را كه تنها در توان و قدرت خداست، تغيير دهد يا شركي پوشيده و نهان، همانند انجام عملي از روي ريا و يا با هدف كسب نام و شهرت.(7)  گفتني است: ريا و خودنمايي، شرك اصغر است. رسول‌خدا(ص) فرموده است: (إن أخوف ما أخاف عليكم الشرك الأصغر) يعني: «بيشترين چيزي كه (از بابت آن) بر شما مي‌ترسم، شرك اصغر است». گفتند: «اي رسول‌خدا! شرك اصغر چيست؟» فرمود: (الرياء؛ يقول الله يوم القيامة إذا جزي الناس بأعمالهم: إذهبوا إلي الذين كنتم تراؤون في الدنيا، فانظروا هل تجدون عندهم جزاء)(8)  يعني: «ريا؛ خداي متعال، روز قيامت، هنگامی كه جزاي اعمال بندگانش را مي‌دهد، مي‌فرمايد: نزد كساني برويد كه در دنيا براي آنان خودنمايي مي‌كرديد و ريا مي‌نموديد؛ آنگاه بنگريد كه آيا نزد آنان هيچ پاداشي مي‌يابيد؟»
در آخرين آيه‌ي سوره‌ي كهف، دو شرط اساسي براي پذيرش اعمال بيان شده است:
1.	پيروي از رسول‌خدا(ص)؛ آنجا كه خداي متعال، مي‌فرمايد:
(فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا)
«بايد كار شايسته انجام دهد».
2.	اخلاص نيت براي خداي متعال؛ چنانچه مي‌فرمايد:
(وَلَا يُشْرِکْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا)
«و كسي را در پرستش پروردگارش، شريك نسازد».
حسن بن علي(رض)، اين آيات روح‌بخش را هر روز تلاوت مي‌كرد و در مفاهيم والاي موجود در آن، مي‌انديشيد. از اين‌رو اين آيات، تأثير فراواني در وجود و زندگاني وي نهاده بود. حسن(رض) توجه ويژه‌اي به سيرت رسول‌خدا(ص) نيز داشت. اسماعيل بن محمد بن سعد بن ابي‌وقاص مي‌گويد: «پدرمان، جنگ‌ها و غزوه های رسول‌الله(ص) را به ما آموزش مي‌داد و آنها را براي ما برمي‌شمرد و مي‌گفت: اينها، شرف و نيكي بجاي‌مانده‌ي پدرانتان مي‌باشد؛ از اين‌رو ياد آن را از بين نبريد».(9) 
علي بن حسن مي‌گويد: «ما، غزوات رسول‌الله(ص) را آن‌گونه مي‌‌آموختيم كه سوره‌هاي قرآن را مي‌آموختيم». درباره‌ي ميزان علم و دانش حسن(رض) در زمينه‌ي سنت نبوي، يادآوري اين نكته ضروري است كه پدر بزرگوارش، امير مؤمنان، علي(رض)، بيش از ساير خلفاي راشدين، از رسول‌خدا(ص)، حديث روايت كرده است؛ البته دليلش، به هر يك از موارد ذيل برمي‌گردد: علي(رض) پس از ساير خلفا(رض) وفات نمود و راويان زيادي، از طريق او، حديث روايت كردند و آن دسته از دانش‌پژوهان تابعي كه به‌كثرت، سؤال مي‌نمودند، در سرزمين‌هاي مختلف، پراكنده شدند و همچنين اتفاقاتي رخ داد كه به مقتضاي آنها، براي تبيين و ابلاغ حكم شرعي، ‌روايت احاديث، رواج بيشتري يافت و بدين سان حسن(رض) بخش عظيمي از سنت نبوي را از پدرش آموخت؛ البته از آنجا كه رسول اكرم(ص) وفات نمود و حسن(رض) در آن دوران، سن و سال چنداني نداشت، از اين‌رو احاديث و مسايلي را از آن حضرت(ص) به خاطر داشت كه آنها را ياد مي‌كرد و به رسول‌الله(ص) نسبت مي‌داد. چنانچه پيشتر بدين موضوع پرداخته‌ام.(10) 
حسن(رض) فرزندانش را به كسب علم و دانش، تشويق مي‌نمود؛ چنانچه پسر و برادرزاده‌اش را فرا خواند و فرمود: «اي پسرم و اي برادرزاده‌ام! شما، اينك كوچكان قوم و طايفه هستيد و روزي بزرگان قوم خواهيد شد؛ از اين‌رو به فراگيري علم و دانش همت گماريد و هر كس از شما كه نتوانست آن را روايت نمايد يا به خاطر بسپارد، آن را به نگارش درآورد و در خانه‌اش بگذارد».(11) 
حسن(رض)، سخنران زبان‌آوري بود. باري امير مؤمنان، علي(رض) به حسن(رض) فرمود: «اي حسن! برخيز و براي مردم سخنراني كن». گفت: «چنانچه هنگام سخنراني، شما را ببينم، مرا هول و هراس بر مي‌دارد (و دست و پايم را گم مي‌كنم)». از اين‌رو علي(رض) به‌گونه‌اي خود را از ديد حسن(رض) پنهان نمود كه صداي حسن(رض) را مي‌شنيد، اما حسن(رض) او را نمي‌ديد. حسن(رض) برخاست و پس از حمد و ثناي الهي، سخنراني كرد(12)  و آن‌گاه از منبر پايين آمد. علي(رض) اين آيه را تلاوت نمود:
(ذُرِّيَّةً بَعْضُهَا مِن بَعْضٍ وَاللّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ) (آل‌عمران:34)
«آنان، فرزنداني هستند كه برخي، از برخي ديگرند و خداوند، شنوا و داناست».
حسن(رض) از پدربزرگش، يعني رسول‌خدا(ص) و نيز از پدرش علي(رض)، سخنوري و شيوايي سخن و رسايي كلام و قدرت بيان را به‌ارث برده بود.
باري امير مؤمنان، علي(رض) از پسرش حسن(رض) پرسيد: «ميان ايمان و يقين، چقدر فاصله وجود دارد؟» پاسخ داد: «چهار انگشت». علي(رض) فرمود: «چگونه؟» گفت: «ايمان، عبارتست از آنچه گوش‌ها‌يت شنيده و قلبت، تصديق نموده؛ و يقين، عبارتست از آنچه چشمانت، ديده و قلبت، آن را بدون هيچ شك و ترديدي، پذيرفته است و فاصله‌ي چشم و گوش با هم، فقط چهار انگشت مي‌باشد».(13) 
حسن(رض) فرموده است: «نيك سؤال كردن، نيمي از علم و دانش است».(14) 
از حسن(رض) درباره‌ي سكوت پرسيدند؛ پاسخ داد: «سكوت، پوشش چشم و زيور آبروست؛ و كسي كه سكوت مي‌كند، هم خودش، راحت و آسوده است و هم دوست و هم‌نشينش».(15) 
يكي از نشانه هاي علم و دانش حسن(رض)، اين است كه وي، به فراگيري زبان عربي سفارش مي‌كرد(16)  و تأكيد آن بزرگوار براي آموختن زبان عربي، در واقع، تأكيدي بر ضرورت تطبيق و بكارگيري اصول و قواعد علمي در زمينه‌ي قرائت و بويژه قرائت آيات قرآن است. چراكه زبان عربي، زباني است كه خداوند متعال، قرآن را بدين زبان نازل نموده و رسول اكرم(ص) نيز با اين زبان، دستورات و رهنمودهاي حيات‌بخش اسلام و از جمله، سنت مطهرش را ابلاغ نموده و كتاب‌هاي ديني و علوم پايه و… به زبان عربي، تأليف شده است. از اين‌رو هر نوآوز و دين‌پژوهي، بايد اين زبان را فرا بگيرد و گرنه به شناخت درستي از دين نخواهد رسيد و دانش ديني وي، ناقص خواهد بود. زبان عربي، علاوه بر امتيازات مذكور، زباني ممتاز در زمينه‌ي فصاحت و بلاغت و رسايي كلام است و از زيبايي، شيوايي و شيريني ويژه‌اي برخوردار مي‌باشد.(17) 
از آنجا كه حسن بن علي(رض) تسلط كاملي بر زبان و ادبيات عرب داشت، يكي از سخنورترين افراد عرب به‌شمار مي‌رفت. چنانچه عمرو بن العلاء گفته است: «هيچ‌ كسي فصيح‌تر و زبان‌آورتر از حسن بن علي(رض) نديده‌ام».(18) 
حسن(رض)، دانش‌آموزان و شاگردان نيك و نمونه اي داشت؛ از جمله: فرزندش حسن، مسيب بن نجبه، سويد بن غفله، علاء بن عبدالرحمن، شعبي، هبيرة بن يريم، اصبغ بن نباته، جابر بن خالد، ابوالحوراء، عيسي بن مأمون بن زراره (و گفته شده: ابن‌المأموم)، ابويحيي عمير بن سعيد نخعي، ابومريم قيس ثقفي، طحرب عجلي، اسحاق بن يسار (پدر محمد بن اسحاق)، سفيان بن ليل و عمر بن قيس كوفي.(19) 
فراواني دانش حسن(رض) و ظرافت فهم و آگاهي وي در زمينه‌ي شن