اي انسان، از حرص و آزِ ثروت‌اندوزي بيشتر مي‌باشد. چنانكه انسان براي دستيابي به پست و مقام، حاضر است هزينه كند و مال و ثروتش را خرج نمايد. بدين ترتيب زهد و بي‌رغبتي نسبت به پست و مقام، خيلي سخت‌تر و دشوارتر از بي‌علاقگي به مال و ثروت است.
جاه‌طلبي، بر دو نوع است؛ يك نوع آن، بدين شكل است كه انسان، شرف و برتري را در قدرت و فرمانروايي و مال و ثروت جستجو مي‌كند و اين، خيلي خطرناك است؛ چراكه در بيشتر اوقات، سبب محروميت انسان از خير و نيكي، كرامت، عزت و شرافت آخرت مي‌گردد. خداي متعال مي‌فرمايد:
(تِلْکَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لَا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ) (قصص:83)
«ما، آن سراي آخرت را تنها بهره‌ي كساني مي‌گردانيم كه در زمين، خواهان برتري و استكبار نيستند و فساد و تباهي نمي‌جويند (و دل‌هايشان، از آلودگي‌هاي جاه‌طلبي، برتري‌جويي و تبهكاري، پاك و پالوده است) و عاقبت، از آنِ پرهيزگاران مي‌باشد».
خيلي كم و اندكند افراد جاه‌طلبي كه در دنيا خواهان برتري و رياست بوده و به آن دست يافته باشند؛ بلكه چنين افرادي به خود، واگذار شده‌(5)  و تنها مانده‌اند. چنانچه رسول اكرم(ص) به عبدالرحمن بن سمره(رض) فرموده است: (يَا عَبْدَالرَّحْمَنِ بْنَ سَمُرَةَ، لا تَسْأَلِ الإِمَارَةَ، فَإِنَّكَ إِنْ أُوتِيتَهَا عَنْ مَسْأَلَةٍ وُكِلْتَ إِلَيْهَا، وَإِنْ أُوتِيتَهَا مِنْ غَيْرِ مَسْأَلَةٍ أُعِنْتَ عَلَيْهَا)(6)  يعني: «اي عبدالرحمن! امارت را درخواست مكن؛ زيرا اگر پس از درخواست، به امارت برسي، به آن، واگذار مي‌شوي(7)  و اگر بدون درخواست، به امارت برسي، بر آن، ياري خواهي شد».(8) 
ابوهريره(رض) مي‌گويد: رسول‌خدا(ص) فرمود: (إِنَّكُمْ سَتَحْرِصُونَ عَلَى الإِمَارَةِ، وَسَتَكُونُ نَدَامَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ، فَنِعْمَ الْمُرْضِعَةُ، وَبِئسَتِ الْفَاطِمَةُ)(9)  يعني: «شما، براي رسيدن به فرمانروايي و رياست، حرص و آز مي‌ورزيد، ولي روز قيامت باعث پشيماني شما خواهد شد. رياست، شيردهنده‌ي خوبي است (و لذات زيادي دارد)، اما (پس از مردن يا بركنار شدن از آن،) چه جدا شدن بدي دارد».(10) 
محبت مال و رياست و حرص و آز نسبت به آن، دين شخص را به تباهي مي‌كشاند، تا آنجا كه چيزي از تدين و دين‌داري شخص، جز آنچه خدا بخواهد، باقي نمي‌ماند. رسول اكرم(ص) فرموده است: (ما ذئبانِ جائعانِ أُرسلا في غنم بأفسد لها من حرص المرء علي المال و الشرف لدينه)(11)  يعني: «دو گرگ گرسنه كه به ميان گوسفندان مي‌زنند، آن‌قدر فساد و خرابي براي گوسفندان ايجاد نمي‌كنند كه حرصِ مال و رياست، دين شخص را به فساد و تباهي مي‌كشاند».
محبت مال و رياست، ريشه در محبت دنيا دارد و ريشه‌ي محبت دنيا، پيروي از خواسته‌هاي نفساني است.(12) 
وهب بن منبه مي‌گويد: يكي از پيامدهاي پيروي از هواها و خواسته‌هاي نفساني، علاقه‌ي وافر به دنياست كه از آن جمله، مي‌توان محبت مال و رياست را نام برد. محبت مال و ثروت و نيز جاه‌طلبي و برتري‌جويي، سبب بي‌پروايي نسبت به محارم الهي و حتي حلال پنداشتن آنها مي‌گردد.(13)  از اين‌رو خداي متعال فرموده است:
(فَأَمَّا مَن طَغَى(37) وَآثَرَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا(38) فَإِنَّ الْجَحِيمَ هِيَ الْمَأْوَى(39) وَأَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَنَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوَى(40) فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوَى(41)) (نازعات:37-41)
«اما آن كسي كه طغيان و سركشي نمايد و زندگي دنيا را (بر آخرت) ترجيح دهد، بطور قطع دوزخ، جايگاه اوست؛ و اما آن‌كس كه از جاه و مقام پروردگار خود بترسد و نفس را از هوي و هوس باز بدارد، قطعاً بهشت، جايگاه (او) است».
نفس، برتري و سيطره بر هم‌نوعان خود را دوست دارد؛ از اين‌روست كه تكبر و حسادت به‌وجود مي‌آيد. اما انسان عاقل و خردمند، براي رسيدن به برتري جاودانه‌اي تلاش مي‌نمايد كه رضايت االله(جل جلاله) و نزديكي به او را به دنبال دارد و از برتري زودگذر و فناپذيري كه سبب خشم الله(جل جلاله) مي‌گردد و بنده را به پستي و انحطاط و دوري از خداوند(عزوجل) سوق مي‌دهد، روي مي‌گرداند؛ چراكه اين علو و برتري، ناپسند مي‌باشد و در حقيقت، تكبر و گردن‌كشي در زمين است. بطور قطع برتري جاودانه‌ي مؤمن و علاقه و اشتياق به آن، پسنديده است؛ چنانچه خداي متعال مي‌فرمايد:
(وَفِي ذَلِکَ فَلْيَتَنَافَسِ الْمُتَنَافِسُونَ) (مطففين:26)
«مسابقه‌دهندگان، بايد براي به دست آوردن اين (نعمت‌هاي جاویدان بهشت) بر يكديگر پيشي بگيرند».
حسن(رض) فرموده است: «هرگاه شخصي را ديدي كه براي به دست آوردن دنيا با تو مسابقه مي‌دهد، تو براي به دست آوردن آخرت، با او مسابقه بده». وهيب بن ورد مي‌گويد: «تا آنجا كه مي‌تواني بكوش تا كسي در راه خدا بر تو سبقت نگيرد».(14)  يعني در اين مسير بيش از همه كوشا باش.
مسابقه دادن براي رسيدن به درجات والاي آخرت و طلب برتري در منازل آن از طريق سعي و تلاش در انجام اعمال نيك، مشروع است و انسان نبايد در اين راستا به كم‌تر از آنچه در توان اوست، قناعت كند. اما بايد نسبت به برتري فناپذير و گذراي دنيا كه سبب حسرت، پشيماني و ذلت و زبوني انسان مي‌گردد، بي‌علاقه بود و نسبت به آن زهد ورزيد و از آن، روي‌گرداني كرد.(15) 
مي‌توان اين دانش و فقه ارزشمند و بزرگ را از سيرت حسن بن علي(رض) آموخت كه قدرت و فرمانروايي را به‌خاطر كسب رضاي خدا و نيز به منظور جلوگيري از ريختن خون مسلمانان، رها كرد؛ آن‌هم در حالي كه در كمال قدرت و توان قرار داشت. خود آن بزرگوار فرموده است: «سران عرب‌، در اختیار من بودند؛ آنان، با هر كس كه من، سازش مي‌كردم، سازش مي‌كردند و با هر كس كه من مي‌جنگيدم، جنگ مي‌نمودند، ولي من، آن را به‌خاطر رضاي خدا رها كردم».(16) 
در روايت ديگري آمده كه فرمود: «اما من، از اين ترسيدم كه روز قيامت هفتاد يا هشتادهزار نفر يا كم‌تر و يا بيشتر، در حالي بيايند كه از رگ‌هايشان خون، جاري است و هر يك از آنان، از خداوند خواستار رسيدگي به اين باشد كه خونش، براي چه، ريخته شده است؟»(17) 
پس از شهادت علي(رض)، نودهزار نفر با حسن(رض) بيعت كردند، اما حسن(رض) نسبت به امارت، بي‌علاقه بود؛ از‌ اين‌رو خلافت را به معاويه(رض) واگذار كرد و فرمود: «هيچ خوني به دست من، به زمين نمي‌ريزد».(18) 
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) نگا: التفسير المنير (15/261)
2) سنن ترمذي، شماره‌ي4110.
3) مسلم، شماره‌ي 2858.
4) مسلم، شماره‌ي2856.
5) ما ذئبان جائعان، از ابن‌رجب، ص33
6) بخاري، شماره‌ي(6622)
7) ابن‌حجر رحمه‌الله مي‌گويد: معناي حديث از اين قرار است كه: هر كس، درخواست امارت نمايد و امارت، به او داده شود، با آن تنها مي‌ماند و به خاطر حرصي كه براي رسيدن به امارت داشته، ياري نمي‌گردد. [مترجم]
8) يعني خداوند، تو را در جريان امارت، ياري خواهد كرد. 