استه‌اش را برآورده نمود.(11) 
از حسن بن علي(رض) پرسيدند: «چه كسي بهترين زندگي را دارد؟» فرمود: «كسي كه مردم را در زندگاني‌اش شريك نمايد». گفتند: «بدترين مردم، كيست؟» پاسخ داد: «فردي كه هيچ‌كس را در زندگي‌اش، شريك نمي‌كند».(12) 
از حسن بن علي(رض) پرسيدند: «چرا ما، هيچ‌گاه تو را نمي‌بينيم كه درخواست گدايي را رد كني، هرچند كه خود در فقر و تنگنا باشي؟!» فرمود: «خداي متعال، مرا عادت داده كه نعمت‌هايش را بر من سرازير نمايد و من نيز عادت كرده‌ام كه نعمت‌هاي الهي را به مردم بذل و بخشش نمايم؛ لذا از اين مي‌ترسم كه اگر عادتم را قطع كنم، خداي متعال، عادتش را از من باز بدارد».(13) 
حسن بن علي(رض) در بذل و بخشش، ميان فقير و ثروتمند، بزرگ و كوچك و افراد نزديك و دور يا بيگانه فرقي نمي‌گذاشت. زيرا نفسي كه با با بذل و بخشش، آرامش مي‌يابد و لذتش را در شاد كردن ديگران به‌خاطر كسب رضاي الله مي‌بيند، آرامش را با در پيش گرفتن چنين رويه‌اي، به دست مي‌آورد.
گويا منظور حافظ ابراهيم، همين شخصيت بزرگوار بوده كه درباره‌اش سروده است:
إني لتطربني الخـلال كريـمة	طرب الغريب بأوبة و تلاق
و يهزني ذكر المروءة والندي	بين الشمـائل هزة المشتــاق
فـإذا رزقت خليـقة محمـودة	فقداصطفاك مقسـم الأرزاق
فالنـاس هذا حظـه مـال و ذا	علـم و ذاك مكارم الأخلاق
يعني: «خصلت‌هاي پسنديده ي سخاوت و بخشش، مرا آن‌چنان شادمان مي‌كند كه مسافر هنگام بازگشت از سفر غربت و ديدن عزيزانش شادمان مي شود. يادآوري مردانگي و سخاوت از ميان ساير خصلت‌ها، مرا همچون انسان مشتاق به وجد مي‌آورد. اگر به تو خلق و خوي پسنديده‌اي، داده‌ شده، بايد بداني كه تقسيم‌كننده‌ي روزي‌ها، تو را برگزيده است. نصيب برخي از مردم، مال و ثروت است و نصيب برخي هم علم و دانش و بعضي از آن‌ها نيز خلق و خوي‌هاي پسنديده، نصيبشان مي‌گردد».
باري علي بن ابي‌طالب(رض) به دنبال سخنراني‌اي كه براي مردم ايراد نمود، فرمود: «برادرزاده‌ي شما، حسن بن علي، مقداري مال جمع‌آوري كرده و مي‌خواهد آن را در ميان شما تقسيم نمايد». مردم، پيرامون حسن(رض) جمع شدند. حسن(رض) فرمود: «من، اين مال را براي فقرا جمع‌آوري نموده‌ام». آن‌گاه نيمي از مردم برخاستند. نخستين كسي كه از آن مال، چيزي دريافت كرد، اشعث بن قيس بود.(14) 
از سيرت حسن بن علي(رض) بدين نكته پي مي‌بريم كه سرآغاز روي آوردن نفس به رضايت و خشنودي الله متعال و رهايي‌اش از جاذبه‌هاي زميني و پاك كردن آن از بخل و تنگ‌نظري، به انفاق و بذل و بخششِ پيوسته و هميشگي در راه خدا بستگي دارد تا آنكه اين ويژگي، يكي از عادات مسلمان گردد و بدين ترتيب زهد و بي‌علاقگي به مال را در وجود انسان ايجاد كند و محبت مال و ثروت را از دل‌ها بيرون نمايد، به‌گونه‌اي كه مسلمان ثروتمند، نه از افزايش مال و ثروتش، شادمان گردد و نه از كاهش و نقصان آن، ناراحت و غمگين شود؛ چنانچه خداي متعال مي‌فرمايد:
(لِکَيْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَکُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاکُمْ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ کُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ) (حديد:23)
«تا شما، نه به‌خاطر از دست دادن چيزي غم بخوريد كه از دستتان رفته است و نه بر آنچه كه خدا به شما داده، شادمان شويد. و خداوند، هيچ متكبر فخرفروشي را دوست ندارد».
ناگفته پيداست كه صدقه دادن، اثر بسزايي در تزكيه‌ي نفس دارد؛ همچنين فوايد دنيوي و اخروي بسياري در صدقه دادن، نهفته است كه به برخي از آنان اشاره مي‌كنيم:
•	صدقه دادن، باروري و رشد مال را به دنبال دارد:
ابوهريره(رض) مي‌گويد: رسول‌خدا(ص) فرمود: (مَنْ تَصَدَّقَ بِعَدْلِ تَمْرَةٍ مِنْ كَسْبٍ طَيِّبٍ، وَلا يَقْبَلُ اللَّهُ إِلاَّ الطَّيِّبَ، وَإِنَّ اللَّهَ يَتَقَبَّلُهَا بِيَمِينِهِ،ثُمَّ يُرَبِّيهَا لِصَاحِبِهِ، كَمَا يُرَبِّي أَحَدُكُمْ فَلُوَّهُ، حَتَّى تَكُونَ مِثْلَ الْجَبَلِ)(15)  يعني: «خداوند، فقط صدقه‌اي را قبول مي‌كند كه از مال حلال باشد؛ هركس، به‌اندازه‌ي يك دانه خرما، از مال حلال صدقه دهد، خداوند، آن را به دست راستش مي‌گيرد و براي صاحبش چنان پرورش مي‌دهد كه شما، كره‌اسب خود را پرورش مي‌دهيد تا آنكه آن دانه‌ي خرما، به‌اندازه‌ي يك كوه شود».
•	صدقه، مانعي در برابر آتش جهنم است:
عايشه‌ي صديقه رضي‌الله عنها مي‌گويد رسول‌خدا(ص) فرمود: (يا عايشة! استتري من النار و لو بشق تمرة…)(16)  يعني: «اي عايشه! از آتش جهنم و لو به‌وسيله‌ي (صدقه دادن) تكه‌اي خرما، پرهيز كن».
•	صدقه، سايه‌اي براي صاحبش در روز قيامت است:
عقبه بن عامر(رض) مي‌گويد: از رسول‌خدا(ص) شنيدم كه فرمود: (كلُّ امرئ في ظِلِّ صَدَقَتِهِ حتّي يقضي بين النّاسِ)(17)  يعني: «هر كسي (در روز قيامت) در سايه‌ي صدقه‌اش قرار دارد تا آنكه ميان مردم قضاوت شود».
•	صدقه، عذاب را دفع مي‌كند:
ابوسعيد خدري(رض) مي‌گويد: رسول‌خدا(ص) فرمود: (يَا مَعْشَرَ النِّسَاءِ تَصَدَّقْنَ وَ أکثِرنَ الإستغفارَ، فَإِنِّي رَأيتُكُنَّ أَكْثَرَ أَهْلِ النَّارِ ُإنّکن تكْثِرْنَ اللَّعْنَ، وَتَكْفُرْنَ الْعَشِيرَ)(18)  يعني: «اي گروه زنان! صدقه دهيد و بسيار استغفار نماييد؛ زيرا من، بيشتر شما را اهل دوزخ ديدم، بدين خاطر كه شما، به‌كثرت نفرين مي‌كنيد و از شوهرانتان نافرماني و ناسپاسي مي‌نماييد».
ابن‌حجر رحمه‌الله مي‌گويد: اين حديث، بيانگر اين است كه صدقه، عذاب را دفع مي‌كند و كفاره‌ي گناهان مي‌باشد.(19) 
پيشتر گفته شد كه صدقه دادن، فوايد دنيوي بسياري دارد و احاديثي چند، در تأييد فوايد دنيوي صدقه، روايت شده است. صدقه، شفاي بيماري‌ها و دفع بلاياست و سبب آسان شدن كارها و جلب رزق و روزي است و از مرگ بد جلوگيري مي‌كند و خشم الهي را فرو مي‌خواباند و آثار گناهان را از ميان مي‌برد.(20) 
انفاق در راه خدا، رابطه‌ي محكم و مستقيمي با سير و سلوك الي الله دارد و وسيله‌اي به تمام معنا مؤثر و بلكه محوري و اساسي براي زنده كردن دل و بيدار نمودن ايمان است. حسن بن علي(رض) براي ما اسوه و نمونه‌ي برجسته و نيكي در زمينه‌ي سخاوت و بخشندگي و گشاده‌دستي در راه خداست. انفاق در راه الله، از بزرگ‌ترين دروازه‌هاي بهشت مي‌باشد و اين درب، بيشتر براي ثروتمندان باز است كه توانايي انفاق و صدقه دادن را دارند. بسياري از سرآمدان اين امت همچون عثمان، عبدالرحمن بن عوف و حسن و… از اين طریق، دروازه‌ي بهشت را براي خويش گشودند. از اين‌رو ثروتمندان بايد در اين دوران به سوي اين دروازه بشتابند و تا آنجا كه مي‌توانند به حمايت مالي از فعاليت‌هاي ديني و دعوتي برخيزند و بدين‌سان رضاي الله(جل جلاله) و بهشت را كسب كنند و سهمي در نصرت و ياري دين خدا و كمك‌رساني به نيازمندان داشته باشند؛ نه آنكه بخل بورزند كه در صورت بخل ورزیدن، خداي متعال نيز آنان را در تنگنا قرار خواهد داد.
---------------------------------------------------------------------------------------