).. با تمام احترامي كه براي عالم بزرگواري همچون ابن‌عبدالبر قايلم، اما به نظر بنده، از آنجا كه اين، نقل سخن و ديدگاه غيرمعصوم است، لذا جاي تأمل و درنگ دارد. و بهترين نمونه براي تعامل با مربي و استاد، برخورد بي‌تكلف و در عين حال آكنده از احترام اصحاب(رض) با رسول اكرم(ص) است. گفتني است: امثال ابن‌عبدالبر رحمه‌الله، تعريف دقيق و درستي از اهل علم داشتند، نه آن برداشت‌ها و قرائت‌هاي بي‌اساس و مقدس‌مآبانه‌اي كه ما، درباره‌ي علم داريم و ….[مترجم]
49) المحدث الفاضل، رامهرمزي، ص206، قواعد في التعامل مع العلماء، عبدالرحمن بن معلا اللويحق، ص86.
50) البداية و النهاية (11/199).
51) ترمذي، شماره‌ي2407؛ آلباني، اين حديث را در الصحيح الجامع (1/5136)، حسن دانسته است.
52) صفة الصفوة (2/253)
53) الداء و الدواء، از ابن‌قيم، ص379.
54) نگا: جهاد النفس، ص77.
55) نگا: جامع العلوم و الحكم.
56) مرجع پيشين.
57) التعريفات، از جرجاني، ص257
58) الفتاوي (28/131)
59) الفتاوي(28/133)
60) نسائي، كتاب السهو، باب الدعاء بعد الذكر (3/55)؛ آلباني، اين حديث را صحيح دانسته است.
61) سنن ترمذي؛ آلباني، آن را صحيح دانسته است؛ نگا: صحيح سنن الترمذي (3/183).
62) الشهب اللامعة في السياسة النافعة، از مالقي، ص173
63) نگا: الأخلاق بين الطبع و التطبع، ص243.
64) بخاري:5143؛ مسلم، شماره‌ي2563
65) الزواجر، ص114.
66) الشهب اللامعة في السياسة النافعة، از مالقي، ص173
67) تهذيب الرياسة و ترتيب السياسة، از قلعي، ص183.
68) نگا: المحرر الوجيز في تفسير الكتاب العزيز (3/379).
69) احكام القرآن، از جصاص (3/386).
70) التحرير والتنوير (4/194).
71) غوغاسالاري (mobocracy)، حكومتي است كه در نتيجه‌ي آشوب اوباش، به دست افرادي پست و فرومايه و بي‌مسؤليت افتاده است. (مترجم)
72) الشوري بين الإصالة و المعاصرة، از عزالدين تميمي، صص34-34.
73) اشاره است به اينكه آرزوهايشان، چيزي جز فريب نبود.
74) نور الأبصار، شبلنجي، ص121.
75) نور الأبصار، شبلنجي، ص121؛ الحسن بن علي، ص28.
76) الفوائد، ص23.
77) نور الأبصار، شبلنجي، ص121؛ الحسن بن علي، ص28.
78) نور الأبصار، شبلنجي، ص121؛ الحسن بن علي، ص28.
79) نگا: المفردات، از راغب، ص197.
80) مدارج السالكين (2/218).
81) مدارج السالكين (2/220).
82) نگا: أخلاق النبي(ص) في القرآن و السنة (1/96).
83) بخاري، شماره‌ي6460.
84) بخاري:1303؛ مسلم:2315.
85) مثله، يعني بريدن گوش و بيني و اندام كسي كه كشته شده است.
86) تفسير ابن‌كثير (2/592)؛ ابن‌كثير، اين روايت را به بزار نسبت داده و درباره‌ي سندش، گفته است: سندش، ضعيف است. ابن‌هشام نيز در سيرتش، آن را به‌صورت مرسل، از ابن‌اسحاق روایت نموده است؛ نگا: سيرة ابن‌هشام (3/171).
87) سنن نسائي (3/55)، به روايت عمار بن ياسر(رض) با سند حسن.
88) مسلم، شماره‌ي386 (1/290).
89) يعني: گواهي مي‌دهم كه هيچ معبودي برحقي جز الله وجود ندارد؛ يكتاست و هيچ شريكي (در امر و خلق) ندارد؛ و گواهي مي‌دهم كه محمد(ص) بنده و فرستاده‌ي اوست؛ به الله(جل جلاله) به عنوان پروردگار، و به محمد(ص) به عنوان پيامبر، و به اسلام، به عنوان دين، راضي و خرسند هستم.
90) مسلم، شماره‌ي43 (1/62).
91) الحسن بن علي، ص28؛ نور الأبصار، ص121.
92) نور الأبصار، شبلنجي، ص121؛ الحسن بن علي، ص28.
93) نور الأبصار، شبلنجي، ص121؛ الحسن بن علي، ص28.
94) بخاري، شماره‌ي6014.1ـ اجتناب و پرهيز از هرگونه آزاررساندن به همسايگان: رسول اكرم(ص) فرموده است: (مَنْ كَانَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ فَلا يُؤْذِ جَارَهُ)(1)  یعنی: «هركس كه به خدا و روز قيامت، ايمان دارد، به همسايه اش اذيت و آزار نرساند».
از اين‌رو بر همه واجب است كه هيچ‌گاه و به هیچ عنوان، به همسايگان خويش، اذيت و آزار نرسانند. زيرا هر نوع آزار رساندن به همسايه، حرام است؛ فرقي نمي‌كند كه با زبان باشد يا به اشاره و يا با هر عملي كه سبب ناراحتي همسايه گردد.
2ـ نيكي كردن به همسايگان، به هر صورت ممكن، يكي ديگر از حقوق همسايگان مي‌باشد. رسول‌خدا(ص) فرموده است: (من كان يؤمن بالله و اليوم الآخر فليحسن إلي جاره و من كان يؤمن بالله و اليوم الآخر فليكرم ضيفه و من كان يؤمن بالله و اليوم الآخر، فليقل خيرًا أو ليسكت)(2)  يعني: «هر كس، به خدا و روز قيامت ايمان دارد، به همسايه‌اش نيكي نمايد؛ و هر كس، به خدا و روز واپسين ايمان دارد، مهمانش را گرامي بدارد؛ و هر كس، به خدا و رستاخيز، ايمان دارد، سخن خوب بگويد و يا سكوت كند».
از آنجا كه رعايت حقوق همسايگي در اسلام، از جايگاه ويژه‌اي برخوردار مي‌باشد، از اين‌رو رسول‌خدا(ص)، صداقت و راستي ايمان به خدا و روز قيامت را به نيكي كردن به همسايگان ربط داده است. بنابراين اگر ما، به اين رهنمود رسول اكرم(ص) درباره‌ي همسايگان خويش عمل نماييم، جوامع ما دگرگون مي‌شود و حس همكاري نسبت به يكديگر در جوامع ما، به وجود مي‌آيد و بدين‌ ترتيب عموم مسلمانان، به زندگي خوبي دست مي‌يابند.
3ـ صبر و شكيبايي در برابر اذيت و آزار همسايه: گفته شده: همسايه‌داري به اين نيست كه به همسايه‌ات اذيت و آزار نرساني، بلكه همسايه‌داري به اين است كه در برابر اذيت و آزار همسايه‌ات، صبر و شكيبايي بورزي. به‌هر حال مسلمان بايد، در مقابل اذيت و آزار همسايه‌اش، صبور و شكيبا باشد و اذيت و آزارش را تحمل نمايد و بلكه با وجود اذيت و آزاري كه از همسايه‌اش مي‌بيند، به او نيكي نمايد. بدين شكل مي‌توان از تباهي و فسادي كه شيطان، در ميان همسايگان ايجاد مي‌كند، درامان ماند.
4ـ همدردي و همياري با همسايه، به‌ويژه اگر فقير و تنگدست باشد. رسول اكرم(ص) فرموده است: (ليس المؤمن بالذي يشبع و جاره جائع جنبه)(3)  يعني: «كسي كه سير مي‌‌خورد و همسايه‌اش در كنار وي، گرسنه است، مؤمن نيست».
همچنين فرموده است: (إذا طبخ أحدكم قدراً فليكثر مرقها ثم ليناول جاره منها)(4)  يعني: «هرگاه كسي از شما، شوربايي پخت، آبش را زياد كند و از آن، به همسايه‌اش بدهد».
همچنين فرموده است: (يَا نِسَاءَ الْمُسْلِمَاتِ لا تَحْقِرَنَّ جَارَةٌ لِجَارَتِهَا وَلَوْ فِرْسِنَ شَاةٍ)(5)  یعنی: «هيچ زني، هديه به همسايه (يا هدیه‌ي همسايه) را حقير و كوچك نشمارد، اگر چه سُم(6)  گوسفندي باشد».
از اين‌رو شايسته است كه هر مسلماني به اين مسأله‌ي مهم توجه داشته باشد و به آن بي‌توجهي نكند؛ چراكه چنين رويه‌اي، تأثير زيادي بر همسايه مي‌گذارد و بيانگر آراسته بودن آحاد جامعه‌ي اسلامي به حس مهرورزي نسبت به يكديگر است.(7)  همچنين از حديث چنين بر مي‌آيد كه بايد نسبت به برآورده ساختن نيازهاي همسايه اعم از غذا، دارو و لباس و ساير نيازمندي‌هايش، توجه ويژه‌اي مبذول داشت.
5 ـ شريك شدن با همسايه در غم و شادي‌اش: اگر همسايه‌اي جشن و سروري داشت، بايد به خانه‌اش رفت و در جشن و شادي‌اش شركت كرد؛ البته در صورتي كه در جشن و شادي‌اش، معصيتي صورت نگيرد. همچنين اگر همسايه، به مصيبتي دچار گردد، بايد نزدش رفت و او را تسلي داد و با گفتن سخنان نيك، در غمش شريك شد و از غم و اندوهش كاست. همه‌ي اين موا