انیان است.
وقتی نامه‌ی عمر(رض) به دست ابوعبیده رسید، آن‌را در جمع مسلمانان قرائت کرد. آن‌ها دریافتند که امیرالمؤمنین با نوشتن این آیه آن‌ها را به جهاد و مبارزه تشویق نموده است. همه با شنیدن نامه‌ی عمر(رض) به گریه افتادند. همچنین به سعد بن ابی وقاص و سایر کسانی که با او در عراق بودند، نامه نوشت و آن‌ها را به جهاد و فضايل اخلاقی تشویق می‌نمود و از ارتکاب گناه و معصیت برحذر می‌داشت.(27)  و از مسئولیتهای مهم فرماندهان عهد فاروقی، تشویق و برانگیختن مردم به جهاد در راه خدا بود.(28) 
9- یادآوری پاداش الهی و فضیلت شهادت
در عصر فاروق، سعد بن ابی‌وقاص در میان سربازانش در قادسیه‌ بلند می‌شود و پاداش الهی را به‌ آن‌ها یاداوری می‌نماید و از نعمتهای بهشت و آن‌چه‌ خداوند برای آن‌ها در آخرت مهیا کرده‌، سخن راند و سپس آن‌ها را به‌ جهاد تشویق نمود و یاداور شد که‌ خداوند پیروزی و موفقیت دین را وعده‌ داده‌ است و در آینده‌ای نه‌ چندان دور غنایم و شهرهای زیادی در دسترس آنان قرار می‌گیرد، و در پایان به‌ قراء دستور داد که‌ سوره‌ی انفال را قرائت نمایند.(29) 
ابوعبیده‌ بن جراح نیز در میان سربازانش در شام بلند شد و ثواب و پاداش الهی و نعمتهای بهشت را به‌ آنان یاداوری نمود و به‌ آن‌ها خبر داد که‌ جهاد از دنیا و آن‌چه‌ در آن است برای آن‌ها بهتر است.(30) 
و معروف است اینکه‌ عمرو بن عاص به‌ سربازان فلسطینی گفت: هر کس کشته‌ شود به‌ شهادت رسیده‌ و هر کس زنده‌ بماند خوشبخت است. سپس به‌ آنان دستور داد که‌ قرآن بخوانند و آن‌ها را به‌ صبر و استقامت توصیه‌ نمود و پاداش و بهشت الهی را در انظارشان زیبا جلوه‌ داد.(31)  
10ـ تشویق آنان به پایبند بودن واجبات و حقوق الهی
عمربن خطاب (رض) به سعد بن ابی وقاص و نیروهای تحت فرمان وی نوشت: من تو و سربازانت را به رعایت تقوا در هر حال توصیه می‌کنم. چرا که رعایت تقوای الهی بزرگترین آمادگی علیه دشمن و قوی‌ترین تاکتیک محسوب می‌شود. همچنین شما را توصیه می‌کنم تا از گناهان بپرهیزید و بیمناک شوید حتی بیشتر از پرهیز و ترسی که از دشمن دارید. زیرا گناهان برای یک لشکر خطرناک‌تر از دشمنان آن‌ها هستند و پیروزی لشکر اسلام بر دشمنانشان به خاطر آن است که آن‌ها خدا را نافرمانی می‌کنند.(32) 
11ـ ممنوعیت افراد لشکر از خرید و فروش و کشاورزی
عمربن خطاب به منادی خود گفت تا در میان فرماندهان و لشکر اسلام اعـلام کـند کـه حقوق همه به عهده‌ی بیت المال است و هیچ کس در مورد زاد سـفر و نـفقه‌ی فـرزندانش نـگران نـباشد و کسی از شما حق ندارد به کشاورزی بپردازد و اگر نه با مجازات سختی روبرو خواهد شد.(33) 
این گونه وصایا بیانگر آن است که عمرفاروق می‌خواست نیروهای جهادی هیچ نوع مشغله‌ی فکری جز جهاد و تبلیغ دین نداشته باشند. از این‌رو عمر(رض) توانست سربازانی را به‌ وجود بیاورد که‌ همیشه‌ آماده‌ی جنگ و جهاد باشند و در فکر چیدن میوه‌ و کشت و ... نباشند.(34) 
-----------------------------------------------------------------------------------------------------
1) الفتاوی (22/609)
2) نهایه الادب (6/168)
3) فتوح مصر (ابن عبدالحکم) ص 141
4) الاداره العسکریه (1/137)
5) نهایه الادب (6/196)
6) تاریخ فتوح الشام (اذری) ص 186
7) الاداره العسکریه (1/179)
8) تاریخ الخلفاء: سیوطی. ص 131
9) الاوائل للعسکری (2/45)
10) منبع سابق. 
11) شهری واقع در فاصله موصل و شام. 
12) فتوح الشام ابن أعثم (1/253)
13) الداره العسکریه (1/188)
14) ظاهراً اشاره به اسیری دارد که در حین تجسس و یا ضربه زدن به مسلمانان دستگیر شده است .والله اعلم (مترجم)
15) نهایه الأرب (6/170)
16) نهایه الارب (6/169)
17) الاداره العسکریه (1/396)
18) فتوح البلدان: بلاذري (1/185).
19) همان (1/185)، الإدارة العسكرية (1/397).
20) نهایه الارب (6/170)
21) الاداره العسکریه (1/205)
22) الاداره العسکریه (1/206)
23) منبع سابق.
24) نام مکانی در فاصله ی سه شبانه روز از مدینه است.
25) الاداره العسکریه (1/217)
26) منبع سابق. 
27) الاداره العسکریه 1/239
28) منبع سابق. 
29) تاریخ الطبری (4/356).
30) الادارة العسکریة (1/243).
31) فتوح الشام (1/18، 20)
32) الفاروق عمربن الخطاب (محمد رشید رضا) ص 119
33) الاداره العسکریه (1/256)
34) همان: 1/257عمر(رض) با توجه به گسترده بودن مرزهای دولت و همجوار بودن با رومیان، همواره از ناحیه‌ی آنان احساس خطر می‌نمود و می‌گفت: دوست داشتم که در میان ما و آنان سدی از آتش وجود می‌داشت.(1)  همچنین در مورد مرزهای دولت اسلامی با فارس سخنان مشابهی گفت و افزود که امنیت سلامتی نیروهای اسلامی برایم از دست آوردن غنایم اهمیت بیشتری دارد.(2) 
بر همین اساس همان طور که قبلاً بیان گردید، دستور به احداث شهرکهای نظامی در کنار مرزهای اسلامی‌داد که هم پایگاه‌هايی برای نظامیان به شمار می‌رفتند و هم مرکز تبلیغ و نشر اسلام بودند. از جمله شهرهای بصره و کوفه که در مرزهای دولت اسلام با فارس و شهر فسطاط(3)  در مصر و دیگر شهرکهای نظامی در شام که در مرزهای دولت اسلام با رومیان احداث گردیدند و نیروهای نظامی مستقر در شام به چهار بخش به نامهای لشکر حمص، لشکر دمشق، لشکر اردن و لشکر فلسطین تقسیم شدند و امیران و سربازان هر کدام از این چهار لشکر مشخص گردیدند. این کار در اداره‌ی امور نظامی و کنترل نیروها و پرداخت حقوقشان کمک زیادی می‌کرد.(4) 
اینها علاوه بر شهرهای مرزی‌ای بود که از دشمنان به جا مانده بود و مسلمانان آن‌ها را به عنوان پایگاه‌های نظامی در آورده بودند.(5) 
و در کل مسلمانان همگام با گسترش دامنه‌ی فتوحات، به تأسیس پایگاه‌های نظامی زیر نظر یکی از فرماندهان لایق در مرزهای خود می‌پرداختند. تا در مقابل هر نوع حمله‌ی احتمالی دشمن بایستند.(6)  از جمله این تدارکات می‌توان به برجهای دیده‌بانی و انبار سلاح اشاره نمود که به دستور عمرفاروق (رض) در سرزمین عراق و نواحی شرق دولت اسلامی و در مقابل فارس احداث گردیدند. چنان که وقتی خبر گرد‌هم‌آیی نیروهای فارس به رهبری یزدگرد، به فرمانده‌ی نیروهای اسلامی، مثنی بن حارثه رسید. ایشان در این مورد از عمربن خطاب نظر خواهی نمود. عمر(رض) در پاسخ نوشت: هر چه سریع‌تر از میان عجم‌ها بیرون آیید و به صورت پراکنده در کنار آبهای مرزهای خود مستقر شوید و ... مثنی بی درنگ پیشنهاد عمر(رض) را عملی ساخت.(7) 
همچنین عمر(رض) سعد بن ابی وقاص را به سوی قادسیه فرستاد و گفت: چون به قادسیه رسیدی برجهای دیده‌بانی خود را بر تنگه‌های مشرف به آنان نصب کن.(8)  و هنگامی که سعد مشغول نبرد در جلولاء بود، عمر(رض) به ایشان نوشت: گر خدا دو لشکر مهران و انطاق را شکست داد، قعقاع بن عمرو و نیروهایش را در پایگاه حلوان مستقر کن تا امنیت و حفاظت آن ناحیه را کنترل نمایند و ضمناً پشتوانه‌ای برای برادران جنگجو و مقیم خود در آن سوی جبهه‌ها باشند.(9) 
بنابراین سعد هنگامی که لشکر را برای پیشروی به سوی فارس تشویق می‌نمود به آن‌ها می‌گفت: که همه‌ی راه‌های نفوذی دشمن مسدود شده‌اند، بنابراین از پشت سر خود کاملاً 