
10) همان مصدر ص122.
11) الخلفاء الراشدون ص123.
12) السنن الإلهية في الأمم والجماعات والأفراد، زيدان ص282.
13) الاداره الاسلامیه فی عهد عمربن خطاب. ص 107
14) نظام الحكم في الشريعة والتاريخ الإسلامي ص260.
15) همان مصدر (1/277).
16) الخلافة والخلفاء الراشدون ص160.
17) الحضارة الإسلامية د. محمد عادل ص30.
18) الشيخان أبو بكر الصديق وعمربن الخطاب من رواية البلاذري ص257.
19) همان مصدر ص256.عمر(رض) سه سال پس از عام الفیل چشم به جهان گشود (1). او، چهره‌ای سرخ و سفید داشت که سرخی چهره‌اش بیشتر بود و گونه‌ها، بینی و چشمانی زیبا داشت.
کف دستها و قدمهایش، پهن و درشت بود؛ وی، بلند قامت، تنومند، قوی و شجاع(2)  بود و موهایش را با حنا رنگ می‌کرد و دو طرف سبیلش بلند بود؛ تند راه می‌رفت و بلند سخن می‌گفت و هرگاه کتک می‌زد، دردآور بود(3) .
--------------------------------------------------------------------------------------------------
1) تاریخ الخلفاء از سیوطی، ص133
2) الخليفة الفاروق عمربن الخطاب: عاني ص15 .
3) تهذيب الأسماء (2/14): نووي، أوليات الفاروق: قرشي ص24 .یکی از قوانین حتمی دولت اسلامی، ‌شورا است که باید فرماندهان و حکام مسلمان با زیر دستان خود به مشورت بپردازند، و طبق آراء و نظرات آنان عمل نمایند و قوانین دولتی را با توجه‌ به‌ اصل شوری امضا کنند. چنان که خداوند متعال می‌فرماید: 
(فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ کُنتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَى اللّهِ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَکِّلِينَ) آل عمران: ١٥٩
«از پرتو رحمت الهي است كه تو با آنان (كه سر از خطّ فرمان كشيده بودند) نرمش نمودي. و اگر درشتخوي و سنگ‌دل بودي از پيرامون تو پراكنده مي‌شدند. پس از آنان درگذر و برايشان طلب آمرزش نما و در كارها با آنان مشورت و رايزني كن. و هنگامي كه (پس از شور و تبادل آراء) تصميم به انجام كاري گرفتي (قاطعانه دست به كار شو و) بر خدا توكّل كن‌؛ چرا كه خدا توكّل‌كنندگان را دوست مي‌دارد». ‏ 
(وَالَّذِينَ اسْتَجَابُوا لِرَبِّهِمْ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَيْنَهُمْ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ) الشورى: ٣٨ 
«و كسانيند كه دعوت پروردگارشان را پاسخ مي‌گويند، و نماز را چنان كه بايد مي‌خوانند، و كارشان به شيوه رايزني و بر پايه مشورت با يكديگر است، و از چيزهائي كه بديشان داده‌ايم (در كارهاي خير ) صرف مي‌كنند». ‏
در این آیه اقامه‌ی نماز که امری واجب است با شورا یک جا ذکر شده و دلالت بر اهمیت و وجوب آن دارد(1) .
بنابراین، عمربن خطاب به مسأله‌ی شورا اهمیت ویژه‌ای قايل بود و بدون مشورت اطرافیان و مشاورین خود هیچ مسأله ای را تصویب نمی‌کرد. در این مورد می‌گفت: در کاری که بدون شورا تصمیم گرفته شود خیری نیست(2)  همچنین می‌گفت: نظر یک فرد مانند نخ نابافته و نظر دو نفر مانند دو نخ بهم بافته و نظر سه نفر مانند سه نخ بهم بافته و غیر قابل کندن است.(3)  همچنین نقل است که می‌گفت: از کسی مشورت بگیر که از خدا می‌ترسد(4) . و در جایی دیگر فرمود: مردان سه نوع‌اند: یکی آن که به تنهایی و با قاطعیت در امور تصمیم می‌گیرد. دوم آن که از اطرافیان خود مشورت می‌گیرد و به رأی آن‌ها عمل می‌نماید. سوم آن که هیچ یک از این خصوصیتها را ندارد و در کارها ناموفق است.(5)  همچنین می‌گفت: شایسته است که مسلمانان در همه‌ی امور از رایزنی و مشورت استفاده نمایند. هر کس چنین باشد مسلمانان تابع او خواهند بود. زیرا او با این عمل خود رضایت همه را جلب می‌نماید(6) .
بنابراین عمربن خطاب فرماندهان خود را به رعایت این اصل توصیه می‌کرد. چنان که وقتی اباعبیده ثقفی را برای جنگ با فارسیان عراق فرستاد به او چنین توصیه نمود: سخن صحابه پیامبر را بشنو و بپذیر و آنان -به ویژه ‌اصحاب بدر- را در امور مشارکت ده.(7) 
همچنین به فرماندهان خود در عراق نوشت: در جنگها از رأی و مشورت طلحه‌ی اسدی و عمرو بن معدیکرب استفاده کنید. البته به آن‌ها مسئولیت ندهید، زیرا هر که را بهر کاری ساخته‌اند.(8) 
و به سعد بن ابی وقاص نوشت: باید مشاورین تو از عربهای دلسوز و صادق باشند چرا که از دروغگویان به تو نفعی نمی‌رسد اگر چه در برخی موارد، راست گفته باشند و افزود که اهل تغلب بیشتر به ضرر تو هستند تا به نفع تو(9) .
همچنین وقتی که عتبه بن غزوان را به بصره فرستاد، فرمود: به علاء بن حضرمی نوشته‌ام که تو را با عرفجه بن هرشمه یاری کند. او مردی است که برای دشمن دردسر می‌آفریند. از مشورت او استفاده کن و او را همنشین خود قرار ده.(10) 
معمولا عمرفاروق (رض) نخست در یک رایزنی عمومی نظر عموم مردم را جویا می‌شد و سپس از سران صحابه، به ویژه ‌اهل رأی مشورت می‌گرفت و سرانجام تصمیم می‌گرفت. و این شیوه تقریبا شبیه روند کاری بسیاری از ممالک معاصر می‌باشد که قضایا نخست به مجلس شورا فرستاده می‌شود و بعد از آن مجلس سنا یا شورای نگهبان بر آن صحه می‌گذارد، سپس به دست شخص اول مملکت می‌رسد.
تفاوت کاری میان دستور عمل عمر(رض) و عمل کشورهای امروزی در این است که‌ دستورات در عصر عمر طبق اجتهاد و بدون تنظیماتی از پیش تعیین شده‌ و قوانینی تصویب شده‌ به‌ اجرا درمی‌آمد(11) ، چه‌ بسا که‌ عمر در خصوص مسایلی اجتهاد می‌نمود و رأی خود را ابراز می‌داشت، سپس ضعیف‌ترین شخص جامعه‌ با استناد به‌ دلایلی به‌ نقد نظر عمر می‌پرداخت و نظری دیگر را ارائه‌ می‌نمود که‌ عمر را متقاعد می‌ساخت و او را به‌ راه درست رهنمود می‌گرداند(12) .
با کثرت فتوحات و گسترده شدن دامنه‌ی مسایل جدید در زمان عمر(رض) چارچوب مجلس شورا نیز گسترش یافت و به خاطر درهم آمیختن فرهنگهای مخلتف، مشکلات جدیدی بروز نمود که نیاز به اجتهاد وسیع‌تری پیدا گردید. مثلا زمینهای جدیدی به زمینهای بیت المال افزوده شد و حقوق مستحقین بر حسب درآمدهای کلان دولت تنظیم گردید و ... بنابراین نیاز به گسترش دامنه‌ی مجلس شورا محسوس شد و در این زمینه بیشتر بزرگان صحابه(13) ، به ویژه ‌اهل بدر مورد استفاده قرار گرفتند ضمن این که جوانان دانشمند نیز جایگاه ویژه‌ای نزد خلیفه داشتند، چرا که بزرگان صحابه به تدریج چشم از دنیا فرو می‌بستند و دولت اسلامی نیاز به نیروهای جدیدی داشت تا جایگزین آن‌ها بکند. بنابراین عمربن خطاب این رادمرد تاریخ اسلام از این حقیقت غافل نشد و توجه ویژه‌ای بذل جوانان مستعد امت نمود. او عبدالله بن عباس را بر بسیاری از بزرگان قوم ترجیح می‌داد. همچنین از دیگر جوانانی که با قرآن سر و کار داشتند و به تفسیر آن واقف بودند استفاده می‌نمود. چنان که عبدالله بن عباس می‌گوید: بیشتر مشاورین و اطرافیان عمر(رض) را قاریان قرآن تشکیل می‌دادند.(14) 
بر همین اساس زهری به تنی چند از جوانان گفت: به خاطر کمی سن خود را حقیر مپندارید. زیرا که عمربن خطاب در امورات 