از رأی نوجوانان استفاده می‌کرد و عقل و خرد آنان را محک می‌زد(15) .
محمد بن سیرین می‌گوید: عمر(رض) با همه به رایزنی می‌پرداخت. حتی گاهی از زنان مشورت می‌گرفت و به رأی آنان عمل می‌نمود. از جمله با دخترش (حفصه) مشورت می‌نمود.(16) 
مجلس ویژه‌ای که عمر(رض) را در همه جا همراهی می‌کرد و معمولا جزو مشاورین درجه‌ یک ایشان به حساب می‌آمدند عبارت بودند از: عباس بن عبدالمطلب و فرزندش که‌ هیچگاه از آنان جدا نمی‌شد، عثمان بن عفان، علی بن ابی طالب(17) ، معاذ بن جبل، عبدالرحمان بن عوف، ابی بن کعب، زید بن ثابت و برخی دیگر از بزرگان صحابه.(18) 
و مشاورین ایشان با آزادی کامل ابراز رأی می‌نمودند و هیچ کدام تا آخر عمْر از جانب خلیفه متهم به بی عدالتی و فقدان امانتداری نشد. و معمولا مشاوره پیرامون مسايلی اتفاق می‌افتاد که در کتاب و سنت در مورد آن‌ها نصی وجود نمی‌داشت. چنان که گاهی در مورد مسايلی بحث می‌کردند و در اثنای بحث یکی از حاضرین حدیثی را از رسول خدا(ص) پیرامون مسأله مورد بحث به خاطر می‌ًآورد و بیان می‌کرد. همچنین گاهی در فهم معانی نصوص از مشاورین خود کمک می‌گرفت و معمولا در این گونه مسايل به مشورت یک یا دو نفر بسنده می‌کرد. اما در پیشامدهای بزرگ چارچوب مشاوره را گسترش می‌داد و همه‌ی صحابه را جمع می‌کرد چنان که در جریان وبایی که در سرزمین شام اتفاق افتاد، ایشان در مسیر شام و در محلی به نام «سرغ» از ماجرا اطلاع یافت. بلافاصله از مهاجرین و انصاری که در رکابش بودند، مشورت گرفت که به راهش ادامه دهد یا برگردد؟ آن‌ها در این باره اختلاف نظر پیدا کردند: گروهی معتقد بود که خلیفه به خاطر خدا بیرون شده است و نباید وقوع وبا او را از ادامه‌ی راهش منصرف گرداند. اما گروه دوم می‌گفت: این یک مصیبت و بلا است و نباید شما به استقبال آن بروید. سپس از مهاجرینِ بعد از فتح مشورت گرفت. همه باتفاق گفتند: برگرد. آن‌گاه عمر(رض) در میان مردم اعلان کرد که فردا سوار بر مرکب خویش به مدینه بر خواهم گشت. ابو عبیده گفت: آیا از تقدیر خدا فرار می‌کنید؟ عمر(رض) گفت: آری از تقدیر خدا به سوی تقدیر او فرار می‌کنیم. و افزود که اگر شما شتری داشته باشید و در مقابل شما دو دره وجود داشته باشد که یکی سرسبز و یکی خشک و فاقد گیاه است، شما اگر وارد هر کدام بشوید با تقدیر خدا وارد شده‌اید؟. عبدالرحمن بن عوف که سخنان آن‌ها را می‌شنید، گفت: من از رسول خدا شنیدم که فرمود: 
(إذا سمعتم بهذا الوباء ببلد فلا تقدموا عليه، وإذا وقع ببلد وأنتم فيه فلا تخرجوا فراراً منه).(19)
«اگر در شهری وبا افتاده بود وارد آن شهر نشوید، ولی اگر در آن به سر می‌بردید از آن فرار نکنید». 
گفتنی است که مجلس مشورتی عمر(رض) در برگیرنده‌ی مسايل مختلف اداری، سیاسی، نظامی، فقهی و قضایی بود(20) . که ان شاء الله ما در مورد هر کدام از آن‌ها در جای خودش بحث خواهیم کرد. به هر حال آن‌چه‌ لازم به یادآوری است اینکه پایه‌های حکومتی خلافت راشده، مبتنی بر شورایی بود که از قرآن و سنت نبوی سرچشمه می‌گرفت و عمر در برنامه‌های حکومت خود هیچ بدعتی ایجاد نکرد، بلکه به اصلی از اصول منهج ربانی جامه‌ی عمل پوشانید.
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) النظام السياسي في الإسلام لأبي فارس ص9.
2) الخلفاء الراشدون، نجار ص 246
3) سراج الملوک، طراطوشی ص 132
4) الإدارة العسكرية في الدولة الإسلامية، سليمان آل كمال (1/273).
5) الاداره العسکریه فی الدوله الاسلامیه، سلیمان آل کمال(1/273)
6) الطبري (3/481)، به‌ نقل از: الإدارة العسكرية.
7) مروج الذهب 2/315
8) سیر اعلام النبلاء 1/317
9) نهاية الأرب (6/169).
10) الاداره العسکریه فی الدوله الاسلامیه (1/274)
11) الخلفاء الراشدون: نجار ص 246
12) همان ص247 .
13) عصر الخلافة الراشدة ص90.
14) عصر الخلافه الراشده. ص 147
15) عصر الخلافة الراشدة ص90.
16) همان
17) السنن الكبرى: بيهقي (9/29) به نقل از: عصر الخلافة الراشدة ص90.
18) الخلفاء الراشدون للنجار ص247.
19) مسلم، ك السلام (4/1740) رقم 2219.
20) القيود الواردة على سلطة الدولة في الإسلام ص167، 168.حکومت اسلامی می‌کوشد تا پایه‌های نظام اسلامی را در جوامع اسلامی تثبیت نماید که مهمترین آن‌ها عدل و مساوات است. چنان که عمر(رض) فاروق در نخستین روز خلافتش از عدل و مساوات سخن به میان آورد و یقینا هدف ایشان، اقامه‌ی عدل و انصافی است که اسلام حاصل آن است. و پایه‌ی اصلی یک حکومت اسلامی و مایه‌ی تثبیت یک جامعه خواهد بود. چرا که اسلام در جامعه‌ای که ظلم و ستم حاکم باشد و از عدالت و انصاف خبری نباشد، دوام نخواهد آورد. باید دانست که برقراری عدالت و مساوات در میان مردم و دولتها از امور مستحب نیست که اگر با طبع حاکم و خواهشات وی جور در نیامد از آن صرف نظر شود. بلکه برقراری عدالت در اسلام یکی از مهمترین واجبات است. (1)  چنان که فخر رازی اجماع علما را نقل کرده که عدالت در حکومت اسلامی بر حاکم مسلمان واجب است.(2) 
چنان که نصوص قرآن و سنت نیز بر این امر دلالت می‌کنند که باید در جامعه‌ی اسلامی عدالت برقرار باشد و ظلم و ستم خاتمه یابد و برای هر فرد جامعه بدون این که به زحمت بیفتد و یا مالی صرف کند زمینه‌ی رسیدن به حقش فراهم گردد.
و موانعی را بردارد که بر سر راه مردم تا رسیدن به حقوقشان وجود دارد. این‌ها مواردی بود که عملاً در خلافت فاروق اعظم مشاهده می‌شد. او دروازه‌های دار الخلافه را باز گذاشته بود تا هر صاحب حقی به حقش برسد. و خود شخصا پیگیر اوضاع مردم بود و در میان راعی و رعیت به زیباترین و ساده‌ترین شکل ممکن عدالت برقرار نموده بود.
همیشه حق را به صاحب حق می‌داد و در میان دو طرف متخاصم هیچ فرقی قايل نمی‌شد. خویشاوندان و بیگانگان و اغنیاء و فقرا را مساوی می‌دانست و این عملکرد وی برگرفته از آیه‌ی قرآن بود که می‌فرماید: 
(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ کُونُواْ قَوَّامِينَ لِلّهِ شُهَدَاء بِالْقِسْطِ وَلاَ يَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلاَّ تَعْدِلُواْ اعْدِلُواْ هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ) المائدة: ٨ 
«اي مؤمنان! بر اداي واجبات خدا مواظبت داشته باشيد و از روي دادگري گواهي دهيد، و دشمنانگي قومي شما را بر آن ندارد كه (با ايشان) دادگري نكنيد. دادگري كنيد كه دادگري (به ويژه با دشمنان) به پرهيزگاري نزديكتر (و كوتاه‌ترين راه به تقوا و بهترين وسيله براي دوري از خشم خدا) است. از خدا بترسيد كه خدا آگاه از هر آن چيزي است كه انجام مي‌دهيد». ‏
آری عمر فاروق (رض)در عدالت نمونه شد. دلها را اسیر خود کرد و خردها را خیره ساخت. عدالت از نظر عمر(رض) یک دعوت عملی برای اسلام محسوب می‌شد که باید با آن دلهای مردم را به سوی ایمان سوق داد. و رسول خدا در این زمینه، پیشوای ایشان بود.
عمر در راستای عدالتی فراگیر میان مردم سیاست خود را بکار می‌گرفت، حقا که عمر(رض) در این میدان تا حد ز