 این عملکرد می‌توان براندازی نظام ارباب رعیتی حاکم در آن نواحی را برشمرد. قبل از تسلط اسلام بر آن مناطق خانواده‌ی سلطنتی مالک همه‌ی زمینهای کشاورزی بودند و کشاورزان زحمت‌کش بدون دریافت هیچ مزدی بی وقفه به نفع استثمارگران ستمگر تلاش می‌کردند. ولی عمر(رض) بر خلاف عملکرد حاکمان مستبد، زمینها را به ملکیت دهقانان درآورد و از آنان سالیانه مقدار اندکی به عنوان خراج وصول می‌کرد. این امر باعث شد تا دهقانان برای نخستین بار در زندگی احساس استقلال و مالکیت بکنند و از آن پس حاصل تلاششان به جای این که به جیب خانواده‌ی سلطنتی برود، و این‌ها فقط خوشه چین باشند، به جیب خودشان می‌رفت.(24) 
ـ بستن راه بازگشت لشکر فارس و روم
عمر(رض) با اتخاذ این سیاست راه بازگشت لشکر فارس و روم را مسدود کرد. چرا که این بار دهقانان و کشاورزان و طبقه‌ی کارگر جامعه، مالک زمینها و املاکی شدند که قبلا بدون دریافت هیچ پاداشی در آن عرق جبین می‌ریختند. بنابراین بدبینی و تنفر آنان نسبت به حاکمان قبلی خود چند برابر شد و نه تنها دست از یاری و مساعدت اربابان خود برداشتند، بلکه به مساعدت مسلمانان پرداختند. چنان که فرمانده‌ی نیروهای ایرانی (رستم) خطاب به ساکنان «حیره» گفت: ای دشمنان خدا! شما از این که عربها بر ما یورش برده و وارد شهرهای ما شده‌اند، خوشحال هستید و برای آنان جاسوسی کرده‌ و دست مساعدت به سوی آنان دراز کرده‌اید.(25) 
ـ روی آوردن ساکنان شهرهای فتح شده به اسلام
بنابر سیاستی که عمر(رض) اتخاذ نمود و بر اساس واگذار کردن زمینهای کشاورزی به دهقانان، مردم آن سامان به شکل شگفت آوری به اسلام روی آوردند. آن‌ها از برخورد مسلمانان، درس عدالت گرفته و به کرامت انسانی خود پی بردند.(26) 
ـ هزینه‌ی کنترل سرحدات
دولت اسلامی از نواحی مختلف گسترش یافت و حدود و مرزهایش از آن‌چه‌ قبلا بود، فراتر رفت که می‌توان مهم‌ترین آن‌ها را مرز فراتیه نام برد که حد فاصل دولت اسلامی با امپراطوری بیزانس را تشکیل می‌داد و از اهمیت استراتژی بالایی برخوردار بود. گفتنی است که عمر(رض) سوارانی را جهت کنترل مرزها گمارده بود که تعداد آن‌ها در شهرهای مختلف بیش از سی هزار نفر بود. و علاوه بر آن‌ها نیروهای شترسوار و پیاده‌ی فراوانی نیز برای این منظور گمارده بود. از این مجموعه لشکری منظم برای حفظ و کنترل مرزها ساخته بود و دولت متکفل مخارج آنان گردید و کاری جز جهاد در راه خدا نداشتند. و خراج (مالیات زمین) یکی از منابع دولت برای تجهیز این نیروها به شمار می‌رفت.(27) 
عمربن خطاب(رض) برای نظام خراج به عنوان یکی از درآمدهای اساسی خزانه‌ی کل کشور، قوانینی وضع نمود تا بیت المال به خوبی از عهده‌ی مخارج مصالح عمومی و حفاظت مرزها و تأمین راه‌ها برآید. و چنین چیزی ممکن نبود مگر با واگذار کردن زمینهای فتح شده به دست کشاورزان و صاحبانشان تا با احساس استقلال و با اشتیاق فراوان به آبادانی هر چه بیشتر آن بپردازند و سالانه به میزان قرارداد، مالیات پرداخت کنند.(28) 
------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) الخراج: أبي يوسف ص24، 25، اقتصاديات الحرب ص215.
2) الاستخراج لأحكام الخراج ص40، اقتصاديات الحرب ص215.
3) سياسة المال في الإسلام ص103.
4) الأموال: أبي عبيد ص75، سياسة المال ص103.
5) الخراج: أبي يوسف ص67، اقتصاديات الحرب ص217.
6) الخراج (ابویوسف: ص67، اقتصاديات الحرب ص217.
7) سياسة المال في الإسلام في عهد عمرص105.
8) أخبار عمرص210.
9) مسلم رقم 1780.
10) النسائي في الكبرى في الحج (2/ 38) الفتاوى (20/ 313).
11) الفتاوی (20/312)
12) الاجتهاد في الفقه الإسلامي ص131.
13) منبع سابق. ص131، 132.
14) الخراج (ابویوسف) ص40، 41.
15) الخراج: أبي يوسف ص38.
16) الخراج (ابویوسف) 39، سياسة المال في الإسلام ص108.
17) الخراج: أبي يوسف ص40، سياسة المال في الإسلام ص108.
18) سياسة المال في الإسلام ص111.
19) همان مصدر ص114.
20) همان مصدر ص118.
21) الأبعاد السياسية لمفهوم الأمن في الإسلام، مصطفى منجود ص317، 318.
22) الأبعاد السياسية لمفهوم الأمن في الإسلام، مصطفى منجود ص317، 318.
23) الدور السیاسی: صفوه ص185.
24) الدعوة الإسلامية في عهد عمربن الخطاب حسني غيطاس ص130.
25) الدعوة الإسلامية في عهد أمير المؤمنين عمرص131 .
26) منبع سابق. ص132 .
27) منبع سابق. ص135 .
28) الخراج: أبي يوسف ص271، اقتصاديات الحرب ص223 .از تاجران و بازرگانانی که وارد مرزهای اسلامی می‌شدند، رقمی شبیه عوارض گمرکی امروزی گرفته می‌شد و شخصی را برای أخذ این مالیات گماشته بودند که‌ او ‌را (عاشر) می نامیدند(1)  -یعنی کسی که یک دهم می‌گرفت-. این عوارض در زمان رسول خدا و ابوبکر وجود نداشت چرا که آن‌ها مشغول دعوت اسلام و جهاد و تأسیس دولت اسلامی بودند. اما در زمان عمر(رض) دامنه‌ی حکومت اسلامی تا حد زیادی گسترش یافته بود و ناچار با دولتهای مجاور روابط بازرگانی برقرار گردید. بنابراین عمر(رض) تصمیم گرفت از بازرگانان خارجی ده درصد حقوق گمرکی بگیرد همان طور که کشورهای غیر مسلمان از بازرگانان مسلمان گمرک می‌گرفتند.
مؤرخان بر این مسأله اتفاق نظر دارند که نخستین کسی که در اسلام عوارض گمرکی را بنا نهاد عمربن خطاب بود.(2)  و علت آن‌را چنین بیان داشته‌اند که گروهی از بازرگانان منطقه‌ی «منبج» از بلاد غیر اسلامی نامه‌ای به فاروق نوشتند که اجازه دهد آن‌ها برای تجارت به بلاد اسلامی بیایند و ده درصد حقوق گمرکی پرداخت نمایند. عمر(رض) در این باره با بزرگان صحابه مشورت نمود و سرانجام آن‌را به تصویب رسانید. و بدین ترتیب ایشان نخستین کسی است که حقوق گمرکی دریافت کرد. عمر(رض) علاوه بر آن‌چه‌ گذشت از تجار مسلمان که به حبشه رفت و آمد می‌کردند و همچنین از عثمان بن حنیف پرسید که آن‌ها چند درصد را از شما می‌گیرند؟ تجار مسلمان گفتند: ده درصد. عمر(رض) گفت: پس شما نیز همین مقدار را از آنان وصول نمایید.(3) 
همچنین روایت شده که ابوموسی اشعری طی نامه‌ای به عمر(رض) نوشت که تاجران ما وقتی به بلاد غیر اسلامی می‌روند از آن‌ها ده درصد حقوق گمرکی گرفته می‌شود. عمر(رض) در جواب نوشت که شما نیز از تاجران آن‌ها ده درصد و از تاجران غیر مسلمانی که تحت الحمایه حکومت اسلامی قرار دارند پنج درصد بگیرید و از تاجران مسلمان در ازای هر چهل درهم یک درهم و از دویست درهم پنج درهم وصول نمایید و همچنین دستور داد که‌ گمرک را از سرمایه‌ای کمتر از دویست درهم نگیرند.(4) 
این قانون در نظم بخشیدن به روابط تجاری با دولتهای مجاور کمک زیادی کرد و بازار تجاری دولت اسلامی‌رونق زیادی گرفت و دروازه‌های بازارها بر روی اجناس خارجی گشوده و مراکز تجاری مهمی در سراسر دولت اسلامی و شبه جزیره‌ی عربی راه اندازی شد و بازرگانان مسلمان و غیر مسلمان در وارد کردن و صادر نمودن اجناس با یکدیگر به رقابت پرداختند و قافله‌های تجاری بی‌شماری به حرکت افتاد و بنادر اسلامی‌ از کشتی‌های هندی و افریقایی و چینی که اشیاء نفیس و گران قیمت با خود ح