 نيست كه درك معاني در آن نباشد.».
نتيجة اين سخنان آنستكه قرآن كريم از سوي خداوند بزرگ نازل شده تا مردم معاني آن را دريابند و بوسيلة آن هدايت شوند بنا بر اين هر كس در راه فهم قرآن بيشتر كوشش نمايد، بهرة فراوانتري از آن مي‌برد.
اين معنايي است كه ما از سخنان امير مؤمنان علي در يافته ايم، سلام و رحمت و بركات خداوند بر او باد.توالي آيات در هر سوره اي از قرآن به تعيين پيامبر -(ص)- بستگي داشته است و زمينه اي براي اظهار نظر ديگران نسبت به آن در ميان نبود ولي ترتيب سوره ها چنانكه امروز در مصحف هاي قرآني ديده مي‌شود بنا به تعيين وفرمان ويژة پيامبر (ص) صورت نگرفت و گزينش صحابه در اينكار تأثير داشت چرا كه بنا بر روايات تاريخي، مصحف هاي ياران پيامبر (ص) ماننده مصحف أُبيّ بن كعب (رض) و مصحف عبد الله بن مسعود (رض) و مصحف علي بن أبي طالب (ع) بلحاظ توالي سوره ها، گوناگون بوده اند. اساساً مصحف را براي قرائت آن مي‌نويسند از اينرو همانگونه كه سوره هاي قرآن را مي‌توان بدون رعايت ترتيب نزول خواند، به همان صورت جايز است كه آنها را به نگارش درآورد. با وجود اين، احترام ترتيب كنوني سوره ها، امري لازم است كه نتيجة اجماع صحابه (نخستين گواهان وحي و تنزيل) شمرده مي‌شود كه با موافقت امير المؤمنين علي (ع) نيز همراه بوده است.
اما مصحفي كه علي (ع) به خط خود نگاشت، برخي از نويسندگان در سده هاي نخستين آنرا ديده اند. بعنوان نمونه، يحيي بن حسين بن قاسم بن ابراهيم بن اسماعيل بن حسن بن علي بن ابي طالب (ع) ملقب به امام هادي (متوفي به سال 298 هجري قمري) كه از پيشوايان فرقة زيديه شمرده مي‌شوند در كتاب «احكام» خود گزارش نموده است كه مصحفي را به خط علي عليه السلام نزد پيرزني از خاندان امام حسن مجتبي (ع) ديده كه با آنچه در دست مردم بوده، همانندي داشته است.
همچنين محمد بن اسحاق نديم در قرن چهارم مصحفي را به خط علي بن ابي طالب (ع) نزد ابو يعلي حمزة حسني يافته و در كتاب «فهرست» خود از آن خبر داده است چنانكه مي‌نويسد: 
«و من به روزگار خودمان، مصحفي را نزد ابو يعلي حمزة حسني كه خدايش رحمت كند ديدم، به خط علي بن ابي طالب (ع) كه چند برگ از آن افتاده بود و مصحف مزبور را فرزندان حسن (ع) با گذشت روزگار به ميراث برده بودند وترتيب سوره ها در آن مصحف چنين بود...».
متأسفانه ترتيب مذكور در تمام نسخه هايي كه از كتاب «فهرست» به ما رسيده، حذف شده است! با وجود اين، ترتيب سور قرآن به روايت از امير مؤمنان عليه السلام در آثار علماي دوره هاي بعد يافت مي‌شود چنانكه در تفسير «مجمع البيان» اثر ابو علي فضل بن حسن طَبْرِسي (از دانشمندان اماميه در سدة ششم) و در تفسير «مفاتيح الأسرار ومصابيح الأبرار» اثر محمد بن عبد الكريم شهرستاني (از دانشمندان قرن ششم) و نيز در كتب علماي ديگر با مقداري اختلاف، وجود دارد. 
ما ترتيبي را كه در بخش اول كتاب «مقدمتان في علوم القرآن» از علي عليه السلام رسيده بر ديگر روايت ترجيح مي‌دهيم زيرا كه مصنف اين كتاب، روايت امام علي (ع) را به طور كامل آورده و آن را تقطيع نكرده است، بر خلاف شيخ طبرسي كه بخشي از روايت مزبور را نقل نموده و بقيه را حذف كرده است اما روايت شهرستاني كه از طريق مقاتل بن سليمان از علي (ع) رسيده خطاهاي بسياري را در بردارد كه مانع از اعتماد ما بدان مي‌شود.
مصنف بخش اول از كتاب «مقدمتان» كه يكي از علماي مغرب است به اساند خود از سعيد بن مسيِّب و او از علي (ع) گزارش نموده كه گفت: «از پيامبر -(ص)- دربارة ثواب قرآن پرسيدم. رسول خدا (ص) مرا از ثواب تك تك سوره‌هاي قرآن چنانكه خداوند از آسمان فرو فرستاده بود، آگاه ساخت و فرمود: نخستين سوره اي كه بر او در مكه نازل شد:
فاتحة الكتاب است، سپس: إقرء باسم ربك، آنگاه: ن و القلم، سپس: يا أيها المدّثّر، بعد: با أيها المزّمّل، سپس: إذا الشمس، آنگاه: سبّح اسم ربك، بعد:  والليل، آنگاه: والفجر، سپس: و الضحي، بعد: ألم نشرح، سپس: و العصر، و آنگاه: و العاديات، وبعد: الكوثر، و پس از آن: ألهاكم، و آنگاه: أرأيت، و بعد: الكافرون، و سپس: ألم تر كيف، و بعد: الفلق، و آنگاه: الناس و پس از آن: الإخلاص، سپس: عبس، و بعد: إنّا أنزلناه، آنگاه: و الشمس، و بعد: البروج، سپس: و التين، و بعد: لإيلاف، پس از آن: القارعة، سپس: القيامة، بعد از آن: هُمَزه، سپس: المرسلات، بعد از آن: ق، آنگاه: البلد، بعد: الطارق، سپس: الساعة، پس از آن: ص، سپس: المص، آنگاه: قل أوحي، بعد: يس، سپس: الفرقان، بعد: الملائكه، آنگاه: كهيعص، پس از آن: طه، سپس: الواقعة، بعد: الشعراء، در پي آن: النّمل، پس از آن: القصص، آنگاه: سبحان، بعد: يونس، سپس: هود، در پي اش: يوسف، آنگه: الحِجْر، بعد: الأنعام، سپس: الصّافّات، پس از آن: لقمان، آنگاه: سبأ، بعد: الزّمر، آنگه: سوره هايي كه به حم آغاز مي‌شوند يكي در پي ديگري آمده اند، سپس: والذاريات، آنگه: الغاشية، بعد: الكهف، پس از آن: النحل، آنگاه: إنَّا أرسلنا، بعد: إبراهيم، و آنگه: الأنبياء، بعد: المؤمنون، سپس: الم السجدة، در پي آن: والطور، در پس آن: الملك، سپس: الحاقة، بعد: سأل سائل، سپس: عم يتساءلون، آنگاه: النازعات، بعد: انفطرت، پس از آن: الروم، در پي آن: العنكبوت، سپس: المطففين، بعد: انشقت. 
و آنچه در مدينه نازل شده است: نخست سورة البقرة، بعد: الأنفال، پس از آن: آل عمران، سپس: الأحزاب، در پي آنم الممتحنة، آنگاه النساء، بعد إذا زلزلت آنگاه الحديد سپس سورة محمد (ص) بعد: الرعد، پس از آن: الرحمن، سپس: هل أتى، سپس: الطلاق، سپس: لم يكن، آنگاه: الحشر، بعد: إذا جاء نصر الله، بعد از آن: نور، سپس: الحج، پس از آن: المنافقون، بعد: المجادلة، سپس: الحجرات، آنگاه: التحريم، بعد: الجمعة، سپس: التغابن، بعد: الفتح، آنگاه: المائدة، بعد: التوبة، بعد از آن: النجم، اين سوره ها در مدينه نازل شده اند(19)».
نويسنده گويد: اين روايت از مهمترين روايات در ترتيب سوره هاي قرآني به شمار مي‌آيد، در عين حال، متأسفانه كاستي و اشتباه در آن راه يافته است، بدين معنى كه سورة «المسد» در آن يافت نمي‌شود (و جايگاه اين سوره، پس از المزمل است) و همچنين سورة «الصف» را در آن نمي‌بينيم (كه بعد از التغابن بايد آورده شود) و نيز سوره «النجم» در آخر اين جدول نهاده شده، با اينكه سوره اي مكي است و پس از سورة «الإخلاص» فرود آمده است چنانكه در «مجمع البيان» و ديگر كتب از ابن عباس گزارش نموده اند.  همچنين سورة هود لازم است در اين فهرست پيش از سورة يونس آيد(20).
به گمان من ، امير مؤمنان علي (ع) دو بار قرآن را جمع كرده است، يكبار آنرا به ترتيب نزول سوره ها فراهم ساخته و بار ديگر، به ترتيبي كه امروز در مصحف ها مي‌بينيم گرد آورده است چنانكه يحيي بن حسين ملقب به هادى در سده سوّم بدان گواهي داده و گفته است كه: مصحف علي (ع) با آنچه در دست مردم بود، همانندي داشت.
يعقوبي (در تاريخش) گردآوري سوّمي را نيز به أمير مؤمنان (ع) نسبت مي‌دهد بطوريكه امام (ع) در خلال آن، قرآن را ب