ا وفاي علي (ع) بود كه پس از حادثة عاشورا به خونخواهي سرور شهيدان حسين بن علي (ع) با گروهي از «توّابين» قيام كرد و به شهادت رسيد (به: تنقيح المقال في علم الرجال، اثر مامقاني، ج2، ص63 نگاه كنيد).
(13) أسود بن يعفر تميمي از شاعران دوره جاهليت بوده است.
(14) ابن بابويه در كتاب «علل الشرائع» آورده كه مقصود از همراهي هميشگي قرآن با امام، اين است كه قرآن در دنيا در قلب امام جاي دارد و پس از مرگش نيز به همراه اوست تا به بهشت موعود رسد (به بحار الأنوار، ج89، ص106 چاپ جديد نگاه كنيد).امير مؤمنان علي (ع) در بسياري از موارد يارانش را بر مي‌انگيخت تا به قرآن كريم بپردازند و ارزش والاي قرآن را با بهترين بيان براي آنان روشن مي‌ساخت. در ميان دانشمندان اسلام هيچكس را نديده‌ايم كه همچون علي (ع) بتواند قرآن را وصف كند چرا كه قلب علي، آينه‌اي قرآن نما بود و عملش، ميوة درخت مبارك قرآن به شمار مي‌آمد. بنابر اين جا دارد كه ما در ستايش قرآن خاموشي گزينيم و سخن گفتن را به امام بزرگوار بسپاريم كه: «چون خورشيد درخشان برآيد، روشنى ستاره كيوان به چه كار آيد؟!» پس گوشِ هوش به سخناني بايد سپرد كه ديگران براي گفتاري فروتر از آن، بار سفر مي‌بندند!
علي (ع) فرمود: «خداوند، محمّد (ص) را به حق فرستاد تا بندگانش را از پرستش بُت ها به عبوديّت خويش در آورد، و از فرمانبري شيطان به طاعت خود فرا خواند، با قرآني كه آنرا روشن و استواء ساخت تا بندگان خدا پس از جهالت به معرفت خداوندگار خود نايل آيند، و پس از عناد و انكار به اقرار و اثبات وي رسند. از اينرو خداوند سبحان در كتابش ـ بي آنكه ديده شود ـ بر بندگان خويش تجلّي كرد و بدانان نشان داد كه چگونه در كيفر مجرمان شتاب نمي‌ورزد؟ و چگونه كساني را مورد عفو قرار مي‌دهد؟ و چگونه قدرت نمايي مي‌كند؟ و ايشان را از قهر خود بيمناك ساخت و نشان داد كه چگونه آيات خويش را پديد آورده است؟ و چگونه سركشان را با كيفرها از ميان برداشته است؟ و كساني را (كه در خور عقوبت بودند) از روي زمين درو كرده است؟ و چگونه (به بندگانش) روزي بخشيده و آنها را هدايت نموده و بديشان عطا فرموده است...............».
باز از علي (ع) آمده كه فرمود: «بدانيد اين قرآن، نيكخواهي است كه خيانت نمي‌ورزد، و هبري است كه گمراه نمي‌كند، و سخن سرايي است كه دروغ نمي‌گويد، و هيچكس همنشين اين قرآن نشد مگر آنكه با فزوني و كاستي از كنارش برخاست، فزوني در هدايت و كاستي در كوري و ضلالت! و بدانيد كه هيچكس (در امر دين) پس از قرآن به چيزي نياز ندارد و پيش از قرآن بي نياز نيست، بنابر اين درمان دردهاي خود را از قرآن بجوييد، و در سختي و گرفتار يتان از آن ياري بخواهيد زيرا در قرآن، درمان بزرگترين دردها كه همان كفر و نفاق وكژروي و گمراهي باشد، آمده است. پس بوسيله آن از خداوند مسئلت كنيد، و با محبت قرآن به خدا توجّه نماييد و آنرا مايه در خواست از خلق قرار مدهيد كه بندگان خدا با هيچ دستاويزي مانند قرآن، بسوي خدا روي نياورده اند وبدانيد كه قرآن شفاعتگري است كه شفاعتش پذيرفته مي‌شود (هر كس بدان عمل كند، نجات مي‌يابد) و سخن گويي است كه سخنش تصديق مي‌گردد..............».
و نيز علي (ع) فرمود: «بر شما باد تا به كتاب خدا باز گرديد كه رشته استوار و نور آشكار است، درمان سودمند (دردها) و سيراب كننده تشنگان (معرفت) است. هر كس بدان چنگ در زند، از گناه مصون ماند و هر كس بدان آويزد (از عذاب) رهايي يابد، كژي و نادرستي در قرآن راه نيابد تا كارش به اصلاح انجامد، و به انحراف و بيراهه نرود تا ماية پوزش خواهي در آن فراهم آيد! بازخواني فراوان و شنيدن مكرّر، آنرا كهنه نسازد، هر كس بدستاويز قرآن سخن گويد براستي تكلّم نموده و هر كس آنرا بكار بندد از ديگران پيشي گرفته است».
همچنين علي (ع) فرمود: «خداوند پاك هيچكس را به چيزي همانند قرآن اندرز نداده است زيرا كه قرآن، رشته استوار الهي وپيوند دهنده امين او است، مايه بهار دلها و سرچشمه دانش است، چيزي جز قرآن، دل را جلا ندهد (و زنگار از آن پاك نكند) ..........».
و نيز علي (ع) فرمود: قرآن، هم فرمانده‌است وهم باز دارنده، هم خاموش است و هم گويا! حجّت خدا بر مردم است كه بر اساس آن از ايشان پيمان گرفته و آنها را در گروِ (ايمان و عمل) بدان قرار داده‌است، نور آنرا تمام نموده و دين خود را بدان كامل گردانده است، و روان پيامبرش را بر گرفت در حاليكه از رساندن احكام هدايت به مردم بوسيلة قرآن فراغت يافته بود.
و نيز علي (ع) فرمود: «اين قرآن است! از آن بخواهيد تا سخن گويد و سخن از آن نخواهيد شنيد(15)! ولي من از آن شما را خبر مي‌دهم: بدانيد كه در قرآن دانشِ رويداد‌هاي آينده (همچون رستاخيز ......) و سخن از حوادث گذشته (همچون احوال پيامبران سَلَف......) و داروي دردهاي شما و ماية نظم كارهايتان آمده است».
و نيز علي (ع) فرمود: «قرآن را فرا گيريد كه بهترين سخنان است و در آن بيانديشيد كه بهار دلها‌است و از نور آن درمان بجوييد كه مايه بهبودي سينه ها است و به نيكويي آن را بخوانيد كه سودمندترين حكايتها است».
و نيز علي (ع) فرمود: «كتاب خدا در ميان شما است، سخن گويي است كه زبانش خسته نمي‌شود و خانه‌اي است كه بنيادش و يران نمي‌گردد و عزّتي است كه يارانش شكست نمي‌خورند».
و همچنين علي (ع) فرمود: « در قرآن خبر از پيشينيانتان و پيشگويي از آيندگانتان و داوري در ميانتان آمده است».
و نيز علي (ع) فرمود: «ظاهر قرآن زيبا و شگفت آور و باطنش ژرف است، شگفتيهاي آن تمام نشود و امور حيرت انگيزش پايان نپذيرد و تاريكيها جز بدان بر طرف نگردد».

الهوامش
(15) سخن گفتن قرآن، دلالت آن بر مراد و مقصود پروردگار است (نه نطق ظاهري) و البته اهل تدبّر در قرآن، با اين منطق آشنايي دارند (نه همه كس)!.  امام (ع) در سخنان خويش بندگان خدا را به دو گروه تقسيم نموده است. گروه نخستين كساني هستند كه هواي نفساني را مغلوب ساخته اند و از كلام خدا پيروي مي‌كنند و هرجا كه قرآن كريم فرود آيد، آنها نيز همانجا فرود مي‌آيند و بدينصورت قرآن پيشوا و رهبر آنان شمرده مي‌شود. گروه ديگر، منحرفان و هوي پرستانند كه رأي و نظر خود را بر قرآن تحميل مي‌كنند گويي كه ايشان امام و پيشواي كتاب خدايند، نه قرآن پيشواي آنان!
علي (ع) در بارة يكي از افراد دسته نخستين چنين مي‌فرمايد:
«وي دادگري را بر خويشتن واجب دانسته (خود را بدان پاي بند ساخته)، پس نخستين مرحلة عدالتش آنستكه هواي نفس را از روان خويش نفي كرده است. در وصف حق سخن مي‌گويد و خود بدان عمل مي‌نمايد. هيچ غايتي از خير را وا نمي‌گذارد مگر كه قصد آن مي‌كند، و هيچ گمان نيكي در باره كاري نمي‌برد مگر كه آهنگ آن را دارد. زمام اختيارش را به كتاب خدا سپرده است و قرآن رهبر و پيشواي او به شمار مي‌آيد. هر جا كه بار قرآن فرود آيد، او نيز فرود مي‌آيد و در هر محلّي كه قرآن منزل گيرد، او نيز منزل مي‌كند».
آنگاه امام (ع) به توصيف كسي از گروه دوم مي‌پردازد و مي‌فرمايد:
«و بندة ديگري ا